پرش به محتوای اصلی

انبوه مردم در جدول

۶ دقیقه مطالعه

پاسخ: جمعیت

واژه‌ای پنج‌حرفی برای گروه یا انبوهی از مردم.

در این سرنخ، «انبوه» اسمِ یک گروه پرشمار است و «مردم» جنس آن گروه را روشن می‌کند. واژه‌ای که این دو جزء را طبیعی و کوتاه کنار هم می‌نشاند، «جمعیت» است. این کلمه هم می‌تواند به مردمی اشاره کند که در مکانی گرد آمده‌اند و هم به همه ساکنان یک ناحیه؛ اما در عبارت حاضر، معنای نخست یعنی گروهی از آدم‌ها برجسته‌تر است.

جمعیت

چرا «جمعیت» درست در جای سرنخ می‌نشیند؟

«جمعیت» از خانواده واژه «جمع» است و در یکی از کاربردهای روزمره‌اش، شمار زیادی انسان را که در یک محل حضور دارند نشان می‌دهد: جمعیتِ میدان، جمعیتِ تماشاگران یا جمعیتِ منتظر. پس وقتی تعریف کوتاه «انبوه مردم» دیده می‌شود، پاسخ نه فقط از نظر معنا، بلکه از نظر ساختمان واژه نیز مناسب است؛ چیزی که گرد آمده و از افراد بسیار تشکیل شده است.

تعداد حروفپنج حرف: ج، م، ع، ی، ت
هسته معناییگروهی از انسان‌ها یا شمار ساکنان
نقش در سرنخمعادل اسمی برای «انبوه مردم»

نکته ظریف این است که «انبوه» به‌تنهایی می‌تواند صفت باشد؛ برای نمونه «درختان انبوه» یا «سپاه انبوه». با این حال، وقتی از آن در معنای اسمی و همراه با «مردم» استفاده می‌شود، مفهوم «گروه بسیار» پدید می‌آید. «جمعیت» همین مفهوم را بدون نیاز به توضیح اضافه منتقل می‌کند.

رابطه معنایی جمع، جمعیت و انبوه مردمچند فرد که با گرد آمدن، یک جمعیت را شکل می‌دهند و در تعداد زیاد انبوه مردم نامیده می‌شوند. جمعیتانبوهی از مردم افراد در کنار یکدیگرگردآمدن افراد ← شکل‌گیری جمعیت

دو معنای نزدیک در یک واژه

در فارسی امروز «جمعیت» دست‌کم دو کاربرد شناخته‌شده دارد. گاهی منظور، مردمی است که همین حالا در جایی حضور دارند؛ مانند «جمعیت پس از پایان مسابقه از ورزشگاه بیرون آمد». گاهی نیز کلمه معنای آماری دارد و شمار ساکنان یک محدوده را بیان می‌کند؛ مانند «جمعیت یک شهر افزایش یافت». سرنخ «انبوه مردم» به کاربرد نخست نزدیک‌تر است، زیرا تصویر یک گروه انسانی را پیش چشم می‌آورد، نه یک عدد در گزارش سرشماری.

جمعیتِ حاضر

گروهی دیدنی و گردآمده در یک موقعیت: جمعیتِ سالن، بازار یا ایستگاه. در این کاربرد، واژه به «انبوه مردم» بسیار نزدیک است.

جمعیتِ آماری

همه ساکنان یک کشور، استان یا شهر، حتی اگر کنار هم نباشند. در این معنا، تأکید بر شمار و ویژگی‌های ساکنان است.

نکته نگارشی: در نوشتار معمول، شکل معیار پاسخ «جمعیت» است. حرکت‌ها نوشته نمی‌شوند و تشدید نیز معمولاً در خط فارسی نمی‌آید؛ بنابراین همان پنج خانه برای حروف «ج م ع ی ت» کافی است.

مرز «جمعیت» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه ممکن است در نگاه نخست هم‌معنی به نظر برسند، اما هر کدام رنگ معنایی جداگانه‌ای دارد. انتخاب درست به عبارت سرنخ و تعداد خانه‌ها وابسته است. در اینجا پاسخ ذخیره‌شده و دقیق «جمعیت» است؛ گزینه‌های زیر بیشتر برای شناخت تفاوت‌ها مفیدند.

جماعت

به گروهی از مردم گفته می‌شود و از نظر معنایی بسیار نزدیک است، ولی شش حرف دارد و در بعضی بافت‌ها لحنی سنتی‌تر یا اشاره‌ای به گروهی هم‌عقیده دارد. اگر سرنخ «گروهی از مردم» و خانه‌ها شش‌تایی باشد، ممکن است مطرح شود؛ برای این سرنخ پنج‌حرفی، «جمعیت» سازگارتر است.

ازدحام

بیش از خودِ مردم، حالت فشردگی، شلوغی و تراکم آنان را می‌رساند. می‌گوییم «ازدحام در ورودی»، یعنی افراد چنان نزدیک و بسیارند که عبور دشوار شده است. هر جمعیتی الزاماً ازدحام ایجاد نمی‌کند.

توده

می‌تواند به انبوهی از مردم اشاره کند، به‌ویژه در ترکیب «توده مردم». با این حال «توده» به‌تنهایی معانی دیگری مانند حجم به‌هم‌پیوسته ماده نیز دارد و چهارحرفی است. لحن اجتماعی یا سیاسی آن نیز از «جمعیت» پررنگ‌تر است.

خلایق و جمهور

«خلایق» رنگ ادبی و کهن دارد و «جمهور» بیشتر بر عموم مردم دلالت می‌کند. هر دو پنج‌حرفی‌اند، اما برای تعریف ساده و امروزیِ انبوه مردم، به اندازه «جمعیت» بی‌واسطه نیستند.

واژه در جمله چه تصویری می‌سازد؟

هم‌نشین‌های «جمعیت» کمک می‌کنند معنای مورد نظر روشن شود. صفت‌هایی مانند «انبوه»، «زیاد»، «پراکنده»، «حاضر» و «مشتاق» وضعیت گروه را توصیف می‌کنند. فعل‌هایی مانند «گرد آمدن»، «حرکت کردن»، «پراکنده شدن» و «افزایش یافتن» نیز نشان می‌دهند جمعیت در متن یک گروه حاضر است یا یک مفهوم آماری.

«جمعیتِ انبوه در میدان گرد آمد.» — تأکید بر تعداد زیاد افراد حاضر است.

«جمعیت آرام‌آرام پراکنده شد.» — گروه مردم به‌صورت یک کل در نظر گرفته شده است.

«جمعیت شهر در یک دهه بیشتر شد.» — این بار واژه معنای آماری و سکونتی دارد.

«ازدحام جمعیت راه ورودی را بست.» — «جمعیت» خودِ گروه و «ازدحام» حالت فشردگی آن گروه است.

از این نمونه‌ها می‌توان دید که «جمعیت» الزاماً بار منفی یا مثبت ندارد. ممکن است جمعیت آرام، شاد، نگران یا خشمگین باشد. واژه فقط وجود گروهی از انسان‌ها را معرفی می‌کند و صفت یا ادامه جمله، حال‌وهوای آن را می‌سازد. همین خنثی‌بودن سبب می‌شود برای یک تعریف کوتاه و عمومی مانند «انبوه مردم» انتخاب مناسبی باشد.

خانواده واژگانی و ترکیب‌های زنده

رابطه با «جمع» راه خوبی برای به‌خاطر سپردن پاسخ است. جمع یعنی کنار هم آمدن یا گرد آوردن؛ «تجمع» بر عمل یا وضعیت گرد آمدن تأکید دارد؛ و «جمعیت» نام گروه انسانی یا شمار ساکنان است. «پرجمعیت» نیز صفت مکانی است که ساکنان یا افراد بسیاری دارد. این واژه‌ها نزدیک‌اند، ولی جای یکدیگر را در هر جمله پر نمی‌کنند.

جمعجمعیتپرجمعیتکم‌جمعیتتجمعجمعیتی

برای نمونه، «منطقه پرجمعیت» یعنی منطقه‌ای با ساکنان بسیار؛ «تجمع مردم» رویدادِ گرد آمدن آنان است؛ و «آمار جمعیتی» داده‌هایی درباره تعداد، سن، پراکندگی یا دیگر ویژگی‌های ساکنان را در بر می‌گیرد. در مقابل، خودِ «جمعیت» می‌تواند بی‌هیچ پسوندی پاسخ تعریف «انبوه مردم» باشد.

دقت در شمارش: «جمعیت» در خط معیار پنج حرف دارد. تشدید آواییِ ی در تلفظ، خانه جداگانه‌ای نمی‌گیرد؛ زیرا تشدید نشانه تلفظ است، نه یک حرف مستقل در خانه‌های جدول.

نتیجه معنایی سرنخ

سرنخ از یک سو «انبوه» را دارد که کثرت و گردآمدگی را می‌رساند و از سوی دیگر «مردم» را که مشخص می‌کند با یک گروه انسانی روبه‌رو هستیم. «جمعیت» هر دو مؤلفه را در یک اسم رایج و پنج‌حرفی جمع می‌کند. «ازدحام» حالت شلوغی را برجسته می‌سازد، «توده» ممکن است لحن اجتماعی پیدا کند و «جماعت» شش حرف دارد؛ بنابراین هیچ‌کدام در این صورت‌بندی بر پاسخ اصلی برتری ندارند.

پس چینش نهایی خانه‌ها از راست به چپ ج ـ م ـ ع ـ ی ـ ت است و پاسخ نهایی همان جمعیت خواهد بود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.