پرش به محتوای اصلی

حق العمل در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ اصلیکارمزد۶ حرف
پاسخ‌های کوتاه‌تر: «اجرت» ۴ حرف؛ «مزد» یا «جعل» ۳ حرف.

برای سرنخ «حق العمل» دقیق‌ترین جواب عمومی و امروزی در جدول کارمزد است. این انتخاب فقط یک هم‌معنی تقریبی نیست: «کارمزد» در تعریف‌های واژه‌نامه‌ای مستقیماً به پول یا مزدی اشاره می‌کند که در برابر انجام کار، خدمت یا معامله دریافت می‌شود و در کاربرد تجاری نیز نزدیک‌ترین برابر فارسی برای «حق‌العمل» است.

اصلاح نتیجه مقاله

پاسخ «اجرت» از نظر معنایی نادرست نیست، اما بدون دانستن تعداد خانه‌ها نباید آن را جواب اول دانست. «اجرت» معنایی گسترده‌تر دارد؛ درحالی‌که «کارمزد» هم از نظر تعریف و هم از نظر کاربرد اقتصادی و معاملاتی، با خودِ سرنخ «حق‌العمل» تطابق مستقیم‌تری دارد.

انتخاب نهایی
کارمزد

اسم مرکب فارسی به معنای مزد یا مبلغی که بابت انجام کار، ارائه خدمت یا اجرای معامله گرفته می‌شود.

چینش شش‌حرفی در خانه‌ها
کارمزد
ک + ا + ر + م + ز + د؛ بدون فاصله و بدون نیم‌فاصله

چرا «کارمزد» پاسخ اصلی است؟

«حق‌العمل» در فارسی دو هسته معنایی نزدیک دارد: نخست، مزدِ انجام یک کار؛ دوم، مبلغی که شخص واسطه یا عامل در برابر انجام معامله، فروش کالا یا ارائه خدمتی مشخص می‌گیرد و این مبلغ گاهی درصدی است. «کارمزد» هر دو هسته را پوشش می‌دهد. این واژه هم در زبان عمومی برای هزینه انجام خدمت به کار می‌رود و هم در زبان مالی و تجاری برای مبلغی که در برابر عملیات یا معامله دریافت می‌شود.

از سوی دیگر، ساخت خود واژه نیز روشن است: «کار» + «مزد». بنابراین حل‌کننده بدون نیاز به تأویل دور، از «حق‌العمل» به «مزدی برای کار» و سپس به «کارمزد» می‌رسد. در جدول‌هایی که سرنخ کوتاه و واژه‌نامه‌ای است، چنین برابری مستقیم معمولاً بر مترادف‌های عام‌تر مقدم است.

نتیجه معنایی: اگر شش خانه دارید و هنوز هیچ حرف ناسازگاری از تقاطع‌ها به دست نیامده، «کارمزد» مطمئن‌ترین انتخاب است.

مقایسه پاسخ‌های واقعاً محتمل

کارمزداولویت نخست
۶ حرف

مستقیم‌ترین برابر امروزی؛ مناسب برای معنای مزد خدمت، هزینه انجام کار و مبلغ دریافتی در معامله.

اجرت۴ حرف

هم‌معنی معتبر اما عام‌تر؛ بیشتر بر عوض و دستمزدِ کار یا منفعت تأکید دارد و وقتی طول پاسخ چهار خانه است، گزینه‌ای بسیار جدی محسوب می‌شود.

مزد۳ حرف

کوتاه و رایج، ولی از «حق‌العمل» کلی‌تر است. برای جدول سه‌خانه‌ای معمولاً از «جعل» آشناتر و امروزی‌تر است.

جعل۳ حرف

برابر لغوی قدیمی‌تر و فرهنگ‌نامه‌ای. در جدول‌های ادبی، کلاسیک یا متکی به لغت‌نامه ممکن است دقیقاً همین پاسخ خواسته شده باشد.

کمیسیون۷ حرف

در معنای تجاری و درصدی بسیار نزدیک است، به‌ویژه وقتی حق‌العمل بابت فروش یا واسطه‌گری محاسبه می‌شود؛ اما واژه‌ای وام‌گرفته و تخصصی‌تر است.

حق‌الزحمه۸ حرف

از نظر مفهوم نزدیک، ولی معمولاً خودِ سرنخ با آن توضیح داده می‌شود نه اینکه بهترین جواب کوتاه جدول باشد. نیم‌فاصله خانه مستقل نمی‌گیرد.

«اجرت» چه زمانی جواب درست می‌شود؟

«اجرت» چهار حرف دارد: ا، ج، ر، ت. این واژه به مالی گفته می‌شود که در برابر کار، خدمت یا منفعت پرداخت می‌شود و به همین دلیل با «حق‌العمل» هم‌معنی است. بااین‌حال دامنه آن وسیع‌تر از فضای تجاریِ حق‌العمل است؛ برای نمونه، اجرت می‌تواند دستمزد انجام یک کار ساده، بهای استفاده از منفعت یا عوض یک خدمت باشد، بی‌آنکه پای معامله، واسطه‌گری یا درصد فروش در میان باشد.

پس «اجرت» را نباید حذف کرد؛ باید آن را پاسخ اصلیِ نسخه چهارخانه‌ای دانست. اگر الگوی حروف به صورت «ا ـ ر ت» باشد، یا حرف دوم از یک پاسخ متقاطع «ج» دربیاید، انتخاب اجرت تقریباً قطعی می‌شود. اما در نبود طول و حروف تقاطعی، تقدم معنایی با «کارمزد» است.

تفاوت «مزد» و «جعل» در پاسخ سه‌حرفی

مزدواژه‌ای زنده، ساده و عمومی برای پولی که در برابر کار داده می‌شود. اگر سبک جدول روزمره باشد، این پاسخ معمولاً طبیعی‌تر است.
جعلواژه‌ای عربی و قدیمی‌تر در معنای عوض، پاداش یا مالی که برای انجام کاری قرار داده می‌شود. در منابع لغوی، برای «حق‌العمل» ذکر شده است.

این دو پاسخ از نظر تعداد حروف برابرند، اما از نظر سبک یکسان نیستند. وجود حرف نخست تعیین‌کننده است: «م» پاسخ را به «مزد» می‌برد و «ج» به «جعل». حرف پایانی نیز تفاوت را روشن می‌کند: مزد با «د» و جعل با «ل» تمام می‌شود. بنابراین در جدول سه‌خانه‌ای، حتی یک حرف تقاطعی می‌تواند ابهام را کامل برطرف کند.

دام معنایی: «جعل» در فارسی امروز معنی‌های دیگری هم دارد، از جمله ساختن یا تقلب‌کردن. در این سرنخ، فقط معنای قدیمیِ عوض و پاداشِ کار منظور است؛ نه معنای جعل سند.

آیا «کمیسیون» هم می‌تواند پاسخ باشد؟

بله، اگر جدول هفت خانه داشته باشد یا فضای سرنخ تجاری و درصدی باشد. «کمیسیون» غالباً مبلغی است که فروشنده، واسطه، نماینده یا کارگزار بر پایه درصد معامله دریافت می‌کند. این کاربرد با معنای تخصصی حق‌العمل بسیار نزدیک است. بااین‌حال «کمیسیون» در فارسی معنای «هیئت» و «کارگروه» نیز دارد؛ بنابراین جدول‌ساز معمولاً با قرینه‌هایی مانند «درصد فروش»، «سهم واسطه» یا «مزد دلال» ابهام را کاهش می‌دهد.

برای سرنخ تک‌عبارتی «حق العمل»، واژه فارسی «کارمزد» معمولاً انتخاب تمیزتر و کم‌ابهام‌تری است. «کمیسیون» را باید گزینه وابسته به طول هفت‌خانه‌ای و بافت بازرگانی دانست، نه پاسخ پیش‌فرض.

املای درست سرنخ و جواب

در متن ویراستهصورت پیشنهادی حق‌العمل با نیم‌فاصله میان «حق» و «العمل» است.
در عنوان داده‌شدهعنوان این صفحه عمداً به شکل «حق العمل در جدول» حفظ شده و نباید تغییر کند.
در شبکه جدولجواب اصلی کارمزد پیوسته نوشته می‌شود و شش خانه می‌گیرد.

فاصله یا نیم‌فاصله در عبارت سرنخ، طول جواب «کارمزد» را تغییر نمی‌دهد. در شمارش خانه‌های جدول فقط حروف پاسخ شمرده می‌شوند. همچنین بهتر است از شکل‌های فارسی «ک» و «ی» استفاده شود، نه نویسه‌های عربی «ك» و «ي»؛ هرچند ظاهر آن‌ها در بعضی قلم‌ها نزدیک است، در جست‌وجو و پردازش متن یکسان نیستند.

صورت‌های «کار مزد» و «کار‌مزد» برای جواب این سرنخ مناسب نیستند. املای معیار و رایج واژه، «کارمزد» به‌صورت یکپارچه است. در مقابل، «حق‌العمل» ترکیبی است که در متن ویراسته با نیم‌فاصله خواناتر می‌شود؛ نیم‌فاصله علامت یا حرف جداگانه نیست و در جدول خانه‌ای به آن اختصاص نمی‌یابد.

تطبیق پاسخ با الگوی حروف

شش خانهک ا ر م ز د ← کارمزد
چهار خانها ج ر ت ← اجرت
سه خانهم ز د ← مزد
سه خانه ادبیج ع ل ← جعل
هفت خانه تجاریک م ی س ی و ن ← کمیسیون

برای «کارمزد»، جایگاه حروف نیز سرنخ خوبی است: حرف اول «ک»، حرف سوم «ر»، حرف چهارم «م» و حرف آخر «د» است. اگر شبکه الگویی مانند «ک ا ـ م ز د» یا «ـ ا ر م ـ د» بدهد، احتمال کارمزد بسیار بالاست. در مقابل، الگویی که با «ا» شروع و با «ت» تمام شود، به «اجرت» اشاره دارد.

۶ خانه + آغاز «ک» = کارمزد۴ خانه + پایان «ت» = اجرت۳ خانه + آغاز «م» = مزد۳ خانه + پایان «ل» = جعل۷ خانه + پایان «ون» = کمیسیون

مرز معنایی با واژه‌های مشابه

دستمزد

«دستمزد» هفت حرف دارد و بیشتر برای پولی به کار می‌رود که شخص در برابر کار خود می‌گیرد. از نظر معنایی نزدیک است، اما در حق‌العمل معمولاً عنصر خدمت، عملیات مالی یا معامله پررنگ‌تر است. اگر جدول هفت خانه داشته باشد و حروف با «دستمزد» سازگار باشند، این گزینه نیز ممکن است؛ بااین‌حال برای سرنخ دقیق «حق‌العمل»، «کمیسیون» در بافت تجاری و «کارمزد» در کاربرد عمومی مستقیم‌ترند.

حق‌السعی

«حق‌السعی» نیز از مترادف‌های قدیمی و رسمیِ مزد و حق‌العمل است، اما در جدول‌های امروز کمتر از کارمزد، اجرت و مزد دیده می‌شود. افزون بر این، ممکن است در متون حقوق کار معنای گسترده‌تری پیدا کند. پس تنها زمانی باید سراغ آن رفت که طول بلندتر پاسخ و حروف تقاطعی به‌وضوح تأییدش کنند.

دسترنج

«دسترنج» بیشتر بار ادبی و انسانی دارد و حاصل زحمت یا درآمدِ به‌دست‌آمده از تلاش را تداعی می‌کند. این واژه مترادف دورتر است و مفهوم درصد معامله یا هزینه خدمت را به روشنی «کارمزد» منتقل نمی‌کند. در یک جدول ادبی ممکن است پذیرفتنی باشد، ولی جواب پایه این سرنخ نیست.

سرنخ درباره مبلغ است، نه شخص

نباید «حق‌العمل» را با «حق‌العمل‌کار» یکی گرفت. سرنخ حاضر درباره مبلغ یا مزد است؛ اما «حق‌العمل‌کار» نام شخصی است که به حساب دیگری و معمولاً به نام خود معامله‌ای انجام می‌دهد و در برابر آن حق‌العمل می‌گیرد. برای شخص ممکن است پاسخ‌هایی مانند «عامل»، «کارگزار» یا «کمیسیونر» مطرح شود، ولی این‌ها جواب «حق العمل» به معنای پول و کارمزد نیستند.

همین تمایز دستوری مهم است: «حق‌العمل» اسمِ مبلغ است، «حق‌العمل‌کار» اسمِ شخص، و «حق‌العمل‌کاری» نامِ فعالیت یا رابطه معاملاتی. اگر سرنخ فقط دو جزء «حق العمل» را دارد، پاسخ باید به مفهوم مزد یا کارمزد برگردد، نه به انجام‌دهنده کار.

پاسخ نهایی برای درج

جواب اصلی «حق العمل در جدول» کارمزد است؛ واژه‌ای شش‌حرفی و مستقیم. در جدول چهارخانه‌ای «اجرت»، در جدول سه‌خانه‌ای «مزد» یا در بافت لغوی قدیمی «جعل»، و در جدول هفت‌خانه‌ای با معنای درصد معامله «کمیسیون» را بررسی کنید. انتخاب نهایی باید با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی همان شبکه هماهنگ باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.