پرش به محتوای اصلی

از وسایل نقاشی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: ابرنگ، باستل
املای معیار امروزی این دو وسیله «آبرنگ» و «پاستل» است.

این سرنخ به دو مادهٔ رنگ‌گذاری شناخته‌شده اشاره دارد؛ یکی با آب و قلم‌مو روی کاغذ جان می‌گیرد و دیگری به شکل قطعه‌ای رنگی مستقیماً روی سطح کشیده می‌شود. بنابراین ترکیب ثبت‌شده از نظر معنا کاملاً با عبارت «وسایل نقاشی» جور است. نکته‌ای که ممکن است هنگام خواندن پاسخ گیج‌کننده باشد، تفاوت میان صورت جدولی واژه‌ها و رسم‌الخط معیار فارسی است.

پاسخ جدولی و نوشتار معیار را از هم جدا کنیم

ابرنگ ← آبرنگ

ابرنگ همان صورت بدون علامت مدِ «آ» است. نام درست و رایج این ماده در متن فارسی «آبرنگ» نوشته می‌شود: ترکیبی روشن از «آب» و «رنگ». در خانه‌های جدول، نشانهٔ مد حرف جداگانه‌ای به شمار نمی‌آید؛ ازاین‌رو صورت ذخیره‌شده از نظر ترتیب حروف به همان آبرنگ اشاره می‌کند.

باستل ← پاستل

باستل صورت قدیمی، معرّب یا انتقال‌یافته‌ای از «پاستل» است. در فارسی امروز، نام این ابزار با «پ» نوشته می‌شود. چون پاسخ کلیدیِ همین سرنخ «باستل» ثبت شده، برای تطبیق دقیق با جواب جدول باید همان حرف «ب» را در نظر گرفت؛ بااین‌حال در نوشتهٔ آموزشی و هنری «پاستل» انتخاب معیار است.

جمع‌بندی املایی: اگر هدف پرکردن خانه‌های همان جدول است، «ابرنگ، باستل» پاسخ مستقیم محسوب می‌شود. اگر دربارهٔ خرید ابزار، تکنیک نقاشی یا نام درست مواد هنری می‌نویسیم، «آبرنگ، پاستل» صورت روشن و امروزی است.

آبرنگ؛ رنگی که سفیدی کاغذ را زنده نگه می‌دارد

آبرنگ از رنگ‌دانه و ماده‌ای چسباننده تشکیل می‌شود و هنگام کار با آب رقیق می‌گردد. لایهٔ نازک آن معمولاً شفاف است؛ یعنی نور از رنگ عبور می‌کند، به سطح روشن کاغذ می‌رسد و بازمی‌تابد. به همین علت سفیدی کاغذ در آبرنگ فقط پس‌زمینه نیست، بلکه بخشی از روشنایی تصویر است. هنرمند با کم‌وزیاد کردن آب می‌تواند از لکه‌ای بسیار کم‌رنگ تا رنگی اشباع‌تر بسازد.

این رنگ به شکل قرص‌های خشک، تیوپ یا گاهی مایع عرضه می‌شود. قرص با قلم‌موی خیس فعال می‌شود؛ رنگ تیوپی نرم‌تر است و برای آماده‌کردن حجم بیشتر رنگ سرعت خوبی دارد. ابزارهای همراه آن معمولاً قلم‌موی نرم، ظرف آب، پالت و کاغذی است که تاب تحمل رطوبت را داشته باشد. پس «آبرنگ» هم نام مادهٔ رنگی است و هم نام شیوه و اثری که با آن پدید می‌آید؛ همین چندمعنایی سبب می‌شود در سرنخ کلیِ «از وسایل نقاشی» پاسخی طبیعی باشد.

دو رفتار شناخته‌شدهٔ این رسانه، کار روی سطح خیس و کار روی سطح خشک است. روی کاغذ مرطوب، رنگ آزادانه پخش می‌شود و مرزهای نرم می‌سازد؛ روی سطح خشک، کنترل لبه و جزئیات آسان‌تر است. شفافیت و امکان ساختن لایه‌های نازک، آبرنگ را برای منظره، تصویرسازی، مطالعهٔ رنگ و طرح‌های سریع مناسب کرده است.

پاستل؛ رنگ‌دانه‌ای که بی‌واسطه روی کاغذ می‌نشیند

پاستل معمولاً به صورت میله یا قطعه‌ای رنگی در دست قرار می‌گیرد. هنرمند به جای برداشتن رنگ با قلم‌مو، خودِ قطعه را روی کاغذ می‌کشد. مقدار زیاد رنگ‌دانه، رنگ‌های زنده و سطحی مات یا مخملی به وجود می‌آورد. پهلوی میله برای پهنه‌های وسیع و نوک یا لبهٔ آن برای خط و جزئیات به کار می‌رود؛ همچنین می‌توان رد رنگ را با انگشت یا ابزار محوکن نرم کرد.

«پاستل نرم» یا گچی، پودری‌تر است و به‌آسانی ترکیب و محو می‌شود. پاستل سخت کنترل خطی بیشتری می‌دهد. «پاستل روغنی» به کمک چسبانندهٔ روغنی یا مومی بافتی چرب‌تر و فشرده‌تر دارد و رفتارش با نوع نرم یکسان نیست. در گفتار روزمره گاهی پاستل روغنی و مدادشمعی نزدیک به هم تلقی می‌شوند، اما همهٔ انواع پاستل را نباید بی‌قید با مدادشمعی یکی دانست.

سطح مناسب پاستل اندکی بافت دارد تا ذرات رنگ را نگه دارد. در نوع نرم، تماس و سایش می‌تواند رنگ را جابه‌جا کند؛ برای همین نگهداری اثر و جدا کردن سطح نقاشی از شیشه اهمیت پیدا می‌کند. این ویژگی درست در نقطهٔ مقابل آبرنگ قرار دارد: در آبرنگ، آب رنگ‌دانه را حمل می‌کند؛ در پاستل، تماس مستقیم دست و ابزار رنگ را روی برجستگی‌های کاغذ می‌نشاند.

مقایسه مسیر رنگ در آبرنگ و پاستلدر آبرنگ، آب و قلم‌مو رنگ را به کاغذ می‌رسانند؛ در پاستل، قطعه رنگی مستقیماً با بافت کاغذ تماس دارد. آبرنگ: انتقال با آب رنگ‌دانه + آب ← قلم‌مو ← کاغذ پاستل: تماس مستقیم قطعهٔ رنگی ← تماس ← بافت کاغذ

چرا هر دو زیر عنوان «وسیله» آمده‌اند؟

رفتار آبرنگ

  • برای روان شدن به آب وابسته است.
  • اغلب با قلم‌مو منتقل می‌شود.
  • لایه‌های شفاف و لبه‌های سیال می‌سازد.
  • روشنایی کاغذ از زیر رنگ دیده می‌شود.

رفتار پاستل

  • معمولاً بدون آب و قلم‌مو استفاده می‌شود.
  • رنگ با خود میله مستقیماً منتقل می‌شود.
  • سطحی مات، پررنگ و بافت‌دار می‌سازد.
  • اثر حرکت دست و دانه‌های کاغذ آشکار می‌ماند.

در زبان دقیق هنری، آبرنگ و پاستل را می‌توان «رسانه» یا «مادهٔ نقاشی» نامید؛ اما در زبان عمومی هر چیزی که برای ساخت نقاشی به کار رود، از قلم‌مو و پالت تا رنگ و پاستل، در گروه وسایل نقاشی قرار می‌گیرد. صورت سرنخ نیز عمومی است، نه تخصصی؛ بنابراین قرار گرفتن نام دو ماده در پاسخ، ایراد معنایی ندارد.

تفاوتی که در خودِ اثر دیده می‌شود

اگر روی کاغذ لکه‌هایی شفاف، جریان رنگ، مرزهای محوشده بر اثر رطوبت و لایه‌هایی روشن ببینیم، احتمال آبرنگ بیشتر است. اگر ردهای خشک، سطح مخملی، ضربه‌های پهن و ذرات رنگی نشسته بر بافت کاغذ دیده شود، اثر می‌تواند پاستلی باشد. البته هنرمندان رسانه‌ها را با هم ترکیب می‌کنند؛ برای نمونه، زمینه‌ای رقیق با آبرنگ می‌سازند و پس از خشک شدن، جزئیات یا نورهای مات را با پاستل اضافه می‌کنند. این همراهی نشان می‌دهد که دو جزء پاسخ فقط دو نام تصادفی نیستند؛ دو راه متفاوت برای رساندن رنگ‌دانه به سطح‌اند.

اصلاح در این دو تکنیک نیز متفاوت است. رنگ آبرنگ پس از جذب شدن در کاغذ همیشه کاملاً پاک نمی‌شود و افزودن لایه‌های فراوان ممکن است شفافیت را کم کند. پاستل نرم را می‌توان تا حدی برداشت یا روی آن رنگ تازه نشاند، ولی انباشته شدن بیش از اندازهٔ پودر نیز ظرفیت بافت کاغذ را پر می‌کند. پس مهارت در هر دو، به شناخت سطح و مقدار رنگ مربوط است، هرچند یکی با رطوبت و دیگری با اصطکاک کنترل می‌شود.

پاسخ‌های نزدیک، اما وابسته به طول و تقاطع

صورت جمع و بازِ «از وسایل نقاشی» می‌تواند در جدول‌های دیگر جواب‌های متعددی داشته باشد. این گزینه‌ها جای پاسخ ذخیره‌شدهٔ این صفحه را نمی‌گیرند؛ فقط هنگامی مطرح‌اند که تعداد خانه‌ها یا حروف متقاطع جواب دیگری را الزام کند.

قلم‌موابزار انتقال رنگ است و با آبرنگ، گواش یا رنگ روغن به کار می‌رود. اگر سرنخ بر «ابزار زدن رنگ» تأکید کند، از آبرنگ دقیق‌تر است.
پالتسطح نگهداری و آمیختن رنگ‌هاست. خودش مادهٔ رنگی نیست؛ پس در سرنخی دربارهٔ محل ترکیب رنگ یا تختهٔ دست نقاش مناسب‌تر می‌شود.
بومسطح یا تکیه‌گاه نقاشی است. کوتاهی واژه آن را به جواب رایج جدول تبدیل می‌کند، ولی با ماهیت رنگی «آبرنگ، پاستل» تفاوت دارد.
گواشرنگی آب‌پایه و معمولاً پوشاننده‌تر از آبرنگ است. اگر تعداد خانه‌ها پنج حرف و تقاطع‌ها سازگار باشند، گزینه‌ای جدی است.
مدادرنگیرنگ‌دانه را در مغزی چوبی در اختیار نقاش می‌گذارد و برای خط و جزئیات کنترل بالایی دارد؛ طول آن با پاسخ‌های کوتاه سازگار نیست.
کاردکبرای برداشتن، ترکیب یا پخش رنگ غلیظ کاربرد دارد و بیشتر با تکنیک‌های خمیری و رنگ روغن تداعی می‌شود.

خوانش دقیق دو بخش جواب

«آبرنگ» شش نویسهٔ اصلی دارد: آ، ب، ر، ن، گ؛ در شمارش خانه‌های جدول، «آ» یک خانه است و علامت مد خانهٔ جدا نمی‌خواهد. «پاستل» نیز پنج حرف دارد: پ، ا، س، ت، ل. صورت ذخیره‌شده با «ب» همان طول را حفظ می‌کند. ویرگول میان دو کلمه نشان می‌دهد پای دو جواب یا دو مصداق مستقل در میان است، نه یک عبارت مرکب. به همین دلیل نباید آن‌ها را به شکل «آبرنگ پاستل» نام یک وسیلهٔ واحد تلقی کرد.

از نظر واژه‌سازی، «آبرنگ» معنای خود را آشکارا در اجزای فارسی‌اش حمل می‌کند: رنگی که با آب کار می‌کند. «پاستل» واژه‌ای وام‌گرفته است و معنایش از ظاهر حروف فارسی حدس زده نمی‌شود. همین تفاوت توضیح می‌دهد چرا تغییر «آ» به «ا» صرفاً حذف یک نشانهٔ نگارشی است، اما تبدیل «پ» به «ب» به تلفظ و سنت ثبت واژه مربوط می‌شود.

نتیجهٔ نهایی برای همین سرنخ: جواب کلیدی «ابرنگ، باستل» است. در خواندن و توضیح هنری آن باید «آبرنگ، پاستل» گفت و نوشت. اولی رسانه‌ای آب‌پایه و شفاف است؛ دومی ابزار رنگ‌گذاری مستقیم با گونه‌های نرم، سخت و روغنی. جواب‌هایی مانند قلم‌مو، پالت، بوم و گواش فقط با تعداد خانه و حروف متقاطع متفاوت می‌توانند جایگزین شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.