پرش به محتوای اصلی

از میان رفتن در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:انقراض۶ حرف

برای سرنخ «از میان رفتن» پاسخ ثبت‌شده و مستقیم انقراض است. این انتخاب هم از نظر ساخت دستوری درست است، چون «انقراض» نامِ فرایندِ از میان رفتن است، و هم از نظر کاربرد جدولی یک واژهٔ شش‌حرفیِ روشن و شناخته‌شده به شمار می‌آید. بااین‌حال، چون عبارت سرنخ معنایی گسترده دارد، پاسخ نهایی هر شبکه باید با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی سنجیده شود.

چرا «انقراض» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ است؟

«انقراض» در فارسی به معنای از میان رفتن، نابود شدن، برچیده شدن یا پایان یافتنِ کاملِ یک گروه، نسل، دودمان، گونه یا پدیده است. از نظر دستوری نیز اسمِ مصدر است؛ یعنی درست مانند عبارت «از میان رفتن» خودِ رخداد و فرایند را نام‌گذاری می‌کند. به همین دلیل میان صورت سرنخ و صورت پاسخ هماهنگی وجود دارد: هر دو دربارهٔ عمل یا وضعیتِ نابود شدن سخن می‌گویند، نه دربارهٔ چیزی که پیش‌تر نابود شده است.

نکتهٔ مهم این است که «انقراض» معمولاً پایانِ کامل و باقی نماندنِ نمونه یا ادامه‌ای از یک مجموعه را القا می‌کند. وقتی از انقراض یک گونه، انقراض یک دودمان یا انقراض یک رسم سخن می‌گوییم، مقصود صرفاً کم‌شدن یا ضعیف‌شدن نیست؛ سخن از رسیدن به نقطه‌ای است که آن موجودیت دیگر ادامه ندارد. همین شدت معنایی، آن را به پاسخ مناسبی برای سرنخ کوتاه و صریح «از میان رفتن» تبدیل می‌کند.

پاسخ اصلیانقراض
تعداد حروف۶ خانه
نوع واژهاسمِ مصدر

شمارش درست حروف «انقراض»

این واژه شش حرف دارد و در جدول بدون فاصله نوشته می‌شود. ترتیب حروف آن چنین است:

انقراض

الگوی سادهٔ واژه: «ا ن ق ر ا ض». حرف سوم «ق» و حرف پایانی «ض» است؛ این دو جایگاه بیشترین ارزش را برای تشخیص پاسخ در تقاطع‌ها دارند.

تفاوت «انقراض» با پاسخ‌های نزدیک

چند واژه از نظر معنایی به «از میان رفتن» نزدیک‌اند، اما همه در هر جدولی جایگزین هم نیستند. تفاوت در تعداد حروف، شدت معنا، نقش دستوری و بافت کاربردی تعیین می‌کند که کدام گزینه مناسب‌تر است.

زوال۴ حرف

بیشتر بر رو به پایان رفتن، فروکش‌کردن یا نابودیِ تدریجی دلالت دارد. برای قدرت، شکوه، جوانی، سلامت یا یک دورهٔ تاریخی طبیعی‌تر است. اگر شبکه چهار خانه دارد، «زوال» گزینه‌ای جدی است؛ اما از نظر شدت، همیشه برابرِ انقراض کامل نیست.

فنا۳ حرف

معنای نیستی و نابودی دارد، ولی لحن آن ادبی، فلسفی یا عرفانی‌تر است. در سرنخ‌های کوتاه و ادبی بسیار رایج است. اگر سه خانه و حروف «ف ـ ا» داشته باشید، «فنا» محتمل‌تر از «انقراض» خواهد بود.

نابودی۶ حرف

معادل عمومی و بی‌طرفِ نیستی است و از نظر طول با «انقراض» برابر است. تفاوت اصلی در دامنهٔ کاربرد است: «نابودی» برای اشیا، شهرها، منابع و موجودات به‌طور کلی به کار می‌رود، در حالی که «انقراض» برای گونه، نسل، دودمان و استمرار یک گروه دقیق‌تر است.

انهدام۶ حرف

بیشتر معنای ویران‌شدن یا ویران‌کردنِ شدید دارد و با ساختمان، تأسیسات، نیرو یا ساختار مادی تناسب بیشتری پیدا می‌کند. از نظر تعداد حروف رقیبِ «انقراض» است، اما بدون قرینهٔ ویرانی یا تخریب، پاسخ نخست محسوب نمی‌شود.

اضمحلال۷ حرف

واژه‌ای رسمی برای فروپاشی، تباهی و از هم گسیختن است. معمولاً روندی را نشان می‌دهد که به نابودی می‌انجامد. طول بیشتر و لحن رسمی آن سبب می‌شود تنها در شبکهٔ هفت‌خانه‌ای و با تقاطع‌های سازگار انتخاب شود.

محو۳ حرف

اغلب به پاک‌شدنِ اثر، نوشته، نقش، تصویر یا نشانه مربوط است. «محو شدن» می‌تواند از میان رفتن باشد، اما خودِ «محو» گاه معنای متعدیِ پاک‌کردن هم دارد؛ بنابراین برای سرنخ عمومی «از میان رفتن» از «فنا» یا «زوال» محدودتر است.

میان دو پاسخ شش‌حرفی چگونه انتخاب کنیم؟

دشواری اصلی زمانی پیش می‌آید که شبکه شش خانه دارد؛ زیرا «انقراض»، «نابودی» و «انهدام» هر سه شش‌حرفی‌اند. در این حالت، فقط شمارش خانه‌ها کافی نیست و باید قرینهٔ معنایی و جای حروف را با هم دید.

  • اگر موضوع سرنخ یا جواب‌های پیرامونی دربارهٔ گونه، نسل، دودمان، سلسله، قوم یا رسم است، «انقراض» از دو گزینهٔ دیگر دقیق‌تر است.
  • اگر بافت دربارهٔ نیستیِ کلی، از دست رفتن منابع، نابودی یک زندگی یا پایان موجودیت است، «نابودی» طبیعی‌تر است.
  • اگر نشانه‌ای از خرابی، انفجار، ویرانی سازه یا از کار افتادن کامل یک ساختار وجود دارد، «انهدام» احتمال بیشتری دارد.
  • اگر هیچ بافتی در دست نیست و خودِ سرنخ دقیقاً «از میان رفتن» نوشته شده، «انقراض» انتخاب نخست این مدخل است.

حروف تقاطعیِ تعیین‌کننده

برای «انقراض» سه نشانه بسیار کمک‌کننده‌اند: آغاز «ان»، وجود «ق» در خانهٔ سوم و پایان «اض». اگر یک یا دو حرف از این جایگاه‌ها قطعی شده باشد، احتمال پاسخ به‌سرعت بالا می‌رود.

ا ن ق _ ا ضاگر خانهٔ چهارم نامعلوم باشد، حرف درست «ر» است.
_ ن ق ر ا ضاگر پنج حرف پایانی روشن باشند، آغاز واژه «ا» خواهد بود.
ا ن _ ر ا ضحرف سوم «ق» است، نه «غ» یا «ک».

در مقابل، اگر الگو با «ن ا ب و د ی» جور باشد، پاسخ «نابودی» است؛ و اگر «ا ن ه د ا م» شکل بگیرد، باید «انهدام» را انتخاب کرد. بنابراین دو واژهٔ هم‌طول را با حدس معنایی جابه‌جا نکنید؛ یک حرف تقاطعیِ قطعی می‌تواند مسئله را حل کند.

املای درست و خطاهای رایج

صورت درست: انقراض

صورت‌های نادرست یا مخدوش: انغراض، انقراز، انقراظ

املای «انقراض» با ق در میانه و ض در پایان نوشته می‌شود. شباهت آوایی برخی حروف در فارسی باعث می‌شود «ق» با «غ» یا «ض» با «ظ» و «ز» اشتباه شود، اما در جدول تنها صورت معیار پذیرفتنی است. واژه هیچ فاصله، نیم‌فاصله یا همزه‌ای ندارد و هر حرف دقیقاً یک خانه را پر می‌کند.

«منقرض» نیز واژه‌ای درست و پنج‌حرفی است، اما نقش آن متفاوت است. «منقرض» صفت است و معنای «از میان رفته» می‌دهد؛ برای نمونه «گونهٔ منقرض». در حالی که سرنخ «از میان رفتن» نامِ فرایند را می‌خواهد و پاسخ اسمیِ آن «انقراض» است. پس با وجود نزدیکی معنایی، این دو را نباید یکی گرفت.

کاربرد طبیعی «انقراض» در فارسی

زیست‌شناسی

شکار بی‌رویه می‌تواند یک گونه را تا آستانهٔ انقراض پیش ببرد.

تاریخ

با شکست آخرین فرمانروا، انقراض آن دودمان قطعی شد.

فرهنگ و جامعه

اگر انتقال میان نسل‌ها متوقف شود، یک گویش محلی ممکن است در مسیر انقراض قرار گیرد.

کاربرد مجازی

نویسنده از انقراض یک رسم قدیمی در زندگی شهری سخن گفته است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که «انقراض» معمولاً دربارهٔ موجودیتی به کار می‌رود که استمرار، نسل یا تداوم تاریخی دارد. برای پاک‌شدن یک لکه یا محوشدن یک تصویر، «انقراض» انتخاب طبیعی نیست؛ همان‌طور که برای پایان کامل یک گونه، واژهٔ «محو» بیش از حد محدود و تصویری است.

مرز معناییِ «از میان رفتن» و «از میان بردن»

از میان رفتن

ساختی لازم است؛ یعنی خودِ چیزی نابود یا ناپدید می‌شود. «انقراض»، «زوال» و «فنا» با این جهت معنایی سازگارند.

از میان بردن

ساختی متعدی است؛ یعنی کسی یا چیزی عامل نابودی است. «امحا»، «نابودسازی» و «ریشه‌کن کردن» بیشتر به این جهت نزدیک‌اند.

این تفاوت در جدول مهم است. اگر سرنخ «از میان بردن» باشد، «امحا» می‌تواند پاسخ خوبی باشد؛ اما برای «از میان رفتن»، «امحا» به سبب جهت متعدیِ معنا انتخاب نخست نیست. همین ظرافت سبب می‌شود هر مترادفی که در فرهنگ لغت کنار واژه‌ای آمده، الزاماً پاسخ دقیق همان سرنخ نباشد.

انتخاب نهایی بر پایهٔ تعداد خانه‌ها

برای سه خانه «فنا» یا در بعضی بافت‌ها «محو»، برای چهار خانه «زوال»، برای پنج خانه «نیستی» یا «فقدان»، برای شش خانه «انقراض»، «نابودی» یا «انهدام»، و برای هفت خانه «اضمحلال» قابل بررسی‌اند. این فهرست به معنای هم‌ارزی کامل نیست؛ تنها نقشه‌ای برای محدودکردن احتمال‌هاست. پاسخ درست باید هم‌زمان سه شرط را داشته باشد: طول مناسب، حروف تقاطعی درست و تناسب دقیق با موضوع سرنخ.

در همین مدخل، چون پاسخ ثبت‌شده «انقراض» است و تعریف لغوی آن مستقیماً با «از میان رفتن» تطابق دارد، این واژه اولویت دارد. تنها زمانی سراغ گزینهٔ دیگر بروید که شبکهٔ واقعی با شش حرفِ «ا ن ق ر ا ض» ناسازگار باشد یا بافتِ سرنخ معنای محدودتری مانند ویرانی، محوشدن اثر یا زوال تدریجی را نشان دهد.

پرسش‌های کوتاه دربارهٔ پاسخ

پاسخ «از میان رفتن» در جدول چند حرف است؟

پاسخ اصلی این مدخل «انقراض» و شش‌حرفی است.

آیا «نابودی» هم می‌تواند درست باشد؟

بله، آن هم شش حرف دارد و از نظر معنای عمومی نزدیک است؛ اما حروف تقاطعی و بافت باید آن را تأیید کنند. برای گونه، نسل یا دودمان، «انقراض» دقیق‌تر است.

«زوال» چه زمانی بهتر است؟

وقتی چهار خانه وجود دارد یا مفهومِ کاهش و پایان تدریجیِ قدرت، شکوه، سلامت یا یک دوره مطرح است.

فرق «انقراض» و «منقرض» چیست؟

«انقراض» نامِ فرایندِ از میان رفتن است؛ «منقرض» صفت و به معنای از میان رفته است.

نتیجهٔ دقیق: برای سرنخ «از میان رفتن در جدول»، پاسخ اصلی انقراض است: واژه‌ای شش‌حرفی با املای «ا ن ق ر ا ض». گزینه‌هایی مانند زوال، فنا، نابودی، انهدام و اضمحلال فقط زمانی جایگزین می‌شوند که تعداد خانه‌ها، موضوع سرنخ و حروف تقاطعی آن‌ها را تأیید کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.