پرش به محتوای اصلی

بیزاری جستن از یکدیگر در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: تنافر۵ حرف؛ ت ـ ن ـ ا ـ ف ـ ر

برای سرنخ «بیزاری جستن از یکدیگر در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ تنافر است. این واژه فقط هم‌معنای کلیِ «بیزاری» نیست؛ بخش مهم سرنخ، یعنی «از یکدیگر»، در معنای آن حضور دارد و همین نکته باعث می‌شود «تنافر» از گزینه‌های نزدیک مانند «تنفر»، «نفرت»، «تخاصم» یا «تنازع» مناسب‌تر باشد. در فرهنگ‌های فارسی نیز برای «تنافر» معنی‌هایی از جنس دوری کردن از هم، بیزاری متقابل و ناسازگاری ثبت شده است.

واژه مناسب جدولتنافر
تعداد حروف۵ حرف
هسته معناییبیزاری و دوریِ متقابل

چرا «تنافر» دقیقاً با این سرنخ جور درمی‌آید؟

در حل سرنخ‌های واژگانی، گاهی یک جزء کوچک در عبارت سؤال تعیین‌کننده است. اینجا آن جزء «از یکدیگر» است. اگر سرنخ فقط «بیزاری» یا «نفرت» بود، چند پاسخ کوتاه و رایج می‌توانستند مطرح شوند؛ اما «بیزاری جستن از یکدیگر» رابطه‌ای دوطرفه یا متقابل را نشان می‌دهد. «تنافر» نیز در کاربرد لغوی به دور شدن، رمیدن یا بیزاری دو سوی نسبت به هم اشاره می‌کند. فرهنگ معین آن را با «دوری جستن، از یکدیگر بیزاری جستن» توضیح می‌دهد و فرهنگ عمید نیز «گریختن و دور شدن از یکدیگر» و «از یکدیگر بیزاری جستن» را در معانی این واژه آورده است.

بنابراین پاسخ نه بر پایه شباهت تقریبی، بلکه بر پایه تطابق مستقیم با عبارت سرنخ انتخاب می‌شود. اگر تعداد خانه‌های جدول هم پنج باشد، این تطابق معنایی با تطابق حرفی کامل‌تر می‌شود.

تنافر

املای درست واژه: «تنافر»؛ با «ا» پس از «ن». حذف این «ا» واژه را به «تنفر» تبدیل می‌کند که هم از نظر تعداد حروف و هم از نظر ظرافت معنایی با این سرنخ تفاوت دارد.

تفاوت مهم «تنافر» و «تنفر»

رایج‌ترین دام این سرنخ، نوشتن «تنفر» است. این دو واژه از نظر ظاهر نزدیک‌اند، اما یکسان نیستند. تنفر چهار حرف دارد: ت، ن، ف، ر. در فارسی امروز معمولاً برای احساس بیزاری، نفرت یا روی‌گردانی یک فرد نسبت به فرد، چیز یا وضعیت دیگری به کار می‌رود. اما تنافر پنج حرف دارد و در خودِ تعریف واژه، مفهوم دوری یا بیزاری «از یکدیگر» دیده می‌شود. واژه‌نامه‌های فارسی این تمایز را روشن می‌کنند: برای «تنافر» تعبیرهایی مانند «ازهم رمیدن» و «از هم بیزاری جستن» آمده است، در حالی که «نفرت» و «تنفر» بیشتر نام حالت یا احساس بیزاری‌اند.

نکته جدولی: اگر خانه‌ها پنج‌تاست و سرنخ بر «یکدیگر» تأکید دارد، «تنافر» انتخاب قوی است. اگر چهار خانه دارید و سرنخ صرفاً «بیزاری» یا «نفرت» است، «تنفر» می‌تواند گزینه‌ای جداگانه باشد.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌یک چرا ضعیف‌تر است؟

تنافرپاسخ دقیق

پنج حرف دارد و مستقیماً به بیزاری، دوری یا رمیدن از یکدیگر اشاره می‌کند. برای عبارت داده‌شده، هم معنای اصلی و هم ساخت رابطه‌ای سرنخ را پوشش می‌دهد.

تنفر۴ حرف

از نظر حوزه معنا بسیار نزدیک است، اما بیشتر «بیزاری و نفرت داشتن» را می‌رساند و یک حرف کمتر دارد. وجود «از یکدیگر» در سرنخ، «تنافر» را دقیق‌تر می‌کند.

تخاصم۵ حرف

به خصومت و دشمنی متقابل نزدیک است، نه صرفاً بیزاری یا دوری از هم. ممکن است در بعضی جدول‌ها برای «دشمنی با یکدیگر» مناسب باشد، اما برای عبارت فعلی بیش از حد به مفهوم دشمنی و خصومت متمایل است.

تنازع۵ حرف

بیشتر به کشمکش، نزاع و درگیری میان طرف‌ها مربوط است. حتی اگر تعداد حروف آن درست باشد، معنای «بیزاری جستن» را به اندازه «تنافر» مستقیم منتقل نمی‌کند. در لغت‌نامه دهخدا نیز کاربردهای «تنازع» به منازعه و اختلاف پیوند خورده است.

تخالف۵ حرف

معنای مخالفت و خلاف کردن با یکدیگر دارد؛ بنابراین به «ناسازگاری» نزدیک است، اما عنصر عاطفیِ بیزاری و رمیدن را که در سرنخ آمده، به روشنی «تنافر» ندارد.

معنی «تنافر» در فارسی امروز

«تنافر» واژه‌ای عربی‌تبار و جاافتاده در فارسی است و در بافت‌های گوناگون می‌تواند طیفی از «از هم رمیدن و بیزاری متقابل» تا «ناسازگاری و ناهماهنگی» را برساند. فرهنگ عمید برای آن افزون بر بیزاری از یکدیگر، معنای «ناسازگاری» را نیز ثبت کرده است؛ در برخی فرهنگ‌های دوزبانه هم برای آن مفاهیمی مانند ناسازگاری، عدم انسجام و نفرت متقابل دیده می‌شود.

پس بسته به جمله، «تنافر» همیشه به معنای نفرت شدید شخصی نیست. ممکن است درباره دو فرد، دو گرایش، دو ویژگی، دو مفهوم یا حتی دو عنصر زبانی به کار رود و نشان دهد که میان آنها سازگاری و کشش وجود ندارد. برای مثال، در جمله «میان دیدگاه‌های آن دو نوعی تنافر دیده می‌شد»، واژه بیشتر بر ناسازگاری و دوری تأکید دارد تا دشمنی آشکار.

  • «تنافر میان دو طرف» یعنی میانشان سازگاری و میل به نزدیکی وجود ندارد.
  • «تنافر دو دیدگاه» می‌تواند ناسازگاری محسوس میان آن دو را نشان دهد.
  • «تنافر لفظی» یا «تنافر حروف» اصطلاحی ادبی است و معنایی تخصصی‌تر دارد.

«تنافر حروف» چه ربطی به این واژه دارد؟

یکی از کاربردهای شناخته‌شده «تنافر» در مباحث فصاحت و بدیع است. در این کاربرد، سخن از بیزاری دو انسان نیست؛ موضوع، کنار هم قرار گرفتن صداها یا کلمه‌هایی است که تلفظشان سنگین، ناهماهنگ یا دشوار می‌شود. فرهنگ عمید این کاربرد ادبی را به دشواری تلفظ چند کلمه پشت سر هم مربوط می‌داند و لغت‌نامه دهخدا نیز برای تنافر در علم معانی، از ثقیل شدن تلفظ مجموعه‌ای از الفاظ سخن می‌گوید.

این کاربرد تخصصی کمک می‌کند هسته معنایی واژه را بهتر ببینیم: «تنافر» در هر دو حوزه به نوعی ناهماهنگی، پس‌زدگی یا ناسازگاری اشاره دارد. با این حال، در سرنخ «بیزاری جستن از یکدیگر» همان معنای لغوی و رابطه‌ای واژه مدنظر است، نه اصطلاح ادبی «تنافر حروف».

املای درست و شکل‌های اشتباه

صورت درست پاسخ تنافر است. ترتیب حروف آن «ت + ن + ا + ف + ر» است. در نوشتار معمول فارسی هیچ فاصله یا نیم‌فاصله‌ای داخل آن نمی‌آید. شکل «تن افر» یا جدانویسی بخش‌های واژه درست نیست، و «تنفر» نیز واژه دیگری است، نه املای کوتاه‌شده «تنافر».

تنافر ✓ ۵ حرف ✓ تنفر ≠ تنافر معنای کلیدی: بیزاری متقابل

در جدول کلمات، اختلاف یک «ا» بسیار مهم است؛ چون پاسخ‌های نزدیک ممکن است از نظر معنایی تا حدی قابل‌قبول به نظر برسند، اما با تعداد خانه‌ها یا تعریف دقیق سازگار نباشند. اینجا «تنافر» هم پنج‌حرفی است و هم تعبیر «از یکدیگر بیزاری جستن» را به‌طور مستقیم پوشش می‌دهد.

اگر حروف تقاطعی دارید، چگونه سریع بررسی کنید؟

برای اطمینان از پاسخ، الگوی خانه‌ها را با «ت ن ا ف ر» تطبیق دهید. اگر حرف اول «ت»، حرف سوم «ا» یا حرف آخر «ر» از پاسخ‌های عمودی و افقی تثبیت شده باشد، احتمال «تنافر» بسیار بالا می‌رود. اگر فقط چهار خانه وجود دارد، دیگر نمی‌توان همین پاسخ را بدون تغییر وارد کرد و باید سرنخ یا تعداد خانه‌ها را دوباره سنجید؛ در چنین حالتی «تنفر» از نظر طول محتمل‌تر است، هرچند از نظر عبارت «از یکدیگر» به اندازه «تنافر» دقیق نیست.

همچنین اگر الگوی تقاطعی شما چیزی مثل «ت ن ا _ ر» باشد، حرف چهارم «ف» است. واژه نهایی نه «تنازر» است و نه «تناثر»؛ صورت معیار و مرتبط با این معنی همان «تنافر» است.

مرز معنایی با «نفرت»، «ناسازگاری» و «دشمنی»

سه مفهوم ممکن است هنگام حل این سرنخ با هم مخلوط شوند. «نفرت» نام یک احساس منفی و بیزاری شدید است. «ناسازگاری» می‌تواند بدون نفرت عاطفی رخ دهد و بیشتر بر جور نبودن دو چیز تأکید کند. «دشمنی» نیز معمولاً رابطه‌ای فعال‌تر و خصمانه‌تر را نشان می‌دهد. «تنافر» در میانه این طیف قرار می‌گیرد: می‌تواند بیزاری و دوری دوطرفه را برساند و در بافتی دیگر، به ناهماهنگی و ناسازگاری اشاره کند. همین انعطاف معنایی باعث شده است که هم در زبان عمومی و هم در اصطلاحات ادبی حضور داشته باشد. فرهنگ‌های فارسی برای «تنافر» هم معانی مربوط به بیزاری و دوری از یکدیگر و هم «ناسازگاری» را ثبت کرده‌اند.

برای این سرنخ خاص، بخش نخست این طیف مهم است: رابطه‌ای که در آن طرف‌ها از هم می‌رمند یا نسبت به یکدیگر بیزاری نشان می‌دهند. بنابراین مترادف‌های عامی مثل «نفرت» را نباید صرفاً به دلیل نزدیکی معنایی جایگزین پاسخ اصلی کرد.

چند نمونه برای جا افتادن کاربرد «تنافر»

  • «پس از آن اختلاف طولانی، میان آن دو تنافر به وجود آمد.» در این جمله، واژه به دوری و بیزاری دوطرفه اشاره دارد.
  • «میان این دو نگرش تنافر آشکاری هست.» اینجا معنای ناسازگاری و جور نبودن برجسته‌تر است.
  • «نویسنده از ترکیب‌هایی که تنافر لفظی ایجاد می‌کرد پرهیز کرد.» این نمونه به کاربرد ادبی و آوایی واژه مربوط است.
  • «اختلاف نظر همیشه به تنافر شخصی نمی‌انجامد.» یعنی ناسازگاری فکری الزاماً برابر با بیزاری متقابل نیست.

این مثال‌ها نشان می‌دهند که «تنافر» واژه‌ای صرفاً مخصوص جدول نیست؛ در نثر رسمی و تحلیلی هم کاربرد دارد، به‌ویژه زمانی که بخواهیم از دوری، ناسازگاری یا پس‌زدگی متقابل با لحنی دقیق‌تر از «بد آمدن از هم» سخن بگوییم.

جمع‌بندی پاسخ: برای «بیزاری جستن از یکدیگر در جدول»، پاسخ دقیق تنافر است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی با املای «ت ن ا ف ر». «تنفر» نزدیک‌ترین دام است، اما چهار حرف دارد و معنای متقابلِ «از یکدیگر» را به صراحت «تنافر» نمی‌رساند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.