پرش به محتوای اصلی

سلاح مخرب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: بمب
واژه‌ای سه‌حرفی برای سلاح انفجاری و ویرانگر.

در این سرنخ، صفت «مخرب» به چیزی اشاره دارد که نیروی انفجارش برای آسیب‌زدن یا ویران‌کردن به کار می‌رود. «بمب» هم از نظر معنی و هم از نظر کوتاهیِ مطلوب در جدول، روشن‌ترین پاسخ است. این واژه نام وسیله یا محفظه‌ای حاوی مواد انفجاری است که سازوکار فعال‌سازی آن می‌تواند بسته به نوع وسیله متفاوت باشد. بنابراین رابطه میان سرنخ و جواب مستقیم است: «سلاح» دسته کلی را می‌گوید و «مخرب» ویژگی برجسته آن را مشخص می‌کند.

تعداد حروفسه حرف: ب، م، ب
نقش واژهاسمِ یک وسیله انفجاری
وجه انطباقایجاد انفجار و قدرت تخریب

املای جواب و شکل قرارگرفتن در خانه‌ها

املای معیار پاسخ «بمب» است؛ یعنی واژه با حرف «ب» آغاز می‌شود، در میانه «م» دارد و دوباره با «ب» پایان می‌یابد. گاهی در گفتار، تلفظ سریع باعث می‌شود بخش پایانی کلمه کم‌رنگ شنیده شود، اما در نوشتن هیچ حرفی حذف نمی‌شود. صورت‌هایی مانند «بومب» املای معیار فارسی امروز برای این جواب نیستند.

بمب

از آنجا که چیدمان فارسی راست‌به‌چپ است، نخستین خانه جواب در سمت راست با «ب» پر می‌شود. تکرار «ب» در ابتدا و انتها نیز ویژگی دیداری خوبی برای تشخیص این واژه در تقاطع‌هاست.

چرا «بمب» دقیقاً با عبارت سلاح مخرب جور است؟

معنای اصلی بمب به ماده یا وسیله‌ای انفجاری مربوط است که ممکن است پرتاب شود، از وسیله‌ای دیگر رها گردد یا در محلی قرار داده شود. نقطه مشترک صورت‌های گوناگون آن، آزادشدن ناگهانی انرژی و پیامد تخریبی است. همین دو جزء معنایی—«وسیله جنگی یا آسیب‌رسان» و «ویرانگری ناشی از انفجار»—هر دو کلمه سرنخ را پوشش می‌دهند.

البته هر چیزی که تخریب می‌کند بمب نیست. مثلاً گلوله، موشک یا مین نیز می‌توانند مخرب باشند، اما هر یک نام دسته‌ای جداگانه‌اند. طراح با انتخاب یک عبارت عمومی و بدون اشاره به پرتاب، زمین یا برد، معمولاً به دنبال شناخته‌شده‌ترین اسم کوتاه است. وجود پاسخ ذخیره‌شده و ساخت سه‌حرفی نیز انتخاب «بمب» را قطعی‌تر می‌کند.

نقشه معنایی کلمه بمبارتباط بمب با سلاح، انفجار و تخریب و تمایز آن از گزینه‌های نزدیک بمب سلاح انفجار تخریب مین: وابسته به محل و فعال‌سازیموشک: وسیله پرتاب‌شونده

واژه‌های نزدیک؛ چه زمانی پاسخ عوض می‌شود؟

بمب

پاسخ اصلی همین سرنخ است. سه حرف دارد و خودِ وسیله انفجاری را نام می‌برد؛ بدون آنکه سرنخ به مسیر حرکت یا محل استقرار اشاره کند.

مین

این گزینه نیز سه‌حرفی و انفجاری است، اما معمولاً سرنخ‌هایی مانند «سلاح زمینی»، «تله انفجاری» یا اشاره به کاشته‌شدن در زمین آن را مشخص می‌کنند.

موشک

موشک چهار حرف دارد و با حرکت پیشران و پرتاب به سوی هدف شناخته می‌شود. اگر تقاطع‌ها چهار خانه بسازند یا سرنخ از سلاح دوربرد بگوید، بررسی آن منطقی است.

کلاهک

کلاهک پنج حرف است و به بخش حامل ماده انفجاری یا عامل اثرگذار در برخی مهمات گفته می‌شود؛ پس معادل عمومیِ خود بمب نیست.

مرز معنایی مهم: «بمباران» نام یک عمل است، نه نام خود سلاح؛ «انفجار» نیز نام رخداد است. در نتیجه این دو، حتی اگر از نظر موضوعی نزدیک باشند، برای خانه‌ای که اسم سلاح می‌خواهد جای «بمب» را نمی‌گیرند.

خانواده واژگانی و ترکیب‌های رایج

شناخت ترکیب‌های ساخته‌شده با «بمب» کمک می‌کند معنای پایه کلمه از کاربردهای فرعی آن جدا شود. در «بمب ساعتی»، صفت ساعتی به زمان‌بندی فعال‌شدن اشاره دارد. «بمب آتش‌زا» نوع اثر را برجسته می‌کند و «بمب صوتی» بر صدای شدید و اثر ناشی از آن تأکید دارد. ترکیب‌های «بمب اتمی» و «بمب هیدروژنی» نیز نام‌هایی تخصصی‌تر برای گونه‌هایی با سازوکار و توان متفاوت‌اند. همه این ترکیب‌ها هسته اسمی مشترک «بمب» را حفظ می‌کنند.

بمب ساعتیبمب آتش‌زابمب صوتیبمب اتمیبمب‌گذاریبمباران

در مشتق‌ها باید به املای فارسی توجه کرد. «بمباران» یکپارچه نوشته می‌شود و به عمل ریختن یا به‌کاربردن بمب‌ها علیه هدف اشاره دارد. «بمب‌گذاری» با نیم‌فاصله میان «بمب» و «گذاری» نوشته می‌شود و معنای قراردادن بمب دارد. «بمب‌افکن» نیز با نیم‌فاصله نام وسیله پرنده‌ای است که برای حمل یا رهاسازی بمب طراحی شده است. این مشتق‌ها از نظر شمار حروف و معنی با جواب سه‌حرفی یکی نیستند.

معنای حقیقی و کاربرد استعاری

در معنای حقیقی، بمب وسیله‌ای انفجاری و خطرناک است. اما این کلمه در زبان رسانه و گفت‌وگوی روزمره کاربرد استعاری هم پیدا کرده است. عبارت «بمب خبری» برای خبری ناگهانی، بسیار مهم یا شوکه‌کننده به کار می‌رود و «بمب نقل‌وانتقالات» در ادبیات ورزشی به جذب بازیکنی پرآوازه اشاره می‌کند. در این مثال‌ها هیچ وسیله انفجاری در میان نیست؛ مفهوم «اثر ناگهانی و گسترده» از معنای اصلی وام گرفته شده است.

همین دوگانگی ممکن است در جدول‌های پیچیده‌تر مهم شود. اگر سرنخ «خبر جنجالی» یا «خرید بزرگ فوتبالی» باشد، جواب احتمالاً به کاربرد مجازی تکیه دارد؛ ولی عبارت «سلاح مخرب» آشکارا معنای حقیقی را فعال می‌کند. پس لازم نیست برای پاسخ حاضر به تعبیرهای رسانه‌ای متوسل شویم.

دقت مفهومی در برابر واژه‌های هم‌حوزه

«مواد منفجره» نام کلی ماده‌هایی است که واکنش سریع و آزادسازی انرژی دارند، در حالی که بمب معمولاً یک وسیله کامل یا مهمات آماده‌شده تلقی می‌شود. «چاشنی» جزء آغازگر سازوکار انفجار است و به تنهایی نام کل بمب نیست. «نارنجک» نیز مهمات انفجاری مشخصی است که در کاربرد رایج اغلب با دست پرتاب می‌شود؛ طول بیشتر کلمه و ویژگی کاربردی‌اش آن را از پاسخ حاضر جدا می‌کند.

واژه «قنبله» ممکن است در فارسی دری یا بعضی متن‌های قدیمی‌تر و منطقه‌ای به معنایی نزدیک دیده شود، اما در فارسی معیار رایج ایران برای این سرنخ، «بمب» طبیعی‌تر و شناخته‌شده‌تر است. از سوی دیگر، «اتم» نام یک سلاح نیست؛ تنها در ترکیب «بمب اتمی» نوعی بمب را مشخص می‌کند. به همین دلیل نباید یکی از اجزای یک ترکیب را بدون قرینه، هم‌معنی کامل آن دانست.

جمع‌بندی معنایی: جواب باید اسم ابزار باشد، سه خانه را پر کند و مفهوم تخریب انفجاری را برساند. «بمب» هر سه شرط را هم‌زمان دارد؛ گزینه‌های نزدیک یا تعداد حروف دیگری دارند یا به جزء، عمل، رخداد و نوع خاصی از سلاح اشاره می‌کنند.

نمونه‌هایی برای فهم جایگاه واژه

در جمله «کارشناسان شیء مشکوک را بمب تشخیص دادند»، کلمه بمب اسم و نام شیء است. در جمله «صدای انفجار شنیده شد»، واژه انفجار پیامد یا رخداد را بیان می‌کند، نه وسیله را. در «منطقه از مین پاک‌سازی شد»، نوع خاصی از مهماتِ وابسته به محیط مطرح است. این سه مثال نشان می‌دهد چرا شباهت موضوعی واژه‌ها به معنای قابل‌جایگزین‌بودن آن‌ها نیست.

اگر در تقاطع، حرف میانی «م» و ابتدا و انتها «ب» باشد، ساخت واژه نیز بی‌ابهام می‌شود. پاسخ نهایی با نگارش پیوسته و بدون فاصله وارد می‌شود: «بمب». نه نشانه جمع لازم دارد، نه پسوند و نه توضیح تکمیلی؛ ترکیب‌های طولانی‌تر تنها برای شناخت زمینه معنایی مفیدند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.