پرش به محتوای اصلی

خوار در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ‌های ثبت‌شده برای «خوار»:
ذلیلزبون

برای سرنخ «خوار در جدول»، دو پاسخ چهارحرفیِ ذلیل و زبون ثبت شده‌اند. هر دو به فرومایگی، خواری یا ناتوانی نزدیک‌اند، اما در کاربرد دقیق یکسان نیستند. «ذلیل» بیشتر بر خفت و حقیر شدن تأکید دارد و «زبون» بیشتر بر ضعف و ناتوانی در برابر دیگری.

حروف «ذلیل» ذ، ل، ی، ل است و در آن لام تکرار می‌شود. حروف «زبون» ز، ب، و، ن است. چون هر دو چهارحرفی‌اند، حروف تقاطعی و فضای معنایی سرنخ تعیین می‌کند کدام پاسخ در جدول قرار بگیرد.

معنی خوار

خوار در این سرنخ یعنی پست، حقیر، زبون، فرومایه یا بی‌اعتبارشده. «خوار شدن» یعنی عزت و جایگاه خود را از دست دادن یا در برابر دیگری شکست‌خورده و تحقیرشده شدن. «خوار کردن» نیز یعنی کسی را پست و بی‌ارزش جلوه دادن یا به خواری انداختن.

خوار در ترکیب «خوار و ذلیل» نیز می‌آید و در آن بر حالت فرودستی، شکست یا تحقیر تأکید می‌شود. این واژه در متن‌های ادبی و رسمی کاربرد دارد و می‌تواند درباره‌ی شخص، گروه، دشمن یا حتی یک ادعا و ارزش اجتماعی به کار رود.

راهنمای جدول: در معنی «پست و حقیر»، پاسخ‌های اصلی این مدخل ذلیل و زبون‌اند؛ هر دو چهار حرف دارند و باید با حروف تقاطعی تفکیک شوند.

ذلیل؛ خوار و فرومایه

ذلیل چهارحرفی است و به کسی یا چیزی گفته می‌شود که خوار، پست، حقیر یا شکست‌خورده شده است. این واژه معمولاً بر از دست رفتن عزت، منزلت یا قدرت اجتماعی تأکید دارد. «ذلت» و «ذلیل شدن» از خانواده‌ی همین مفهوم‌اند.

در جمله‌ی «دشمن ذلیل و شکست‌خورده عقب نشست»، ذلیل حالت فرودستی پس از شکست را می‌رساند. «بنده‌ی ذلیل» نیز در زبان ادبی تعبیری برای فروتنی یا حقارت در برابر قدرتی بزرگ‌تر است. لحن کلمه می‌تواند توصیفی، ادبی، دینی یا تند باشد و به بافت جمله بستگی دارد.

  • ذلیل شدن: خوار و فرومایه شدن یا عزت را از دست دادن.
  • ذلیل کردن: به خواری انداختن یا بی‌اعتبار کردن.
  • خوار و ذلیل: بسیار پست، حقیر یا شکست‌خورده.
  • ذلت: حالت خواری و فرودستی.

زبون؛ ضعیف و ناتوان

زبون نیز چهار حرف دارد و به معنی ضعیف، ناتوان، درمانده، خوار یا بی‌قدرت است. این واژه بیشتر به توان مقابله و قدرت ایستادگی مربوط می‌شود. کسی که در برابر حریف توان دفاع ندارد، ممکن است زبون و درمانده توصیف شود.

در «دشمن زبون شد»، تأکید بر آن است که دشمن دیگر توان مقاومت ندارد. «زبان» و «زبون» در نوشتار متفاوت‌اند؛ زبون با ز نوشته می‌شود و در این سرنخ معنی ناتوان و خوار دارد، نه عضو گفتار یا ابزار سخن.

ذلیل | ۴ حرفخوار، حقیر و فرومایه؛ تأکید بر خفت و از دست رفتن منزلت.
زبون | ۴ حرفضعیف، درمانده و ناتوان؛ تأکید بر نداشتن قدرت مقابله.

مرز این دو واژه همیشه دقیق نیست و فرهنگ‌ها آن‌ها را مترادف یکدیگر می‌آورند. تفاوت بالا فقط یک راهنمای معنایی برای انتخاب پاسخ در جمله‌های دقیق‌تر است.

تفاوت ذلیل و زبون

هر دو واژه می‌توانند به جای خوار بیایند، اما «ذلیل» بیشتر وضعیت اجتماعی و حیثیتی را نشان می‌دهد و «زبون» بیشتر وضعیت قدرت و توانایی را. ممکن است فردی از نظر قدرت زبون باشد، بدون اینکه لزوماً تحقیر شده باشد؛ یا فردی از نظر جایگاه اجتماعی ذلیل شده باشد، حتی اگر هنوز توان جسمی داشته باشد.

  • ذلیل از شکست: خوار و بی‌اعتبارشده پس از شکست.
  • زبون در برابر حریف: ناتوان از مقاومت یا دفاع.
  • ذلیل و زبون: ترکیبی برای تأکید هم‌زمان بر خواری و ناتوانی.
  • خوار: واژه‌ی کلی‌تری که هر دو حالت را می‌تواند پوشش دهد.

معنی‌های دیگر خوار

«خوار» در فارسی چند کاربرد دیگر هم دارد و نباید همه‌ی آن‌ها را با معنی پست و حقیر یکی دانست. در ترکیب‌هایی مانند «خون‌خوار»، «مال‌خوار» و «سودخوار»، خوار به مفهوم خوردن یا مصرف کردن مربوط می‌شود. همچنین در «خواربار»، واژه به مواد خوراکی و مایحتاج روزمره ارتباط پیدا می‌کند.

«خار» با الف، نام تیغ یا گیاه تیغ‌دار است و با «خوار» در سرنخ این مقاله فرق دارد. در نوشتار، توجه به واو و معنی جمله کمک می‌کند این دو واژه اشتباه نشوند. «خوار» در «خوار و ذلیل» صفت است، اما «خار» در «خار گل» اسم است.

  • خوار و ذلیل: پست و فرودست.
  • خون‌خوار: خون‌خور یا خون‌آشام و درنده.
  • سودخوار: کسی که از سود یا بهره‌ی سنگین ارتزاق می‌کند.
  • خواربار: مواد غذایی و مایحتاج خوراکی.
  • خار: تیغ گیاه؛ واژه‌ای متفاوت از خوار.

نمونه‌های کاربرد ذلیل و زبون

  • ستمگران مردم را خوار و ذلیل می‌خواستند.
  • حریف پس از شکست، زبون و درمانده از میدان بیرون رفت.
  • او حاضر نشد در برابر زورگویی، خود را ذلیل کند.
  • دشمن زبون شد و راهی جز عقب‌نشینی نداشت.
  • در شعر، خوار شدن گاهی نماد از دست رفتن عزت است.

در این جمله‌ها ذلیل بیشتر با تحقیر و عزت، و زبون بیشتر با ضعف و ناتوانی همراه است. هر دو می‌توانند در متون ادبی شدت عاطفی زیادی داشته باشند.

راهنمای حل جدول

برای سرنخ «خوار» و چهار خانه، نخست حروف تقاطعی را بررسی کنید. اگر الگوی ذ، ل، ی، ل دیده می‌شود، پاسخ ذلیل است. اگر الگوی ز، ب، و، ن با خانه‌ها هماهنگ باشد، پاسخ زبون خواهد بود.

اگر تعریف سرنخ «حقیر و فرومایه» باشد، ذلیل معنای مستقیم‌تری دارد؛ اگر «ضعیف و ناتوان» باشد، زبون مناسب‌تر است. اما چون عنوان کوتاه «خوار» است، هر دو پاسخ ذخیره‌شده معتبرند و طول یکسان آن‌ها انتخاب را به حروف تقاطعی وابسته می‌کند.

یادآوری سریع: ذلیل = خوار و حقیر؛ زبون = ضعیف و درمانده. هر دو چهارحرفی‌اند.

جمع‌بندی

سرنخ: خوار در جدول

پاسخ‌ها: ذلیل، زبون

شمارش: هر دو ۴ حرف.

تفاوت معنایی: ذلیل بیشتر بر خواری و حقارت، و زبون بیشتر بر ضعف و ناتوانی تأکید دارد.

نکته‌ی املایی: «خوار» در این معنی با «خار» به معنی تیغ گیاه متفاوت است.

پس برای سرنخ «خوار در جدول»، با توجه به حروف تقاطعی یکی از پاسخ‌های چهارحرفیِ «ذلیل» یا «زبون» را بنویسید. هر دو در این مدخل به عنوان هم‌معنی خوار ثبت شده‌اند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.