پرش به محتوای اصلی

رشک در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ: حسد
«رشک» در این سرنخ، برابرِ سه‌حرفیِ «حسد» است؛ حروف آن به‌ترتیب «ح، س، د» نوشته می‌شوند.

صورت کوتاه سرنخ، یک هم‌معنی مستقیم می‌خواهد و «حسد» از نظر معنا و اندازه دقیقاً با آن جور است. رشک در کاربرد معمول به حالتی گفته می‌شود که دیدن برخورداری یا برتری دیگری در شخص ناخشنودی پدید می‌آورد. در فرهنگ‌های فارسی نیز «حسد» در میان نخستین برابرهای این واژه آمده است. بنابراین اگر خانه‌های پاسخ سه‌تا باشند، انتخاب روشن همان حسد است.

نوشتارحسد؛ بدون همزه و تشدید
تعداد حروفسه حرف: ح + س + د
نوع رابطههم‌معنی مستقیمِ رشک

چرا «حسد» دقیق‌ترین پرکنندهٔ خانه‌هاست؟

در زبان فارسی «رشک بردن» و «حسد ورزیدن» در بسیاری از جمله‌ها جانشین یکدیگر می‌شوند. می‌توان گفت «او به کامیابی همکارش رشک برد» یا همان معنا را با «او به کامیابی همکارش حسد ورزید» بیان کرد. این جانشینی نشان می‌دهد رابطهٔ دو واژه صرفاً تداعی موضوعی نیست؛ آن‌ها در معنای منفی و رایج، برابر یکدیگرند.

مزیت دیگر پاسخ، کوتاهی آن است. «حسادت» نیز از همین حوزهٔ معنایی است، اما پنج حرف دارد و برای یک مدخل سه‌خانه‌ای مناسب نیست. طراح جدول معمولاً برای راهنمای تک‌واژه‌ای «رشک» به دنبال اسمی هم‌وزن از نظر اختصار است؛ «حسد» هم معنای لازم را می‌رساند و هم بدون صورت جمع، پسوند یا فعل کمکی در شبکه می‌نشیند.

نکتهٔ املایی: پاسخ با «ح» آغاز می‌شود، نه با «ه». شکل درست «حسد» است. «حاسد» به معنای شخصِ رشک‌برنده و «حسود» صفت آن شخص است؛ هیچ‌کدام خودِ نامِ این حالت نیستند.

مرز معنایی حسد و غبطه

واژهٔ «رشک» در بعضی نوشته‌ها دامنه‌ای گسترده دارد و گاه برای احساسی نزدیک به غبطه نیز به کار می‌رود. با این همه، هنگامی که برابرِ صریح آن «حسد» باشد، وجهِ ناخوشایند معنا برجسته است: شخص نه فقط همان خوبی را برای خود می‌خواهد، بلکه از بودن آن نزد دیگری آزرده می‌شود یا زوالش را آرزو می‌کند. در «غبطه»، برخورداری دیگری پذیرفته می‌شود و فرد فقط نمونه‌ای همانند آن را برای خود می‌خواهد.

حسد

تمرکز بر نعمتی است که دیگری دارد؛ ناخشنودی از آن برخورداری و در تعریف دقیق اخلاقی، میل به از میان رفتن آن دیده می‌شود.

غبطه

فرد موفقیت دیگری را از او دریغ نمی‌کند؛ آرزو دارد خودش نیز به نمونه‌ای همانند آن موفقیت برسد.

نقشهٔ معنایی رشک، حسد و غبطه نموداری که نشان می‌دهد رشک در معنای منفی به حسد و در معنای ملایم‌تر به غبطه نزدیک می‌شود. رشک واژهٔ راهنما حسد ناخشنودی از نعمت دیگری پاسخ مستقیم جدول غبطه خواستن نمونه‌ای برای خود بدون آرزوی زوال قرینهٔ «سه حرف» و کاربرد منفی، شاخهٔ حسد را قطعی می‌کند.

«رشک» در جمله چه نقشی می‌گیرد؟

شناخت ترکیب‌های طبیعی واژه کمک می‌کند منظور سرنخ از معناهای نزدیک جدا شود. «رشک» بیشتر با فعل‌های «بردن» و «ورزیدن» می‌آید. «رشک بردن به کسی» یعنی نسبت به داشته یا برتری او احساس حسد کردن. «رشک‌انگیز» نیز چیزی است که چنان مطلوب یا درخشان به نظر می‌رسد که رشک دیگران را برمی‌انگیزد. تعبیر «مایهٔ رشک» دربارهٔ ویژگی چشمگیری گفته می‌شود که دیگران آرزویش را دارند.

«به آواز خوش او رشک می‌برد» یعنی از داشتن آن هنر نزد او احساس حسد می‌کرد.

«کارنامه‌ای رشک‌انگیز داشت» یعنی کارنامه‌اش چنان درخشان بود که می‌توانست رشک دیگران را برانگیزد.

«موفقیتش مایهٔ رشک رقیبان شد» بر واکنش رقیبان به یک برتری آشکار دلالت دارد.

در هر سه نمونه، اگر بخواهیم اسمِ احساس را با واژه‌ای کوتاه و عربی بیان کنیم، «حسد» مناسب است. اما در صفت‌سازی باید شکل دستوری را رعایت کرد: شخص «حسود» یا «حاسد» است، رفتار او «حسادت‌آمیز» است و خودِ حالت «حسد» نام دارد.

واژه‌های نزدیک، اما نه همیشه هم‌جواب

حسادت

هم‌معنی رایج و امروزی است، ولی پنج حرف دارد. اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد یا سرنخ صورت مصدری بخواهد، می‌تواند مطرح شود؛ برای پاسخ سه‌حرفی کنار می‌رود.

غبطه

چهار حرف دارد و بار بدخواهانهٔ حسد را ندارد. تنها زمانی انتخاب بهتری است که قرینهٔ سرنخ بر آرزوی پیشرفت بدون بدخواهی تأکید کند.

حسرت

افسوس و اندوهِ ناشی از فقدان یا فرصت ازدست‌رفته است. ممکن است با دیدن داشتهٔ دیگری همراه شود، اما الزاماً متوجه زوال نعمت او نیست؛ پس برابر دقیق این مدخل نیست.

غیرت

در برخی کاربردهای کهن با رشک هم‌پوشانی داشته، ولی در فارسی امروز بیشتر حمیت و پاسداری از حریم را می‌رساند. بدون قرینهٔ ادبی، پاسخ اصلی محسوب نمی‌شود.

دو خوانش که نباید با هم آمیخته شوند

در متون لغوی برای «رشک» معانی فرعی و کهن نیز ثبت شده و همین موضوع ممکن است جست‌وجوی واژه را گیج‌کننده کند. معنای مورد نظر این عنوان، همان احساس حسد است؛ زیرا پاسخ ذخیره‌شده و شیوهٔ رایج طراحی جدول هر دو به این هم‌معنایی اشاره دارند. اگر سرنخ به جانورشناسی، موی سر یا تخم شپش اشاره‌ای روشن داشت، آن‌گاه خوانشی دیگر از واژه مطرح می‌شد، نه در سرنخ ساده و انتزاعیِ حاضر.

همچنین «رشک» را نباید صرفاً با «رقابت» یکی دانست. رقابت می‌تواند رفتاری سازنده و آشکار برای رسیدن به نتیجه‌ای بهتر باشد، در حالی که حسد نام یک حالت درونی دربارهٔ برخورداری دیگری است. ممکن است حسد کسی را به رقابت بکشاند، اما این دو از نظر واژگانی یکی نیستند.

حسد: نامِ حالت حاسد: رشک‌برنده حسود: دارای حسد محسود: کسی که به او حسد می‌برند حسادت: صورت رایج‌تر در گفتار امروز

ساخت واژه و کاربرد دقیق پاسخ

«حسد» واژه‌ای عربی است که مدت‌هاست در فارسی معیار به کار می‌رود. در جمله می‌تواند پس از فعل‌هایی مانند «داشتن»، «بردن» و «ورزیدن» قرار گیرد: «در دل حسد داشت»، «بر او حسد برد» و «حسد ورزید». با این حال، در فارسی امروز «حسادت کردن» از «حسد کردن» طبیعی‌تر است. این تفاوتِ کاربردی اصل پاسخ را تغییر نمی‌دهد؛ جدول از نامِ مفهوم می‌پرسد، نه از رایج‌ترین فعل مرکب روزمره.

از همین پایه چند واژه ساخته یا رایج شده است. «حاسد» اسم فاعل و به معنای رشک‌برنده است؛ «محسود» کسی است که موضوع حسد قرار گرفته؛ و «حسود» صفتی بسیار رایج برای فردی است که مکرر حسد می‌ورزد. دانستن این تمایز مانع از آن می‌شود که به جای اسم سه‌حرفیِ خواسته‌شده، صفت چهارحرفی یا اسم فاعل وارد خانه‌ها شود.

جمع‌بندیِ معنای سرنخ

سرنخ «رشک» نه شخصِ رشک‌برنده را می‌خواهد و نه نتیجهٔ این احساس را؛ خودِ احساس را نام می‌برد. «حسد» نیز دقیقاً اسم همین مفهوم است. تناسب معنایی، کاربرد تثبیت‌شده در فارسی و قالب سه‌حرفی، سه دلیل هم‌زمان برای انتخاب آن هستند. گزینه‌هایی چون «غبطه» و «حسرت» فقط در جمله‌هایی با قرینهٔ معنایی متفاوت مطرح می‌شوند و «حسادت» نیز از نظر تعداد حروف بلندتر است.

نتیجهٔ نهایی: برای «رشک در جدول»، پاسخ اصلی و مستقیم حسد است. اگر سه خانه در اختیار دارید، به ترتیب «ح»، «س» و «د» را بنویسید.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.