پرش به محتوای اصلی

بخش خارجی دهان در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ: «لب»۲ حرف

برای سرنخ «بخش خارجی دهان» در جدول، دقیق‌ترین و طبیعی‌ترین پاسخ لب است. صورتِ سؤال به یک تعریف مستقیم اشاره می‌کند، نه کنایه یا بازی زبانی؛ «لب» هم از نظر معنی، هم از نظر کوتاهیِ رایج در جدول و هم از نظر جایگاه آن در دهان با سرنخ کاملاً هماهنگ است.

پاسخ اصلیلب
تعداد حروف۲ حرف: ل + ب
نوع سرنختعریف مستقیمِ عضو بدن

چرا جواب «لب» است؟

لب به هر یک از دو بخش نرم و متحرکی گفته می‌شود که در جلوی دهان قرار دارند و مرز بیرونی دهانه دهان را می‌سازند. وقتی طراح جدول از تعبیر «بخش خارجی دهان» استفاده می‌کند، معمولاً دنبال نام ساده و عمومی همین عضو است. بنابراین نیازی نیست سراغ اجزای داخلی دهان، واژه‌های پزشکی یا مترادف‌های کم‌کاربرد برویم.

نکته مهم در این سرنخ، واژه «خارجی» است. این کلمه پاسخ را از گزینه‌هایی مثل «کام»، «لثه» و «زبان» جدا می‌کند. کام درون دهان و در بخش سقف آن است، لثه بافت پیرامون دندان‌هاست و زبان نیز در حفره دهان قرار دارد. در مقابل، لب همان بخش آشکار و بیرونی است که دهانه دهان را از بیرون شکل می‌دهد.

کلید حل: اگر خانه‌های جدول برای این سرنخ دو حرف داشته باشند، «لب» با فاصله زیادی از بقیه گزینه‌ها محتمل‌تر است. حتی بدون دانستن حروف متقاطع، خودِ تعریف برای انتخاب «لب» کافی است.

املا و تعداد حروف پاسخ

املای درست پاسخ بسیار ساده است: لب. این واژه از دو حرف «ل» و «ب» تشکیل می‌شود و هیچ نیم‌فاصله، نشانه اضافه یا صورت املایی جایگزینی برای پاسخ معمول جدول ندارد.

ل سپس ب

در جدول‌های فارسی، تعداد حروف را معمولاً بر اساس نویسه‌های اصلی واژه می‌سنجند؛ بنابراین «لب» دقیقاً دو خانه می‌گیرد. اگر از تقاطع‌ها حرف نخست «ل» و حرف دوم «ب» به دست آمده باشد، پاسخ عملاً قطعی می‌شود.

مقایسه با جواب‌های نزدیک و گمراه‌کننده

چند واژه از نظر معنایی به «لب» نزدیک‌اند یا ممکن است در نگاه اول به ذهن برسند، اما همه آن‌ها برای همین صورتِ سرنخ هم‌ارزش نیستند. تفاوت اصلی را باید در معنی دقیق، تعداد حروف و میزان طبیعی‌بودن کاربرد دید.

لببهترین پاسخ

دو حرف، فارسیِ رایج، دقیقاً نام بخش بیرونی دهان و مناسب‌ترین جواب برای تعریف مستقیم.

شفهمترادف کم‌کاربردتر

واژه‌ای عربی به معنی لب است، اما سه حرف دارد و در فارسی امروز برای یک سرنخ ساده، از «لب» بسیار نامعمول‌تر است.

شفاهجمع

به معنی «لب‌ها» و جمعِ «شفه» است. چهار حرف دارد و با سرنخی که یک عضو را به صورت مفرد می‌خواهد، انتخاب نخست نیست.

لچعامیانه/ناحیه‌ای

در بعضی کاربردهای گویشی یا عامیانه برای لب یا لوچه دیده می‌شود و دو حرف دارد، اما پاسخ معیار و خنثیِ این سرنخ نیست.

لوکهن یا واژه‌نامه‌ای

در برخی فرهنگ‌ها به معنی لب آمده است. با وجود دوحرفی بودن، در جدول عمومی فقط وقتی قرینه‌های متقاطع آن را تحمیل کنند ارزش بررسی دارد.

لپمعنای متفاوت

لپ همان بخش گوشتی دو سوی صورت یا گونه است، نه خود لب. شباهت ظاهری «لب» و «لپ» نباید باعث جابه‌جایی پاسخ شود.

«کام» چرا جواب نیست؟

«کام» یکی از گزینه‌هایی است که به‌دلیل ارتباط روشن با دهان ممکن است سریع به ذهن برسد، اما معنی آن با سرنخ جور درنمی‌آید. کام در کاربرد کالبدشناختی به سقف دهان اشاره می‌کند؛ یعنی بخشی درونی، نه بخش خارجی. اگر سرنخ «سقف دهان» یا «بخش بالایی داخل دهان» باشد، آن وقت «کام» می‌تواند پاسخ مناسبی باشد.

«لثه» چرا جواب نیست؟

لثه بافتی است که پیرامون ریشه و بخش پایینی دندان‌ها را دربرمی‌گیرد. این عضو نیز داخل دهان قرار دارد و چهار حرف دارد. پس هم از جهت مکان و هم از جهت تعداد حروف، برای «بخش خارجی دهان» از پاسخ اصلی فاصله دارد.

«لپ» با «لب» یکی نیست

این اشتباه از همه ساده‌تر رخ می‌دهد، چون فقط یک نقطه تفاوت املایی میان «لب» و «لپ» دیده می‌شود. با این حال معنا کاملاً متفاوت است: «لب» در لبه دهانه دهان است، اما «لپ» به بخش گوشتی طرفین صورت گفته می‌شود. اگر سرنخ درباره «گونه»، «دو طرف دهان» یا برجستگی صورت باشد، «لپ» قابل بررسی است؛ نه در این سؤال.

اگر تعداد خانه‌های جدول متفاوت باشد چه؟

گاهی حل‌کننده متن سرنخ را به خاطر دارد اما تعداد خانه‌ها را اشتباه می‌بیند، یا جدول از واژه‌ای کم‌کاربردتر استفاده می‌کند. در چنین حالتی بهتر است به جای کنار گذاشتن معنی سرنخ، پاسخ‌های هم‌معنی را بر اساس طول بررسی کرد.

اگر ۲ خانه دارید: «لب» پاسخ معیار است. «لچ» یا «لو» فقط در جدول‌هایی با زبان بسیار خاص، گویشی یا واژه‌نامه‌ای می‌توانند مطرح شوند و بدون قرینه متقاطع نباید بر «لب» ترجیح داده شوند.
اگر ۳ خانه دارید: «شفه» از نظر لغوی به معنی لب است و می‌تواند گزینه‌ای جایگزین باشد؛ با این حال سرنخ ساده و امروزی معمولاً چنین پاسخ ثقیلی را نمی‌طلبد مگر اینکه حروف تقاطعی آن را تأیید کنند.
اگر ۴ خانه دارید: «شفاه» جمعِ لب‌هاست. این صورت فقط وقتی قابل قبول می‌شود که ساختار سؤال یا حروف متقاطع به جمع بودن پاسخ اشاره کنند.

چطور با حروف متقاطع پاسخ را قطعی کنیم؟

برای یک پاسخ دوحرفی، حتی یک حرف متقاطع می‌تواند بسیار تعیین‌کننده باشد. اگر خانه اول «ل» باشد، مجموعه گزینه‌ها کوچک می‌شود؛ اگر خانه دوم هم «ب» باشد، «لب» بی‌ابهام است. در مقابل، اگر تقاطع دوم «چ» بدهد، باید احتمال واژه «لچ» و نیز صحت خودِ حروف متقاطع را دوباره بررسی کرد، چون «لچ» در این سرنخ انتخاب معمول نیست.

تعریف را بخوانید: سرنخ یک عضو بیرونی دهان را می‌خواهد.
طول را بسنجید: پاسخ معیار دو حرف دارد.
حروف تقاطعی را چک کنید: الگوی «ل ـ ب» پاسخ را تثبیت می‌کند.
مترادف نادر را فقط در صورت اجبار انتخاب کنید: کوتاه یا فرهنگ‌نامه‌ای بودن یک واژه به‌تنهایی دلیل بهتر بودن آن نیست.

معنی «لب» در این سرنخ دقیقاً کدام است؟

«لب» در فارسی چند کاربرد دارد. می‌تواند عضو صورت باشد، یا در معنی «کناره» و «حاشیه» به کار رود؛ مثل لب رود، لب بام یا لب ظرف. در این جدول، به‌دلیل حضور واژه «دهان»، معنی موردنظر بدون ابهام همان عضو صورت است. بنابراین کاربردهایی مانند «کناره» یا «لبه» در حل این سرنخ نقشی ندارند.

همین چندمعنایی بودن باعث شده «لب» در جدول‌های کلمات متقاطع واژه‌ای انعطاف‌پذیر باشد: گاهی با سرنخ «کناره»، گاهی «حاشیه»، گاهی «عضو صورت» و در اینجا با تعریف «بخش خارجی دهان» ظاهر می‌شود. حل‌کننده باید معنی را از بافت سرنخ تشخیص دهد، نه فقط از خودِ واژه.

مفرد، جمع و شکل‌های وابسته

سرنخ حاضر مفرد است و پاسخ نیز به صورت مفرد می‌آید: «لب». در فارسی، وقتی از دو بخش بالا و پایین با هم حرف می‌زنیم، «لب‌ها» طبیعی‌ترین جمع است. در متون رسمی یا قدیمی ممکن است «شفاه» هم دیده شود، ولی آن واژه از نظر سبکی با پاسخ کوتاه و روزمره جدول یکسان نیست.

  • لب بالا / لب زبرین: بخش بالایی دهانه دهان.
  • لب پایین / لب زیرین: بخش پایینی دهانه دهان.
  • لب‌ها: جمع رایج و امروزی «لب» در فارسی.
  • شفه: مترادف عربیِ مفرد که در فارسی عمومی کمتر از «لب» به کار می‌رود.
  • شفاه: جمع عربیِ «شفه» به معنی لب‌ها.

دام‌های املایی در جدول

از آنجا که پاسخ فقط دو حرف دارد، یک نقطه می‌تواند همه‌چیز را عوض کند. «لب» با «لپ» از نظر شکل نوشتاری بسیار نزدیک است، اما معنای آن‌ها یکی نیست. همچنین نباید «لب» را به صورت «لبّ» یا با نشانه تشدید نوشت؛ شکل معمول و درست برای جدول همان «لب» است.

اگر جدول بدون اعراب نوشته شده باشد ــ که تقریباً همیشه همین‌طور است ــ هیچ نشانه‌ای روی حروف لازم نیست. خانه اول «ل» و خانه دوم «ب» است. این سادگی باعث می‌شود پاسخ برای تقاطع با واژه‌های دیگر هم بسیار مناسب باشد.

چه زمانی پاسخ دیگری را جدی بگیریم؟

تنها زمانی از «لب» فاصله بگیرید که خودِ ساختار جدول قرینه قوی دیگری بدهد. برای نمونه، اگر سه خانه وجود داشته باشد و حروف متقاطع «ش ـ ف ـ ه» را بسازند، «شفه» می‌تواند منطقی باشد. اگر دو خانه دارید اما حروف قطعی «ل ـ و» شده‌اند، «لو» به عنوان واژه‌ای فرهنگ‌نامه‌ای برای لب قابل بررسی است. با این حال در نبود چنین اجبارهایی، انتخاب واژه نادر به جای پاسخ روشن معمولاً حل را دشوارتر می‌کند.

همچنین اگر سرنخ دقیقاً عوض شده باشد، پاسخ هم ممکن است عوض شود. «سقف دهان» به «کام»، «بافت دور دندان» به «لثه»، «دو طرف صورت» به «لپ» و «عضو متحرک درون دهان» به «زبان» اشاره می‌کنند. شباهت موضوعی این واژه‌ها نباید جای تعریف دقیق را بگیرد.

خوانش سریع برای حل‌کننده

۱
«دهان» محدوده معنایی را مشخص می‌کند.
۲
«بخش خارجی» اجزای درونی مثل کام و لثه را حذف می‌کند.
۳
یک واژه کوتاه و عمومی می‌خواهیم؛ «لب» دقیقاً همین ویژگی را دارد.
۴
دو خانه جدول با «ل» و «ب» پر می‌شود.
جمع‌بندی همین سرنخ: برای «بخش خارجی دهان در جدول»، پاسخ استاندارد و دقیق «لب» است. اگر جدول دو خانه دارد، همین جواب را وارد کنید. گزینه‌هایی مانند «شفه»، «شفاه»، «لچ» یا «لو» فقط در شرایط خاصِ طول یا حروف متقاطع ارزش بررسی دارند و «کام»، «لثه» و «لپ» از نظر معنی با این تعریف یکی نیستند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.