برای سرنخ «دادگاه در جدول»، پاسخ پنجحرفی و شناختهشدهی محکمه مناسب است. محکمه یعنی جای دادرسی، محل قضاوت یا دادگاهی که در آن به دعوا و اتهام رسیدگی میشود. حروف پاسخ به ترتیب «م»، «ح»، «ک»، «م» و «ه» هستند.
این واژه در متون ادبی، تاریخی و حقوقی قدیمیتر فراوان دیده میشود و هنوز هم به عنوان هممعنی دادگاه قابل فهم است. اگر خانههای جدول پنجتایی باشند و حروف تقاطعی با «م ح ک م ه» هماهنگ شوند، محکمه جواب مستقیم این سرنخ است.
محکمه یعنی چه؟
محکمه به معنای دادگاه، جای دادرسی و محل حکم کردن است. این واژه از ریشهی عربیِ مرتبط با حکم و قضاوت آمده و به نهادی یا مکانی اشاره میکند که در آن قاضی یا مرجع صلاحیتدار دربارهی یک پرونده تصمیم میگیرد.
در کاربرد گسترده، محکمه فقط ساختمان دادگاه نیست؛ میتواند به جلسهی رسیدگی، مرجع قضاوت یا مجموعهی قضایی نیز اشاره کند. برای مثال، «پرونده به محکمه رفت» یعنی پرونده برای رسیدگی رسمی و صدور رأی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفت.
تفاوت دادگاه و محکمه
دادگاه واژهای فارسی است که از «داد» و «گاه» ساخته شده و معنای آن مکان اجرای عدالت و رسیدگی قضایی است. این واژه در فارسی امروز رایجتر است و در نامگذاری نهادها و مراجع رسمی حقوقی زیاد به کار میرود.
محکمه از نظر معنی با دادگاه نزدیک و در بسیاری از جملهها مترادف آن است، اما رنگ تاریخی، ادبی یا قدیمیتری دارد. در متنهای معاصر نیز ممکن است برای اشاره به دادگاه، مرجع قضاوت یا به شکل استعاری برای داوری اخلاقی استفاده شود. در شعر و نثر کلاسیک، محکمه اغلب طبیعیتر از دادگاه به نظر میرسد.
این تفاوت بیشتر به سطح و دورهی کاربرد مربوط است، نه به اصل معنای واژه. در جدول کلمات، طراح معمولاً از «دادگاه» به عنوان تعریف امروزی استفاده میکند تا پاسخ «محکمه» یا «عدالتخانه» را بخواهد. تعداد خانهها تعیین میکند که کدام هممعنی مورد نظر است.
محکمه در زبان حقوقی و تاریخی
در نوشتههای حقوقی و تاریخی، ترکیبهایی مانند محکمهی استیناف، محکمهی عمومی و محکمهی اختصاصی دیده میشود. «محکمهی استیناف» در اصطلاح قدیمی به مرجعی گفته میشد که به اعتراض نسبت به رأی مرحلهی نخست رسیدگی میکرد. «محکمهی عمومی» نیز برای دادگاهی با صلاحیت عمومی در برابر مرجع اختصاصی به کار رفته است.
باید توجه داشت که نامگذاری نهادهای قضایی در دورهها و نظامهای حقوقی مختلف یکسان نیست. بنابراین معنای پایهی محکمه همان دادگاه و محل دادرسی است، اما نوع و صلاحیت آن را باید از صفت همراهش فهمید. در یک متن تاریخی، محکمه ممکن است به ساختار قضایی زمان خود اشاره کند و نباید آن را بیدرنگ با عنوان امروزی یکسان دانست.
چند ترکیب شناختهشده
- محکمهی استیناف: مرجع رسیدگی دوباره به پرونده یا اعتراض به رأی مرحلهی پایینتر.
- محکمهی عمومی: دادگاهی با صلاحیت عام در برابر دادگاه اختصاصی.
- محکمهی اختصاصی: مرجعی برای رسیدگی به موضوع یا گروهی مشخص.
- محکمهی عالی: دادگاهی در سطح بالاتر یا مرجع عالی قضاوت.
محکمهی وجدان
محکمه در زبان فارسی فقط معنای حقوقی و واقعی ندارد و در ترکیب استعاریِ محکمهی وجدان نیز به کار میرود. محکمهی وجدان یعنی داوری درونی انسان دربارهی کارهای خودش؛ در این تعبیر، قاضی بیرونی وجود ندارد و فرد با معیار اخلاق، مسئولیت و حقیقت رفتار خود را میسنجد.
برای نمونه، ممکن است گفته شود «هرکس در محکمهی وجدان خویش پاسخگوست». این جمله دربارهی یک ساختمان یا جلسهی رسمی دادگاه نیست، بلکه از مفهوم قضاوت اخلاقی استفاده میکند. چنین کاربردی نشان میدهد که واژهی محکمه در ادبیات ظرفیت استعاری نیز پیدا کرده است.
واژههای نزدیک به محکمه
برای «دادگاه» واژههای دیگری نیز در فارسی وجود دارد، اما طول و فضای کاربرد آنها متفاوت است. «دادگستری» بیشتر به سازمان و دستگاه عدالت اشاره میکند، «دادسرا» مرجعی برای تحقیقات و تعقیب برخی جرائم است، «دیوان» در ترکیبهای خاص به مرجعی عالی یا رسمی گفته میشود و «عدالتخانه» شکل قدیمیتر یا عمومیتری برای محل اجرای عدالت است.
«محاکم» جمع محکمه است و به معنی دادگاهها یا مراجع قضایی به کار میرود. اگر سرنخ جدول «دادگاهها» یا «دادگاهها در متون قدیمی» باشد و تعداد خانهها شش خانه باشد، ممکن است محاکم پاسخ مناسب شود؛ اما برای سرنخ مفرد «دادگاه» و پنج خانه، محکمه انتخاب اصلی است.
- دادگاه: محل رسمی دادرسی و قضاوت.
- محکمه: هممعنی دادگاه، با کاربرد ادبی و تاریخی پررنگتر.
- محاکم: جمع محکمه، یعنی دادگاهها.
- دادسرا: بخشی از دستگاه قضایی برای برخی تحقیقات و پیگیریهای قانونی، نه هممعنی کامل دادگاه.
- عدالتخانه: نامی قدیمی یا عمومی برای محل دادخواهی و رسیدگی.
نمونه جمله با محکمه
- قاضی پس از شنیدن سخنان دو طرف، جلسهی محکمه را پایان داد.
- در داستان تاریخی، شاکی برای دادخواهی به محکمه رفت.
- مدارک تازه در محکمه بررسی شد و رأی نهایی پس از آن صادر شد.
- انسان در محکمهی وجدان خود نیز باید پاسخگو باشد.
- محکمهی استیناف پرونده را برای رسیدگی دوباره پذیرفت.
در این جملهها، محکمه گاهی معنای دادگاه واقعی دارد و گاهی در ترکیب استعاری برای داوری درونی به کار رفته است. زمینهی جمله معمولاً مشخص میکند که کدام معنا مورد نظر است.
راهنمای حل سرنخ دادگاه
اگر پاسخ باید پنجحرفی باشد، «محکمه» را با حروف متقاطع امتحان کنید. حروف آن چنین توزیع میشوند: حرف اول م، حرف دوم ح، حرف سوم ک، حرف چهارم م و حرف پنجم ه. تکرار م در جایگاههای اول و چهارم میتواند نشانهی خوبی برای تشخیص پاسخ باشد.
اگر تعداد خانهها متفاوت باشد، جوابهای دیگری مانند دادگستری، دیوان، محکمه یا عدالتخانه ممکن است مطرح شوند؛ اما هر کدام تعریف و طول خاص خود را دارند. برای سرنخ سادهی «دادگاه» و پاسخ پنجحرفی، محکمه با تعریف واژهنامهای کاملاً هماهنگ است.
جمعبندی
سرنخ: دادگاه در جدول
پاسخ: محکمه
شمارش: ۵ حرف؛ م، ح، ک، م، ه
معنی: دادگاه، جای دادرسی و محل قضاوت.
کاربردهای نزدیک: محکمهی استیناف، محکمهی عمومی، محکمهی اختصاصی و محکمهی وجدان.
پس برای سرنخ «دادگاه در جدول»، پاسخ پنجحرفی «محکمه» را بنویسید. این واژه از نظر معنایی با دادگاه همریشهی مفهومی است و در متنهای حقوقی، تاریخی و ادبی کاربرد فراوان دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!