پرش به محتوای اصلی

محل ورود رود به دریا در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: مصب — واژهٔ سه‌حرفی برای محل ورود رود به دریا.

برای سرنخ «محل ورود رود به دریا در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ کوتاه و رایج مصب است. این واژه هم از نظر معنی مستقیماً با تعریف سرنخ منطبق است و هم از نظر قالب جدول، پاسخ سه‌حرفی بسیار شناخته‌شده‌ای به شمار می‌آید. اگر سه خانه در اختیار دارید، انتخاب نخست بدون تردید «مصب» است.

پاسخ اصلیمصب
تعداد حروف۳ حرف
معنی دقیقجای ریختن رود به پهنهٔ آبی

چرا «مصب» پاسخ درست این سرنخ است؟

«مصب» در کاربرد جغرافیایی به بخش یا محل پایانی رود گفته می‌شود؛ جایی که جریان رودخانه به دریا، دریاچه یا پهنهٔ آبی دیگری می‌ریزد. بنابراین وقتی صورت سؤال دقیقاً روی «محل ورود رود به دریا» تأکید دارد، واژه‌ای لازم است که خودِ نقطه یا ناحیهٔ پایان رود را نام‌گذاری کند. «مصب» همین مفهوم را بی‌واسطه بیان می‌کند.

در زبان روزمره ممکن است بگوییم «دهانهٔ رود»، اما در جدول‌های واژه‌ای معمولاً پاسخ کوتاه‌تر و اصطلاحی‌تر ترجیح داده می‌شود. همین ویژگی باعث شده «مصب» یکی از جواب‌های تثبیت‌شده برای سرنخ‌هایی مانند «جای ریختن رود به دریا»، «دهانهٔ رود»، «محل پایان رودخانه» یا «محل ورود رودخانه به دریا» باشد.

املای درست: «مصب» با صاد

املای صحیح واژه مصب است: «م» + «ص» + «ب». نوشتن آن به صورت «مسب» برای این معنی درست نیست. در نوشتار اعراب‌گذاری‌شده، این واژه را می‌توان «مَصَبّ» خواند؛ یعنی روی حرف پایانی تشدید وجود دارد، اما تشدید در شمارش خانه‌های جدول یک حرف جداگانه محسوب نمی‌شود.

م ص ب
نکتهٔ جدولی: اگر پاسخ شما سه خانه دارد و حروف تقاطعی با «م»، «ص» یا «ب» سازگارند، «مصب» به‌مراتب محتمل‌تر از گزینه‌های توصیفی دیگر است.

مصب دقیقاً چه چیزی را توصیف می‌کند؟

رود از سرچشمه آغاز می‌شود، در مسیر خود شاخه‌ها و آبراهه‌های گوناگون را می‌پذیرد و سرانجام به یک پهنهٔ آبی یا جریان دیگر می‌رسد. نقطه یا ناحیه‌ای که این ورود در آن رخ می‌دهد «مصب» نام دارد. پس مصب را نباید با تمام بخش پایینی رودخانه یکی دانست؛ محور اصلی معنی، محل ریختن و پایان یافتن جریان رود در مقصد آبی است.

سرچشمه
مسیر رود
مصب

در بعضی رودها، مصب ساده و مستقیم است؛ در بعضی دیگر، بخش پایانی پهن می‌شود، تحت تأثیر جزر و مد قرار می‌گیرد یا رسوبات فراوانی در آن جمع می‌شود. این تفاوت‌های طبیعی می‌توانند شکل‌های خاصی مانند دلتا یا مصب‌های قیفی‌مانند ایجاد کنند، اما نام عمومی محل ورود رود همچنان «مصب» یا «دهانهٔ رود» است.

«مصب» و «دلتا» یکی نیستند

«دلتا» از نزدیک‌ترین واژه‌هایی است که ممکن است در ذهن حل‌کننده ظاهر شود، زیرا دلتا در ناحیهٔ پایانی رود شکل می‌گیرد. با این حال، دلتا خودِ مفهوم عمومی «محل ورود رود به دریا» نیست. دلتا یک عارضهٔ رسوبی است که وقتی مواد حمل‌شده توسط رود در ناحیهٔ مصب ته‌نشین و انباشته شوند، می‌تواند به صورت پهنه‌ای شاخه‌شاخه یا تقریباً مثلثی شکل بگیرد.

در نتیجه هر دلتا در محدودهٔ مصب یک رود شکل می‌گیرد، اما هر مصبی الزاماً دلتا ندارد. اگر سرنخ فقط «محل ورود رود به دریا» باشد، پاسخ عام و دقیق «مصب» است؛ اگر سرنخ به «رسوبات رود»، «زمین مثلثی در دهانهٔ رود» یا «شاخه‌شاخه شدن رود در پایان مسیر» اشاره کند، آن‌وقت «دلتا» گزینهٔ مناسب‌تری خواهد بود.

مصب ۳ حرف

نام عمومی محل ریختن رود به دریا، دریاچه یا پهنهٔ آبی دیگر. دقیقاً با صورت سرنخ منطبق است.

انطباق بسیار بالا

دلتا ۴ حرف

عارضهٔ رسوبی تشکیل‌شده در برخی مصب‌ها؛ نه نام عمومی هر محل ورود رود به دریا.

وابسته به متن سرنخ

آیا «دهانه» هم می‌تواند جواب باشد؟

بله، از نظر معنایی «دهانهٔ رود» یا خودِ «دهانه» می‌تواند به بخش انتهایی رود اشاره کند و در متن‌های فارسی نیز بسیار طبیعی است. اما برای این سرنخ مشخص، «مصب» پاسخ تخصصی‌تر و کوتاه‌تر است. نکتهٔ مهم برای جدول این است که دهانه پنج حرف دارد: د، ه، ا، ن، ه. بنابراین اگر جدول پنج خانه داشته باشد و حروف تقاطعی آن را تأیید کنند، «دهانه» می‌تواند گزینه‌ای جدی باشد؛ ولی برای سه خانه، «مصب» انتخاب روشن است.

دهانه ۵ حرف

معادل فارسی و قابل‌فهم برای دهانه یا پایان رود. از نظر معنی نزدیک است، اما طول آن با «مصب» متفاوت است.

گزینهٔ خوب در ۵ خانه

دهانگاه ۷ حرف

برابر فارسی کم‌کاربردتر برای محل دهانه و ریزش آب. در جدول‌های رایج بسیار کمتر از «مصب» دیده می‌شود.

کم‌احتمال‌تر

چرا «پایاب» پاسخ دقیقی نیست؟

گاهی به سبب شباهت ظاهریِ مفهوم «پایان رود» واژهٔ «پایاب» پیشنهاد می‌شود، اما این انتخاب برای سرنخ حاضر دقیق نیست. «پایاب» در فارسی بیشتر به ته آب، بخش کم‌عمق آب، گذرگاه کم‌عمق یا معانی قدیمی و ادبی دیگری اشاره دارد. بنابراین نباید آن را صرفاً به دلیل پنج‌حرفی بودن، هم‌معنی مستقیم «مصب» فرض کرد.

دام رایج: تعداد خانه‌ها به‌تنهایی کافی نیست. گزینه باید هم از نظر تعداد حروف و هم از نظر تعریف واژه با سرنخ سازگار باشد. برای «محل ورود رود به دریا»، «پایاب» از نظر معنایی نسبت به «مصب» و «دهانه» ضعیف‌تر است.

«خور» با «مصب» چه تفاوتی دارد؟

«خور» نیز واژه‌ای سه‌حرفی و مرتبط با جغرافیای ساحلی است، به همین دلیل ممکن است در جدول باعث تردید شود. اما «خور» معمولاً به شاخه، بریدگی یا آبراهه‌ای باریک و نسبتاً کم‌عمق در ساحل گفته می‌شود و الزاماً محل ورود یک رودخانه نیست. ممکن است یک رود به خور وارد شود یا یک خور در نزدیکی مصب قرار داشته باشد، ولی این دو واژه مترادف کامل نیستند.

پس اگر سرنخ روی «آبراههٔ ساحلی»، «شاخاب باریک»، «فرورفتگی ساحل» یا مفهومی مشابه متمرکز باشد، «خور» قابل بررسی است. اگر متن صریحاً می‌گوید «محل ورود رود به دریا»، پاسخ سه‌حرفی درست «مصب» است.

فرق «مصب» با اصطلاح انگلیسی estuary

در ترجمه‌ها گاهی «مصب» برابر estuary آورده می‌شود، اما در کاربرد تخصصی جغرافیا بهتر است این دو را همیشه کاملاً هم‌معنی نگیریم. برای مفهوم عمومی «دهانهٔ رود» در انگلیسی، river mouth تعبیر فراگیرتری است. واژهٔ estuary معمولاً به نوعی ناحیهٔ مصبی اشاره دارد که ارتباط با دریا و اثر جزر و مد در آن برجسته است و آب شیرین رود با آب شور دریا در آن تعامل دارد.

این تفاوت برای حل همین جدول نتیجه را عوض نمی‌کند: سرنخ فارسی یک نام عمومی برای محل ورود رود می‌خواهد و «مصب» دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد.

چطور از تعداد خانه‌ها پاسخ را قطعی کنیم؟

اگر هنوز چند گزینه در ذهن دارید، ابتدا تعداد خانه‌های جواب را با طول واژه‌ها تطبیق دهید و بعد حروف مشترک با پاسخ‌های عمودی و افقی را بررسی کنید. برای این سرنخ، مقایسهٔ کاربردی چنین است:

  • ۳ خانه: مصب — انتخاب اصلی و دقیق.
  • ۴ خانه: دلتا — فقط اگر قرینه‌ای دربارهٔ رسوب یا شکل زمین وجود داشته باشد؛ برای تعریف عمومی مصب دقیق نیست.
  • ۵ خانه: دهانه — از نظر معنی نزدیک و قابل قبول، اگر حروف تقاطعی تأییدش کنند.
  • ۷ خانه: دهانگاه — برابر فارسی کم‌کاربردتر که ممکن است در برخی معماهای واژگانی دیده شود.

در جدول فارسی، حرکات و نشانه‌هایی مانند فتحه و تشدید خانهٔ مستقل نمی‌گیرند. بنابراین صورت آوایی «مَصَبّ» همچنان سه خانه می‌خواهد و به صورت سادهٔ «مصب» نوشته می‌شود.

چند سرنخ هم‌خانواده که جوابشان «مصب» است

«جای ریختن رودخانه به دریا»

پاسخ: مصب

«دهانهٔ رود، سه حرفی»

پاسخ: مصب

«محل پایان رود در دریا یا دریاچه»

پاسخ: مصب

اگر حرف تقاطعی با «مصب» جور درنیامد چه کنیم؟

اول املای پاسخ‌های متقاطع را دوباره بررسی کنید؛ چون «مصب» برای تعریف مستقیم این سرنخ بسیار قوی است. اگر تعداد خانه‌ها سه است اما یکی از حروف ظاهراً ناسازگار شده، احتمال خطا در یکی از جواب‌های دیگر جدول وجود دارد. اگر تعداد خانه‌ها از ابتدا سه نیست، آن‌وقت باید صورت دقیق سرنخ و گزینه‌های نزدیک را با طول پاسخ تطبیق داد.

برای پنج خانه، «دهانه» منطقی‌ترین جایگزین معنایی است. برای چهار خانه، «دلتا» تنها زمانی قابل دفاع است که طراح جدول سرنخ را با تسامح به کار برده باشد یا نشانه‌ای از رسوب و شکل دلتایی در سؤال وجود داشته باشد. «خور» سه حرف دارد، اما معنی آن با سرنخ حاضر یکی نیست و نباید صرفاً به دلیل هم‌اندازه بودن انتخاب شود.

جمع‌بندی واژه: «مصب» با املای م ـ ص ـ ب، سه حرف دارد و در جغرافیا به محل ورود یا ریختن رود در دریا، دریاچه یا پهنهٔ آبی دیگر گفته می‌شود. برای عبارت «محل ورود رود به دریا در جدول»، این واژه دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ است؛ «دهانه» گزینهٔ پنج‌حرفی نزدیک و «دلتا» مفهومی مرتبط اما تخصصاً متفاوت است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.