پرش به محتوای اصلی

تباه در جدول

۷ دقیقه مطالعه
پاسخ: دمار، ضایع
«ضایع» مترادف مستقیم است و «دمار» بر نابودی و ویرانی شدید دلالت دارد.

سرنخ کوتاه «تباه» بیش از یک جواب پذیرفتنی دارد، اما دو واژه‌ای که برای این عنوان ثبت شده‌اند هر کدام از زاویه‌ای متفاوت به معنای آن می‌رسند. «ضایع» از نظر نقش و معنی، نزدیک‌ترین جانشین برای صفتِ تباه است؛ چیزی که فاسد، بی‌ثمر یا از میان رفته باشد، ضایع شده است. «دمار» بیشتر نامِ نابودی و خرابیِ سخت است و قدرت معنایی خود را از ترکیب‌های شناخته‌شده فارسی می‌گیرد.

چرا هر دو پاسخ درست‌اند؟

ضایع

هم‌معنیِ مستقیم

در عبارت‌هایی مانند «مالِ ضایع»، «فرصتِ ضایع‌شده» یا «محصولِ تباه»، می‌توان پیوند روشن دو واژه را دید. ضایع هم حالتِ از دست رفتن را می‌رساند و هم بی‌فایده یا بی‌ثمر شدن را.

دمار

نتیجهٔ تباهیِ شدید

دمار به نابودی، هلاکت و خرابی سنگین اشاره می‌کند. این واژه معمولاً تنها یا در ترکیب «دمار برآوردن» و «دمار از روزگار کسی درآوردن» دیده می‌شود؛ یعنی کسی یا چیزی را سخت به تباهی کشاندن.

بنابراین اگر صورت سؤال صرفاً یک مترادف صفت بخواهد، «ضایع» انتخاب طبیعی‌تری است. اگر لحن سرنخ به نابودی، هلاکت یا یک تعبیر ادبی اشاره داشته باشد، «دمار» بهتر می‌نشیند. وجود هر دو در پاسخ ثبت‌شده نشان می‌دهد که طراح، دامنهٔ معنایی سرنخ را در نظر گرفته است، نه فقط یک جایگزین کاملاً هم‌نقش را.

نقشهٔ معنایی واژه

رابطه تباه با دمار، ضایع و واژه‌های نزدیکتباه در مرکز قرار دارد؛ ضایع هم‌معنی مستقیم و دمار نتیجه شدید تباهی است، در حالی که فاسد، هدر و باطل به زمینه وابسته‌اند. تباه ضایعمترادف مستقیم دمارنابودی شدید فاسد / تلفبرای شیء و موجود هدر / باطلبرای کوشش و اعتبار

این نمودار نشان می‌دهد که همهٔ جایگزین‌ها دقیقاً یک چیز نمی‌گویند. «تباه» می‌تواند دربارهٔ ماده‌ای فاسدشده، فرصتی ازدست‌رفته، انسانی به هلاکت‌رسیده یا کاری بی‌نتیجه به کار رود. پاسخ مناسب با همان شاخهٔ معنایی تعیین می‌شود.

تفاوت کاربردی «ضایع» و «دمار»

ضایع
دمار

طول نوارها شدت تقریبی معنا را نمایش می‌دهد: «ضایع» ممکن است فقط از دست رفتن فایده یا بی‌ثمر شدن را بیان کند، ولی «دمار» معمولاً تصویری از نابودی فراگیر و سخت می‌سازد.

«ضایع» در فارسی امروز دامنهٔ مصرف گسترده‌ای دارد. حق کسی ضایع می‌شود، وقت ضایع می‌شود، خوراک بر اثر نگهداری نامناسب ضایع می‌شود و یک فرصت نیز ممکن است ضایع شود. در همهٔ این نمونه‌ها، مفهوم اصلی از بین رفتنِ ارزش، فایده یا سلامت است. این واژه می‌تواند صفت باشد و در ساختمان فعل‌های «ضایع شدن» و «ضایع کردن» نیز شرکت کند.

«دمار» چنین آزادی نحوی‌ای ندارد. معمولاً نمی‌گوییم «وقت دمار شد» یا «میوه دمار است». جای طبیعی آن در سخنی است که ویرانیِ نهایی یا ضربهٔ بسیار سنگین را تصویر می‌کند. به همین دلیل، دمار از لحاظ معنایی با تباهی پیوند دارد، اما جانشینی آن در هر جمله ممکن نیست. همین ظرافت برای فهم پاسخ دوگانه مهم است.

تشخیص سریع: «ضایع» حالتِ تباه‌شده را وصف می‌کند؛ «دمار» نامی برای حاصلِ نابودی است. اولی روزمره‌تر و انعطاف‌پذیرتر است، دومی ادبی‌تر و شدیدتر.

املاء و شمارش حروف

هر دو پاسخ چهار حرف دارند: «د ـ م ـ ا ـ ر» و «ض ـ ا ـ ی ـ ع». در شمارش خانه‌های جدول، «ضایع» چهار خانه می‌گیرد؛ زیرا «ض» یک حرف و «ی» نیز یک حرف مستقل است. شکل معیار آن با «ض» آغاز می‌شود و نوشتن آن به صورت «زایع» هرچند بازتاب تلفظ باشد، املای درست فارسی نیست. تلفظ رایج ضایع تقریباً «زایِع» است، اما شکل نوشتاری باید حفظ شود.

«دمار» نیز با دال نوشته می‌شود و الفِ میانی دارد. این واژه را نباید با «دِمار» یا واژه‌های مشابه در زبان‌های دیگر یکی گرفت. در فارسی، تلفظ شناخته‌شدهٔ آن «دَمار» است و حضورش در تعبیرهای مربوط به نابودی، معنای مورد نظر را روشن می‌کند.

ضایع در جمله:
بی‌دقتی باعث شد بخش زیادی از محصول ضایع شود. اینجا «تباه شود» همان مفهوم را می‌رساند.
دمار در جمله:
توفان دمار از روزگار باغ برآورد. این عبارت از خسارتی سنگین و تقریباً ویران‌کننده خبر می‌دهد.

واژه‌های نزدیک و مرز دقیق آن‌ها

فاسدتلفهدرباطلخرابزایل

فاسد وقتی مناسب‌تر است که تباه شدن بر اثر فساد مادی یا اخلاقی باشد؛ مانند غذای فاسد یا شخص فاسد. این کلمه چهار حرف دارد، اما برای هر معنای تباه جانشین کامل نیست. تلف بیشتر از میان رفتن مال، جان، نیرو یا کالا را می‌رساند. «دام تلف شد» طبیعی است، ولی برای یک استدلال نادرست معمولاً از تلف استفاده نمی‌کنیم.

هدر به مصرف بیهوده یا ازدست‌رفتن بی‌نتیجه نزدیک است: وقت، آب، سرمایه و کوشش هدر می‌روند. در چنین بافتی «تباه» نیز ممکن است مفهوم باشد، با این تفاوت که هدر الزاماً فساد یا خرابی جسمانی را نمی‌رساند. باطل برای چیزی بی‌اعتبار، نادرست یا بی‌اثر به کار می‌رود؛ برای نمونه قرارداد باطل یا ادعای باطل. پس تنها در شاخهٔ «بیهوده و بی‌اثر» به تباه نزدیک می‌شود.

خراب واژه‌ای عمومی است و از ساختمان و دستگاه تا حال روحی را وصف می‌کند. نسبت آن با تباه گسترده، ولی کم‌دقت‌تر است. زایل بر برطرف شدن و از میان رفتن تأکید دارد و بیشتر در نثر رسمی، مانند «حق زایل شد»، شنیده می‌شود. این گزینه‌ها واقعی و معنادارند، اما هیچ‌یک دلیل نمی‌شود پاسخ ثبت‌شدهٔ «دمار، ضایع» کنار گذاشته شود.

اگر در یک جدول مشخص فقط چهار خانه وجود دارد، هر دو پاسخ اصلی از نظر طول ممکن‌اند. حروف متقاطع تعیین می‌کنند که آغاز پاسخ «د» است یا «ض». بدون آن حروف، باید هر دو صورت ثبت‌شده را معتبر دانست.

بار معنایی «تباه» در فارسی

تباه فقط مترادف «شکسته» یا «خراب» نیست. هستهٔ معنایی آن از دست رفتنِ وضع سالم، ارزشمند یا مطلوب است. میوه‌ای که دیگر خوردنی نیست تباه شده؛ عمری که بیهوده گذشته تباه شده؛ نظمی که به فساد گراییده نیز تباه خوانده می‌شود. از همین رو، این واژه میان فساد، نابودی و بی‌ثمری پلی معنایی می‌سازد.

در کاربرد وصفی می‌توان گفت «محصول تباه»، «روزگار تباه» یا «اندیشهٔ تباه». صورت کوتاه‌تر «تبه» نیز در فارسی دیده می‌شود و در ترکیب‌هایی مانند «تبه‌روز» یا در زبان ادبی حضور دارد. با این حال «تبه» پاسخ ثبت‌شدهٔ این سرنخ نیست و نباید آن را بی‌دلیل جایگزین «دمار» یا «ضایع» کرد.

فعل‌های وابسته نیز دامنهٔ معنی را روشن می‌کنند: «تباه شدن» یعنی رو به فساد یا نابودی رفتن، و «تباه کردن» یعنی چیزی را از سلامت، فایده یا اعتبار انداختن. «ضایع شدن» و «ضایع کردن» در بسیاری از همین جمله‌ها هم‌ارز عمل می‌کنند. در سوی دیگر، تعبیر «دمار برآوردن» مرحلهٔ شدید و فعالِ تباه کردن را به تصویر می‌کشد.

جمع‌بندی معنایی پاسخ

برای سرنخ حاضر، «ضایع» دقیق‌ترین هم‌معنیِ صفتی است: هر چیز ضایع‌شده، ارزش یا سلامت پیشین خود را از دست داده و تباه شده است. «دمار» پاسخ هم‌خانواده نیست، بلکه از راه مفهوم نابودی کامل به سرنخ وصل می‌شود و رنگ ادبی و شدت بیشتری دارد. هر دو چهارحرفی‌اند و با پاسخ ذخیره‌شده مطابقت دارند.

اگر بافتی در اختیار نباشد، پاسخ را همان «دمار، ضایع» می‌نویسیم. اگر حروف متقاطع یا جمله‌ای همراه سرنخ باشد، «ضایع» برای وصف حالت و «دمار» برای نابودی سهمگین انتخاب می‌شود. گزینه‌های فاسد، تلف، هدر، باطل، خراب و زایل تنها زمانی مقدم می‌شوند که تعداد خانه‌ها و معنای دقیقِ پیرامون، یکی از آن‌ها را الزام کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.