پرش به محتوای اصلی

تقسیم بندی بر اساس صفات مشترک در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ: طبقه‌بندی۸ حرف: ط، ب، ق، ه، ب، ن، د، ی

برای سرنخ «تقسیم بندی بر اساس صفات مشترک» مناسب‌ترین و دقیق‌ترین جواب طبقه‌بندی است. هستهٔ معنایی سرنخ دقیقاً به کاری اشاره می‌کند که در آن چند شیء، فرد، مفهوم یا داده را با توجه به ویژگی‌های مشابه در گروه‌های مشخص قرار می‌دهیم. همین پیوند مستقیم میان «صفات مشترک» و «قرار دادن در طبقات» باعث می‌شود «طبقه‌بندی» از میان واژه‌های نزدیک، انتخاب اول باشد.

جواب اصلی برای درج در خانه‌های جدول
طبقه‌بندی
در جدول‌های خانه‌ای فاصله یا نیم‌فاصله خانهٔ جداگانه نمی‌گیرد؛ بنابراین صورت «طبقهبندی» همان ۸ حرف را پر می‌کند.

چرا «طبقه‌بندی» دقیقاً با این سرنخ جور است؟

وقتی می‌گوییم چیزی را «بر اساس صفات مشترک» تقسیم می‌کنیم، صرفاً از هم جدا کردن چند چیز مدنظر نیست. باید ابتدا ویژگی‌هایی پیدا شود که اعضای یک گروه در آن‌ها اشتراک دارند و سپس هر عضو در جای مناسب قرار بگیرد. «طبقه‌بندی» دقیقاً همین فرایند را می‌رساند: تعیین طبقه یا گروه با تکیه بر معیارهای مشترک.

برای مثال، اگر کتاب‌ها را بر اساس موضوع به ادبیات، تاریخ، علوم و هنر تقسیم کنیم، در حال طبقه‌بندی هستیم. اگر جانوران را با توجه به ویژگی‌های زیستی در گروه‌های مختلف قرار دهیم، باز هم عمل طبقه‌بندی انجام شده است. حتی در کار روزمره، مرتب کردن پرونده‌ها بر پایهٔ نوع درخواست یا دستهٔ مشتری نمونه‌ای از همین مفهوم است. بنابراین عبارت «صفات مشترک» در سرنخ، یک نشانهٔ معنایی بسیار قوی برای رسیدن به «طبقه‌بندی» است.

نکتهٔ معنایی

وجود «صفات مشترک» یعنی اعضای هر گروه باید وجه یا ویژگی مشترکی داشته باشند؛ این فقط جدا کردن ساده نیست.

نکتهٔ جدولی

جواب اصلی ۸ حرف دارد و نیم‌فاصلهٔ میان «طبقه» و «بندی» در شمار خانه‌ها محاسبه نمی‌شود.

شمارش درست حروف «طبقه‌بندی»

اگر تعداد خانه‌های جدول برای شما مهم است، واژه را بدون فاصله و نیم‌فاصله بشمارید. «طبقه‌بندی» از هشت حرف تشکیل شده است:

طبقهبندی

پس اگر پاسخ افقی یا عمودی شما ۸ خانه دارد، «طبقهبندی» از نظر طول کاملاً با سرنخ سازگار است.

املای درست: «طبقه‌بندی» یا «طبقهبندی»؟

در متن فارسی معیار، شکل خواناتر و درست‌تر برای نوشتن این واژه طبقه‌بندی با نیم‌فاصله است؛ یعنی «طبقه» و «بندی» از نظر ساخت واژه به هم وابسته‌اند اما نباید مثل یک رشتهٔ کاملاً چسبیده دیده شوند. با این حال در محیط جدول، چون هر خانه فقط یک حرف را می‌گیرد، نیم‌فاصله نمایش داده نمی‌شود و جواب عملاً به صورت «طبقهبندی» در خانه‌ها قرار می‌گیرد.

متن معمول و ویرایش‌شده:طبقه‌بندی
نمایش رایج در خانه‌های جدول:طبقهبندی
نوشتن با فاصلهٔ کامل:طبقه بندیقابل فهم، اما از نظر تایپی ضعیف‌تر

در شمارش حروف، هر سه شکل بالا همان هشت حرف اصلی را دارند؛ فاصله یا نیم‌فاصله حرف محسوب نمی‌شود. نکتهٔ مهم این است که بخش نخست واژه «طبقه» با «ه» پایان می‌یابد و همین «ه» یکی از خانه‌های پاسخ است.

«دسته‌بندی» چقدر محتمل است؟

دسته‌بندی از نظر معنی بسیار نزدیک است و در زبان روزمره برای قرار دادن چیزها در دسته‌های مشابه زیاد به کار می‌رود. حتی از نظر تعداد حروف هم مانند «طبقه‌بندی» هشت حرف دارد: د، س، ت، ه، ب، ن، د، ی. پس اگر فقط معنی و طول را در نظر بگیریم، این واژه رقیب جدی به نظر می‌رسد.

با این حال سرنخ موردنظر روی «تقسیم‌بندی بر اساس صفات مشترک» تأکید دارد؛ در چنین تعریفی «طبقه‌بندی» تعبیر دقیق‌تر و جاافتاده‌تری است. «دسته‌بندی» می‌تواند بسیار عمومی‌تر باشد و حتی برای مرتب‌سازی‌ای به کار رود که معیار علمی یا ساختار طبقات در آن برجسته نیست. بنابراین تا زمانی که حروف متقاطع خلاف آن را نشان نداده‌اند، انتخاب اول همان «طبقه‌بندی» است.

تفاوت گزینه‌های نزدیک

طبقه‌بندی ۸ حرف
بهترین پاسخ برای همین سرنخ؛ گروه‌کردن بر پایهٔ ویژگی‌ها یا معیارهای مشترک را مستقیم می‌رساند.
دسته‌بندی ۸ حرف
هم‌معنی بسیار نزدیک و رایج، اما کمی عمومی‌تر. برای بعضی سرنخ‌های مشابه ممکن است جواب باشد، ولی برای این عبارت در رتبهٔ دوم قرار می‌گیرد.
رده‌بندی ۷ حرف
از مترادف‌های شناخته‌شدهٔ طبقه‌بندی است. در برخی بافت‌ها می‌تواند بر قرار دادن در رده‌ها یا سطوح نیز تأکید داشته باشد؛ اگر جدول دقیقاً ۷ خانه دارد، این گزینه ارزش بررسی دارد.
سنخ‌شناسی ۸ حرف
اصطلاحی تخصصی‌تر برای شناخت و تفکیک «سنخ‌ها» یا تیپ‌هاست. از نظر تعداد حروف ممکن است مناسب به نظر برسد، اما برای یک سرنخ عمومیِ جدول، معمولاً بیش از حد تخصصی است.
تفکیک ۵ حرف
معنای اصلی آن جدا کردن یا تمایز گذاشتن است. چون الزاماً مفهوم گروه‌سازی بر اساس صفت مشترک را در خود ندارد، جواب ضعیف‌تری برای این سرنخ است.

یک تصحیح مهم دربارهٔ تعداد حروف گزینه‌های جایگزین

در حل جدول، یک خطای یک‌حرفی می‌تواند کل مسیر را عوض کند. برای همین بهتر است گزینه‌های نزدیک را دقیق بشماریم. «دسته‌بندی» ۸ حرف دارد، نه ۷ حرف؛ «رده‌بندی» نیز ۷ حرف دارد، نه ۶ حرف؛ و «تفکیک» ۵ حرف است. این شمارش با حذف فاصله و نیم‌فاصله انجام می‌شود، چون این نشانه‌ها خانهٔ مستقلی در جدول ندارند.

طبقه‌بندی: ۸ دسته‌بندی: ۸ رده‌بندی: ۷ سنخ‌شناسی: ۸ تفکیک: ۵ تفکیک‌سازی: ۹

این نکته به‌خصوص وقتی مفید است که جواب‌های متقاطع هنوز کامل نشده‌اند. اگر ۸ خانه دارید، هم «طبقه‌بندی» و هم «دسته‌بندی» از نظر طول ممکن‌اند و باید از معنی دقیق سرنخ و حروف تقاطعی کمک بگیرید. اگر ۷ خانه دارید، «رده‌بندی» از نظر طول محتمل‌تر می‌شود؛ با این حال تغییر تعداد خانه‌ها معمولاً نشانهٔ آن است که طراح جدول معادل دیگری را در نظر گرفته است.

اگر چند حرف از جواب را دارید، چطور انتخاب را قطعی کنید؟

حرف اول را ببینید. اگر پاسخ با «ط» شروع می‌شود، مسیر تقریباً مستقیم به «طبقه‌بندی» می‌رسد. اگر «د» دارید، «دسته‌بندی» را بررسی کنید و اگر «ر» دارید، «رده‌بندی» محتمل‌تر است.
تعداد خانه‌ها را دوباره بشمارید. «طبقه‌بندی» و «دسته‌بندی» هر دو ۸ خانه می‌خواهند؛ «رده‌بندی» ۷ خانه و «تفکیک» ۵ خانه.
به بخش پایانی توجه کنید. سه جواب نزدیکِ اصلی یعنی «طبقه‌بندی»، «دسته‌بندی» و «رده‌بندی» همگی با «بندی» تمام می‌شوند. اگر چهار خانهٔ پایانی ب، ن، د، ی باشد، دامنهٔ انتخاب بسیار محدود می‌شود.
معنی سرنخ را مقدم بدانید. عبارت «صفات مشترک» فقط به جداسازی اشاره ندارد؛ بر گروه‌سازی بر پایهٔ شباهت تأکید می‌کند. از این نظر «طبقه‌بندی» نسبت به «تفکیک» تطابق معنایی روشن‌تری دارد.

چرا «تفکیک» جواب اصلی نیست؟

«تفکیک» بیشتر بر جدا کردن دو یا چند چیز از یکدیگر دلالت دارد. ممکن است چیزی را بدون آن‌که به گروه‌های دارای صفات مشترک تبدیل کنیم، از چیز دیگر تفکیک کنیم. مثلاً تفکیک زبالهٔ خشک و تر یک جداسازی بر اساس نوع است، اما خود واژهٔ «تفکیک» الزاماً نظامی از طبقات و گروه‌های متعدد را بیان نمی‌کند.

در مقابل، «طبقه‌بندی» علاوه بر جدایی، عنصر قرار گرفتن در طبقه یا گروه را هم در خود دارد. وقتی سرنخ صریحاً از صفات مشترک حرف می‌زند، این عنصر گروهی مهم است و به همین دلیل «طبقه‌بندی» انتخاب طبیعی‌تری می‌شود.

«رده‌بندی» چه زمانی می‌تواند جواب باشد؟

«رده‌بندی» در بسیاری از کاربردها به «طبقه‌بندی» نزدیک است و می‌تواند قرار دادن افراد، اشیا یا مفاهیم در رده‌های مشخص را برساند. اگر پاسخ جدول ۷ خانه داشته باشد و حروف متقاطع با ر، د، ه، ب، ن، د، ی جور دربیاید، «رده‌بندی» گزینهٔ منطقی است.

با این حال باید میان «رده‌بندی» به معنای قرار دادن در رده‌ها و «رتبه‌بندی» به معنای مرتب کردن بر اساس مقام، امتیاز یا برتری فرق گذاشت. سرنخ حاضر دربارهٔ «صفات مشترک» است، نه اول و دوم شدن؛ بنابراین «رتبه‌بندی» پاسخ مناسبی نیست.

«سنخ‌شناسی» چرا با وجود ۸ حرف انتخاب اول نیست؟

«سنخ‌شناسی» نیز با شناسایی و گروه‌بندی گونه‌ها یا تیپ‌ها ارتباط دارد و از نظر شمار حروف بدون نیم‌فاصله ۸ حرف است: س، ن، خ، ش، ن، ا، س، ی. با این حال این واژه بیشتر در نوشته‌های تخصصیِ علوم انسانی، فلسفه، جامعه‌شناسی، روان‌شناسی یا تحلیل تیپ‌ها دیده می‌شود و معنای آن صرفاً «تقسیم‌بندی بر اساس صفات مشترک» نیست؛ عنصر «شناخت و مطالعهٔ سنخ‌ها» در آن پررنگ‌تر است.

پس اگر طراح یک جدول عمومی چنین تعریف ساده‌ای داده باشد، «سنخ‌شناسی» از نظر سبک واژگانی دورتر از «طبقه‌بندی» است. فقط زمانی سراغ آن بروید که حروف متقاطع آشکارا این پاسخ را تحمیل کنند یا خود سرنخ به «تیپ»، «سنخ» یا «گونه‌شناسی» اشاره داشته باشد.

ساخت واژه چه کمکی به یادآوری جواب می‌کند؟

واژهٔ «طبقه‌بندی» را می‌توان به دو بخش معنایی دید: «طبقه» و «بندی». «طبقه» به گروه یا رده‌ای اشاره می‌کند که اعضای آن بر مبنایی مشترک کنار هم قرار گرفته‌اند و «بندی» مفهوم مرتب‌سازی، گروه‌سازی یا ساختن تقسیمات را تقویت می‌کند. همین ساخت باعث می‌شود واژه برای تعریف‌هایی که در آن‌ها «گروه»، «رده»، «دسته»، «ویژگی مشترک» یا «معیار مشترک» آمده، به‌آسانی به ذهن برسد.

یادسپار کوتاه: هر جا در سرنخ با ترکیبی شبیه «قرار دادن در گروه‌ها بر پایهٔ ویژگی مشترک» روبه‌رو شدید، نخست «طبقه‌بندی» را امتحان کنید؛ سپس با تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع آن را تأیید کنید.

نمونه‌های معنایی برای تثبیت پاسخ

کتابخانه: قرار دادن کتاب‌ها در گروه‌های موضوعی، نمونه‌ای از طبقه‌بندی است.
زیست‌شناسی: قرار دادن جانداران در گروه‌هایی با ویژگی‌های مشترک، مفهوم طبقه‌بندی را نشان می‌دهد.
داده‌ها: جدا کردن داده‌ها به گروه‌هایی بر مبنای ویژگی یا معیار مشترک نیز نوعی طبقه‌بندی است.
کالاها: گروه کردن کالاهای مشابه بر پایهٔ نوع، کاربرد یا ویژگی‌های مشترک، طبقه‌بندی کالاها به شمار می‌آید.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که نکتهٔ کلیدی، صرفِ «تقسیم کردن» نیست؛ بلکه معیار تقسیم، همان ویژگی‌های مشترکی است که اعضای هر گروه را به هم مرتبط می‌کند.

دام‌های املایی و معنایی در خانه‌های جدول

«طبق بندی»
نادرست است، چون جزء نخست «طبقه» است و حرف «ه» نباید حذف شود.
«طبقه بدی»
حذف «ن» از «بندی» واژه را بی‌معنا می‌کند. چهار حرف پایانی باید ب، ن، د، ی باشد.
«رتبه‌بندی»
به مرتب‌سازی بر اساس رتبه یا جایگاه نزدیک‌تر است و با «صفات مشترک» تطابق مستقیمی ندارد.
«طبقه‌بندی»
هم از نظر معنا و هم از نظر ساخت واژه با تعریف «تقسیم‌بندی بر اساس صفات مشترک» هماهنگ است.

اگر پاسخ ذخیره‌شده «طبقهبندی» باشد، آیا غلط است؟

نه؛ در فضای دیتابیس، بازی یا موتور جست‌وجوی جدول ممکن است نیم‌فاصله حذف شود و رشتهٔ «طبقهبندی» ذخیره شود. این تفاوت بیشتر فنی و نمایشی است تا معنایی. برای نمایش خوانا در متن مقاله بهتر است «طبقه‌بندی» نوشته شود، اما برای تطبیق با خانه‌های جدول یا داده‌ای که بدون فاصله ذخیره شده، «طبقهبندی» همان جواب را نمایندگی می‌کند.

به بیان ساده، اگر کاربر در جدول هشت خانه دارد، چیزی به نام «خانهٔ نیم‌فاصله» وجود ندارد. حروف پشت سر هم وارد می‌شوند و نتیجه از نظر حروف دقیقاً ط + ب + ق + ه + ب + ن + د + ی است.

جمع‌بندیِ مخصوص همین سرنخ

در میان جواب‌های ممکن، «طبقه‌بندی» بیشترین انطباق را با عبارت «تقسیم بندی بر اساس صفات مشترک» دارد. «دسته‌بندی» از نظر معنا و حتی تعداد حروف نزدیک است، اما عمومی‌تر است؛ «رده‌بندی» معادل کوتاه‌ترِ ۷ حرفی است؛ «سنخ‌شناسی» تخصصی‌تر است؛ و «تفکیک» فقط بخشی از مفهوم را پوشش می‌دهد.

جواب نهایی: طبقه‌بندی
برای ورود در ۸ خانهٔ جدول: «طبقهبندی».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.