برای سرنخ «شاهد در جدول»، پاسخ چهارحرفی گواه مناسب است. گواه کسی یا چیزی است که درستی یک ادعا، رخداد یا حقیقت را تأیید میکند. حروف آن به ترتیب «گ»، «و»، «ا» و «ه» هستند.
«گواه» و «شاهد» در بسیاری از جملهها هممعنیاند، اما گواه میتواند معنای گستردهتری داشته باشد و به سند، نشانه یا دلیل نیز گفته شود. در این مدخل، پاسخ ذخیرهشده گواه است و با حروف تقاطعی چهارخانهای جدول باید تأیید شود.
معنی گواه
گواه یعنی شاهد، تأییدکننده، دلیل یا مدرکی که صدق چیزی را نشان میدهد. اگر شخصی یک رویداد را دیده باشد و دربارهی آن توضیح دهد، گواه آن رویداد است. اگر سندی ادعایی را ثابت کند، میتوان گفت آن سند گواه درستی ادعاست.
گواه هم برای انسان و هم برای چیزهای غیرانسانی به کار میرود. «گواه حضور من» میتواند دوستی باشد که آنجا بوده، یا دوربین و سندی که حضور را ثبت کرده است. این گستردگی معنایی، گواه را برای سرنخ «شاهد» به گزینهای مناسب تبدیل میکند.
تفاوت گواه و شاهد
شاهد در معنای رایج معمولاً شخصی است که واقعهای را دیده یا در آن حضور داشته و میتواند دربارهاش شهادت بدهد. گواه نیز برای همین شخص به کار میرود، اما دامنهی آن در زبان عمومی گستردهتر است و سند، نشانه و دلیل را هم شامل میشود.
این تفاوت در همهی جملهها مرز سختی ندارد و فرهنگها شاهد و گواه را مترادف هم میآورند. هنگام حل جدول، منظور سرنخ و تعداد خانهها مهمتر از چنین تفاوت ظریفی است.
گواه در کاربرد حقوقی
در دادگاه، گواه میتواند شخصی باشد که دربارهی موضوعی اطلاعات مستقیم دارد و آن را برای مرجع رسیدگی بیان میکند. «گواهی دادن» یعنی بیان آنچه فرد دیده، شنیده یا از آن آگاهی معتبر دارد. در این کاربرد، گواه به شاهد نزدیک است و باید میان مشاهدهی مستقیم و شنیدههای غیرمستقیم تفاوت گذاشت.
گواهی یک شخص تنها یکی از عناصر بررسی پرونده است و ارزش آن به شرایط قانونی، میزان آگاهی، سازگاری با مدارک و تشخیص مرجع رسیدگی بستگی دارد. در زبان عمومی، «این سند گواه بیگناهی اوست» نیز رایج است؛ در این جمله گواه شخص نیست، بلکه سند و دلیل است.
- گواه دادگاه: شخصی که دربارهی موضوعی شهادت میدهد.
- گواهی دادن: بیان آگاهی یا شهادت دربارهی یک واقعه.
- گواه کتبی: سند یا نوشتهای که ادعایی را تأیید میکند.
- گواه عینی: کسی که رویداد را مستقیم دیده یا تجربه کرده است.
شاهد در ادبیات و زبان
«شاهد» در زبان فارسی فقط به معنای گواه دادگاه نیست. در شعر و غزل، شاهد میتواند به محبوب، معشوق یا شخص زیبارو اشاره کند. در فرهنگ ادبی، این معنی با معنای حقوقی تفاوت دارد و از بافت جمله فهمیده میشود.
در دستور زبان و فرهنگنویسی، «شاهد» به بیت، جمله یا عبارتی گفته میشود که برای اثبات کاربرد یک واژه یا قاعده آورده شده است. برای مثال، فرهنگنویس ممکن است بیتی از یک شاعر را به عنوان شاهد معنای واژه ذکر کند. در اینجا شاهد به معنی مثال و نمونه است، نه انسان حاضر در یک دادگاه.
معنیهای دیگر شاهد
- شاهدِ عینی: کسی که رویداد را با چشم خود دیده است.
- شاهد مثال: جمله، بیت یا سندی برای اثبات یک کاربرد.
- شاهد ادبی: محبوب یا معشوق در شعر و نثر.
- شاهد و ناظر: فرد حاضر و بینندهی رویداد.
گواه در جملههای روزمره
- او گواه این ماجرا بود و همهچیز را از نزدیک دید.
- این عکس گواه حضور گروه در آن محل است.
- دوستش به عنوان گواه قرارداد را امضا کرد.
- آثار روی زمین گواه بارش شدید شب گذشته بود.
- این موفقیت گواه تلاش و پشتکار اوست.
در جملهی نخست، گواه شخص است؛ در جملهی دوم و چهارم، عکس و آثار نقش گواه دارند؛ و در جملهی پایانی، تلاش و پشتکار به صورت مفهومی گواه موفقیت معرفی شدهاند. این مثالها گستردگی کاربرد واژه را نشان میدهند.
واژههای نزدیک به گواه
«شاهد»، «ناظر»، «دلیل»، «مدرک»، «برهان»، «نشانه»، «گواهی» و «اثبات» با مفهوم گواه ارتباط دارند، اما یکسان نیستند. ناظر بیشتر به فرد حاضر و بیننده اشاره دارد؛ مدرک سند یا چیزی برای اثبات است؛ برهان دلیل قوی و منطقی است؛ و گواهی عمل یا نتیجهی گواه دادن است.
- شاهد: گواه انسانی یا مثال اثباتکننده.
- مدرک: سند یا دلیلی که برای اثبات ارائه میشود.
- برهان: دلیل منطقی و استدلالی.
- نشانه: علامتی که از وجود یا درستی چیزی خبر میدهد.
- گواهی: شهادت، تأیید یا سند صادرشده برای اثبات موضوعی.
راهنمای حل جدول
اگر سرنخ «شاهد» باشد و چهار خانه در اختیار دارید، گواه گزینهی اصلی این مدخل است. الگوی حروف آن گ، و، ا، ه است. اگر تعریف به «ناظر» یا «بیننده» اشاره کند، پاسخهای دیگری ممکن است مطرح شوند؛ اما برای هممعنی مستقیم شاهد، گواه مناسب است.
به کاربرد سرنخ توجه کنید: اگر «شاهد مثال در لغت» باشد، ممکن است منظور شاهد ادبی باشد؛ اگر «شاهد دادگاه» باشد، شخص گواهدهنده مطرح است؛ و اگر «دلیل و نشانه» باشد، گواه در معنای وسیعتر به کار میرود. پاسخ ذخیرهشده در هر سه حالت با تعریف کلی ارتباط دارد.
جمعبندی
سرنخ: شاهد در جدول
پاسخ: گواه
شمارش: ۴ حرف؛ گ، و، ا، ه
معنی: شاهد، گواهدهنده، دلیل، سند یا نشانهی تأییدکننده.
نکته: شاهد بیشتر برای شخص حاضر یا بیننده به کار میرود، اما گواه میتواند شخص یا دلیل و سند هم باشد.
پس پاسخ چهارحرفی «شاهد در جدول»، «گواه» است. حروف گ، و، ا، ه را با تقاطعهای جدول تطبیق دهید تا پاسخ بهدرستی ثبت شود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!