برای سرنخ «دردمند» در جدول، دو پاسخ رایج «متألم» و «رنجور» هستند؛ تعداد خانهها و حروف تقاطعی مشخص میکند کدام گزینه را وارد کنید.
اگر در جدول کلمات متقاطع با واژهٔ «دردمند» روبهرو شدهاید، پاسخ میتواند متألم یا رنجور باشد. هر دو واژه به فردی اشاره میکنند که درد، رنج یا ناراحتی را تجربه میکند. در پاسخهای جدول، شکل «متالم» نیز ممکن است بدون نشانهٔ همزه ثبت شود، اما املای معیار آن «متألم» است. برای انتخاب نهایی باید تعداد خانهها و حروفی را که از تقاطع به دست آوردهاید بررسی کنید.
معنی دردمند
دردمند از ترکیب «درد» و پسوند «مند» ساخته شده و به معنای صاحب درد، رنجکشیده یا گرفتار ناراحتی است. این ناراحتی میتواند جسمی باشد، مانند بیماری و آسیب، یا معنوی و عاطفی، مانند غم و اندوه. در زبان ادبی، «دردمند» برای انسانی رنجکشیده و نیازمند همدلی نیز به کار میرود.
گاهی دردمند به معنای بیمار یا ناخوش است و گاهی معنای گستردهتری دارد و فردی را توصیف میکند که از یک غم، مشکل یا مصیبت رنج میبرد. همین گستردگی معنایی باعث میشود چند مترادف در جدول برای آن قابل قبول باشد. اگر متن سرنخ فقط یک واژهٔ کوتاه باشد، پاسخ دقیق با حروف تقاطعی تعیین میشود.
متألم یعنی چه؟
متألم یعنی دردکشیده، رنجور یا کسی که از درد و ناراحتی رنج میبرد. این واژه از نظر ساخت و کاربرد رسمیتر و ادبیتر از بعضی مترادفهای روزمره است و میتواند هم برای درد جسمی و هم برای اندوه روحی استفاده شود. برای نمونه، «بیمار متألم» کسی است که درد دارد و «دل متألم» به معنای دل رنجیده و اندوهگین است.
املای دقیق این واژه با همزهٔ روی الف «متألم» است. در متنهای ساده، پاسخنامههای قدیمی یا سامانههایی که نشانههای املایی را حذف میکنند، ممکن است «متالم» نوشته شود. این دو شکل در جدول به یک واژه اشاره دارند؛ اگر خانهها جدا نشوند و حروف فارسی وارد شوند، وجود یا نبود همزه معمولاً یک خانهٔ مستقل ایجاد نمیکند.
رنجور به چه معناست؟
رنجور صفتی برای فرد بیمار، ناتوان، آزرده یا گرفتار رنج است. این واژه بیشتر حالت ناخوشی و فرسودگی را تداعی میکند، اما میتواند برای رنج روحی و اندوه نیز به کار برود. عبارتهایی مانند «چهرهٔ رنجور»، «بیمار رنجور» و «دل رنجور» در فارسی رایجاند و نشان میدهند که رنجور هم کاربرد جسمانی دارد و هم عاطفی.
از نظر تعداد حروف، رنجور پنج حرف دارد: ر، ن، ج، و، ر. متألم در نوشتار بدون همزه شش حرف اصلی دارد: م، ت، ا، ل، م و با همزهٔ نوشتاری ممکن است متفاوت دیده شود. اگر جدول پنج خانه داشته باشد، رنجور انتخاب مناسبتری است؛ اگر شش خانه و آغاز «م» داشته باشد، متألم احتمال بیشتری دارد.
چطور بین دو جواب انتخاب کنیم؟
در سرنخهای مترادفی، تنها دانستن معنی کافی نیست. ابتدا تعداد خانهها را بشمارید، سپس هر حرفی را که از پاسخهای عمودی و افقی دارید یادداشت کنید. برای مثال، اگر الگوی پاسخ «ر ن ج و ر» باشد، جواب رنجور است. اگر الگو با «م ت ...» آغاز شود و شش خانه داشته باشد، متألم با آن هماهنگ میشود. جدولساز ممکن است یکی از این دو را در پاسخنامه ثبت کرده باشد.
- متألم: دردکشیده و گرفتار درد یا ناراحتی؛ املای معیار با همزه.
- متالم: صورت سادهشده یا بدون نشانهٔ همزه در بعضی پاسخها.
- رنجور: بیمار، ناتوان، رنجکشیده یا آزرده.
- دردمند: صاحب درد؛ واژهای که هر دو پاسخ میتوانند آن را توضیح دهند.
تفاوت ظریف متألم و رنجور
متألم بیشتر بر احساس درد تأکید میکند؛ یعنی شخص در همان لحظه از درد یا ناراحتی رنج میبرد. رنجور بیشتر حالت کلی بیمار، ضعیف یا فرسوده را نشان میدهد و ممکن است نتیجهٔ رنج طولانیمدت باشد. با این حال، در زبان عمومی این مرز همیشه دقیق نیست و هر دو میتوانند به جای «دردمند» بنشینند.
به عنوان نمونه، کسی که پس از آسیب جسمی درد دارد، فردی متألم است. بیماری که مدت زیادی ناخوش و ناتوان بوده، رنجور نامیده میشود. در شعر و نثر، هر دو واژه برای دل غمگین یا انسان گرفتار نیز به کار میروند. جدول کلمات متقاطع معمولاً این تفاوت ظریف را کنار میگذارد و از هممعنی رایج استفاده میکند.
مترادفهای نزدیک دیگر
واژههایی مانند بیمار، ناخوش، آزرده، غمگین، نالان، رنجه، علیل و دردکشیده نیز با بخشی از معنای دردمند ارتباط دارند. اما هر کدام دامنه و تعداد حروف خاص خود را دارند. «بیمار» بیشتر به ناخوشی جسمی اشاره میکند، «غمگین» بیشتر عاطفی است و «دردکشیده» بر تجربهٔ رنج تأکید دارد. برای همین، وجود حروف تقاطعی در تعیین جواب ضروری است.
اگر سرنخ به جای «دردمند» عبارت «بیمار» را بدهد، ممکن است پاسخ «رنجور» یا «ناخوش» باشد. اگر عبارت «غمگین و دردمند» باشد، گزینههایی مانند «محزون» و «متألم» نیز بررسی میشوند. در سرنخ حاضر، چون خود واژهٔ دردمند هم جسم و هم روح را شامل میشود، دو پاسخ ذخیرهشدهٔ متألم و رنجور هر دو قابل دفاعاند.
کاربرد در جمله
برای اینکه تفاوت کاربرد را بهتر به خاطر بسپارید، میتوان گفت: «بیمار از درد شدید متألم بود»؛ در این جمله تأکید بر احساس درد است. همچنین «پیرمرد رنجور به آرامی راه میرفت»؛ در اینجا حالت ضعف و ناخوشی کلی برجسته شده است. «مردم دردمند به کمک نیاز دارند» نیز میتواند هم به مشکل جسمی و هم به رنج اجتماعی یا عاطفی اشاره کند.
در متون ادبی، «دل متألم» و «جان رنجور» بار عاطفی بیشتری دارند. همین قابلیت کاربرد در معناهای جسمی و روحی سبب شده است این واژهها در فرهنگ مترادفها کنار هم قرار بگیرند. هنگام حل جدول، معنای کلی سرنخ را بگیرید و سپس شکل پاسخ را با ساختار خانهها تطبیق دهید.
راهنمای سریع حل جدول
- جوابهای محتمل سرنخ «دردمند»: متألم و رنجور.
- اگر پاسخ با «م» شروع میشود، متألم را بررسی کنید.
- اگر پاسخ پنج خانه دارد و با «ر» آغاز میشود، رنجور مناسب است.
- «متالم» شکل بدون همزهٔ متألم در برخی پاسخنامههاست.
- واژههای بیمار، ناخوش و آزرده نزدیکاند، اما فقط با تقاطعها میتوان آنها را قطعی کرد.
در پاسخنامهٔ جدول، ممکن است فقط یکی از گزینهها درج شده باشد. بنابراین بهتر است گزینهای را بنویسید که دقیقاً با تعداد خانهها و حروف معلوم جور است، نه اینکه همهٔ مترادفها را پشت سر هم وارد کنید. اگر جدول الکترونیکی باشد، معمولاً همزه یا نیمفاصله نادیده گرفته میشود؛ اما در متن فارسی بهتر است املای «متألم» رعایت شود.
جمعبندی
پاسخ سرنخ «دردمند در جدول» میتواند متألم یا رنجور باشد. متألم بر درد و ناراحتی تأکید دارد و رنجور حالت بیمار و رنجکشیده را بیان میکند. شکل درست نوشتاری «متألم» است، هرچند «متالم» نیز در برخی جدولها دیده میشود. تعداد خانهها و حروف تقاطعی، جواب نهایی را مشخص میکنند.
پاسخهای نهایی قابل بررسی: متألم، رنجور؛ هر دو مترادف دردمند هستند.
نکتهٔ پایانی
برای سرنخهای تکواژهای، همیشه نخست به مترادفهای رایج و سپس به طول پاسخ توجه کنید. در این مورد، اگر جدول پاسخ ششحرفی بخواهد، «متألم» انتخاب طبیعی است و اگر پنجحرفی باشد، «رنجور» احتمال بیشتری دارد. هر دو گزینه معنای دردمندی را منتقل میکنند و باید با حروف تقاطعی تأیید شوند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!