برای سرنخ «ضربه کاری خورده» در جدول، پاسخ دقیق و پذیرفتنی «ناکار» است. این انتخاب هم با معنای خود واژه جور درمیآید و هم با شیوهای که طراحان جدول از تعریفهای کوتاه و فشرده استفاده میکنند: کسی یا چیزی که ضربهای شدید و مؤثر خورده و در نتیجه از عمل یا توان معمول افتاده، «ناکار» خوانده میشود.
چرا «ناکار» دقیقترین پاسخ است؟
نکته اصلی در این سرنخ، صفت «کاری» است. «کاری» در ترکیب «ضربه کاری» به معنی مربوط به شغل یا کار روزانه نیست؛ منظور ضربهای است که اثر جدی، تعیینکننده یا ازکارانداز دارد. بنابراین سرنخ صرفاً نمیگوید فردی آسیب دیده است، بلکه شدت و نتیجه ضربه را هم در خود دارد.
«ناکار» دقیقاً همین نتیجه را فشرده میکند: صدمه آنقدر جدی بوده که شخص، عضو بدن، وسیله یا عامل مورد نظر دیگر مانند قبل کار نمیکند یا عملاً از میدان خارج شده است. به همین علت، وقتی طراح جدول بهجای «آسیبدیده» از عبارت مشخصتر «ضربه کاری خورده» استفاده میکند، «ناکار» از گزینههای عمومیتر یک گام دقیقتر است.
تعداد حروف و املای درست
املای استاندارد پاسخ: ناکار
پس اگر خانههای جواب پنجتاست، «ناکار» از نظر طول دقیقاً مینشیند. نوشتن آن به صورت «نا کار» درست نیست؛ پاسخ باید سرهم نوشته شود. همچنین «ناکار» را نباید با «ناکارآمد» یکی گرفت. «ناکارآمد» معمولاً به کسی یا چیزی گفته میشود که کارایی مطلوب ندارد، اما «ناکار» در این سرنخ به ازکارافتادگی یا صدمه شدید ناشی از ضربه نزدیکتر است.
معنای «ناکار» در این کاربرد
«ناکار» صفتی است برای چیزی یا کسی که بر اثر صدمه، زخم یا ضربه شدید، توان انجام کار عادی خود را از دست داده است. این واژه میتواند درباره انسان به کار برود، اما محدود به انسان نیست. در بافتهای روایی یا توصیفی، ممکن است وسیله، بخش یک دستگاه یا حتی توان عملیاتی یک نیرو نیز «ناکار» توصیف شود، اگر ضربه باعث از دست رفتن کارکرد آن شده باشد.
در زبان روزمره امروز، «از کار افتاده»، «از پا افتاده»، «صدمهدیده» یا «بیاثر شده» ممکن است طبیعیتر به گوش برسند؛ بااینحال جدول کلمات متقاطع به واژههای کوتاه، دقیق و فرهنگنامهای علاقه دارد. همین ویژگی باعث میشود «ناکار» با پنج حرف، پاسخ مناسبی برای یک تعریف فشرده باشد.
مقایسه با جوابهای پنجحرفی نزدیک
دو واژه «مصدوم» و «مجروح» نیز پنج حرف دارند و از نظر معنایی به آسیب و زخم مربوطاند. به همین دلیل ممکن است در نگاه اول رقیب «ناکار» به نظر برسند. تفاوت در این است که آن دو بیشتر وضعیتِ آسیبدیدگی را بیان میکنند، در حالی که «ناکار» نتیجه شدیدترِ ضربه یعنی افتادن از کار و از دست دادن توان مؤثر را میرساند.
هم شدت صدمه و هم پیامدِ ازکارافتادن را در خود دارد؛ دقیقاً مناسب سرنخی است که «ضربه کاری» را برجسته میکند.
یعنی صدمهدیده یا آسیبدیده. لزوماً نمیگوید ضربه فرد یا شیء را از کار انداخته است.
بیشتر بر وجود جراحت و زخم تکیه دارد؛ هر مجروحی الزاماً «ناکار» نشده است.
در نتیجه، اگر خود سرنخ فقط «آسیبدیده» یا «زخمخورده» بود، «مصدوم» و «مجروح» میتوانستند جدیتر مطرح شوند. اما وجود واژه «کاری» وزن معنایی سرنخ را به سمت «ناکار» میبرد؛ یعنی آسیب نه سطحی، بلکه مؤثر و ازکارانداز بوده است.
«کاری» در «ضربه کاری» دقیقاً چه معنایی دارد؟
در فارسی، «کاری» در ترکیبهایی مانند «زخم کاری» و «ضربه کاری» معنای «اثرگذار، عمیق، قاطع یا سخت» میدهد. پس «ضربه کاری خوردن» یعنی دریافت ضربهای که فقط تماس یا آسیب جزئی ایجاد نکرده، بلکه اثر مهمی بر توان شخص یا شیء گذاشته است.
همین نکته یک دام زبانی رایج را برطرف میکند. اگر «کاری» را به معنای «مربوط به کار» بخوانیم، ارتباط عبارت مبهم میشود؛ اما وقتی آن را «مؤثر و سخت» بفهمیم، مسیر پاسخ روشن است: چیزی که چنین ضربهای خورده، میتواند «ناکار» شود.
چطور بین «ناکار»، «مصدوم» و «مجروح» انتخاب کنیم؟
تفاوت «ناکار» با «ناکارآمد» و «ازکارافتاده»
ناکار و ناکارآمد
این دو از نظر ظاهری نزدیکاند، اما در کاربرد یکی نیستند. «ناکارآمد» معمولاً برای فرد، روش یا سامانهای به کار میرود که بهرهوری یا کارایی کافی ندارد؛ مثلاً «سامانه ناکارآمد». این واژه الزاماً هیچ ضربه یا صدمهای را فرض نمیکند. در مقابل، «ناکار» در سرنخ حاضر نتیجه یک آسیب جدی را میرساند.
ناکار و ازکارافتاده
«ازکارافتاده» از نظر مفهوم به «ناکار» بسیار نزدیک است و در زبان امروز روشنتر و رایجتر است، اما برای جدول طولانیتر است. اگر طراح به دنبال یک پاسخ کوتاه پنجحرفی باشد، «ناکار» همان مفهوم را با فشردگی مناسب ارائه میکند.
ناکار و بیاثر
«بیاثر» گاهی میتواند یکی از پیامدهای ناکار شدن باشد، ولی دامنه معنایی آن فرق دارد. یک دارو ممکن است بیاثر باشد بیآنکه «ضربه کاری خورده» باشد. بنابراین برای این سرنخ، «بیاثر» رابطه مستقیم کمتری دارد.
اگر چند حرف جدول از قبل پر شده باشد
ساخت واژه به صورت ن ـ ا ـ ک ـ ا ـ ر است. بنابراین میتوانید پاسخ را با تقاطعها سریع کنترل کنید:
- اگر حرف اول «ن» باشد، «مصدوم» و «مجروح» کنار میروند.
- اگر حرف سوم «ک» باشد، الگوی «ناکار» تقریباً مشخص میشود.
- اگر حرف پایانی «ر» باشد، باز هم «ناکار» با سرنخ هماهنگی بیشتری پیدا میکند.
- دو حرف «ا» در جایگاه دوم و چهارم قرار دارند؛ این تکرار در بررسی تقاطعها مفید است.
در شمارش حروف فارسیِ جدول، هر نویسه اصلی یک خانه میگیرد؛ «ناکار» پنج خانه لازم دارد.
صورتهای نزدیک که نباید بهجای پاسخ بنویسید
«نا کار» با فاصله، صورت مناسبی برای این پاسخ نیست. «ناکارآمد» نیز هرچند از نظر معنای کلی به کمبود کارایی مربوط میشود، پاسخ این سرنخ نیست و طول بیشتری دارد. «آسیبدیده» توضیحی درست از وضعیت است، اما هم ساخت متفاوتی دارد و هم برای سرنخ خاص «ضربه کاری خورده» دقت واژگانی «ناکار» را ندارد.
همچنین نباید تصور کرد هر کسی که «مجروح» است الزاماً «ناکار» است. ممکن است فرد زخمی باشد ولی همچنان قادر به ادامه فعالیت باشد. «ناکار» زمانی مناسبتر است که صدمه، کارکرد را مختل یا متوقف کرده باشد؛ و این همان نکتهای است که «ضربه کاری» به آن اشاره میکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!