پرش به محتوای اصلی

گودی ته دره در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول:گدار۴ حرف

برای سرنخ «گودی ته دره» پاسخ دقیق و جدولی گدار است. این واژه چهار حرف دارد و یکی از معنی‌های مستقیم آن همین گودی یا بخش فرورفته در پایین دره است. نکته‌ای که باعث تردید می‌شود این است که «گدار» معنی دیگری هم دارد: گذرگاه یا بخش کم‌عمق رودخانه. وجود این معنی دوم، معنی «گودی ته دره» را از بین نمی‌برد؛ با یک واژه چندمعنا روبه‌رو هستیم.

اگر در خانه‌های جدول چهار جای خالی دارید، «گدار» بهترین تطبیق است: هم تعداد حروف درست است و هم عبارت سرنخ با یکی از معنی‌های واژه تطابق مستقیم دارد.

چرا «گدار» جواب درست است؟

در سرنخ‌های جدولی معمولاً از تعریف‌های کوتاه و فشرده فرهنگ لغت استفاده می‌شود. «گودی ته دره» نیز از همان تعریف‌هایی است که به‌صورت مستقیم به واژه گدار می‌رسد. در زبان امروز شاید بسیاری از افراد «گدار» را بیشتر از ترکیب معروف «بی‌گدار به آب زدن» بشناسند و به همین دلیل نخستین تصویری که از آن دارند، محل عبور از آب باشد. اما دامنه معنایی واژه محدود به عبور از رودخانه نیست.

معنی مورد نظر جدول

گدار = گودی ته دره

در این کاربرد، واژه به ناحیه پست و فرورفته در پایین دره اشاره می‌کند. همین معنی با صورت دقیق سرنخ هم‌خوان است.

معنی آشناتر

گدار = گذرگاه در آب

در کاربرد دیگری، گدار به جایی از رود یا آبراه گفته می‌شود که برای عبور مناسب است؛ معمولاً بخشی کم‌عمق یا قابل گذر.

پس اگر تنها معنی دوم را در نظر بگیریم، ممکن است پاسخ «گدار» عجیب به نظر برسد. راه حل این ابهام توجه به چندمعنایی بودن واژه است. در جدول کلمات، طراح می‌تواند سراغ معنایی برود که در مکالمه روزمره کمتر شنیده می‌شود، اما از نظر واژگانی معتبر و دقیق است.

املای پاسخ و تعداد حروف

شکل درست پاسخ گدار است؛ با «گ» آغاز می‌شود، یک «د» در میانه دارد و با «ار» تمام می‌شود. برای جدول، چهار خانه لازم است:

گدار

در نوشتار معمول، اعراب‌گذاری انجام نمی‌شود و همان «گدار» نوشته می‌شود. اگر تلفظ برایتان مهم است، این واژه در کاربرد رایج به صورت «گُدار» نیز نشان داده می‌شود.

چرا معنی «محل کم‌عمق رودخانه» با این پاسخ تناقض ندارد؟

یکی از دام‌های رایج در حل این سرنخ آن است که حل‌کننده یک معنی شناخته‌شده را به‌عنوان تنها معنی واژه در نظر بگیرد. «گدار» نمونه خوبی برای نشان دادن این مسئله است. وقتی می‌گوییم «بی‌گدار به آب زدن»، ذهن طبیعی است که به آب، رودخانه و محل عبور برود. با این حال، یک واژه می‌تواند در بافت‌های مختلف چند معنی نزدیک یا تاریخی داشته باشد.

از نظر معنایی نیز می‌توان پیوند میان این کاربردها را فهمید: دره، آبراه، بخش پست زمین و مسیر عبور طبیعی، همگی به شکل زمین و مسیر حرکت آب یا انسان مربوط‌اند. لازم نیست این معنی‌ها را کاملاً یکی بدانیم؛ مهم این است که «گودی ته دره» به‌عنوان معنای مستقل برای «گدار» به کار رفته و در فضای جدول نیز همین معنی هدف است.

نکته کاربردی: اگر سرنخ «محل کم‌عمق رودخانه»، «پایاب»، «گذرگاه در آب» یا حتی عبارتی نزدیک به «محل عبور از رود» باشد، باز هم ممکن است پاسخ «گدار» باشد. بنابراین یک واژه می‌تواند با چند سرنخ متفاوت در جدول ظاهر شود.

مقایسه با جواب‌های ظاهراً محتمل

برای «گودی ته دره» چند واژه ممکن است در نگاه اول به ذهن برسد، اما همه آن‌ها ارزش یکسانی برای پاسخ جدول ندارند. تفاوت اصلی در این است که آیا واژه واقعاً معادل خودِ سرنخ است، یا فقط مفهومی نزدیک به آن دارد.

گدار
پاسخ اصلی. چهار حرف دارد و یکی از معنی‌های مستقیم آن «گودی ته دره» است. برای همین، وقتی طول پاسخ چهار خانه باشد تقریباً انتخاب بی‌رقیب است.
خط‌القعر
اصطلاح جغرافیایی نزدیک، نه پاسخ اصلی این سرنخ. خط‌القعر به خط یا امتداد پایین‌ترین نقاط یک دره یا آبراه اشاره می‌کند. از نظر مفهومی به پایین و ژرفای دره مربوط است، اما ساختار آن «خط» را توصیف می‌کند، نه یک واژه چهارحرفی معادل «گودی ته دره».
ژرف‌دره
نام نوعی دره. ژرف‌دره به دره‌ای عمیق، کشیده و معمولاً باریک با دیواره‌های پرشیب گفته می‌شود. این واژه خودِ یک عارضه جغرافیایی را نام‌گذاری می‌کند، نه «گودی ته دره» را.
ژرفگاه
از نظر معنای عمومی نزدیک است. می‌تواند مفهوم جای عمیق یا بخش ژرف را برساند، اما برای این سرنخ خاص، تطبیق واژگانی و جدولی آن به اندازه «گدار» دقیق نیست.
قعر
معنای عمومی «ته و گودی» دارد. اگر سرنخ فقط «ته»، «ژرفا» یا «گودی چیزی» بود، «قعر» می‌توانست گزینه‌ای جدی باشد؛ اما عبارت کامل «گودی ته دره» پاسخ مشخص‌تری را هدف گرفته است.

«ژرفداره» چرا گزینه مناسبی نیست؟

صورت «ژرفداره» ممکن است از ترکیب ذهنی «ژرف» و «دره» ساخته شده باشد، اما برای این سرنخ انتخاب قابل اتکایی نیست. واژه شناخته‌شده و درست در این خانواده ژرف‌دره است؛ یعنی دره‌ای عمیق و باریک، چیزی در مایه «کنیون». «ژرف‌دره» نیز با «گودی ته دره» یکسان نیست. اولی نوعی دره را توصیف می‌کند، دومی تعریف یک واژه مستقل یعنی «گدار» است.

این تفاوت ظریف اما مهم است: وقتی سرنخ می‌گوید «گودی ته دره»، قرار نیست نام علمی یا توصیفی کل دره را پیدا کنیم؛ باید واژه‌ای را بیابیم که خودِ آن گودی یا جای پست را نام می‌دهد. در نتیجه ساختن واژه‌ای شبیه «ژرفداره» یا جایگزین کردن آن با «ژرف‌دره» مسئله را از مسیر اصلی دور می‌کند.

فرق «گدار» با «خط‌القعر» در یک نگاه

ماهیت واژهگدار یک اسم مستقل و کوتاه است؛ خط‌القعر یک اصطلاح ترکیبی است.
تطبیق با سرنخ«گودی ته دره» مستقیماً با گدار جور درمی‌آید؛ خط‌القعر بیشتر «امتداد پایین‌ترین نقاط» را می‌رساند.
کاربرد در جدولگدار ۴ حرفی و مناسب خانه‌های کوتاه است؛ خط‌القعر برای سرنخ‌های تخصصی‌تر جغرافیایی محتمل‌تر است.

اگر در جدولی سرنخ «پایین‌ترین خط دره»، «خط مقابل خط‌الرأس» یا «امتداد ژرف‌ترین نقاط بستر» دیده شود، آن‌وقت «خط‌القعر» می‌تواند پاسخ طبیعی‌تری باشد. اما برای عبارت دقیق «گودی ته دره»، استفاده از «گدار» هم کوتاه‌تر است و هم تعریف‌محورتر.

چطور از حروف متقاطع مطمئن شویم؟

در جدول، معنی واژه باید با الگوی حروف هم سازگار باشد. برای پاسخ «گدار» چهار نشانه ساده دارید:

  • تعداد خانه‌ها: چهار خانه.
  • حرف اول: «گ»؛ اگر از پاسخ عمودی یا افقی دیگر «گ» قطعی شده باشد، احتمال پاسخ بسیار بالا می‌رود.
  • حرف سوم: «ا»؛ این حرف معمولاً در تقاطع‌ها کمک‌کننده است.
  • حرف آخر: «ر»؛ در صورت قطعی بودن «ر» پایانی، گزینه‌های رقیب کمتر می‌شوند.

الگوی نوشتاری واژه به شکل گ ـ د ـ ا ـ ر است. اگر یکی از حروف متقاطع با این الگو نمی‌خواند، بهتر است ابتدا پاسخ متقاطع را دوباره بررسی کنید؛ چون برای خودِ سرنخ «گودی ته دره»، «گدار» تطبیق بسیار محکمی دارد.

چند کاربرد برای تثبیت معنی واژه

دیدن واژه در چند بافت کمک می‌کند دو معنی مهم آن با هم اشتباه نشوند. جمله‌های زیر آموزشی‌اند و تفاوت کاربردها را نشان می‌دهند:

کاربرد مربوط به دره: «آب باران پس از سرازیر شدن از دامنه‌ها در گدار جمع می‌شد.» در این جمله، «گدار» به بخش پست و گود پایین دره نزدیک است.
کاربرد مربوط به عبور از آب: «مسافران برای گذشتن از رود، گدار امن‌تری پیدا کردند.» اینجا منظور محل مناسب عبور از رودخانه است.
کاربرد کنایی شناخته‌شده: «بی‌گدار به آب نزن» یعنی بدون سنجش و احتیاط وارد کاری نشو. این تعبیر از همان تصورِ یافتن محل مناسب برای عبور از آب بهره می‌گیرد.

بنابراین اگر تنها با کاربرد کنایی آشنا باشید، طبیعی است که «گودی ته دره» در ابتدا دور از ذهن به نظر برسد. اما در حل جدول باید از معنای محدود و روزمره فاصله گرفت و همه کاربردهای واژه را در نظر داشت.

اگر تعداد خانه‌ها چهار نبود چه؟

خودِ سرنخ «گودی ته دره» به‌طور مشخص با «گدار» شناخته می‌شود، اما گاهی در جدول‌های دست‌ساز یا بازنویسی‌شده تعداد خانه‌ها اشتباه ثبت می‌شود. اگر چهار خانه ندارید، قبل از عوض کردن جواب این موارد را بررسی کنید:

  • ممکن است یک خانه مشترک یا جداکننده در طرح جدول درست شمرده نشده باشد.
  • ممکن است سرنخ مجاور به اشتباه به این ردیف نسبت داده شده باشد.
  • اگر پاسخ واقعاً هفت‌حرفی خواسته شده، احتمال دارد طراح به مفهومی مانند «خط‌القعر» فکر کرده باشد؛ با این حال آن عبارت از نظر ساخت و معنی دقیقاً همان «گدار» نیست.
  • «ژرف‌دره» نیز تنها در صورتی مناسب است که خود سرنخ درباره «دره عمیق و باریک» باشد، نه گودی پایین دره.

دام رایج: حذف یک معنی معتبر به خاطر معنی مشهورتر

این‌که «گدار» را معمولاً با «محل عبور از رودخانه» می‌شناسیم، دلیل نمی‌شود معنی «گودی ته دره» نادرست باشد. در جدول‌های واژگانی، معنی کمتر رایج یک کلمه دقیقاً می‌تواند همان چیزی باشد که طراح دنبال کرده است.

جمع‌بندی دقیق برای همین سرنخ

اگر سؤال شما دقیقاً «گودی ته دره در جدول» است، پاسخ گدار را وارد کنید. این واژه چهار حرفی است و با تعریف سرنخ تطابق مستقیم دارد. «خط‌القعر» یک اصطلاح جغرافیایی مرتبط با پایین‌ترین امتداد دره است، «ژرف‌دره» نام دره‌ای عمیق و باریک است و «قعر» معنای عمومی ته و گودی را می‌دهد؛ هیچ‌کدام برای این عبارت به اندازه «گدار» دقیق و طبیعی نیستند.

پاسخ نهایی: گدار — املای صحیح: گدار — تعداد حروف: ۴ — الگو: گ، د، ا، ر.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.