پرش به محتوای اصلی

جوینده عدالت در جدول

۸ دقیقه مطالعه

پاسخ مستقیم:دادجو واژه‌ای پنج‌حرفی به معنی جوینده و خواستار عدل و داد است.

برای سرنخ «جوینده عدالت»، دقیق‌ترین جواب جدولی دادجو است. این انتخاب فقط یک حدس رایج نیست: در فرهنگ‌های فارسی، «دادجو» صریحاً به معنی «دادجوینده»، «جوینده عدل‌وداد» و «دادخواه» آمده و در پاسخ‌نامه‌های شناخته‌شده جدول نیز همین ترکیب برای این سرنخ ثبت شده است. از نظر ساخت واژه، تعداد حروف و صورت نوشتاری هم با یک پاسخ کوتاه و کلاسیک جدول سازگار است.

نتیجه بررسی سرنخ

جواب منتخبدادجو

پنج حرف، بدون فاصله و نیم‌فاصله؛ مناسب برای الگویی مانند «د ا د ج و».

معنی دقیقجوینده عدل و داد

کسی که عدالت می‌طلبد یا برای گرفتن حق و داد می‌کوشد.

عبارت سرنخ از دو جزء معنایی ساخته شده است: «جوینده» کسی است که چیزی را می‌جوید و «عدالت» در این بافت همان «داد» است. در فارسی، جزء «جو» در پایان ترکیب‌هایی مانند «نامجو»، «دانشجو» و «صلح‌جو» مفهوم جستن، خواستن یا در پی چیزی بودن را می‌رساند. بنابراین «داد + جو» به‌طور مستقیم «کسی که داد را می‌جوید» می‌سازد و دقیقاً با تعریف سرنخ منطبق می‌شود.

دادعدل، انصاف و حقی که باید به صاحب حق برسد
+
جوجوینده، خواهان و در پیِ چیزی
=
دادجوجوینده عدالت و خواستار داد

تعداد حروف و الگوی خانه‌ها

«دادجو» در جدول پنج حرف دارد. حروف آن به ترتیب «د، ا، د، ج، و» هستند و هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای میان دو جزء واژه نوشته نمی‌شود. اگر جدول پنج خانه دارد، این پاسخ از نظر طول کاملاً منطبق است.

دادجو

الگوی نوشتاری: «دادجو»؛ حرف اول و سوم هر دو «د» هستند.

دو بار آمدن حرف «د» نکته مهمی برای کنترل تقاطع‌هاست. اگر از خانه‌های دیگر الگویی مانند «د ا ؟ ج و» به دست آمده باشد، حرف سوم نیز باید «د» باشد. همچنین پایان پاسخ «جو» است؛ پس اگر دو خانه آخر با «ج» و «و» پر شده‌اند، احتمال «دادجو» بسیار بالا می‌رود. در مقابل، الگویی که با «خ» در میانه یا «ه» در پایان تمام می‌شود بیشتر به «دادخواه» نزدیک است، نه «دادجو».

املای درست: «دادجو» پیوسته نوشته می‌شود. شکل‌های «داد جو» و «داد‌جو» برای ورود در خانه‌های جدول مناسب نیستند. در حالت جمع یا با افزودن برخی پسوندها، «ی» میانجی ظاهر می‌شود: «دادجویان» و «دادجویی»؛ اما خود پاسخ مفرد همان «دادجو» است.

چرا «دادجو» از گزینه‌های نزدیک دقیق‌تر است؟

چند واژه از نظر معنایی به سرنخ نزدیک‌اند، اما همه از نظر طول، ساخت و کاربرد جدولی یکسان نیستند. مقایسه زیر نشان می‌دهد چرا «دادجو» باید پاسخ اصلی باشد و گزینه‌های دیگر فقط در صورت تفاوت تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی مطرح می‌شوند.

دادجو۵ حرفانطباق مستقیم با «جوینده عدالت». واژه‌ای فشرده، فارسی و ثبت‌شده با معنی جوینده عدل‌وداد؛ بهترین پاسخ برای سرنخ حاضر.
دادخواه۷ حرفاز نظر معنی بسیار نزدیک است و به کسی گفته می‌شود که خواهان داد یا رسیدگی به ستمی است؛ اما دو حرف بلندتر از «دادجو» است و بیشتر بر مطالبه داد تأکید دارد.
دادپرس۶ حرفدر معنی قدیمی می‌تواند دادخواه و خواهان عدالت باشد، ولی در زبان امروز به سبب شباهت با عنوان‌های قضایی ممکن است ذهن را به مقام رسیدگی‌کننده ببرد. برای این سرنخ، انتخاب نخست نیست.
عدالت‌جو۷ حرفترکیبی روشن و امروزی است و از نظر معنی درست به نظر می‌رسد، اما در جدول معمولاً بدون نیم‌فاصله هفت خانه می‌خواهد و نسبت به «دادجو» طولانی‌تر است.
حق‌طلب۵ حرفاز نظر شمار حروفِ اصلی پنج‌حرفی است و به خواهان حق اشاره دارد، ولی «حق» همیشه دقیقاً معادل «عدالت» در سرنخ‌های واژه‌به‌واژه نیست؛ بنابراین بدون تأیید تقاطع‌ها جایگزین مطمئنی برای «دادجو» نیست.

تفاوت «دادجو» و «دادخواه»

این دو واژه نزدیک‌ترین رقیب‌های معنایی‌اند. «دادجو» از «داد» و «جو» ساخته شده و تصویر کسی را می‌دهد که در پی عدالت است. «دادخواه» از «داد» و «خواه» ساخته شده و بیشتر بر خواستن داد، اعتراض به ستم یا درخواست رسیدگی تأکید می‌کند. در بسیاری از فرهنگ‌ها این دو به‌عنوان هم‌معنی معرفی می‌شوند، اما در جدول طول آن‌ها تعیین‌کننده است: «دادجو» پنج خانه و «دادخواه» هفت خانه لازم دارد.

تفاوت «دادجو» و «دادگر»

«دادگر» معمولاً به کسی گفته می‌شود که عادل است یا داد را برقرار می‌کند؛ یعنی نقش او اجرای عدالت است. «دادجو» کسی است که عدالت را می‌جوید یا می‌خواهد. بنابراین برای سرنخ «جوینده عدالت»، «دادگر» از نظر نقش معنایی دقیق نیست، حتی اگر هر دو واژه با مفهوم داد و انصاف ارتباط داشته باشند.

تفاوت «دادجو» و «دادرس»

«دادرس» کسی است که به داد ستمدیده می‌رسد یا در کاربرد حقوقی، قاضی و رسیدگی‌کننده است. در این واژه، شخص یاری‌رسان یا داوری‌کننده است؛ اما در «دادجو»، شخص خواهان و جوینده عدالت است. این جابه‌جایی نقش فاعلی یکی از دام‌های رایج در سرنخ‌های مرتبط با دادگستری است.

نکات املایی و صرفی واژه

صورت پایهدادجو؛ پیوسته و بدون «ی» پایانی
جمعدادجویان؛ با «ی» میانجی پیش از «ان»
اسم مصدردادجویی؛ به معنی عمل یا حالت دادجو بودن

دیدن صورت «دادجوی» در متون کهن یا در ترکیب‌های صرفی نباید باعث شود پاسخ جدول را شش‌حرفی تصور کنیم. در فارسی، واژه‌هایی که به «و» ختم می‌شوند، هنگام گرفتن پسوند یا قرار گرفتن در بعضی ساخت‌ها «ی» میانجی می‌گیرند؛ مانند «دانشجو ← دانشجویان». همین قاعده در «دادجو ← دادجویان» نیز دیده می‌شود. با این حال، وقتی سرنخ یک اسم مفرد مستقل می‌خواهد، صورت درست و کامل همان «دادجو» است.

در نوشتار امروزی، «جو» در این ترکیب پسوند مستقل با فاصله نیست. نوشتن «داد جو» واژه را به دو واحد جدا تبدیل می‌کند و ممکن است در شمارش خانه‌ها اشتباه ایجاد کند. در پاسخ جدول باید پنج حرف متوالی وارد شود.

کاربرد و بار معنایی «دادجو»

«دادجو» واژه‌ای فارسی با رنگ‌وبوی ادبی و رسمی است. در متون کلاسیک برای کسی به کار رفته که داد می‌خواهد، به درگاه داوری می‌رود یا خواهان رفع ستم است. در فارسی امروز، «دادخواه» و «عدالت‌خواه» در گفتار عمومی شناخته‌شده‌ترند، اما «دادجو» به دلیل کوتاهی، ساخت روشن و پیشینه ادبی برای جدول کلمات متقاطع بسیار مناسب است.

این واژه بسته به بافت می‌تواند دو حوزه معنایی نزدیک داشته باشد: نخست، کسی که برای حق خود دادخواهی می‌کند؛ دوم، کسی که به‌طور کلی طرفدار و جوینده عدالت است. سرنخ حاضر معنای دوم را فعال می‌کند، زیرا از «جوینده عدالت» سخن می‌گوید و به دعوای حقوقی یا شاکی بودن اشاره مستقیمی ندارد.

نکته معنایی تعیین‌کننده

در این سرنخ، «جوینده» باید در خود ساختمان جواب بازتاب داشته باشد. جزء «جو» دقیقاً همین نقش را دارد؛ ازاین‌رو «دادجو» از واژه‌هایی مانند «عادل»، «منصف» یا «دادگر» دقیق‌تر است. آن واژه‌ها صاحب صفت عدالت‌اند، نه لزوماً جوینده آن.

چگونه با حروف تقاطعی اطمینان پیدا کنیم؟

برای این سرنخ، سه جایگاه بیشترین ارزش تشخیصی را دارند:

  • حرف اول «د»: بیشتر گزینه‌های جدی این حوزه با «د» آغاز می‌شوند، پس به‌تنهایی کافی نیست؛ اما گزینه‌هایی مانند «حق‌طلب» را کنار می‌زند.
  • حرف چهارم «ج»: این حرف بسیار راهگشاست. در «دادجو» جایگاه چهارم «ج» است، درحالی‌که «دادخواه» در این جایگاه «خ» دارد.
  • حرف آخر «و»: پایان «و» پاسخ را از «دادگر»، «دادرس»، «دادخواه» و «حق‌طلب» جدا می‌کند.

پس الگویی مانند «د ا د ج و» پاسخ را قطعی می‌کند. اگر فقط خانه‌های اول، چهارم و پنجم معلوم باشند و الگو به صورت «د ـ ـ ج و» دیده شود، باز هم «دادجو» قوی‌ترین گزینه است. اگر تعداد خانه‌ها هفت باشد، باید به «دادخواه» یا «عدالت‌جو» فکر کرد و سپس حروف تقاطعی را سنجید.

پاسخ‌های نامناسب و علت رد آن‌ها

عادل و منصف به کسی اشاره دارند که عدالت را رعایت می‌کند، نه کسی که آن را می‌جوید. قاضی و داور نقش رسیدگی و داوری دارند. دادستان عنوان حقوقی مشخصی است و در معنای امروزی نماینده دادستانی محسوب می‌شود. دادگر برقرارکننده داد است. این واژه‌ها همگی به میدان معنایی عدالت تعلق دارند، ولی رابطه دستوری و معنایی آن‌ها با «جوینده» درست نیست.

گزینه‌ای مانند عدالت‌خواه از نظر مفهوم درست است، اما طولانی است و معمولاً برای سرنخی که پاسخ فشرده می‌خواهد انتخاب نمی‌شود. همچنین «دادطلب» قابل فهم است، ولی در فرهنگ و سنت جدول به اندازه «دادجو» تثبیت نشده و نباید بدون پشتیبانی تقاطع‌ها جای پاسخ اصلی بنشیند.

جمع‌بندی دقیق برای ورود در جدول

پاسخ درست سرنخ «جوینده عدالت» دادجو است: واژه‌ای پنج‌حرفی، پیوسته و فارسی، ساخته‌شده از «داد» به معنی عدل و «جو» به معنی جوینده و خواهان. صورت ورود در خانه‌ها باید دقیقاً د ا د ج و باشد.

«دادخواه» نزدیک‌ترین هم‌معنی است، اما هفت حرف دارد؛ «دادگر» و «دادرس» نیز نقش متفاوتی دارند. بنابراین تا زمانی که تعداد خانه‌ها پنج است و حروف تقاطعی به‌ویژه «ج» در جایگاه چهارم و «و» در پایان تأیید می‌شوند، انتخاب نهایی بدون تردید «دادجو» خواهد بود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.