پرش به محتوای اصلی

نژاد و گونه در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: رگه۳ حرف: ر + گ + ه
معنی مورد نظر: اصل، نسب، نژاد و تبار

برای سرنخ «نژاد و گونه در جدول»، پاسخ دقیق و رایج رگه است. نکتهٔ اصلی اینجاست که «رگه» فقط به معنی خط باریک، رگهٔ خون یا رگهٔ معدن نیست؛ در فارسی یک معنی قدیمی و معتبرِ آن «اصل و نسب، گوهر و نژاد» است. همین معنی نسبی و تباری است که در این سرنخ فعال می‌شود و باعث می‌شود «رگه» از گزینه‌هایی مانند «نوع»، «سنخ»، «تبار» یا حتی «رگ» مناسب‌تر باشد.

چرا «رگه» جواب نژاد و گونه است؟

در جدول کلمات متقاطع، سرنخ‌ها همیشه تعریف روزمره و مستقیمِ واژه نیستند. گاهی طراح سراغ یک معنی فرعی، کهن‌تر یا کمتر استفاده‌شده می‌رود. «رگه» دقیقاً از همین دسته است. بیشتر ما این کلمه را در ترکیب‌هایی مثل «رگهٔ طلا»، «رگهٔ سنگ»، «رگه‌ای از خون» یا «رگه‌ای از شوخ‌طبعی» می‌بینیم، اما این واژه در حوزهٔ اصل و نسب هم سابقهٔ روشن دارد.

وقتی «رگه» دربارهٔ انسان، حیوان یا تبار به کار می‌رود، می‌تواند به منشأ، خون، ریشهٔ خانوادگی یا نژادی اشاره کند. ترکیب بسیار آشنای دورگه این پیوند معنایی را روشن می‌کند: موجود دورگه از آمیختگی دو نژاد، دو تیره یا دو ریشه پدید آمده است. بنابراین وقتی سرنخ دو واژهٔ «نژاد» و «گونه» را کنار هم می‌آورد، «رگه» از نظر فضای معنایی پاسخ سنجیده‌ای است.

رگه
پاسخ سه‌حرفی

املای درست: «رگه» با ه پایانی نوشته می‌شود. در خانه‌های جدول نیز سه نویسهٔ اصلی آن جداگانه قرار می‌گیرند:

رگه
نکتهٔ کلیدی: اگر تعداد خانه‌ها ۳ باشد، «رگه» بسیار قوی است. «رگ» هم در فارسی می‌تواند به اصل و نسب اشاره کند، اما دوحرفی است و برای همین سرنخ در قالب سه‌خانه‌ای، شکل «رگه» انتخاب دقیق‌تری محسوب می‌شود.

معنی‌های «رگه» و معنایی که در جدول لازم داریم

«رگه» واژه‌ای چندمعناست و همین چندمعنایی می‌تواند هنگام حل جدول گمراه‌کننده باشد. همهٔ معنی‌های آن به نوعی تصورِ یک رشته، امتداد یا اثرِ باقی‌مانده را در خود دارند، اما در کاربردهای مختلف شکل متفاوتی پیدا می‌کنند.

رشته یا خط باریک: خط یا امتدادی باریک که در زمینه‌ای دیگر دیده می‌شود.
رگهٔ معدنی: لایه یا امتدادی از مادهٔ معدنی در میان سنگ.
اثر یا نشانه: مثل «رگه‌ای از طنز» یا «رگه‌ای از اندوه» در رفتار و سخن.
اصل و نسب: ریشه، گوهر، نژاد و پیوند تباری؛ همین معنی پاسخ سرنخ است.

پس در این سؤال نباید به اولین تصویر ذهنی از «رگه» بسنده کرد. معنیِ مورد نیاز، «خط باریک» یا «رشتهٔ معدن» نیست؛ مقصود همان رگه به معنی نژاد و اصل و نسب است.

فرق «رگه» با «رگ» در این سرنخ

«رگ» و «رگه» به هم نزدیک‌اند و هر دو می‌توانند در زبان فارسی از معنای جسمانی فراتر بروند و به ریشه و نسب اشاره کنند. با این حال در حل جدول، تفاوت یک حرف تعیین‌کننده است. اگر پاسخ سه خانه داشته باشد، «رگه» نه‌تنها از نظر شمار حروف درست است، بلکه به‌صورت مستقل نیز معنی «اصل و نسب، گوهر و نژاد» دارد.

«رگ» معمولاً نخست یادآور رگ بدن است و سپس در تعبیرهایی مانند «رگ و ریشه»، «بدَرگ» یا اشاره به خون و تبار، معنی نسبی پیدا می‌کند. «رگه» در سرنخ حاضر صورت جاافتاده‌تری برای رساندن مفهوم نژاد و تبار است و ترکیب «دورگه» نیز به فهم سریع آن کمک می‌کند.

گزینهٔ اصلیرگه — ۳ حرفهم با تعداد حروف سازگار است و هم معنیِ اصل، نسب و نژاد را مستقیم پوشش می‌دهد.
گزینهٔ وابسته به خانه‌هارگ — ۲ حرفاز نظر معنای تبار بی‌ارتباط نیست، اما برای پاسخ سه‌حرفی کوتاه است.

چرا «تبار»، «اصل»، «نوع» یا «سنخ» پاسخ بهتری نیستند؟

سرنخ «نژاد و گونه» در نگاه اول چند مترادف رایج را فعال می‌کند. اما در جدول باید هم‌زمان معنی، تعداد حروف و الگوی متداول سرنخ‌نویسی را سنجید. صرفاً مترادف بودن با یکی از دو واژهٔ سرنخ کافی نیست.

تبار — ۴ حرف برای «نژاد» و «اصل و نسب» مترادف بسیار خوبی است، ولی هم چهارحرفی است و هم بخش «گونه» در سرنخ را به اندازهٔ «رگه» در کاربرد جدولی توضیح نمی‌دهد.
اصل — ۳ حرف از نظر تعداد حروف جذاب است و «اصل» می‌تواند معنی نژاد بدهد، اما سرنخ حاضر معمولاً به واژه‌ای اشاره دارد که خودِ مفهوم ریشهٔ نژادی و رگهٔ تباری را حمل کند؛ «رگه» تطابق دقیق‌تری دارد.
نوع — ۳ حرف مترادف مستقیم «گونه» است، ولی «نژاد» را پوشش نمی‌دهد. بنابراین وقتی هر دو واژه در سرنخ آمده‌اند، «نوع» بیش از حد محدود است.
سنخ — ۳ حرف به معنی نوع، جنس و دسته است و با «گونه» نزدیکی دارد، اما دلالت آن بر نسب و نژاد ضعیف‌تر از «رگه» است.

این مقایسه نشان می‌دهد که سه‌حرفی بودن به‌تنهایی کافی نیست. «اصل»، «نوع» و «سنخ» همگی سه حرف دارند، اما فقط «رگه» علاوه بر تناسب تعداد حروف، معنای مشخص «نژاد و اصل و نسب» را نیز در خود دارد.

«گونه» در این عبارت دقیقاً چه نقشی دارد؟

واژهٔ «گونه» در فارسی معمولاً «نوع، قسم، شکل یا جور» را تداعی می‌کند و در زبان علمی نیز معنای تخصصی خود را دارد. با این حال در یک سرنخ کوتاه جدولی، نباید الزاماً عبارت «نژاد و گونه» را یک تعریف زیست‌شناختی رسمی دانست. اینجا دو واژه برای نزدیک کردن ذهن به مفهوم تیره، ریشه، نژاد و نوعِ وابسته به اصل کنار هم آمده‌اند.

اگر طراح فقط «گونه» را نوشته بود، پاسخ‌هایی مثل «نوع»، «سنخ» یا «قسم» بسیار جدی‌تر می‌شدند. اگر فقط «نژاد» آمده بود، «تبار»، «اصل»، «نسل»، «نسب» و «رگ» نیز می‌توانستند با توجه به تعداد خانه‌ها مطرح باشند. اما ترکیب مشخص «نژاد و گونه»، به‌ویژه در قالب پاسخ سه‌حرفی، به «رگه» جهت می‌دهد.

نشانهٔ زبانی مهم: «دورگه»

یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای به‌خاطر سپردن جواب، نگاه کردن به واژهٔ «دورگه» است. «دورگه» دربارهٔ انسان، حیوان یا گیاه می‌تواند به آمیزش دو نژاد، دو تیره یا دو منشأ اشاره کند. جزء «رگه» در این خانوادهٔ معنایی با ایدهٔ ریشه و تبار پیوند دارد.

البته نباید هر کاربرد «رگه» را نژادی دانست. در جملهٔ «در سنگ رگه‌ای از مس دیده می‌شود»، واژه کاملاً معدنی و فیزیکی است. در «حرف‌هایش رگه‌ای از طعنه داشت»، معنی آن «نشانه و اثر» است. در سرنخ حاضر، قرینهٔ «نژاد» باعث می‌شود معنیِ نسبی فعال شود.

اگر حروف تقاطعی با «رگه» جور درنیامد چه کنیم؟

در جدول، حروف تقاطعی همیشه معیار نهایی کنترل هستند. اگر سه خانه دارید و الگوی حروف به صورت «ر ـ ه» یا «ـ گ ه» شکل گرفته، «رگه» تقریباً بی‌دردسر می‌نشیند. اگر فقط دو خانه وجود دارد، آن وقت «رگ» می‌تواند گزینه‌ای جدی باشد. اگر چهار خانه دارید، «تبار» از نظر تعداد حروف مناسب می‌شود و باید با حروف تقاطعی سنجیده شود.

  • ۳ خانه و معنی نژاد/نسب: اول «رگه» را امتحان کنید.
  • ۲ خانه: «رگ» می‌تواند مطرح باشد.
  • ۴ خانه: «تبار» یا «نسب» بسته به صورت دقیق سرنخ و تقاطع‌ها بررسی شود؛ «نسب» سه حرف دارد و «تبار» چهار حرف.
  • سرنخ فقط «گونه» باشد: «نوع» و «سنخ» معمولاً از «رگه» طبیعی‌ترند.
در خط فارسی، «رگه» سه حرف دارد: ر، گ، ه. حرکت‌های آوایی مانند فتحه یا کسره حرف مستقلِ جدول محسوب نمی‌شوند و چیزی به تعداد خانه‌ها اضافه نمی‌کنند.

املای صحیح و شکل نوشتن پاسخ

صورت درست پاسخ «رگه» است؛ نه «رگّه» با تشدید اجباری و نه «رگ» در صورتی که جدول سه خانه داشته باشد. در نوشتار معمول فارسی، این کلمه همان «رگه» نوشته می‌شود. فاصله یا نیم‌فاصله هم در خود واژه وجود ندارد.

اگر پاسخ را در جدول وارد می‌کنید، ترتیب خانه‌ها از راست به چپ چنین است: ر ← گ ← ه. برای یادسپاری نیز بهتر است آن را با خانوادهٔ معنایی «رگ، ریشه، دورگه، تبار» به یاد بسپارید؛ این ارتباط احتمال اشتباه با «نوع» یا «سنخ» را کم می‌کند.

پاسخ نهایی برای «نژاد و گونه در جدول»

رگه، سه حرفی، پاسخ مناسب این سرنخ است. معنی مورد نظر در اینجا «اصل و نسب، گوهر، نژاد و ریشهٔ تباری» است.

اگر جدول شما سه خانه دارد، «رگه» را انتخاب کنید. تنها در صورتی که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی متفاوت باشد، گزینه‌هایی مانند «رگ»، «تبار»، «اصل»، «نوع» یا «سنخ» ارزش بررسی دوباره دارند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.