پرش به محتوای اصلی

مالیده شده در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ: «مماس»۴ حرف

برای سرنخ «مالیده شده» در جدول، پاسخ دقیق و رایج مماس است. این انتخاب فقط بر پایه شباهت معنایی نیست؛ خود واژه در فارسی معنای «به هم ساییده شده» و «مالیده شده» دارد و از نظر قالب چهارحرفی نیز کاملاً با پاسخ‌های متداول جدول جور درمی‌آید. معنای هندسیِ معروفِ «خط مماس» ممکن است ذهن را منحرف کند، اما همان مفهوم هندسی هم بر ایده تماس میان خط و منحنی استوار است.

چرا «مماس» دقیق‌ترین جواب است؟

واژه «مماس» در کاربرد عمومی و واژه‌نامه‌ای فقط اصطلاحی برای هندسه نیست. یکی از معنی‌های اصلی آن چیزی است که با چیز دیگری تماس یافته، به آن ساییده یا با آن مالیده شده باشد. بنابراین وقتی طراح جدول سرنخ را بسیار کوتاه و به شکل «مالیده شده» می‌آورد، «مماس» می‌تواند نقش صفت را ایفا کند و از نظر معنایی مستقیماً روی همین سرنخ بنشیند.

تطبیق معنایی

مالیده شده ← مماس؛ یعنی چیزی که با چیز دیگری تماس و سایش پیدا کرده است. در این کاربرد، «مماس» را باید در معنای لغویِ تماس و ساییدگی فهمید، نه فقط در معنای تخصصی هندسه.

این نکته به‌خصوص در جدول‌های فارسی مهم است، چون بسیاری از سرنخ‌ها از معنی‌های کمتر رایج اما درستِ واژه‌ها استفاده می‌کنند. ممکن است یک کلمه در گفت‌وگوی روزمره بیشتر با یک معنای مشهور شناخته شود، ولی در جدول معنی قدیمی‌تر، ادبی‌تر یا دقیق‌تر آن هدف قرار بگیرد. «مماس» نمونه روشن همین وضعیت است: امروز خیلی‌ها ابتدا «خط مماس بر دایره» را به یاد می‌آورند، در حالی که خود کلمه دلالت بر تماس، سایش و به‌هم‌رسیدن نیز دارد.

تعداد حروف و املای درست پاسخ

«مماس» چهار حرف دارد و بدون فاصله یا نیم‌فاصله نوشته می‌شود. اگر خانه‌های پاسخ چهار عدد باشند، این گزینه از نظر طول نیز کاملاً مناسب است:

م م ا س

املای درست همان مماس است. دو «م» در آغاز واژه بخشی از ساخت اصلی کلمه‌اند و حذف یکی از آن‌ها پاسخ را نادرست می‌کند. در جدول، تشدید یا نشانه‌های آوایی نوشته نمی‌شوند و تنها همین چهار حرف در خانه‌ها قرار می‌گیرند.

اگر تقاطع‌ها الگویی مثل «م ـ ا س» یا «ـ م ا س» داده‌اند، «مماس» انتخاب بسیار قوی است؛ زیرا هم چهارحرفی است و هم معنای «مالیده‌شده / به‌هم‌ساییده‌شده» را مستقیماً پوشش می‌دهد.

«مماس» دقیقاً چه معنایی دارد؟

هسته معنایی «مماس» تماس نزدیک میان دو چیز است. این تماس می‌تواند صرفاً رسیدن و چسبیدن دو سطح به یکدیگر باشد، یا با نوعی ساییدگی و مالش همراه شود. به همین دلیل تعبیرهایی مانند «دو سطحِ مماس»، «بخشِ مماس با دیوار» یا «هوای مماس با پوست» همگی بر مجاورت و تماس مستقیم تکیه دارند.

در سرنخ «مالیده شده»، طراح جدول از همین بخش معنایی استفاده می‌کند: چیزی که به چیز دیگری مالیده یا ساییده شده، با آن در تماس قرار گرفته است. در فارسی قدیم‌تر و زبان فرهنگ‌ها، این هم‌پوشانی میان «مالیده»، «ساییده»، «بسوده» و «مماس» روشن‌تر از کاربرد محاوره‌ای امروز دیده می‌شود.

ارتباط با معنای هندسی

کاربرد هندسی کلمه جدا از معنای اصلی آن نیست. وقتی گفته می‌شود خطی بر یک دایره یا منحنی «مماس» است، منظور خطی است که در نقطه‌ای با آن تماس دارد. بنابراین «مماس» در هندسه هم مفهوم تماس را حفظ کرده است؛ فقط این مفهوم در قالب یک تعریف تخصصی و دقیق ریاضی به کار می‌رود.

دام رایج این است که «مماس» را فقط واژه‌ای ریاضی تصور کنیم. در جدول، دیدن سرنخی مثل «مالیده شده» نشان می‌دهد که باید معنی لغوی و غیرهندسیِ کلمه را نیز در نظر گرفت.

مقایسه با جواب‌های نزدیک و احتمال‌های دیگر

چند واژه از نظر معنایی به «مالیده شده» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها برای همین سرنخ به یک اندازه مناسب نیستند. تفاوت مهم در نقش دستوری، دقت معنی و تعداد حروف است.

مماس — ۴ حرف به‌هم‌ساییده‌شده، مالیده‌شده، در تماس

بهترین گزینه برای سرنخ دقیق «مالیده شده» است؛ هم معنای صفتی دارد و هم در جدول‌های فارسی پاسخ شناخته‌شده‌ای محسوب می‌شود.

مساس — ۴ حرف تماس، لمس، ساییدن، مالش

از نظر حوزه معنایی بسیار نزدیک است، اما بیشتر نامِ عمل یا مفهوم «تماس و مالش» است، نه صفتی به معنی «مالیده شده». پس برای این صورتِ سرنخ ضعیف‌تر از «مماس» است.

ملموس — ۵ حرف لمس‌شده، قابل لمس

به «لمس‌شده» نزدیک است، ولی در فارسی امروز اغلب معنای «قابل درک یا قابل لمس» نیز دارد. علاوه بر این، پنج حرفی است و با پاسخ چهارخانه‌ای سازگار نیست.

بسوده — ۵ حرف دست‌زده، مالیده، لمس‌شده

از نظر معنی گزینه‌ای معتبر است و اگر تعداد خانه‌ها پنج باشد می‌تواند جدی شود؛ اما در سرنخ مورد نظر، وقتی پاسخ چهارحرفی خواسته می‌شود «مماس» برتری روشن دارد.

ساییده — ۶ حرف دچار سایش شده

معنای روزمره و شفاف دارد، ولی عیناً به جنبه «سایش» اشاره می‌کند و شش حرف است. اگر سرنخ «سوده شده» یا «فرسوده بر اثر مالش» باشد، این گزینه طبیعی‌تر می‌شود.

بساویده — ۷ حرف لمس‌شده، دست‌مالیده

واژه‌ای ادبی‌تر و کم‌کاربردتر است. از نظر معنایی مرتبط است، اما طول بیشتر و رواج کمتر آن باعث می‌شود برای این سرنخِ کوتاه انتخاب اول نباشد.

پس شباهت معنایی به‌تنهایی کافی نیست. «مساس» مثلاً چهار حرف دارد و به تماس و مالش مربوط است، اما صورت معنایی آن بیشتر «مالش / تماس» است تا «مالیده‌شده». تفاوت همین یک نکته دستوری باعث می‌شود «مماس» پاسخ دقیق‌تری باشد.

فرق «مماس» و «ملموس»؛ دو واژه‌ای که زیاد اشتباه می‌شوند

«مماس» و «ملموس» هر دو با مفهوم لمس و تماس ارتباط دارند، اما جای یکدیگر نمی‌نشینند. مماس بر تماس دو چیز با یکدیگر و گاهی سایش میان آن‌ها تأکید دارد؛ در مقابل، ملموس یعنی چیزی که لمس شده یا امکان لمس و احساس مستقیم آن وجود دارد. در زبان امروز نیز «ملموس» به‌صورت مجازی برای چیزی که قابل درک و محسوس است به کار می‌رود؛ مانند «تغییر ملموس».

سطح مماس
سطحی که با سطح یا جسم دیگری تماس دارد.
اثر ملموس
اثری که روشن، محسوس یا قابل درک است.
دو قطعه مماس
دو قطعه که به هم رسیده یا تماس پیدا کرده‌اند.
شیء ملموس
چیزی که می‌توان آن را لمس کرد یا حضور عینی دارد.

بنابراین اگر سرنخ دقیقاً «قابل لمس» باشد، «ملموس» گزینه بهتری است؛ اما اگر سرنخ «مالیده شده»، «به هم ساییده شده» یا در برخی بافت‌ها «در تماس» باشد، «مماس» تناسب بیشتری دارد.

فرق «مماس» و «مساس» در جدول

شباهت نوشتاری این دو واژه می‌تواند باعث تردید شود. «مساس» به خودِ عمل یا حالت تماس، لمس، ساییدن و مالش اشاره می‌کند. به بیان ساده، اگر سرنخ چیزی شبیه «تماس»، «لمس» یا «مالش» باشد، «مساس» می‌تواند مطرح شود. اما «مماس» وصفِ چیزی است که تماس یا سایش یافته و برای عبارت «مالیده شده» از نظر ساخت معنایی مناسب‌تر است.

  • مالیده شده: مماس
  • به هم ساییده شده: مماس
  • تماس یا مالش: مساس می‌تواند محتمل باشد
  • قابل لمس: ملموس
  • دست‌زده یا مالیده: بسوده نیز بسته به تعداد خانه‌ها ممکن است

اگر تعداد خانه‌ها با «مماس» جور نبود چه کنیم؟

در حل جدول، تعداد خانه‌ها یکی از مهم‌ترین قرائن است. اگر برای «مالیده شده» چهار خانه دارید، «مماس» انتخاب نخست است. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، بهتر است به جای دستکاری املای پاسخ، سراغ هم‌معنی متناسب با طول کلمه بروید. هیچ‌گاه برای پر کردن خانه‌ها یکی از دو «م» را از «مماس» حذف نکنید یا صورت ساختگی از واژه بسازید.

۴ خانه: «مماس» بسیار محتمل و دقیق است.

۵ خانه: بسته به حروف تقاطعی «بسوده» یا «ملموس» می‌تواند بررسی شود؛ این دو دقیقاً یک معنی ندارند.

۶ خانه: «ساییده» در سرنخ‌هایی که بر سایش تأکید دارند محتمل‌تر است.

۷ خانه: «بساویده» در جدول‌های ادبی یا واژه‌محور ممکن است دیده شود.

البته تعداد حروف فقط یکی از نشانه‌هاست. حرف‌های حاصل از پاسخ‌های عمودی و افقی باید در اولویت باشند. اگر چهار خانه دارید و حروف تقاطعی با «م م ا س» سازگارند، عملاً تردید اصلی برطرف می‌شود.

چند سرنخ نزدیک که ممکن است به «مماس» برسند

طراح جدول ممکن است همان مفهوم را با صورت‌های دیگری بیان کند. «مماس» می‌تواند در برابر سرنخ‌هایی از جنس «به هم ساییده شده»، «دارای تماس»، «در تماس»، «سوده به دیگری» یا حتی سرنخ‌های هندسی مربوط به خط و منحنی قرار بگیرد. با این حال باید بافت و تعداد خانه‌ها را دید؛ هر سرنخِ مربوط به تماس الزاماً «مماس» نیست.

مثلاً «تماس» خودش یک اسم پنج‌حرفی است و ممکن است پاسخ سرنخی مانند «برخورد و پیوستگی دو چیز» باشد. «مساس» نیز مفهوم تماس و مالش را بیان می‌کند. «مماس» زمانی برجسته می‌شود که سرنخ حالت وصفی داشته باشد: چیزی مالیده‌شده، ساییده‌شده یا در تماس.

کاربرد «مماس» در جمله برای فهم بهتر

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند تفاوت معنای آن با «ملموس» و «مساس» روشن‌تر شود. در نمونه‌های زیر، «مماس» همیشه رابطه تماس میان دو چیز را نشان می‌دهد:

  • لبه قطعه با سطح کناری مماس است.
  • دو سطح در یک بخش با یکدیگر مماس شده‌اند.
  • قسمتی از پوشش که با پوست مماس است باید نرم باشد.
  • در هندسه، خط مماس با منحنی در نقطه مشخصی تماس دارد.

در این جمله‌ها می‌توان هسته مشترک «تماس» را دید. از همین هسته معنایی است که پاسخ «مالیده شده = مماس» قابل فهم می‌شود.

اشتباه‌های رایج هنگام وارد کردن پاسخ

  • نوشتن «ملموس» فقط به خاطر ارتباط با لمس: «ملموس» پنج حرف دارد و معنای غالب آن «لمس‌شده / قابل لمس» است، نه «به هم مالیده شده».
  • انتخاب «مساس» چون چهار حرف دارد: «مساس» بیشتر نامِ تماس و مالش است؛ برای صفت «مالیده شده» از نظر نقش معنایی ضعیف‌تر است.
  • محدود کردن «مماس» به هندسه: کاربرد هندسی مشهور است، اما معنای لغویِ تماس و ساییدگی نیز برای این واژه وجود دارد.
  • شمردن تشدید به عنوان حرف جدا: در خانه‌های جدول فقط حروف نوشته می‌شوند؛ پاسخ «مماس» چهار خانه می‌گیرد.
  • حذف یکی از «م»ها: صورت «ماس» پاسخ این سرنخ نیست و املای «مماس» باید با هر دو «م» نوشته شود.

نشانه‌ای سریع برای به خاطر سپردن جواب

برای یادسپاری، «مماس» را با مفهوم تماس پیوند بدهید: هر دو واژه در پایان «ماس» دارند و هر دو به نزدیک‌شدن و برخورد مستقیم مربوط‌اند. اگر در جدول با «مالیده شده» روبه‌رو شدید و چهار خانه داشتید، کافی است به «تماسِ دو سطح» فکر کنید تا «مماس» سریع‌تر به ذهن برسد.

این یادآوری به‌ویژه زمانی مفید است که پاسخ هندسیِ «مماس» بیش از معنای لغوی آن در ذهن مانده باشد. در سرنخ حاضر، قرار نیست نوعی خط را نام ببرید؛ همان واژه با معنای وصفیِ «به هم ساییده یا مالیده شده» مورد نظر است.

جمع‌بندی پاسخ: برای «مالیده شده» در جدول، جواب اصلی مماس است؛ چهار حرف «م، م، ا، س». «مساس» به معنی تماس و مالش، «ملموس» به معنی لمس‌شده یا قابل لمس، و «بسوده» به معنی دست‌زده و مالیده، واژه‌های نزدیک‌اند اما برای این سرنخ و قالب چهارحرفی، «مماس» دقیق‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.