پرش به محتوای اصلی

دختر زن از شوهر سابق در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ: «ربیبه» — ۵ حرفی

برای سرنخ «دختر زن از شوهر سابق در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ ربیبه است. این واژه هم از نظر معنای لغوی با صورت سؤال جور درمی‌آید و هم از نظر قالب رایج جدول‌های کلمات، پاسخی کوتاه و مشخص است. اگر تعداد خانه‌ها پنج تا باشد، تطبیق تقریباً بی‌ابهام می‌شود: ر، ب، ی، ب، ه.

ربیبه

تلفظ رایج: رَبیبه — نام مؤنث برای دخترِ همسر از همسر دیگر

پاسخ اصلی · ۵ حرف
ر ب ی ب ه

چرا «ربیبه» پاسخ درست این سرنخ است؟

«ربیبه» در فارسیِ لغت‌نامه‌ای و در اصطلاحات فقهی به دختری گفته می‌شود که همسرِ یک مرد، او را از همسر دیگری دارد. در بیان قدیمی‌تر و دقیقاً متناسب با عبارت جدول، می‌توان آن را «دختر زن از شوهر پیشین نسبت به شوهر کنونی» توضیح داد. بنابراین وقتی طراح جدول سرنخ را به صورت «دختر زن از شوهر سابق» می‌آورد، معمولاً در پی همان واژه کوتاه و کلاسیک «ربیبه» است.

نکته مهم این است که در تعریف عمومی‌ترِ واژه، لازم نیست آن «شوهر دیگر» حتماً از نظر زمانی شوهر سابق باشد. محور اصلی، نسبتِ دختر با مردی است که همسر مادر اوست یا بوده است؛ یعنی دختر، فرزند زیستی آن مرد نیست و از ازدواج یا رابطه زناشویی دیگریِ مادر به دنیا آمده است. با این حال، صورت رایج سرنخ‌های جدول بیشتر همان حالت «شوهر سابق» را بیان می‌کند، چون سریع‌تر و روشن‌تر رابطه را به ذهن می‌رساند.

نکته زبانی: پاسخ «ربیبه» پنج حرف دارد و دو بار حرف «ب» در آن دیده می‌شود، اما این دو «ب» کنار هم نیستند؛ شکل درست واژه «ر ب ی ب ه» است. بنابراین نوشتن آن به صورت‌هایی که جای «ی» یا یکی از «ب»ها را حذف کنند، با املای معیار این پاسخ سازگار نیست.

معنی واژه، دقیق و بدون ابهام

برای فهم درست «ربیبه» بهتر است زاویه دید را مشخص کنیم. فرض کنید زنی از ازدواج قبلی خود دختری دارد و سپس با مرد دیگری ازدواج می‌کند. آن دختر نسبت به شوهر جدیدِ مادرش «ربیبه» به شمار می‌آید. در فارسی امروز ممکن است در گفت‌وگوی روزمره از تعبیرهایی مثل «نادختری» یا «دختر همسر» استفاده شود، اما در متون لغوی، فقهی و به‌ویژه در جدول‌ها، «ربیبه» واژه‌ای دقیق‌تر و فشرده‌تر است.

از نظر ساخت واژه، «ربیبه» عربی است و با خانواده واژگانیِ مربوط به پرورش و تربیت پیوند دارد. توضیح سنتیِ نام‌گذاری نیز به این نکته اشاره می‌کند که چنین دختری ممکن است در خانه و زیر سرپرستی شوهرِ مادر پرورش یابد. این نکته برای ریشه‌شناسی مفید است، اما برای حل سرنخ جدول همان تعریف نسبتی کافی است: دخترِ زن از مردی دیگر.

جنس واژه

«ربیبه» صورت مؤنث است و به دختر اشاره می‌کند؛ همین نکته آن را از «ربیب» جدا می‌کند.

تعداد حروف

در نوشتار فارسی پنج حرف دارد: ر + ب + ی + ب + ه.

کاربرد جدولی

برای سرنخ‌های کوتاهِ خویشاوندی، «ربیبه» از پاسخ‌های تثبیت‌شده و دقیق است.

تفاوت «ربیبه» با «ربیب»؛ اشتباهی که پاسخ را عوض می‌کند

«ربیبه» و «ربیب» از نظر ظاهر نزدیک‌اند، اما در پاسخ‌گویی به جدول جای یکدیگر نمی‌نشینند. ربیبه به دخترِ همسر از مردی دیگر گفته می‌شود، در حالی که ربیب صورت مذکر است و برای پسرِ همسر از مردی دیگر به کار می‌رود. پس وجود کلمه «دختر» در سرنخ، نشانه تعیین‌کننده‌ای است که پاسخ را به «ربیبه» می‌رساند.

اگر سرنخ باشد: «پسر زن از شوهر سابق» → پاسخ محتمل «ربیب» است.

اگر سرنخ باشد: «دختر زن از شوهر سابق» → پاسخ «ربیبه» است.

تفاوت تنها یک حرف پایانی نیست؛ آن «ه» پایانی در این کاربرد، صورت مؤنث واژه را نشان می‌دهد و با جنسیتِ ذکرشده در سرنخ هماهنگ است.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌یک واقعاً می‌تواند جایگزین باشد؟

در برخی جدول‌ها، طراح ممکن است به جای واژه عربی «ربیبه» از برابرهای فارسی یا قدیمی استفاده کند. اما تعداد خانه‌ها و سبک واژگان جدول تعیین می‌کند کدام گزینه منطقی‌تر است. مقایسه زیر کمک می‌کند پاسخ‌های نزدیک با یکدیگر اشتباه نشوند.

ربیبه
دخترِ زن از شوهر دیگر؛ دقیق‌ترین تطبیق با سرنخ حاضر و انتخاب اصلی برای خانه‌های پنج‌تایی.
۵ حرف
دختندر
صورت کوتاه و کهنِ «دختراندر» و از برابرهای فارسیِ نادختری. در جدول‌هایی با شش خانه می‌تواند گزینه قابل بررسی باشد.
۶ حرف
نادختری
برابر فارسیِ شناخته‌شده برای دخترِ همسر یا دختر ناتنی. از نظر معنا نزدیک است، اما برای سرنخ پنج‌حرفی مناسب نیست.
۷ حرف
دختراندر
واژه‌ای قدیمی برای نادختری. در نوشتار پیوسته هشت حرف دارد و به همین دلیل فقط با الگوی هشت‌خانه‌ای سازگار است.
۸ حرف

از میان این گزینه‌ها، «ربیبه» نه‌فقط کوتاه‌تر است، بلکه همان اصطلاحی است که در تعریف‌های لغوی مستقیماً برای «دختر زن از شوهر دیگر» آمده است. «دختندر»، «نادختری» و «دختراندر» بیشتر وقتی اهمیت پیدا می‌کنند که تعداد خانه‌ها با پنج حرف جور نباشد یا طراح جدول صراحتاً سراغ واژه فارسی و کهن رفته باشد.

یک اصلاح مهم درباره تعداد حروف «دختراندر»

گاهی در پاسخ‌های پراکنده جدولی، «دختراندر» هفت‌حرفی معرفی می‌شود؛ اما اگر حروفِ خود واژه را بشماریم، نتیجه هشت است: د، خ، ت، ر، ا، ن، د، ر. احتمالاً منشأ خطا، شمردن سریع یا آمیختن آن با صورت‌های کوتاه‌تر مانند «دختندر» است. برای جدول، شمارش حرف به حرف اهمیت دارد؛ زیرا حتی اگر معنا درست باشد، یک اختلاف یک‌خانه‌ای پاسخ را ناممکن می‌کند.

در مقابل، «نادختری» هفت حرف دارد و «دختندر» شش حرف. پس اگر تقاطع‌های جدول تعداد خانه‌ها را مشخص کرده‌اند، می‌توان انتخاب را بسیار سریع محدود کرد: پنج خانه «ربیبه»، شش خانه «دختندر»، هفت خانه «نادختری» و هشت خانه «دختراندر»؛ البته به شرط آن‌که حروف متقاطع نیز با همان گزینه سازگار باشند.

«نادختری» و «دختراندر» چه نسبتی با «ربیبه» دارند؟

«نادختری» در فارسی واژه‌ای روشن و قابل‌فهم است و در فرهنگ‌ها در کنار «دختندر» و «ربیبه» دیده می‌شود. با این حال، در کاربرد روزمره تعبیر «دختر ناتنی» ممکن است دامنه معنایی گسترده‌تری پیدا کند و همیشه همان دقت اصطلاحی «ربیبه» را نداشته باشد. به همین دلیل، اگر سرنخ با ساخت سنتیِ فرهنگ‌نامه‌ای نوشته شده باشد، «ربیبه» انتخاب مطمئن‌تری است.

«دختراندر» و صورت کوتاه‌تر آن «دختندر» نیز از واژگان فارسیِ قدیمی‌اند. جزء «اندر» در برخی ترکیب‌های خویشاوندیِ کهن معنای «غیرِ تنی» یا نسبت ناتنی را می‌رسانده و نمونه‌هایی مانند پدراندر، مادراندر و پسراندر هم در همین خانواده دیده می‌شوند. این واژه‌ها از نظر تاریخی جالب‌اند، اما در جدول‌های امروزی معمولاً کمتر از «ربیبه» به چشم می‌خورند.

«ربایب» یا «ربائب» چرا پاسخ این سؤال نیست؟

«ربایب» و صورت عربیِ نوشته‌شده با همزه، «ربائب»، شکل جمعِ «ربیبه» هستند. بنابراین وقتی سرنخ مفرد است و درباره «دختر زن» سؤال می‌کند، آوردن صورت جمع درست نیست. تنها اگر متن جدول به «دختران همسر» یا چند دختر اشاره کند، صورت جمع می‌تواند موضوعیت پیدا کند.

از دید حل جدول، مفرد و جمع را باید جدی گرفت. «ربیبه» دقیقاً یک شخص را توصیف می‌کند و پنج حرف دارد؛ «ربایب» نیز از نظر تعداد حروف ممکن است در نگاه اول وسوسه‌کننده باشد، اما معنی آن جمع است و با سرنخ مفرد سازگار نیست.

املا و شکل درست «ربیبه»

املای معیار این پاسخ ربیبه است. ترتیب حروف باید دقیقاً چنین باشد: «ر» سپس «ب»، بعد «ی»، دوباره «ب» و در پایان «ه». وجود «ی» میانی مهم است و حذف آن، واژه دیگری می‌سازد یا صورت نادرستی ایجاد می‌کند. همچنین «ه» پایانی بخشی از خود واژه است و نباید در شمارش خانه‌ها نادیده گرفته شود.

  • درست: ربیبه
  • الگوی حروف: ر ـ ب ـ ی ـ ب ـ ه
  • تعداد: پنج خانه در جدول
  • مفرد: یک دختر، نه چند دختر
  • جنسیت: مؤنث؛ برای پسر باید «ربیب» را بررسی کرد
با «دخترخوانده» یکی نیست: «دخترخوانده» معمولاً به رابطه فرزندخواندگی اشاره دارد، در حالی که «ربیبه» درباره نسبت خانوادگیِ ناشی از ازدواج با مادرِ دختر است. بنابراین در سرنخ حاضر، «دخترخوانده» فقط به دلیل شباهت کلیِ رابطه خانوادگی نباید جای پاسخ دقیق را بگیرد.

اگر چند حرف از تقاطع‌ها را دارید، چگونه مطمئن شوید؟

برای این سرنخ، الگوی حروف «ربیبه» بسیار تشخیص‌پذیر است. اگر خانه اول «ر» و خانه سوم «ی» باشد، یا اگر الگوی «ر _ ی _ ه» از تقاطع‌ها به دست آمده باشد، احتمال «ربیبه» بسیار بالا می‌رود. حتی داشتن «ب» در خانه دوم و چهارم نیز نشانه قوی دیگری است. این الگو باعث می‌شود واژه با بسیاری از گزینه‌های فارسیِ بلندتر اشتباه نشود.

اگر تعداد خانه‌ها بیشتر از پنج است، پیش از تغییر معنی سرنخ، برابرهای واقعی را بررسی کنید. شش خانه می‌تواند به «دختندر» اشاره کند، هفت خانه با «نادختری» سازگار است و هشت خانه برای «دختراندر» مناسب است. اما اگر پنج خانه دارید، انتخاب نخست و طبیعی همان «ربیبه» است.

دقت معنایی در عبارت «شوهر سابق»

عبارت خودِ سرنخ از زاویه شوهر فعلی نوشته شده است: زن، پیش از این شوهر دیگری داشته و از او دختری دارد. آن دختر در نسبت با شوهر کنونیِ زن «ربیبه» نامیده می‌شود. این صورت، رایج‌ترین توضیح فرهنگ‌نامه‌ای و جدولی است و دلیل اصلی قطعی بودن پاسخ در این سؤال محسوب می‌شود.

در کاربرد فقهی، دامنه اصطلاح می‌تواند از این صورت زمانی گسترده‌تر توضیح داده شود و «دختر زن از شوهر دیگر» را دربرگیرد؛ یعنی تأکید اصلی روی «از مردی دیگر بودن» است، نه صرفاً سابق بودن آن مرد. این ظرافت باعث می‌شود تعریف علمی‌ترِ واژه را با صورت کوتاه و ساده‌شده جدول اشتباه نکنیم. برای خود جدول، همان عبارت «دختر زن از شوهر سابق» کاملاً به «ربیبه» می‌رسد.

چرا «ربیبه» از گزینه‌های مشابه بهتر است؟

سه قرینه هم‌زمان به نفع «ربیبه» وجود دارد. نخست، تعریف واژه مستقیماً با رابطه‌ای که در سؤال آمده تطابق دارد. دوم، پنج‌حرفی بودن آن با قالب بسیار رایج این سرنخ در جدول‌ها هماهنگ است. سوم، صورت مؤنث آن دقیقاً با «دختر» جور درمی‌آید و آن را از «ربیب» جدا می‌کند. وقتی معنا، جنسیت واژه و تعداد حروف هم‌زمان همخوان باشند، احتمال گزینه‌های دیگر بسیار کم می‌شود.

به همین دلیل، «نادختری» را باید یک مترادف فارسیِ مرتبط دانست، نه پاسخ اول این صورتِ خاص از سرنخ. «دختراندر» نیز ارزش واژگانی دارد، اما هشت‌حرفی و کهن‌تر است. «دختندر» کوتاه‌تر است، ولی باز هم شش حرف دارد. پس برای عنوان حاضر، هیچ‌کدام از این گزینه‌ها به اندازه «ربیبه» دقیق و اقتصادی نیستند.

جمع‌بندی پاسخ:

برای «دختر زن از شوهر سابق در جدول» پاسخ اصلی ربیبه است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی با الگوی «ر ب ی ب ه». اگر تعداد خانه‌ها متفاوت بود، «دختندر» ۶ حرفی، «نادختری» ۷ حرفی و «دختراندر» ۸ حرفی از گزینه‌های مرتبط‌اند، اما در سرنخ استاندارد و پنج‌خانه‌ای، «ربیبه» دقیق‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.