پرش به محتوای اصلی

پهنا در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: وسعت
«وسعت» معادل چهارحرفیِ پهنا به معنای گستردگی و فراخی است.

در این سرنخ، واژهٔ «پهنا» نه به شکل یک اندازهٔ عددی، بلکه در معنای عمومیِ گستردگی آمده است. به همین دلیل وسعت دقیق‌ترین پاسخ است: واژه‌ای چهارحرفی که هم در فرهنگ‌های فارسی در شمار مترادف‌های پهنا قرار می‌گیرد و هم در زبان روزمره برای بیان گسترهٔ مکان، میدان دید، دامنهٔ کار یا بزرگی یک محدوده به کار می‌رود.

وسعتخوانش: وُسعَت

هستهٔ معنایی این واژه «گنجایش و گستردگی» است. وقتی از وسعت یک دشت، خانه، سرزمین یا موضوع سخن می‌گوییم، توجه ما به مقدار فضایی یا دامنه‌ای است که آن چیز در بر می‌گیرد؛ درست همان تصویری که «پهنا» در کاربرد غیرهندسی می‌سازد.

چرا «وسعت» با سرنخ جور است؟

«پهنا» در فارسی دو جهت معنایی نزدیک دارد. گاهی فاصلهٔ یک سوی جسم تا سوی دیگر را نشان می‌دهد و مقابل «درازا» قرار می‌گیرد؛ در آن حالت «عرض» انتخاب طبیعی‌تری است. گاهی نیز بزرگی و فراگیری یک فضا یا دامنه را می‌رساند؛ در این معنای دوم، «وسعت» هم‌ارز روشن آن است. کوتاهی سرنخ و نبودن قیدی مانند «مقابل طول» نشان می‌دهد که معنای مترادفی و عمومی مد نظر قرار گرفته است.

معنای مکانی

در ترکیب‌هایی مانند «وسعت باغ» یا «وسعت بیابان»، واژه مقدار گستردگی یک سطح یا محدوده را بیان می‌کند. «پهنای بیابان» نیز می‌تواند همین تصویر را منتقل کند.

معنای دامنه‌ای

وسعت فقط به زمین و جسم محدود نیست. «وسعت دانش»، «وسعت دید» و «وسعت اختیار» از دامنه‌ای گسترده در موضوعی ذهنی یا اجتماعی خبر می‌دهند.

نمونهٔ روشن: در جملهٔ «از پهنای دشت پیدا بود که راه درازی پیش رو داریم»، می‌توان با اندکی تغییر گفت «وسعت دشت نشان می‌داد که راه درازی پیش رو داریم». هر دو تعبیر بر گستردگی فضا تکیه دارند.

مرز ظریف میان وسعت و عرض

نزدیکی این دو واژه ممکن است در نگاه اول ابهام ایجاد کند، اما کاربردشان یکسان نیست. «عرض» معمولاً یک بُعد مشخص و قابل اندازه‌گیری است: عرض اتاق سه متر است، عرض پارچه نود سانتی‌متر است، یا عرض مستطیل در برابر طول آن قرار دارد. در مقابل، «وسعت» بیشتر کل گستره یا بزرگی محدوده را در ذهن می‌آورد: وسعت اتاق زیاد است، وسعت زمین به چند هکتار می‌رسد، یا وسعت منطقه امکان کشاورزی گسترده را فراهم کرده است.

تفاوت تصویری وسعت و عرضوسعت کل گستره یک سطح را نشان می‌دهد و عرض فاصله میان دو کناره را.وسعت: تمام گسترهعرض: فاصلهٔ دو کناره

این تمایز توضیح می‌دهد که چرا «عرض» یک پاسخ جایگزینِ ممکن برای خود واژهٔ پهناست، اما پاسخ ذخیره‌شدهٔ این سرنخ «وسعت» است. اگر تعداد خانه‌ها چهار باشد، هر دو از نظر شمار حروف جا می‌شوند؛ آن‌گاه تعریف مورد نظرِ طراح و حروف تقاطعی تعیین‌کننده‌اند. برای سرنخ حاضر، پاسخ مستقیم همان وسعت باقی می‌ماند.

خانوادهٔ معنایی پهنا

وسعتگستردگی کلیِ مکان یا دامنه؛ پاسخ اصلی این مدخل.
عرضفاصلهٔ میان دو طرف و معمولاً بُعد مقابل طول؛ چهار حرف.
فراخیگشادگی و تنگ نبودن؛ بیشتر بر کیفیتِ باز و جادار بودن تأکید دارد.
گستردگیدامنه و فراگیری زیاد؛ از نظر معنا نزدیک، اما بلندتر و مناسب خانه‌های بیشتر است.
پهنایشکل اضافه‌شدهٔ «پهنا» در ترکیب‌هایی چون پهنای رود؛ پاسخ مترادفی مستقلی نیست.
گسترهمحدوده یا دامنه‌ای که چیزی در آن امتداد دارد؛ بسته به جمله می‌تواند نزدیک باشد.

در میان این همسایه‌های معنایی، «فراخی» حال‌وهوای وصفی بیشتری دارد. می‌گوییم فراخیِ اتاق یا فراخیِ آستین، یعنی آن فضا یا بخش لباس تنگ نیست. «گستره» اغلب خودِ محدوده را نام می‌برد، مانند گسترهٔ نفوذ یا گسترهٔ جغرافیایی. اما «وسعت» مستقیماً میزان بزرگ و گسترده بودن را می‌رساند و از همین رو برای برابرگذاری کوتاه با «پهنا» بسیار مناسب است.

املای درست و ساخت واژه

صورت معیار پاسخ «وسعت» است و پیوسته، بدون نیم‌فاصله و با حرف «ت» در پایان نوشته می‌شود. این کلمه چهار حرف دارد: و، س، ع، ت. در نوشتار معمول فارسی حرکت‌ها درج نمی‌شوند، اما خوانش رایج آن «وُسعَت» است. نباید آن را با «وضعیت» اشتباه گرفت؛ وضعیت به حالت و چگونگی چیزی اشاره می‌کند، در حالی که وسعت از بزرگی، گنجایش یا دامنه سخن می‌گوید.

نکتهٔ واژگانی: صفت رایجِ هم‌معنای آن «وسیع» است. «فضای وسیع» یعنی فضایی دارای وسعت زیاد. «توسعه» نیز از نظر نوشتاری و مفهومی به گسترش نزدیک است، ولی به فرایند گسترش دادن یا رشد اشاره دارد و مترادف مستقیم پهنا نیست.

وسعت در ترکیب‌های زندهٔ فارسی

شناخت هم‌نشینی‌های واژه نشان می‌دهد که پاسخ فقط یک معادل فرهنگ‌نامه‌ای نیست و در جمله‌های طبیعی فارسی حضور گسترده دارد:

  • وسعت زمین: اندازه و گستردگی کل قطعه یا ناحیه.
  • وسعت دید: دامنه‌ای که چشم می‌بیند یا، به صورت مجازی، فراخی نگاه و نگرش فرد.
  • وسعت اطلاعات: فراوانی و دامنهٔ دانسته‌ها در موضوع‌های گوناگون.
  • وسعت خسارت: مقدار و دامنه‌ای که آسیب در آن پخش شده است.
  • وسعت اختیار: گسترهٔ تصمیم‌ها و اقدام‌هایی که به کسی سپرده شده است.
  • وسعت صدا: در بافت تخصصی می‌تواند به دامنه یا گسترهٔ صوتی اشاره کند.

این نمونه‌ها یک ویژگی مهم را آشکار می‌کنند: «پهنا» بیشتر تصویری و مکانی به گوش می‌رسد، ولی «وسعت» به آسانی از فضای فیزیکی به مفاهیم انتزاعی می‌رود. پهنای رود یا پهنای شانه ملموس است؛ وسعت تجربه، وسعت نفوذ و وسعت نظر مرزهای غیرملموس را نیز پوشش می‌دهد.

چه زمانی پاسخ جایگزین مطرح می‌شود؟

اگر سرنخ در جدولی دیگر همراه با اطلاعاتی مثل «مقابل طول»، «بُعد دوم» یا «فاصلهٔ دو لبه» ظاهر شود، «عرض» احتمال بیشتری دارد. اگر عبارت بر جادار بودن و تنگ نبودن تأکید کند، «فراخی» می‌تواند مناسب باشد. برای سرنخی که از «دامنه» یا «محدوده» حرف می‌زند، «گستره» نیز بسته به تعداد خانه‌ها قابل بررسی است. این تفاوت‌ها ناشی از چندمعناییِ پهنا هستند، نه نادرستی پاسخ وسعت.

در خودِ عنوان حاضر، پاسخ ثبت‌شده و معنای عمومی واژه بر یکدیگر منطبق‌اند. «وسعت» چهار حرف دارد، املای آن روشن است و تعریف فرهنگ‌نامه‌ایِ پهنا به معنای فراخی و گشادگی را دقیق بازمی‌تاباند. از سوی دیگر، انتخاب آن اجازه می‌دهد پهنا را نه فقط یک خط میان دو لبه، بلکه بزرگیِ تمام میدان یا محدوده بدانیم.

جمع‌بندی معنایی: پهنا وقتی «گستردگیِ کلی» باشد، به «وسعت» می‌رسد؛ وقتی «اندازهٔ روبه‌روی طول» باشد، به «عرض» نزدیک می‌شود. پاسخ این مدخل: وسعت.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.