پرش به محتوای اصلی

بانگ در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ‌های ثبت‌شده برای «بانگ»:
اوانداغوزخصوتخروشاوازصدا

«بانگ» در جدول کلمات می‌تواند جواب‌های گوناگونی داشته باشد، چون این واژه با صدا، آواز، ندا و فریاد ارتباط معنایی دارد. پاسخ نهایی را باید با تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع انتخاب کرد. فهرست پاسخ‌های این مدخل شامل اوا، ندا، غو، زخ، صوت، خروش، اواز و صدا است.

کوتاه‌ترین گزینه‌های این مجموعه «غو» و «زخ» هستند و هر دو دو حرف دارند. «اوا»، «ندا» و «صدا» سه حرفی‌اند. «صوت»، «خروش» و «اواز» چهار حرفی محسوب می‌شوند. در نوشتار معیار فارسی، «اواز» معمولاً به شکل «آواز» نوشته می‌شود؛ در جدول باید همان شکل و تعداد خانه‌ای را بنویسید که با حروف تقاطعی سازگار است.

معنی کلی بانگ

بانگ به صدایی گفته می‌شود که شنیده می‌شود یا به صورت بلند و آشکار به گوش می‌رسد. این واژه می‌تواند صدای انسان، حیوان، ساز، زنگ، طبل یا هر پدیده‌ی صوتی دیگر را توصیف کند. در «بانگ خروس»، منظور صدای خروس است و در «بانگ برآوردن»، معنی فریاد زدن یا صدا کردن با آواز بلند دارد.

بانگ در زبان ادبی دامنه‌ی معنایی گسترده‌ای دارد. گاهی صدای آرام و خوشایند را در بر می‌گیرد و گاهی برای فریاد، نعره یا غوغای بلند به کار می‌رود. به همین دلیل، سرنخ کوتاه «بانگ» می‌تواند جواب‌های سه‌حرفیِ «ندا» و «صدا» یا گزینه‌های قوی‌تری مانند «خروش» داشته باشد.

روش حل: اگر دو حرف در اختیار دارید، «غو» یا «زخ» را بررسی کنید. اگر چهار خانه خالی است، بین «صوت»، «خروش» و «اواز» با توجه به مفهوم سرنخ و حروف تقاطعی تصمیم بگیرید.

اوا؛ آوا و صدای شنیدنی

اوا در فهرست پاسخ جدول، شکل سه‌حرفیِ واژه‌ی «آوا» است. در فارسی معیار، «آوا» با الف مَددار نوشته می‌شود و به معنی صدا، نغمه یا کیفیت شنیداری یک صوت است. در بسیاری از جدول‌ها، شکل نوشتاری ساده‌شده‌ی آن بدون نشانه‌ی کشیده و به صورت «اوا» ثبت می‌شود.

آوا می‌تواند صدای انسان، آواز پرنده، نغمه‌ی ساز یا هر صدای قابل تشخیص باشد. برای نمونه، «آوای باران» صدای باران و «آوای خوش» صدایی دلنشین است. این واژه از «بانگ» لطیف‌تر و عمومی‌تر به نظر می‌رسد و الزاماً فریاد یا صدای بلند را بیان نمی‌کند.

اگر سه خانه در جدول وجود داشته باشد و حرف نخست از تقاطع به «آ» یا «ا» برسد، اوا یکی از گزینه‌های محتمل برای بانگ است. در پاسخ ذخیره‌شده‌ی این مدخل، شکل «اوا» نوشته شده است.

ندا؛ صدا زدن و بانگ

ندا واژه‌ای سه‌حرفی برای صدا، آواز یا بانگ است. «ندا دادن» یعنی کسی یا گروهی را با صدا فراخواندن و «ندای درون» به صدای معنوی یا دعوت درونی اشاره دارد. در زبان ادبی، ندا گاهی صدایی است که برای جلب توجه یا رساندن پیامی برآورده می‌شود.

تفاوت ظریف ندا با آوا در این است که ندا معمولاً جنبه‌ی خطاب و فراخوان دارد. وقتی کسی دیگری را صدا می‌زند، این صدا «ندا» است؛ اما هر صدای خوش یا موسیقایی الزاماً ندا نیست. با این حال، در فرهنگ‌های واژه و جدول‌های کلمات، ندا و بانگ از هم‌معنی‌های رایج یکدیگرند.

ترکیب‌های رایج با ندا

  • ندا دادن: صدا زدن یا فراخواندن.
  • ندای حق: دعوت و پیام معنوی یا دینی.
  • ندای کمک: فریاد یا صدایی برای درخواست یاری.
  • ندای دل: خواسته و صدای درونی انسان.

غو؛ بانگ و فریاد کوتاه

غو واژه‌ای دوحرفی است که در متون ادبی برای بانگ، فریاد، هیاهو یا صدای بلند به کار می‌رود. این کلمه به‌خصوص در توصیف همهمه‌ی مردم، صدای جنگ، شور و غوغا یا فریاد گروهی دیده می‌شود. «غو درافکندن» و ترکیب «غوغا» با همین حوزه‌ی معنایی ارتباط دارند.

غو با «قو» تفاوت دارد. «قو» نام پرنده‌ای آبزی است، اما «غو» در این کاربرد به صدا و فریاد مربوط می‌شود. این دو واژه از نظر شکل نوشتاری تنها در نقطه‌ی حرف نخست تفاوت دارند، بنابراین حروف متقاطع در حل جدول اهمیت ویژه‌ای دارند.

شمارش: «غو» فقط دو حرف دارد: غ و و. اگر سرنخ بانگ دوخانه‌ای باشد، این پاسخ ادبی و فشرده را در کنار «زخ» بررسی کنید.

زخ؛ آوا یا بانگ خشن

زخ گزینه‌ای کوتاه و کم‌کاربردتر برای بانگ است. این واژه در برخی فرهنگ‌ها به معنی بانگ، آواز یا صدای خشن آمده و ممکن است در متن‌های ادبی و واژه‌های جدول دیده شود. کاربرد آن به اندازه‌ی «صدا» یا «آواز» روزمره نیست، اما در جدول‌های واژگانی پاسخ دوحرفی ارزشمندی به شمار می‌آید.

«زخ» را نباید با واژه‌هایی مانند «زخم» یا «زخمه» اشتباه گرفت. در حوزه‌ی موسیقی قدیم، واژه‌های نزدیک به این معنا می‌توانند به صدای برخورد مضراب با سیم یا صدای بم و خشن اشاره کنند. بنابراین وقتی سرنخ بانگ است و دو خانه در اختیار دارید، زخ می‌تواند گزینه‌ای تخصصی‌تر از غو باشد.

صوت؛ صدای شنیدنی

صوت واژه‌ای چهارحرفی و عربی‌ریشه در فارسی است که به معنی صداست. در زبان رسمی، علمی و ادبی، صوت برای هر پدیده‌ی شنیداری به کار می‌رود؛ از صدای سخن انسان گرفته تا صدای ساز و ارتعاشی که در محیط پخش می‌شود. «ضبط صوت» نیز به دستگاه یا فرایند ثبت صدا اشاره دارد.

در مقایسه با «آواز»، صوت معنایی عمومی‌تر و فنی‌تر دارد. آواز می‌تواند نغمه یا صدای خواندن باشد، اما صوت هر صدای شنیدنی را شامل می‌شود. از این رو، «صوت» یکی از پاسخ‌های مستقیم و چهارحرفی برای سرنخ بانگ است.

حروف «صوت» عبارت‌اند از ص، و، ت. اگر حرف نخست از تقاطع «ص» و طول پاسخ چهار خانه باشد، این گزینه را با اطمینان بیشتری بررسی کنید.

خروش؛ بانگ بلند و پرقدرت

خروش چهارحرفی است و به فریاد، بانگ بلند، جوش‌وخروش یا صدای نیرومند اشاره می‌کند. خروش انسان می‌تواند نشان‌دهنده‌ی اعتراض، شادی، خشم یا هیجان باشد؛ خروش دریا و رود نیز برای صدای پرقدرت و پیوسته‌ی آب به کار می‌رود.

این واژه از «صوت» و «آوا» شدیدتر و پرهیجان‌تر است. «خروش مردم» همهمه و فریاد جمعی را نشان می‌دهد و «خروش امواج» صدای بلند موج‌ها را تداعی می‌کند. اگر سرنخ بانگ با مفهوم فریاد، غریو یا صدای سهمگین همراه باشد، خروش احتمال بیشتری دارد.

نمونه‌های کاربرد خروش

  • خروش موج‌ها از دور شنیده می‌شد.
  • مردم با خروش خود اعتراضشان را نشان دادند.
  • بانگ و خروش میدان، فضای شهر را پر کرده بود.

اواز و آواز؛ صدا و نغمه

اواز در پاسخ ذخیره‌شده‌ی جدول به شکل چهارحرفی آمده است. صورت معیار این واژه آواز است و به بانگ، صدا، نغمه یا آهنگ اشاره دارد. آواز می‌تواند صدای خواندن انسان، نغمه‌ی موسیقی یا هر صدای خوش و آهنگین باشد. در ادبیات فارسی، «آوازه» نیز از خانواده‌ی همین واژه دانسته می‌شود، اما «آواز» با «آوازه» یکی نیست.

برای حل جدول، شکل پاسخ باید با حروف خانه‌ها هماهنگ باشد. در بعضی محیط‌های جدول، الف مَددار به صورت «آ» و در بعضی پاسخ‌نامه‌ها به صورت «ا» ثبت می‌شود. بنابراین «اواز» و «آواز» از نظر تعداد حروف چهارحرفی هستند، اما نوشتار رایج و درست‌تر در متن پیوسته «آواز» است.

«آواز خوش»، «آواز پرنده» و «آواز خواننده» نمونه‌هایی از کاربرد این واژه‌اند. اگر سرنخ فقط «بانگ» باشد، آواز پاسخ مناسبی است؛ اگر بر فریاد و صدای شدید تأکید شده باشد، «خروش» یا «غو» مناسب‌تر خواهد بود.

صدا؛ هم‌معنی عمومی بانگ

صدا یکی از رایج‌ترین معادل‌های بانگ و واژه‌ای سه‌حرفی است. این کلمه هم برای صوت شنیداری به کار می‌رود و هم در ترکیب‌هایی مانند «صدا زدن»، «صدای بلند» و «صدای ساز» حضور دارد. در زبان روزمره، صدا از همه‌ی گزینه‌های این فهرست عمومی‌تر است.

صدا می‌تواند مطلوب یا ناخوشایند، آهسته یا بلند، انسانی یا طبیعی باشد. «صدا» در معنای انتخاب و نظر دادن نیز دیده می‌شود، مانند «رأی و صدا»، اما در سرنخ بانگ، همان معنای صوت و آواز مورد نظر است. وقتی سه خانه و حروف تقاطعی س، د، ا یا شکل سازگار با آن را نشان می‌دهند، این گزینه را انتخاب کنید.

انتخاب پاسخ بر اساس تعداد حروف

دو حرفیغو، زخ؛ گزینه‌های کوتاه و بیشتر ادبی.
سه حرفیاوا، ندا، صدا؛ صدا، آوا یا فراخوان.
چهار حرفیصوت، خروش، اواز؛ از صدای عمومی تا فریاد نیرومند.

اگر طول کلمه مشخص نشده باشد، معنی فرعی سرنخ و حروف تقاطعی را در نظر بگیرید. برای «بانگ» به معنی صدای معمولی، صدا یا صوت مناسب است؛ برای «بانگ و فریاد»، خروش یا غو بهتر جواب می‌دهد؛ برای «آواز و نغمه»، اوا یا اواز محتمل‌تر است و برای «فراخوان»، ندا انتخاب طبیعی‌تری خواهد بود.

  • بانگِ فریادگونه: غو، خروش.
  • بانگِ عمومی و شنیداری: صدا، صوت.
  • بانگِ آهنگین یا نغمه: اوا، اواز.
  • بانگِ خطاب و فراخوان: ندا.
  • پاسخ دوحرفی خاص: زخ، و در کاربرد ادبی غو.

جمع‌بندی پاسخ‌های بانگ در جدول

سرنخ: بانگ در جدول

پاسخ‌های ثبت‌شده: اوا، ندا، غو، زخ، صوت، خروش، اواز، صدا

تعداد حروف: غو و زخ ۲؛ اوا، ندا و صدا ۳؛ صوت، خروش و اواز ۴ حرف.

نکته‌ی املایی: «اواز» در متن معیار معمولاً «آواز» نوشته می‌شود.

در نتیجه، برای حل سرنخ «بانگ» فقط به نخستین مترادفی که به ذهن می‌رسد اکتفا نکنید. تعداد خانه‌ها، حروف مشترک و شدت یا نوع صدا را کنار هم بگذارید. با این روش، از میان اوا، ندا، غو، زخ، صوت، خروش، اواز و صدا گزینه‌ی درست را پیدا خواهید کرد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.