پرش به محتوای اصلی

بستن دوختن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: رتق ۳ حرفی؛ به معنی بستن و دوختن

برای سرنخ «بستن دوختن در جدول»، پاسخ دقیق و جاافتاده رتق است. این واژه سه‌حرفی دقیقاً هر دو بخش سرنخ را پوشش می‌دهد: هم مفهوم بستن و به‌هم‌آوردن را دارد و هم در معنی دوختن و پیوند دادن دو سوی شکاف به کار رفته است. به همین دلیل، وقتی تعداد خانه‌ها سه حرف باشد، «رتق» از گزینه‌های نزدیک مانند «بخیه»، «وصله» یا «انسداد» بسیار دقیق‌تر است.

تطبیق سرنخ با پاسخ

چرا «رتق» بهترین جواب است؟

سرنخ از دو واژه «بستن» و «دوختن» ساخته شده و همین کنار هم آمدن، دامنه پاسخ را محدود می‌کند. بسیاری از کلمات ممکن است فقط یکی از این دو معنی را برسانند؛ مثلاً «انسداد» بیشتر به بسته‌شدن راه یا مجرا اشاره دارد و «بخیه» بیشتر نامِ دوخت پزشکی یا خودِ بخیه است. «رتق» اما در کاربرد لغوی خود هم «بستن» را می‌رساند و هم «دوختن» را، بنابراین با ساختار سرنخ تطابق مستقیم دارد.

ر ت ق
تعداد حروف سه حرف: ر، ت، ق. برای خانه‌های سه‌تایی جدول کاملاً مناسب است.
معنی اصلی بستن، برهم‌بستن، دوختن و پیوند دادن دو بخش جدا یا شکافته.
نشانه تشخیصی تقابل مشهور آن با «فتق» کمک می‌کند معنی واژه به‌سادگی در ذهن بماند.
معنی دقیق واژه

«رتق» دقیقاً چه معنایی دارد؟

«رتق» واژه‌ای عربی است که در فارسی نیز در متون لغوی و در ترکیب‌های قدیمی‌تر دیده می‌شود. هسته معنایی آن «بسته و پیوسته کردن چیزی که گشوده، شکافته یا جداست» است. از همین هسته، معنی‌های «بستن»، «بر هم دوختن»، «فراهم آوردن»، «چسباندن دو سوی شکاف» و در برخی بافت‌ها «اصلاح کردن شکاف» به دست می‌آید.

نکته مهم برای حل این سرنخ آن است که «دوختن» در اینجا فقط به دوخت لباس با نخ و سوزن محدود نیست. در معنای قدیمی و لغوی، دوختن می‌تواند همان به‌هم‌آوردن و پیوند دادن دو طرف یک شکاف باشد. «رتق» دقیقاً چنین تصویری را منتقل می‌کند: شکافی هست و عملِ رتق آن را می‌بندد و پیوند می‌دهد.

نکته معنایی: اگر سرنخ فقط «بستن» بود، پاسخ‌های بسیار بیشتری می‌توانستند مطرح شوند؛ اما افزوده شدن «دوختن» باعث می‌شود «رتق» انتخاب بسیار مشخص‌تری باشد، چون هر دو معنی را در یک واژه کوتاه جمع می‌کند.
تقابل واژگانی

تفاوت «رتق» و «فتق»؛ اشتباهی که نتیجه را برعکس می‌کند

مهم‌ترین واژه‌ای که کنار «رتق» دیده می‌شود «فتق» است، اما این دو هم‌معنی نیستند؛ در اصل در دو سوی یک تقابل قرار دارند. «رتق» به بستن و پیوستن اشاره می‌کند، در حالی که «فتق» مفهوم شکافتن، گشودن و جدا کردن را می‌رساند. بنابراین اگر در جدول به‌جای «رتق» واژه «فتق» نوشته شود، معنای سرنخ عملاً وارونه می‌شود.

رتقپاسخ درست

بستن، دوختن، پیوسته کردن و به‌هم‌آوردن دو سوی شکاف.

فتقمعنای مقابل

گشودن، شکافتن و جدا کردن چیزی که بسته یا به‌هم‌پیوسته بوده است.

ترکیب آشنای «رتق و فتق» نیز از همین تقابل ساخته شده است. در معنای لفظی، تصویرِ بستن و گشودن را دارد و در کاربرد مجازی فارسی، به سامان دادن، اداره کردن یا حل‌وفصل کارها اشاره می‌کند. آشنایی با این ترکیب یک راه خوب برای به‌خاطر سپردن املای «رتق» است: بخش نخست با «ر» آغاز می‌شود و بخش دوم، «فتق»، با «ف».

املا و تلفظ

املای درست «رتق» چگونه است؟

شکل درست پاسخ رتق است: «ر» در آغاز، «ت» در میانه و «ق» در پایان. در نوشتن سریع جدول، بیشترین خطا معمولاً از شباهت آوایی یا دیداری حروف پایانی و میانی به وجود می‌آید. برای این سرنخ، تغییر هر کدام از این سه حرف واژه را از پاسخ معتبر دور می‌کند.

✓ رتق × رتک × رتغ × رثق × رطق

در خواندن، صورت متداول واژه «رَتق» است. وجود خوشه پایانی «تق» ممکن است برای بعضی خوانندگان ناآشنا باشد، چون این کلمه در گفت‌وگوی روزمره به‌تنهایی بسیار پرتکرار نیست؛ با این حال در زبان نوشتاری، فرهنگ‌های فارسی و ترکیب «رتق و فتق» شناخته‌شده است.

گزینه‌های نزدیک

چه جواب‌های دیگری ممکن است به ذهن برسند؟

برای سنجش یک پاسخ جدولی، فقط شباهت معنایی کافی نیست؛ باید هم معنی و هم تعداد حروف و هم شیوه رایج طرح سرنخ با هم جور باشند. چند واژه نزدیک وجود دارند، اما هیچ‌کدام برای عبارت دقیق «بستن دوختن» به اندازه «رتق» مناسب نیستند.

بخیه۴ حرف

با «دوختن» ارتباط قوی دارد، به‌ویژه در زخم و پزشکی؛ اما خودِ واژه بیشتر نام دوخت یا بخیه است و معنی عمومی «بستن» را به صراحت «رتق» ندارد.

وصله۴ حرف

به ترمیم پارچه و افزودن تکه‌ای برای پوشاندن پارگی مربوط است. از نظر مفهومی نزدیک است، ولی معادل مستقیمِ دوگانه «بستن، دوختن» نیست.

انسداد۶ حرف

معنی «بسته شدن» یا «گرفتگی» را می‌رساند، اما حوزه معنایی آن بیشتر سد شدن راه، مجرا یا مسیر است و عنصر «دوختن» را ندارد.

رفو۳ حرف

از نظر تعداد حروف وسوسه‌کننده است و با ترمیم پارگی ارتباط دارد، ولی معنای اصلی آن مرمت و دوخت ظریف پارگی یا ساییدگی است، نه «بستن» به معنای موردنظر این سرنخ.

کوک۳ حرف

در خیاطی به بخشی از عمل دوخت اشاره می‌کند. اگر سرنخ درباره «دوخت با نخ» یا نوع دوخت باشد می‌تواند مطرح شود، اما برای «بستن، دوختن» پاسخ دقیق‌تر «رتق» است.

درز۳ حرف

نام شکاف یا محل اتصال دو بخش پارچه و مواد دیگر است، نه خودِ عمل بستن یا دوختن؛ بنابراین نقش دستوری و معنایی متفاوتی دارد.

اگر تعداد خانه‌های جدول سه تاست و سرنخ دقیقاً «بستن، دوختن» یا «بستن و دوختن» آمده، احتمال «رتق» بسیار بالا است. گزینه‌های سه‌حرفی دیگری مانند «رفو» و «کوک» تنها زمانی جدی می‌شوند که صورت سرنخ به ترمیم پارگی یا دوخت خیاطی اشاره مستقیم داشته باشد.
خانواده واژه

هم‌خانواده‌ها و واژه‌های مرتبط با «رتق»

ریشه «ر ـ ت ـ ق» در عربی خانواده کوچکی از واژه‌های مرتبط با بستن، پیوستن و بسته‌شدن می‌سازد. «راتق» اسم فاعل و به معنی بستنده یا کسی است که چیزی را به هم می‌آورد. «ارتتاق» نیز با مفهوم بسته شدن، پیوسته شدن یا التیام یافتن مرتبط است. این پیوندهای واژگانی همان هسته معنایی «جمع کردن دو سوی جدا» را حفظ می‌کنند.

در مقابل، نباید هر واژه‌ای را که حروف «ر»، «ت» و «ق» در آن نزدیک به هم دیده می‌شود هم‌خانواده «رتق» دانست. برای نمونه «ارتقاء» به معنی بالا رفتن و پیشرفت، از خانواده دیگری است و از نظر ریشه‌شناختی به «رتق» ارتباطی ندارد. این تفاوت در جدول هم مهم است؛ شباهت ظاهری چند حرف، جای تطبیق دقیق معنی و ریشه را نمی‌گیرد.

کاربرد در زبان

از معنی لغوی تا «رتق و فتق امور»

خودِ «رتق» در فارسی امروز بیشتر واژه‌ای رسمی، قدیمی یا فرهنگ‌نامه‌ای به حساب می‌آید، اما ترکیب «رتق و فتق» همچنان شناخته‌شده‌تر است. وقتی گفته می‌شود کسی «امور را رتق و فتق می‌کند»، منظور این نیست که چیزی را واقعاً می‌دوزد و می‌شکافد؛ عبارت به‌صورت مجازی یعنی کارها را اداره، مرتب و حل‌وفصل می‌کند.

این کاربرد مجازی از تصویر اصلی واژه دور نیست. سامان دادن امور شبیه بستن شکاف‌ها، وصل کردن بخش‌های جدا و باز کردن گره‌های لازم تصور شده است. به همین دلیل «رتق» در کنار «فتق» توانسته از حوزه معنای عینیِ بستن و گشودن به حوزه مدیریت و حل مسائل راه پیدا کند.

یک نشانه ادبی و زبانی برای به‌خاطر سپردن

«رتق» در متون کلاسیک عربی و فارسی با مفهوم پیوستگی و بسته بودن نیز دیده می‌شود. در آیه‌ای شناخته‌شده از قرآن، تعبیر «رَتْقاً» در برابر فعلی از «فتق» قرار گرفته و همین تقابل معنایی، پیوسته‌بودن در برابر گشوده و جدا شدن را برجسته می‌کند. برای حل جدول لازم نیست وارد تفسیرهای گوناگون آن تعبیر شد؛ نکته واژگانی ساده این است که «رتق» سویِ بسته و پیوسته این جفت معنایی است.

تشخیص سریع

چطور در چند ثانیه به «رتق» برسیم؟

اگر دوباره با این سرنخ روبه‌رو شدید، سه نشانه کافی است: نخست، پاسخ کوتاه و سه‌حرفی می‌خواهد؛ دوم، هر دو معنی «بستن» و «دوختن» باید هم‌زمان پوشش داده شوند؛ سوم، واژه‌ای می‌خواهیم که متضاد مشهورش «فتق» باشد. جمع این سه نشانه تقریباً مستقیم به «رتق» می‌رسد.

  • خانه اول «ر»: پاسخ را از «فتق» و واژه‌های خیاطی رایج جدا می‌کند.
  • خانه دوم «ت»: املای دقیق را از صورت‌های اشتباه مانند «رثق» یا «رطق» متمایز می‌کند.
  • خانه سوم «ق»: پایان درست واژه است؛ «رتک» و «رتغ» پاسخ این سرنخ نیستند.
جمع‌بندی خودِ سرنخ

برای «بستن دوختن در جدول» پاسخ نهایی رتق است؛ واژه‌ای سه‌حرفی با املای «ر + ت + ق» که در معنی بستن، برهم‌دوختن و پیوند دادن به کار می‌رود. «فتق» معنای مقابل آن است و گزینه‌هایی مثل «بخیه»، «وصله»، «رفو» یا «کوک» فقط در سرنخ‌های متفاوت و محدودتر می‌توانند مناسب باشند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.