برای سرنخ کوتاه و بدون توضیحِ «سگک»، دقیقترین جواب جدولی قلاب است. این انتخاب هم پشتوانهٔ لغوی دارد و هم در پاسخنامههای رایج جدول با همین صورت ثبت شده است. گزینههایی مانند «گیره»، «قزن»، «چفت» و «بست» از نظر حوزهٔ معنایی نزدیکاند، اما همگی همارز مستقیم و همدرجهٔ «سگک» نیستند.
سگک در تعریف فارسی، نوعی حلقه یا قلاب فلزی برای بستن کمربند، کفش، کیف و تسمه است. به همین دلیل وقتی طراح فقط واژهٔ «سگک» را میآورد و چهار خانه در اختیار داریم، «قلاب» طبیعیترین و آزمودهترین پاسخ است.
چرا «قلاب» پاسخ درستتری است؟
«سگک» نام قطعهای است که دو سرِ کمربند، بند کفش، بند کیف یا تسمه را به هم متصل و محکم میکند. شکل سگکها یکسان نیست: بعضی قاب چهارگوش دارند، بعضی گرد یا نیمدایرهاند و بعضی با زبانهای فلزی در سوراخ بند درگیر میشوند. وجه مشترک همهٔ آنها عملِ گرفتن، گیرانداختن و بستن است؛ همان هستهٔ معنایی که در واژهٔ «قلاب» نیز وجود دارد.
نکتهٔ تعیینکننده: در زبان روزمره «قلاب» معمولاً تصویر یک میلهٔ خمیده را به ذهن میآورد، اما در تعریفهای واژهنامهای دامنهٔ آن گستردهتر است و میتواند قطعهٔ فلزیِ گیرنده و بستمانند را نیز دربر بگیرد. از همین رو رابطهٔ «سگک ← قلاب» در جدول، رابطهای پذیرفته و مستقیم است؛ نه صرفاً یک تداعی دور.
افزون بر پیوند لغوی، کاربرد جدولی نیز مهم است. در نمونههای شناختهشدهٔ جدول کلمات، سرنخ «سگک» با جواب «قلاب» آمده است. این سابقه باعث میشود «قلاب» نسبت به مترادفهای عمومیتر، اولویت بیشتری داشته باشد. پس تا زمانی که تعداد خانهها یا حروف متقاطع خلاف آن را نشان ندادهاند، بهتر است همین پاسخ را وارد کنید.
مقایسهٔ پاسخهای احتمالی
نزدیک بودن معنایی برای درست بودن یک جواب کافی نیست. پاسخ جدول باید از نظر نوع شیء، کاربرد، طول و الگوی حروف نیز با سرنخ سازگار باشد. مقایسهٔ زیر نشان میدهد چرا بعضی گزینهها فقط در شرایط خاص قابل قبولاند.
معادل مستقیم و رایجِ جدولی برای «سگک». هم مفهوم قطعهٔ گیرنده را میرساند و هم با تعریفهای لغوی سگک سازگار است. الگو: ق ل ا ب.
واژهای عمومی برای وسیلهٔ نگهدارنده یا فشاری است. هر سگک را میتوان نوعی گیره دانست، اما هر گیره سگک نیست. فقط وقتی حروف متقاطع با «گ ی ر ه» جور باشد، ارزش بررسی دارد.
بست کوچکِ لباس است که معمولاً از دو بخشِ قلاب و حلقه تشکیل میشود. «قزن» به سگک نزدیک است، ولی از نظر ساختمان و کاربرد دقیقاً همان شیء نیست؛ بنابراین پاسخ جایگزینِ عمومی محسوب نمیشود.
وسیله یا سازوکارِ بسته نگه داشتن در، صندوق و مانند آن است. معنای آن بیشتر بر قفلشدن و جفتشدن تکیه دارد و برای سرنخ سادهٔ «سگک» از «قلاب» ضعیفتر است.
نامی بسیار کلی برای هر قطعهای است که چیزی را محکم یا متصل کند. ممکن است در یک جدول خاص با تعریف «وسیلهٔ اتصال» درست باشد، اما برای خودِ «سگک» بیش از حد عام است.
بند بخشی است که سگک روی آن قرار میگیرد یا به کمک آن بسته میشود؛ خودِ سگک نیست. بنابراین تنها نزدیکیِ کاربردی دارد و پاسخ مستقیم این سرنخ به شمار نمیآید.
تعداد حروف و الگوی خانهها
پاسخ «قلاب» چهار حرف دارد. در جدول فارسی، «ا» یک خانهٔ مستقل میگیرد و هیچ فاصله یا نیمفاصلهای در این واژه وجود ندارد. بنابراین چینش صحیح خانهها چنین است:
الگوی کامل پاسخ
اگر چهار خانه دارید و یکی از الگوهای ق ـ ا ب، ـ ل ا ب یا ق ل ـ ب از تقاطعها به دست آمده، جواب تقریباً قطعی است. اگر خانهٔ اول «گ» باشد، «گیره» را بررسی کنید؛ اگر پاسخ سهحرفی باشد، باید سرنخهای متقاطع را دوباره سنجید و میان «قزن»، «چفت» یا «بست» بر اساس معنای دقیقتر تصمیم گرفت.
املای درست: «قلاب»، نه «غلاب»
صورت معیار این واژه با حرف ق نوشته میشود: «قلاب». نوشتن «غلاب» غلط املایی است، حتی اگر در برخی لهجهها یا تلفظهای محاورهای تفاوت «ق» و «غ» شنیده نشود. در جدول نیز باید شکل نوشتاری معیار را ملاک قرار داد، نه صرفاً آوایی که شنیده میشود.
درست
قلاب — چهار حرف، بدون فاصله، با «ق» در آغاز و «ب» در پایان.
نادرست یا کماعتبار
غلاب غلط املایی است. «قزن»، «چفت» و «بست» نیز بدون تأیید تعداد خانهها و تقاطعها نباید جایگزین پاسخ اصلی شوند.
تفاوت «سگک» با قزن، گیره و چفت
این واژهها همگی به خانوادهٔ ابزارهای اتصال تعلق دارند، اما مرز معنایی آنها یکسان نیست. سگک معمولاً روی بند، تسمه، کمربند، کیف یا کفش قرار میگیرد و برای تنظیم طول یا محکم کردن دو بخش به کار میرود. قزن بیشتر بست ریزِ لباس است؛ یک بخش قلابمانند در بخش حلقهای فرو میرود. گیره نام عمومی وسیلهای است که با فشار یا گیر انداختن چیزی را نگه میدارد. چفت بیشتر برای در، پنجره، صندوق یا محفظه به کار میرود و نقش ضامن یا بستِ باز و بستهشونده دارد.
پس شباهت این واژهها از «عملِ بستن» میآید، نه از یکسان بودن شکل و کاربرد. در یک متن فنی یا توصیفی، جایگزین کردن آنها ممکن است معنی را عوض کند. در جدول کلمات متقاطع نیز همین دقت لازم است: طراح غالباً واژهای را انتخاب میکند که در فرهنگ لغت یا سنت پاسخنامهای، نزدیکترین پیوند را با سرنخ داشته باشد. برای «سگک»، آن واژه «قلاب» است.
معناهای دیگر «سگک» و دام احتمالی سرنخ
«سگک» فقط نام بست فلزی نیست. از نظر ساخت واژه، میتواند صورت کوچکشدهٔ «سگ» و به معنی «سگ کوچک» نیز باشد. در برخی فرهنگهای قدیمی معنای گیاهیِ خاردار که به لباس میچسبد هم برای آن ثبت شده است. با این حال در جدولهای امروزی، وقتی سرنخ به صورت مستقل و بدون نشانهٔ ادبی، گیاهشناختی یا دستوری میآید، برداشتِ رایج همان قطعهٔ بست و جواب «قلاب» است.
- اگر سرنخ «سگ کوچک» باشد، پاسخ ممکن است خودِ «سگک» یا واژهای مانند «توله» باشد؛ این حالت با سرنخ حاضر فرق دارد.
- اگر کنار سرنخ عبارتی مانند «گیاه خاردار» آمده باشد، باید معنای قدیمی را بررسی کرد و «قلاب» الزاماً درست نیست.
- اگر سرنخ «قلاب کیف و کفش» باشد، جهت پرسش برعکس میشود و جواب میتواند «سگک» باشد.
کاربرد واژه در جمله
کاربرد واقعی کمک میکند تفاوت میان «سگک» و پاسخ جدولی آن روشن بماند. در جملههای زیر، «سگک» نام قطعهٔ مشخص است و «قلاب» نقش معادل یا توضیحِ شکل و کارکرد آن را دارد:
جملهٔ آخر کاربردِ جدولی را نشان میدهد، اما در نثر عادی همیشه نمیتوان «قلاب» را بیهیچ تغییری جای «سگک» گذاشت. مثلاً «سگک کمربند» ترکیب دقیقتری از «قلاب کمربند» است. پاسخ جدول بر پایهٔ نزدیکی واژگانی و سنتِ معادلگذاری انتخاب میشود، نه بر اساس قابلیت جایگزینی در همهٔ جملهها.
چه زمانی پاسخ دیگری را انتخاب کنیم؟
تغییر جواب فقط زمانی منطقی است که شبکهٔ جدول شاهد روشنی در اختیار شما بگذارد. اگر تعداد خانهها چهار است و حرف نخست «ق» یا پایان «اب» درآمده، «قلاب» را حفظ کنید. اگر چهار خانه دارید و الگو به شکل «گ ـ ر ـ» است، «گیره» محتملتر میشود. در پاسخ سهحرفی نیز باید نوع بست را از سرنخهای پیرامونی تشخیص داد: برای بست لباس «قزن»، برای ضامن در «چفت» و برای اتصال عمومی «بست» مناسبترند.
گاهی اشتباه از خودِ تقاطعها آغاز میشود. اگر «قلاب» از نظر معنی و سابقه کاملاً مناسب است ولی یک حرف با جواب عمودی ناسازگار شده، پیش از کنار گذاشتن آن، همان جواب عمودی را دوباره بررسی کنید. پاسخهای اسامی خاص، واژههای عربی، جمعهای نامعمول و املای محاورهای بیشتر از واژهٔ ساده و تثبیتشدهٔ «قلاب» مستعد خطا هستند.
پرسشهای دقیق دربارهٔ این سرنخ
جواب چهارحرفی «سگک» چیست؟
قلاب. ترتیب حروف آن «ق، ل، ا، ب» است.
آیا «گیره» هم میتواند درست باشد؟
از نظر معنای کلی نزدیک است، اما پاسخ اصلی و رایجتر «قلاب» است. «گیره» را فقط وقتی انتخاب کنید که حروف متقاطع، بهویژه «گ» در آغاز یا «ه» در پایان، آن را تأیید کنند.
«قزن» مترادف کامل سگک است؟
خیر. قزن نوع ویژهای از بست لباس و معمولاً دوتکه است؛ سگک بیشتر روی بند و تسمه قرار میگیرد. این دو همحوزهاند ولی کاملاً هممعنا نیستند.
چرا پاسخ «قلاب» است در حالی که سگک همیشه قلابشکل نیست؟
معادلهای جدولی لزوماً تعریف مهندسیِ شکل قطعه نیستند. فرهنگهای فارسی سگک را نوعی حلقه یا قلاب فلزی برای بستن معرفی میکنند و کاربرد تاریخی جدول نیز همین معادل را تثبیت کرده است.
آیا «سگک» سه حرف دارد؟
بله، خودِ واژهٔ «سگک» از سه حرف «س، گ، ک» تشکیل شده است؛ اما سرنخ از شما خود واژه را نمیخواهد، بلکه معادل آن را میخواهد. جواب برگزیده «قلاب» چهار حرف دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!