سرنخ «پوست» در جدول کلمات متقاطع میتواند به واژهای اشاره کند که معنای لایهٔ بیرونی و پوشش سطحی را دارد. پاسخ ثبتشده برای این سرنخ قشر است. قشر به پوسته، رویه یا لایهٔ خارجی بدن، میوه، زمین و چیزهای دیگر گفته میشود و در زبان اجتماعی نیز معنای گروه یا طبقه پیدا میکند.
معنی قشر
«قشر» یعنی لایه یا پوستهٔ بیرونی چیزی که بخشهای داخلی را دربر میگیرد یا از آنها محافظت میکند. پوست بدن، پوست میوه و پوستهٔ زمین نمونههایی از این معنا هستند. قشر ممکن است سخت، نرم، زنده، خشک یا چندلایه باشد و ویژگی آن به موضوعی بستگی دارد که واژه دربارهٔ آن به کار رفته است.
در جدول، وقتی سرنخ فقط «پوست» است، قشر یکی از مترادفهای کوتاه و مناسب به شمار میرود. «پوسته»، «جلد»، «رویه» و «لایه» نیز نزدیکاند، اما تعداد خانهها و حروف متقاطع مشخص میکنند که طراح کدام گزینه را میخواهد.
تعداد حروف و املای پاسخ
«قشر» سه حرف دارد: ق ـ ش ـ ر. در شمارش، حروف قاف، شین و ر به صورت جداگانه یک خانه میگیرند. پاسخ باید بدون فاصله و نشانهٔ اضافی در سه خانهٔ جدول نوشته شود.
املای درست واژه با «ق» در آغاز و «ش» در میانه است. شکل «قشر» را نباید با «قاصر» یا واژههای همآوا اشتباه کرد. اگر سرنخ پوست سه خانه داشته باشد و حروف تقاطعی ق، ش، ر را نشان دهند، پاسخ قطعیتر میشود.
قشر و پوست بدن
پوست بدن پوشش خارجی بدن انسان و جانوران است و از بدن در برابر عوامل بیرونی محافظت میکند. در زبان علمی، قشر میتواند به بخش سطحی و بیرونی یک اندام اشاره کند. «قشر پوست» یا لایهٔ بیرونی پوست در تماس با محیط است و نقش حفاظتی دارد.
در برخی اصطلاحات پزشکی، قشر برای لایهٔ بیرونی بخشهای دیگر بدن نیز به کار میرود؛ مانند قشر مخ یا قشر غده. این کاربرد با معنای عمومی لایهٔ سطحی پیوند دارد، اما سرنخ کوتاه «پوست» معمولاً همان مفهوم پوسته و رویه را هدف میگیرد.
قشر میوه و گیاه
قشر میوه همان پوشش بیرونی است که گوشت یا دانههای درون آن را دربر میگیرد. پوست پرتقال، پوست گردو، پوست هندوانه و پوست سیب نمونههایی از قشر در کاربرد روزمرهاند. این لایه ممکن است از میوه محافظت کند، آب را حفظ نماید یا در برابر آسیبهای بیرونی مانع ایجاد کند.
در گیاهشناسی نیز قشر میتواند به لایهٔ بیرونی ساقه یا ریشه اشاره کند. واژههایی مانند پوست درخت، پوسته و قشر در این حوزه به پوششهای بیرونی گیاه مربوطاند. اگر سرنخ با «پوست درخت» یا «لایهٔ بیرونی ساقه» همراه باشد، قشر میتواند پاسخ مناسب باشد.
قشر زمین
در زمینشناسی، قشر زمین به لایهٔ جامد و بیرونی سیاره گفته میشود. این لایه روی گوشته قرار دارد و سطحی را میسازد که انسان، جانوران و گیاهان روی آن زندگی میکنند. قشر زمین نسبت به بخشهای درونی نازکتر و سردتر است، هرچند در نقاط مختلف ضخامت یکسانی ندارد.
این کاربرد نشان میدهد قشر همیشه به پوست بدن محدود نیست. هرگاه لایهٔ بیرونی یک ساختار بزرگ مطرح باشد، قشر میتواند واژهٔ مناسب باشد. در جدولهای علمی، «پوستهٔ زمین» و «قشر زمین» نیز ممکن است به یک مفهوم اشاره کنند.
معنای اجتماعی قشر
قشر در جامعهشناسی و زبان روزمره به گروه یا طبقهای از مردم گفته میشود که ویژگی اقتصادی، شغلی، فرهنگی یا اجتماعی مشترکی دارند. «قشر فرهنگیان»، «قشر کارگران» و «قشر مرفه» نمونههایی از این کاربردند. در این معنا، قشر دیگر پوست فیزیکی نیست و به صورت مجازی، بخشی از جامعه را نشان میدهد.
این معنای اجتماعی از تصور لایهبندی و دستهبندی جامعه پدید آمده است. همانطور که قشر بیرونی یک جسم بخشی مشخص از کل آن است، قشر اجتماعی نیز گروهی مشخص از جامعه را توصیف میکند. سرنخهای جدول معمولاً با اضافه کردن واژههایی مانند «گروه اجتماعی» این معنا را روشن میکنند.
روش حل سرنخ در جدول
برای حل «پوست»، ابتدا مترادفهای کوتاه مانند قشر، جلد، لایه و رویه را مرور کنید. سپس تعداد خانهها را بشمارید. قشر سه حرفی است و الگوی ق، ش، ر دارد. وجود ق در آغاز یا ش در خانهٔ دوم به سرعت آن را از گزینههای دیگر جدا میکند.
- معنی پوست را به پوشش یا لایهٔ بیرونی تبدیل کنید.
- واژهٔ کوتاه «قشر» را در میان مترادفها بررسی کنید.
- سه خانه و الگوی «ق ـ ش ـ ر» را با حروف متقاطع بسنجید.
- پاسخ را بدون فاصله و علامت اضافی در جدول بنویسید.
اگر پاسخ چهار خانه باشد، «جلد» یا «رویه» ممکن است مطرح شود؛ اگر پنج خانه باشد، «پوسته» گزینهٔ احتمالی است. اما برای این سرنخ پاسخ بانک قشر است و سه خانهٔ آن باید در نظر گرفته شود.
تفاوت قشر، پوسته و جلد
«پوسته» معمولاً به پوشش بیرونی سخت یا لایهای گفته میشود که چیزی را دربر گرفته است؛ مانند پوستهٔ تخممرغ. «جلد» بیشتر برای پوست بدن، جلد کتاب یا پوشش چرمی به کار میرود. «قشر» معنای گستردهتری دارد و هم برای لایهٔ بیرونی اشیا و هم برای گروه اجتماعی استفاده میشود.
هر سه واژه میتوانند در سرنخ «پوست» دیده شوند، اما طول و سبک آنها فرق دارد. قشر سه حرفی و واژهای رسمیتر است؛ پوسته پنج حرف و جلد سه حرف دارد. حروف تقاطع، انتخاب بین قشر و جلد را مشخص میکنند.
نکات املایی و کاربردی
«قشر» با قاف نوشته میشود و ترتیب حروف آن ق، ش، ر است. حرف «ش» در میانهٔ واژه قرار دارد و نباید با «س» جایگزین شود. در جدول، حرکات تلفظی درج نمیشوند و همان سه حرف کافی است.
در جمله، قشر میتواند اسم لایه یا اسم گروه اجتماعی باشد. برای تشخیص، به واژههای همراه توجه کنید: قشر پوست، قشر زمین و قشر میوه معنای لایهٔ بیرونی دارند؛ قشر فرهنگیان و قشر مرفه معنای اجتماعی دارند.
واژههای نزدیک در جدول
پوست، پوسته، جلد، لایه، رویه، پوشش و غشا به حوزهٔ معنایی قشر نزدیکاند. «غشا» بیشتر در زیستشناسی برای لایهٔ نازک پوشانندهٔ سلول یا اندام به کار میرود. «رویه» نیز سطح بیرونی یا سطح نمایان یک چیز است. سرنخ و طول پاسخ، گزینهٔ درست را تعیین میکنند.
جمعبندی پاسخ
پاسخ «پوست در جدول» قشر است. قشر به لایهٔ بیرونی یا پوستهٔ بدن، میوه، گیاه و زمین گفته میشود و در معنای اجتماعی، گروهی از مردم با ویژگی مشترک را نیز نشان میدهد. این واژه سه حرف دارد: ق، ش، ر. با بررسی تعداد خانهها و حروف تقاطعی، آن را از جلد، لایه و پوسته تشخیص دهید.
پرسشهای متداول
پاسخ پوست در جدول چیست؟
پاسخ ثبتشدهٔ این سرنخ «قشر» است.
قشر چند حرف دارد؟
قشر سه حرف دارد: ق، ش، ر.
قشر فقط به پوست بدن گفته میشود؟
خیر؛ قشر میتواند لایهٔ بیرونی میوه، گیاه، زمین یا گروهی از جامعه نیز باشد.
تفاوت قشر و پوسته چیست؟
هر دو به لایهٔ بیرونی نزدیکاند، اما قشر کاربرد اجتماعی و علمی گستردهتری دارد و پوسته بیشتر پوشش بیرونی سخت یا قابل جدا شدن را تداعی میکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!