پرش به محتوای اصلی

رشک ورزیدن در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: حسدبردن

در نگارش معمول، این مصدر مرکب را «حسد بردن» می‌نویسند.

چرا «حسدبردن» پاسخ دقیق است؟

«رشک ورزیدن» یک عبارت مصدری است و به حالتی اشاره دارد که کسی نسبت به برخورداری، کامیابی یا امتیاز دیگری احساس رشک می‌کند. معادل هم‌ساخت و مستقیم آن «حسد بردن» است: «رشک» در برابر «حسد» قرار می‌گیرد و فعل «ورزیدن» نیز با «بردن» جایگزین می‌شود. به همین سبب، پاسخ تنها یک هم‌معنی دور نیست؛ از نظر دستوری هم مانند صورت سؤال، یک مصدر مرکب به شمار می‌آید.

در جدول، فاصله میان اجزای یک ترکیب معمولاً در خانه‌ها دیده نمی‌شود. بنابراین «حسد بردن» که در متن عادی دو جزء جدا دارد، در پاسخ خانه‌های جدول به شکل پیوستهٔ حسدبردن ثبت می‌شود.

صورت مناسب برای خانه‌های جدولح س د ب ر د نهفت حرف، بدون محاسبهٔ فاصله
مصدر مرکبهم‌معنی رشک ورزیدن۷ حرف در جدولنوشتار معیار: حسد بردن

از «حسد» تا «حسد بردن»

«حسد» نامِ یک احساس است، اما سرنخ با فعل «ورزیدن» آمده و از حل‌کننده نیز عبارت فعلی می‌خواهد. افزودن «بردن» به اسم «حسد»، مصدر مرکب «حسد بردن» را می‌سازد. این نکته علت برتری پاسخ هفت‌حرفی بر جواب کوتاه «حسد» است. اگر سرنخ فقط «رشک» بود، «حسد» می‌توانست پاسخ کافی باشد؛ ولی «رشک ورزیدن» عملی یا حالتِ داشتن آن احساس را بیان می‌کند و به مصدر نیاز دارد.

کاربرد «بردن» در این ترکیب معنای جابه‌جایی فیزیکی ندارد. همان‌گونه که در «رنج بردن» یا «لذت بردن» فعل «بردن» بخشی از یک معنای مرکب است، در «حسد بردن» نیز کل عبارت یک واحد معنایی می‌سازد. می‌توان گفت «او به موفقیت دوستش حسد برد»؛ هرچند در گفتار امروز «حسادت کرد» رایج‌تر به گوش می‌رسد.

ساخت معنایی پاسخ حسد بردنرشک با بردن ترکیب می‌شود و عبارت هم‌معنای حسد بردن را می‌سازد. رشکهستهٔ معنایی هم‌معنیو هم‌ساخت حسد بردنپاسخ مصدری

مرز پاسخ با عبارت‌های نزدیک

حسادت کردن

از نظر معنایی بسیار نزدیک و در زبان روزمره رایج است، اما از نظر تعداد حروف و ساخت ظاهری با پاسخ اصلی فرق دارد. اگر خانه‌ها بیشتر باشند یا سرنخ لحن امروزی داشته باشد، ممکن است این ترکیب مطرح شود.

غبطه خوردن

معمولاً آرزوی داشتن خوبیِ دیگری بدون خواستنِ زوال آن است. این تعبیر بار ملایم‌تر و گاه مثبت دارد؛ پس همیشه جایگزین دقیق «حسد بردن» نیست.

رشک بردن

ترکیبی درست و ادبی است و واژهٔ خودِ سرنخ را نگه می‌دارد. با این حال، وقتی طراح برای «رشک ورزیدن» یک مترادف می‌خواهد، «حسد بردن» تغییر معنایی روشن‌تری ارائه می‌کند.

تعبیرهایی مانند «چشم دیدن نداشتن» نیز ممکن است در گفت‌وگو همان فضای عاطفی را منتقل کنند، ولی برای این سرنخ انتخاب مناسبی نیستند: طولانی‌اند، لحن اصطلاحی دارند و بیش از خودِ احساس حسد، خصومت یا تحمل نکردنِ شخص مقابل را نشان می‌دهند. «بخل ورزیدن» هم دقیق نیست، زیرا بخل به خودداری از بخشیدن مال یا امکان مربوط می‌شود، نه لزوماً رشک به داشتهٔ دیگری.

نکتهٔ معنایی: در بعضی متن‌های ادبی «رشک» می‌تواند تنها به معنای آرزوی همانندی و نزدیک به «غبطه» باشد؛ اما در فرهنگ رایج جدول، صورت بی‌قیدِ «رشک ورزیدن» غالباً با معنای منفی و پاسخ «حسد بردن» سنجیده می‌شود.

املای پاسخ در نثر و در خانه‌های جدول

صورت معیار این مصدر مرکب در یک جمله، «حسد بردن» با فاصله است. «حسد» اسم و «بردن» جزء فعلی ترکیب است. در مقابل، رشتهٔ جواب جدول غالباً بدون فاصله نوشته می‌شود: «حسدبردن». این پیوسته‌نمایی به معنای تغییر املای واژه در نثر نیست؛ فقط حاصل آن است که جدول برای فاصله خانهٔ جداگانه در نظر نمی‌گیرد.

با شمردن حروف، «حسد» سه حرف و «بردن» چهار حرف دارد؛ در نتیجه پاسخ روی هم هفت خانه می‌گیرد: ح، س، د، ب، ر، د، ن. تکرار حرف «د» در جایگاه سوم و ششم از ویژگی‌های قابل توجه این چینش است. اگر تقاطع‌ها الگوی «ح س د ب ر د ن» را نشان دهند، پاسخ با اطمینان کامل بر سرنخ منطبق است.

کاربرد طبیعی عبارت

  • «به کامیابی دیگران حسد بردن، آرامش آدم را کم می‌کند.» در این جمله مصدر به صورت کلی به کار رفته است.
  • «او به جای حسد بردن، از تجربهٔ همکارش آموخت.» این نمونه تقابل حسد با واکنش سازنده را نشان می‌دهد.
  • «وی به جایگاه رقیبش حسد می‌برد.» اینجا مصدر صرف شده و به صورت «حسد می‌برد» ظاهر شده است.

بار عاطفی واژه چه چیزی را روشن می‌کند؟

حسد فقط پسندیدنِ یک ویژگی یا موفقیت نیست. در کاربرد دقیق، شخص حسود از برتری یا بهره‌مندی دیگری ناخشنود است و ممکن است زوال آن را بخواهد. به همین دلیل «حسد بردن» معمولاً بار نکوهیده دارد. «غبطه خوردن» این بخش منفی را کنار می‌گذارد: فرد دوست دارد خودش نیز به همان خیر برسد، بی‌آنکه محروم شدن دیگری را آرزو کند. همین تفاوت ظریف نشان می‌دهد چرا هر مترادفی که در نگاه اول نزدیک است، الزاماً جواب یکسانی برای سرنخ نیست.

«رشک» در فارسی دامنه‌ای بازتر دارد. گاهی همان حسد نکوهیده است و گاهی در ترکیب‌هایی شاعرانه، شدت زیبایی یا برتری را می‌رساند؛ مثلاً چیزی چنان زیباست که دیگران به آن رشک می‌برند. با وجود این گستره، فعل «ورزیدن» در سرنخ حالتی پایدار و آگاهانه را القا می‌کند و معادل قدیمی و فشردهٔ «حسد بردن» را به گزینه‌ای طبیعی تبدیل می‌سازد.

چرا جواب «حسد» به تنهایی ناقص است؟

سرنخ‌های جدولی گاهی اسم را با اسم و مصدر را با مصدر پاسخ می‌دهند. «رشک» و «حسد» هر دو اسم‌اند؛ «رشک ورزیدن» و «حسد بردن» هر دو مصدر مرکب. حذف «بردن» باعث می‌شود بخشی از اطلاعات دستوری سرنخ از بین برود. بنابراین حتی اگر سه خانهٔ نخست از تقاطع‌ها «حسد» را بسازند، برای سرنخ حاضر باید چهار حرف بعدی یعنی «بردن» نیز بررسی شود.

همچنین «حسود» نامِ دارندهٔ این صفت است، نه خودِ عمل رشک ورزیدن؛ «حسادت» نام حالت است؛ و «حسود شدن» آغاز یافتن آن حالت را می‌رساند. پاسخ اصلی دقیقاً بر انجام یا داشتن این حالت دلالت دارد و بدون تغییر نقش دستوری، معادل سرنخ می‌شود.

جمع‌بندی انطباق: سرنخ یک مصدر مرکب می‌خواهد، پاسخ نیز مصدر مرکب است؛ «رشک» با «حسد» هم‌معناست؛ و رشتهٔ «حسدبردن» هفت حرف دارد. پس برای درج در خانه‌ها، پاسخ نهایی همان حسدبردن است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.