پرش به محتوای اصلی

جرب در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: گری
«جرب» در این سرنخ برابر فارسیِ «گَری» است.

واژه‌ای که باید در خانه‌های جدول بنشیند گری است؛ واژه‌ای سه‌حرفی با خوانش «گَری». «جرب» نام بیماری پوستی خارش‌آور است و فرهنگ‌های فارسی برای آن برابرهایی چون گری و گال آورده‌اند. در زبان جدول، صورت کوتاه و واژه‌نامه‌ایِ «گری» دقیقاً با شیوه طرح سرنخ جور درمی‌آید.

گَری
اسم بیماری؛ برابر فارسی «جَرَب»

فتحۀ روی «گ» فقط برای نشان‌دادن تلفظ است و در خانه‌های جدول نوشته نمی‌شود. شکل نوشتاری پاسخ همان «گری» است.

گری

چرا «گری» پاسخ درست سرنخ است؟

«جَرَب» واژه‌ای عربی است که در فارسی به نوعی عارضه پوستیِ همراه با خارش گفته می‌شود. برابر فارسی شناخته‌شده آن «گَری» است. طراح جدول با آوردن یک اسم و عبارت «در جدول» معمولاً مترادفی کوتاه می‌خواهد، نه شرح پزشکی بیماری؛ بنابراین پاسخ باید خودِ هم‌معنی باشد. «گری» هم از نظر معنا مستقیم است و هم سه خانه را پر می‌کند.

رابطه این دو کلمه را می‌توان مانند ترجمه‌ای درون‌زبانی دید: «جرب» صورت رایج در نوشته‌های پزشکی و متون عربی‌مآب است و «گری» صورت فارسیِ قدیمی‌تر و عامیانه‌تر. این تفاوت سبکی، معنای اصلی را عوض نمی‌کند. وقتی سرنخ تنها «جرب» است، کوتاهی و صراحت «گری» آن را به گزینه نخست تبدیل می‌کند.

رابطه جرب با پاسخ گرینموداری که از سرنخ جرب به مفهوم بیماری پوستی و سپس برابر فارسی گری می‌رسد سرنخجَرَب مفهوم مشترکبیماری پوستیهمراه با خارش برابر فارسیگَری

خوانش و ساختمان واژه

«گری» از «گَر» ساخته شده است. «گر» در این کاربرد به شخص یا جانوری گفته می‌شود که به این بیماری مبتلاست؛ با افزوده‌شدن «ی»، نام حالت یا بیماری پدید می‌آید: گر ← گری. پس «گر» و «گری» نزدیک‌اند، اما نقش یکسانی ندارند. اولی می‌تواند صفتِ مبتلا باشد و دومی نام بیماری است.

نبودن حرکت‌های کوتاه در خط فارسی ممکن است خواننده را لحظه‌ای مردد کند. پاسخ را باید «گَری» خواند، نه «گِری» و نه واژه انگلیسیِ «گری» که در نام‌های خاص دیده می‌شود. در جدول نیز هیچ نشانه‌ای برای فتحه لازم نیست؛ سه حرف گ، ر و ی کافی است.

نکته واژگانی: ترکیب‌هایی مانند «بزِ گر»، «سگِ گر» و «حیوانِ گر» کاربرد صفت «گر» را نشان می‌دهند؛ اما اگر پرسش نام خود بیماری باشد، «گری» پاسخ کامل‌تر است.

«گال» و «گر» چه زمانی ممکن است دیده شوند؟

گری ـ پاسخ اصلی

سه حرف دارد، اسم بیماری است و برابر مستقیم جرب در فارسی به شمار می‌آید. برای همین عنوان، انتخاب قطعی همین واژه است.

گال ـ برابر امروزی

این نام نیز برای جرب به کار می‌رود و سه‌حرفی است. اگر تقاطع‌ها با «گ ـ ا ـ ل» سازگار باشند یا سرنخ لحن پزشکی امروز داشته باشد، ممکن است طراح آن را خواسته باشد.

گر ـ صفت مبتلا

دو حرف دارد و بیشتر وصف شخص یا حیوانِ دچار بیماری است. برای سرنخی مانند «مبتلا به جرب» مناسب‌تر از نام خود بیماری خواهد بود.

برخی فرهنگ‌ها واژه‌هایی چون «حَکّه» یا «خارش» را نیز در توضیح جرب ذکر می‌کنند. اینها الزاماً جواب هم‌ارز این سرنخ نیستند: «خارش» یک نشانه است و «حکه» دامنه معنایی ویژه خود را دارد. همچنین «کچلی» در کاربردهای قدیمی گاهی نزدیک به گری آمده، ولی هر کچلی جرب نیست. پس هم‌نشینی واژه‌ها در تعریف لغت‌نامه نباید باعث شود همه آنها را پاسخ‌هایی کاملاً قابل‌تعویض بدانیم.

جرب در زبان پزشکی و گری در زبان فارسی

در کاربرد پزشکی امروز، جرب یا گال به آلودگی پوستی ناشی از هیره‌ای بسیار ریز گفته می‌شود. خارش، به‌ویژه خارش آزاردهنده، از نشانه‌های شناخته‌شده آن است. این توضیح روشن می‌کند که چرا واژه‌هایی مانند خارش در تعریف‌ها کنار جرب دیده می‌شوند؛ بااین‌حال سرنخ جدول تعریفِ نشانه را نمی‌خواهد و دنبال نام مترادف بیماری است.

«گری» در گفتار و نوشته‌های قدیمی می‌تواند دامنه‌ای کمی گسترده‌تر داشته باشد و برای برخی عوارض پوست و موی انسان یا حیوان به کار رود. به همین علت در متن‌های مختلف ممکن است مرز آن با گال، کچلی یا بیماری‌های پوستی دیگر کاملاً مطابق طبقه‌بندی پزشکی امروز نباشد. در حل این سرنخ، معیار معنای واژه‌نامه‌ای است: جرب = گری.

مرز مهم معنا: این صفحه پاسخ واژگانیِ یک جدول را توضیح می‌دهد، نه تشخیص بیماری. شباهت ظاهری عارضه‌های پوستی برای تشخیص واقعی کافی نیست و نام‌های عامیانه نیز همیشه با اصطلاح دقیق پزشکی هم‌مرز نیستند.

ردّ «گر» و «گری» در ترکیب‌های فارسی

حضور این ریشه در ترکیب‌ها کمک می‌کند پاسخ در ذهن بماند. «گر بودن» یعنی گرفتار گری بودن، «گر شدن» مبتلاشدن را می‌رساند و «گرگرفته» در بافت مربوط به بیماری می‌تواند وصف آلودگی پوست باشد. در زبان عامه، صفت «گر» بیش از نام بیماری در وصف حیوانات شنیده می‌شود؛ همین کاربرد زنده، پیوند آن را با «جرب» حفظ کرده است.

جَرَب: صورت سرنخگَری: نام فارسی بیماریگَر: مبتلا به گریگال: نام رایج دیگر

مثل مشهور «بزِ گر از سرچشمه آب می‌خورد» نیز از همین صفت «گر» بهره می‌گیرد. فارغ از معنای کنایی مثل، کاربرد «بز گر» نشان می‌دهد که «گر» وصف حیوان مبتلاست. اگر همین صفت به صورت اسمِ حالت درآید، «گری» ساخته می‌شود؛ دقیقاً همان صورتی که در پاسخ جدول لازم داریم.

تشخیص پاسخ بر پایه صورت سرنخ

اگر سرنخ فقط «جرب» باشد و سه خانه در اختیار باشد، دو واژه «گری» و «گال» از نظر شمار حروف ممکن به نظر می‌رسند. تفاوت در سنت رایج جدول‌هاست: طراحان برای یک واژه عربی غالباً برابر فارسی فرهنگ‌نامه‌ای آن را می‌طلبند و «گری» جفت شناخته‌شده «جرب» است. وجود حرف «ر» در خانه میانی یا «ی» در خانه پایانی نیز انتخاب را بی‌درنگ تأیید می‌کند.

اگر صورت سؤال «مبتلا به جرب» باشد، پاسخ کوتاه «گر» منطقی‌تر می‌شود. اگر سرنخ «نام دیگر جرب» باشد، «گال» نیز بسته به تقاطع‌ها احتمال دارد. اما عنوان حاضر نه وصف فرد مبتلاست و نه به‌طور مشخص نام امروزی بیماری را می‌پرسد؛ ازاین‌رو پاسخ ثبت‌شده و دقیق آن «گری» باقی می‌ماند.

جمع‌بندی واژه: برای «جرب» سه حرف گ + ر + ی را بنویسید. تلفظ درست «گَری» است؛ «گال» مترادفی رایج و «گر» صفتِ فرد یا حیوان مبتلاست.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.