پرش به محتوای اصلی

پیری در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: کهولت

این واژه پنج حرف دارد و برابرِ رسمیِ «پیری» و «سالخوردگی» است.

چرا «کهولت» پاسخ دقیق است؟

در فرهنگ‌های فارسی، «کهولت» به معنای پیر شدن، پیری و سالخوردگی آمده است. بنابراین رابطهٔ میان صورت سؤال و جواب، رابطه‌ای مستقیم و مترادفی است؛ سرنخ نامِ یک دوره یا حالت را می‌دهد و پاسخ، نام رسمی‌تر همان مفهوم است. کاربرد فراوان ترکیب «کهولت سن» نیز باعث شده این واژه برای فارسی‌زبانان آشنا باشد و در عین حال، به سبب کوتاهی و ساخت فشرده‌اش، در جدول کلمات متقاطع زیاد به کار رود.

خوانش واژه در ضبط فرهنگ‌ها «کُهولت» است و در نوشتار معمول بدون حرکت نوشته می‌شود.

کهولت
رابطه معنایی کهولت با پیریکهولت در مرکز و سه مفهوم پیری، سالخوردگی و سالمندی پیرامون آن قرار دارند.کهولتپیریسالخوردگیسالمندی

ساخت واژه و املای خانه‌به‌خانه

«کهولت» از پنج نویسهٔ ک، ه، و، ل، ت ساخته می‌شود. وجود «و» در میانه مهم است؛ نوشتن «کهلت» غلط املایی است، حتی اگر در گفتارِ سریع صدای این بخش کم‌رنگ شنیده شود. همچنین «ه» پس از کاف قرار می‌گیرد و واژه را نباید با «کِهَن» یا «کهنگی» یکی دانست. اگر خانه‌های متقاطع به ترتیب این پنج حرف را می‌پذیرند، پاسخ بدون ابهام کامل می‌شود.

یک تصحیح شمارشی: گاهی در فهرست‌های غیررسمی، «کهولت» به اشتباه چهارحرفی معرفی می‌شود. شمار درست در جدول فارسی پنج حرف است؛ «و» هم حرف مستقل یک خانه محسوب می‌شود.

معنای اصلی

رسیدن به سن بالا و قرار گرفتن در دورهٔ پیری؛ همان معنایی که سرنخ از آن می‌خواهد.

لحن واژه

رسمی و ادبی است و در نوشته‌های اداری، خبری و شرح‌حال‌ها بیشتر از گفت‌وگوی روزمره دیده می‌شود.

نقش دستوری

اسمِ حالت یا مصدر اسمی است؛ یعنی خودِ حالت پیر شدن را نام‌گذاری می‌کند، نه شخص سالمند را.

«کهولت» با «کهول» یکی نیست

شباهت ظاهری این دو ممکن است هنگام تکمیل تقاطع‌ها لغزش ایجاد کند. کهولت حالت و دورهٔ سنی است، اما کهول در کاربرد لغوی به شخصی گفته می‌شود که از جوانی گذشته و به سن بالاتر رسیده است. پس برای سرنخ «پیری»، صورت دارای «ت» یعنی «کهولت» مناسب است؛ اگر سرنخ به «مرد میان‌سال یا سالخورده» اشاره کند، ممکن است «کهول» مطرح شود. این تفاوت مانند فرق «جوانی» با «جوان» است: اولی حالت یا دوره را می‌نامد و دومی شخص را.

مرز معنایی پاسخ‌های نزدیک

چند واژه با «پیری» هم‌معنا یا هم‌حوزه‌اند، ولی همه در هر جدولی جانشین یکدیگر نیستند. طول جواب، لحن سرنخ و حروف تقاطعی تعیین می‌کند کدام مورد منظور طراح بوده است.

کهنسالی

هشت حرف دارد و برابر فارسی و روشنِ دورهٔ سن بالاست. اگر فضای جواب بلند باشد و حرف آغازین «ک» باشد، از گزینه‌های جدی است؛ اما برای الگوی پنج‌خانه‌ای به اندازهٔ «کهولت» نمی‌خورد.

سالخوردگی

ده حرف دارد و از نظر معنایی بسیار نزدیک است. این واژه بر گذشت سال‌ها تأکید دارد و در زبان امروز خنثی و محترمانه شنیده می‌شود، ولی طول آن استفاده‌اش را به مدخل‌های بلند محدود می‌کند.

فرتوتی

هفت حرف دارد. فرتوتی معمولاً فقط بالا بودن سن نیست؛ ضعف و فرسودگی شدید را نیز تداعی می‌کند. ازاین‌رو برای سرنخی مانند «ناتوانی از پیری» دقیق‌تر از سرنخ سادهٔ «پیری» است.

هرم

سه حرف است و در زبان ادبی و واژه‌نامه‌ای معنای پیری و فرسودگی دارد. کوتاهی آن برای جدول جذاب است، اما در فارسی روزمره کم‌کاربردتر از «کهولت» است و معمولاً تقاطع‌ها باید آن را تأیید کنند.

شیب یا مشیب

این واژه‌های ادبی می‌توانند به سپیدی مو و پیری اشاره کنند. «شیب» سه حرف و «مشیب» چهار حرف دارد. رنگ کهن و شعری آن‌ها باعث می‌شود بیشتر در جدول‌های دشوار یا سرنخ‌های ادیبانه ظاهر شوند.

سالمندی

هشت حرف دارد و در زبان اجتماعی و رسمی امروز، نام محترمانهٔ این دورهٔ زندگی است. با این حال در یک مدخل پنج‌حرفی، پاسخ ذخیره‌شده و دقیق همچنان «کهولت» است.

کاربرد طبیعی در جمله

رایج‌ترین همراه این واژه، «سن» است: «به دلیل کهولت سن از سفر طولانی پرهیز کرد.» در جملهٔ «آثار کهولت در چهره‌اش پیدا بود»، خودِ واژه به نشانه‌های بالا رفتن سن اشاره دارد. همچنین می‌توان گفت «او سال‌های کهولت را در زادگاهش گذراند»؛ در این نمونه، کهولت نام یک دوره از زندگی است.

نکتهٔ زبانی: چون «کهولت» به‌تنهایی معنای پیری را در خود دارد، ترکیب «کهولت سن» از دید معنایی توضیحی به نظر می‌رسد؛ بااین‌حال این ترکیب در فارسی معیار چنان رایج و جاافتاده است که نامأنوس یا نادرست تلقی نمی‌شود.

لحن «کهولت» از «فرتوتی» ملایم‌تر است. گفتن «شخصی در دوران کهولت» صرفاً به سن بالای او اشاره می‌کند، در حالی که وصف «فرتوت» اغلب تصویری از تحلیل رفتن توان جسمی نیز می‌سازد. از سوی دیگر، «سالمندی» در گفتار عمومی و ادبیات خدمات اجتماعی، انسانی‌تر و امروزی‌تر است؛ «کهولت» رنگ رسمی‌تر و واژه‌نامه‌ای‌تری دارد. همین ویژگی دوم، آن را برای طراحی جدول مناسب کرده است.

چطور تقاطع‌ها پاسخ را قطعی می‌کنند؟

۱

تعداد خانه‌ها: پنج خانه باید در اختیار باشد. این نخستین نشانه برای کنار گذاشتن «هرم»، «مشیب» یا «کهنسالی» است.

۲

حرف میانی: حرف سوم «و» است. اگر واژهٔ عمودی این حرف را تثبیت کند، الگوی «ک ه و ل ت» بسیار روشن می‌شود.

۳

حرف پایانی: «ت» پایانی نشان می‌دهد جواب نامِ حالت است. حذف آن، واژهٔ دیگری یعنی «کهول» را می‌سازد که به شخص اشاره دارد.

۴

بی‌فاصله بودن: تمام واژه در پنج خانهٔ پیوسته قرار می‌گیرد. برخلاف «کبر سن» یا «کهولت سن»، پاسخ اصلی نه فاصله دارد و نه جزء دوم.

ریشه و دگرگونی کاربرد

این واژه عربی است و از خانوادهٔ «کَهْل» به فارسی راه یافته است. در معنای قدیمی‌ترِ خانوادهٔ آن، مرحله‌ای پس از جوانی و نیز آمیخته شدن موی سیاه و سفید مورد توجه بوده؛ اما «کهولت» در فارسی امروز دامنه‌ای روشن‌تر و جاافتاده پیدا کرده و معمولاً برابر پیری یا سالخوردگی فهمیده می‌شود. به همین دلیل لازم نیست در حل جدول، آن را فقط به مرز دقیق میان میانسالی و پیری محدود کنیم. معنای تثبیت‌شدهٔ فارسی همان چیزی است که طراح از سرنخ کوتاه «پیری» انتظار دارد.

از منظر ساخت معنایی نیز «کهولت» نام بیماری یا ناتوانی خاصی نیست. بالا رفتن سن می‌تواند با تغییرات جسمی همراه باشد، اما خود واژه صرفاً دوره یا حالت سنی را بیان می‌کند. بنابراین برابر گرفتن آن با «خرفتی» یا هر بیماری شناختی، هم از نظر واژگانی نادرست است و هم بار نامناسبی دارد. این تمایز کمک می‌کند مفهوم پاسخ دقیق و محترمانه باقی بماند.

جمع‌بندی مدخل: برای سرنخ «پیری» با پنج خانه، حروف را به صورت ک ـ ه ـ و ـ ل ـ ت وارد کنید. «کهولت» از نظر فرهنگ‌نامه‌ای مترادف مستقیم پیری و سالخوردگی است؛ گزینه‌های دیگر تنها زمانی مطرح می‌شوند که تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع الگوی متفاوتی نشان دهند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.