در جدول کلمات، سرنخ «پیمانه» معمولا به ظرف یا معیاری اشاره دارد که با آن مقدار چیزی را می سنجند. پاسخ کوتاه و رایج این سرنخ «کیل» است؛ واژه ای قدیمی و جدولی که هم به معنای پیمانه و هم به معنای پیمودن و اندازه گیری با پیمانه به کار می رود.
پاسخ «پیمانه در جدول» برابر است با کیل.
چرا پاسخ «کیل» است؟
«پیمانه» در معنای اصلی، وسیله یا ظرفی است که با آن مقدار مایع، غله یا چیزهای پیمودنی را اندازه می گیرند. «کیل» نیز به همین معنا نزدیک است و در متون قدیمی و زبان جدول، برای پیمانه یا عمل پیمانه کردن به کار می رود. به همین دلیل، وقتی طراح جدول سرنخ کوتاه «پیمانه» را می آورد، یکی از نخستین پاسخ ها «کیل» است.
این پاسخ به ویژه در جدول های سه خانه ای اهمیت دارد. اگر تعداد خانه ها سه تا باشد و حروف تقاطعی با «ک»، «ی» و «ل» سازگار باشند، احتمال درست بودن «کیل» بسیار زیاد است.
نکته حل جدول: اگر سرنخ «پیمانه» باشد و فقط سه خانه داشته باشید، «کیل» را پیش از گزینه های بلندتر امتحان کنید. اگر خانه ها بیشتر بود، سراغ «مکیال»، «صاع»، «ساغر»، «قدح» یا «جام» بروید.
معنی پیمانه چیست؟
پیمانه یعنی هر چیزی که با آن مقدار چیزی را می سنجند. این چیز می تواند ظرفی برای غله و حبوبات باشد، یا ظرفی برای مایعات، یا حتی در کاربرد مجازی، معیاری برای اندازه گیری. در شعر و ادبیات فارسی هم «پیمانه» گاهی به معنی جام، قدح یا ظرف نوشیدنی آمده است.
همین چندمعنایی بودن باعث می شود در جدول، پاسخ های مختلفی برای پیمانه وجود داشته باشد. اگر سرنخ حال و هوای اندازه گیری و خرید و فروش داشته باشد، «کیل» یا «مکیال» مناسب تر است. اگر سرنخ ادبی و بزمی باشد، «ساغر»، «جام» یا «قدح» می تواند مطرح شود.
کیل با مکیال چه فرقی دارد؟
«کیل» می تواند هم به خود پیمانه و هم به عمل پیمانه کردن اشاره کند. «مکیال» بیشتر به ابزار یا ظرفی گفته می شود که با آن پیمانه می کنند. به بیان ساده، اگر «کیل» را معنای عمومی پیمانه و اندازه گیری بدانیم، «مکیال» ابزار مشخص آن است.
در جدول، اگر پاسخ سه حرفی خواسته شود، «کیل» گزینه اصلی است. اگر پاسخ پنج حرفی باشد و سرنخ همچنان «پیمانه» یا «ابزار پیمودن» باشد، «مکیال» بسیار محتمل می شود.
پاسخ کوتاه و جدولی برای پیمانه؛ سه حرفی و مناسب برای سرنخ های عمومی.
ابزار یا ظرف پیمانه کردن؛ پاسخ بلندتر و رسمی تر برای سرنخ های مربوط به سنجش.
صاع، قدح، ساغر و جام چه تفاوتی دارند؟
«صاع» یک پیمانه سنتی و شرعی است و بیشتر برای غلات و مواد خوراکی در متون قدیمی و فقهی دیده می شود. «قدح» ظرفی برای نوشیدن یا نگهداری مایعات است و گاهی می تواند نقش پیمانه داشته باشد. «ساغر» و «جام» بیشتر رنگ ادبی و بزمی دارند و در شعر فارسی برای ظرف نوشیدنی، مخصوصا شراب، زیاد آمده اند.
پس اگر سرنخ جدول فقط «پیمانه» باشد، «کیل» پاسخ پایه است. اما اگر سرنخ به فضای شعر، میخانه، شراب یا بزم نزدیک باشد، «ساغر» و «جام» ممکن است بهتر باشند. اگر سرنخ رنگ شرعی، تاریخی یا اندازه گیری غله داشته باشد، «صاع» یا «مکیال» را بررسی کنید.
«پیمانه» همیشه فقط ابزار اندازه گیری نیست؛ در شعر و ادبیات می تواند به جام و ساغر هم اشاره کند. برای همین لحن سرنخ و تعداد خانه ها را جدی بگیرید.
کاربرد کیل در اندازه گیری غله و مایعات
در گذشته، بسیاری از کالاها به جای وزن شدن، با پیمانه سنجیده می شدند. غلاتی مثل گندم، جو، برنج و حبوبات را می شد با ظرفی مشخص اندازه گرفت. به این نوع سنجش، کیل کردن یا پیمانه کردن می گفتند. این روش در بازارهای قدیمی کاربرد فراوان داشت.
مایعات هم می توانستند با پیمانه سنجیده شوند، اما برای آن ها گاهی نام ظرف اهمیت بیشتری پیدا می کرد؛ مثل قدح، جام یا پیاله. از نگاه جدول، اگر موضوع سنجش و اندازه گیری باشد، «کیل» همچنان پاسخ دقیق و کوتاه است.
راهنمای انتخاب جواب
- سه حرفی: کیل، صاع، جام یا قدح را با حروف تقاطعی بسنجید؛ برای سرنخ مستقیم، کیل جلوتر است.
- پنج حرفی: مکیال یا ساغر را بررسی کنید؛ اولی سنجشی تر و دومی ادبی تر است.
- سرنخ بازار و غله: کیل و مکیال محتمل ترند.
- سرنخ شعر و بزم: جام، ساغر یا قدح را جدی تر بگیرید.
چرا «کیل» در جدول پرکاربرد است؟
پاسخ های کوتاه در جدول ارزش زیادی دارند، چون به باز شدن تقاطع ها کمک می کنند. «کیل» هم کوتاه است، هم معنی روشنی دارد و هم در خانواده واژه های قدیمی و جدولی قرار می گیرد. به همین دلیل طراحان جدول زیاد از آن برای سرنخ «پیمانه» استفاده می کنند.
حرف پایانی «ل» و حرف آغازین «ک» نیز در بسیاری از تقاطع ها کاربردی است. اگر یکی از این حروف از پاسخ های دیگر به دست آمده باشد، تشخیص «کیل» سریع تر می شود.
نمونه کاربرد در جمله
برای درک بهتر، می توان گفت: «کاسب گندم را با کیل اندازه گرفت.» یعنی مقدار گندم را با پیمانه سنجید. در جمله «پیمانه را پر کرد»، منظور ظرفی است که مقدار مشخصی از چیزی را در خود جا می دهد.
در کاربرد ادبی، ممکن است بگویند «پیمانه به دست گرفت» و منظور جام یا ساغر باشد. همین تفاوت میان کاربرد سنجشی و کاربرد ادبی، دلیل وجود چند پاسخ برای سرنخ پیمانه در جدول است.
پیمانه در جدول چند حرف دارد؟
پاسخ اصلی این صفحه، یعنی «کیل»، سه حرف دارد: ک، ی، ل. اگر جدول سه خانه ای است و سرنخ «پیمانه» آمده، این پاسخ را نخستین گزینه بدانید. اگر خانه ها بیشتر باشد، «مکیال» پنج حرفی، «ساغر» پنج حرفی و گزینه های دیگری مانند «معیار» یا «کیله» هم ممکن است مطرح شوند.
برای انتخاب دقیق، به فضای سرنخ توجه کنید. سرنخ های مربوط به اندازه گیری، بازار، غله و پیمودن بیشتر به «کیل» می رسند؛ سرنخ های شاعرانه و مربوط به نوشیدن بیشتر به «جام»، «ساغر» یا «قدح» نزدیک اند.
جمع بندی
پاسخ «پیمانه در جدول» کیل است. کیل واژه ای کوتاه و رایج در جدول است و به معنی پیمانه یا پیمانه کردن به کار می رود. اگر سرنخ سه خانه ای باشد، کیل بهترین گزینه است. در خانه های بیشتر یا سرنخ های خاص، گزینه هایی مانند مکیال، صاع، قدح، ساغر و جام هم قابل بررسی هستند. تفاوت اصلی این است که کیل و مکیال به سنجش و اندازه گیری نزدیک اند، اما ساغر و جام بیشتر کاربرد ادبی و ظرف نوشیدنی دارند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!