پرش به محتوای اصلی

افتادنی بر اندام در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق لرزه ۴ حرف: ل · ر · ز · ه

برای سرنخ «افتادنی بر اندام» پاسخ مناسب و شناخته‌شده «لرزه» است. ساخت سرنخ عمداً جمله را وارونه و فشرده کرده: چیزی که «بر اندام می‌افتد» همان لرزه است؛ یعنی از ترکیب آشنای «لرزه بر اندام افتادن» یک واژه بیرون کشیده شده و به شکل معمایی در جدول آمده است.

خوانش سرنخ

چرا «لرزه» دقیقاً به «افتادنی بر اندام» می‌خورد؟

این سرنخ از جنس تعریف مستقیم واژه نیست. طراح به جای اینکه بنویسد «لرزش بدن» یا «تکان از ترس»، بخشی از یک ترکیب فعلی را نگه داشته و جزء اصلی آن را حذف کرده است. وقتی عبارت کامل را در ذهن بازسازی کنیم، صورت طبیعی آن چنین می‌شود: «لرزه بر اندام افتادن». پس کلمه‌ای که جای خالی را پر می‌کند «لرزه» است.

سرنخ افتادنی بر اندام چیزی که بر اندام می‌افتد لرزه

نکتهٔ مهم این است که رابطهٔ پاسخ با سرنخ فقط «مترادف بودن» نیست؛ رابطهٔ اصطلاحی است. همین ویژگی، «لرزه» را از چند واژهٔ نزدیک که صرفاً معنی مشابه دارند جلو می‌اندازد. در جدول‌های فارسی چنین سرنخ‌هایی رایج‌اند: یک جزء از تعبیر شناخته‌شده حذف می‌شود و حل‌کننده باید همان جزء را حدس بزند.

املا و تعداد خانه‌ها

«لرزه» چند حرف دارد و چگونه نوشته می‌شود؟

املای پاسخ لرزه است و در شمارش خانه‌های جدول چهار حرف دارد: «ل»، «ر»، «ز»، «ه». فاصله، نیم‌فاصله یا نشانهٔ دیگری در آن وجود ندارد. اگر چهار خانه در اختیار دارید، چینش حروف باید دقیقاً به همین ترتیب باشد.

ل ر ز ه
تلفظ: در فارسی معیار امروز معمولاً «لَرزه» با آوای larze شنیده می‌شود. در حل جدول، البته اعراب نوشته نمی‌شود و همان صورت سادهٔ «لرزه» وارد خانه‌ها می‌شود.

حرف پایانی «ه» بخشی از خود واژه است و نباید حذف شود. «لرز» نیز واژه‌ای مستقل و نزدیک از نظر معناست، اما سه حرف دارد و با این سرنخِ اصطلاحی، به اندازهٔ «لرزه» دقیق نیست. از سوی دیگر «لرزش» هم چهار حرف است، ولی ترکیب جاافتاده «لرزش بر اندام افتادن» نیست؛ بنابراین برابر بودن تعداد حروف، به تنهایی آن را به پاسخ بهتر تبدیل نمی‌کند.

معنی واژه

لرزه یعنی چه؟

«لرزه» نامِ جنبش یا تکان سریع و محسوس است. دربارهٔ بدن، می‌تواند به لرزیدن ناشی از ترس، سرما، هیجان، ضعف یا بعضی حالت‌های جسمی اشاره کند. در کاربردهای دیگر نیز همین هستهٔ معناییِ «تکان و ارتعاش» باقی می‌ماند؛ برای نمونه در «زمین‌لرزه» با جنبش زمین روبه‌رو هستیم.

در بافت ترس«با شنیدن آن صدا لرزه بر اندامش افتاد» یعنی ناگهان سخت ترسید و بدنش به لرز افتاد.
در بافت سرمالرزه می‌تواند تکان‌های بدن در اثر سرمای شدید را توصیف کند، هرچند علتِ سرنخِ جدول لزوماً سرما نیست.
در بافت هیجانگاهی لرزه برای واکنش شدید عاطفی یا شوک نیز به کار می‌رود؛ یعنی بدن یا جان از شدت اثر یک اتفاق می‌لرزد.
در بافت غیرانسانیهمین واژه می‌تواند مفهوم ارتعاش یا تکان را دربارهٔ زمین یا چیزهای دیگر نیز برساند.

در خودِ سرنخ «افتادنی بر اندام»، علتِ لرزه مشخص نشده است. این ابهام عمدی است و اتفاقاً نشان می‌دهد طراح بیش از آنکه دنبال یک تعریف پزشکی یا توصیف سرما باشد، به ترکیب زبانیِ ثابت اشاره دارد.

مقایسهٔ گزینه‌ها

آیا «رعشه»، «لرزش» یا «لرز» هم می‌توانند جواب باشند؟

این سه واژه از نظر معنایی به «لرزه» نزدیک‌اند و ممکن است در سرنخ‌های دیگری جواب درست باشند، اما برای همین عبارت باید میزان انطباق با ساخت اصطلاح را هم سنجید. تفاوت اصلی اینجاست:

لرزه
بهترین انتخاب. هم چهار حرف دارد و هم مستقیماً در عبارت «لرزه بر اندام افتادن» می‌نشیند. سرنخ دقیقاً طوری ساخته شده که این ترکیب در ذهن فعال شود.
رعشه
از نظر معنی بسیار نزدیک و خودش نیز چهار حرفی است. در فارسی می‌تواند برای لرزش ناخواستهٔ بدن به کار رود، اما این سرنخ مشخص بیش از تعریف «رعشه» به عبارت تثبیت‌شدهٔ «لرزه بر اندام افتادن» اشاره می‌کند. اگر حروف تقاطعی «ر ع ش ه» بدهند، باید خود جدول را دوباره بررسی کرد؛ ولی بدون چنین قرینه‌ای «لرزه» انتخاب قوی‌تر است.
لرزش
چهار حرف دارد و معنی‌اش نزدیک است، اما از نظر ترکیب‌سازی با «بر اندام افتادن» طبیعی‌ترین پاسخ نیست. «لرزش دست» یا «لرزش صدا» معمول است؛ در حالی که سرنخ حاضر به ساخت «لرزه بر اندام افتادن» تکیه دارد.
لرز
سه حرفی است و بیشتر در ترکیب‌هایی مانند «لرز گرفتن» یا «به لرز افتادن» دیده می‌شود. اگر تعداد خانه‌ها سه باشد شاید برای سرنخی دیگر مناسب شود، اما با این عبارت و پاسخ چهارخانه‌ای سازگار نیست.
دام رایج: شباهت معنایی به تنهایی کافی نیست. در جدول، واژه‌ای برنده است که هم با معنی، هم با تعداد خانه‌ها و هم با ساختمان خودِ سرنخ هماهنگ باشد. اینجا «لرزه» هر سه شرط را با هم دارد.
منطق طراح جدول

سرنخ «افتادنی بر اندام» چگونه ساخته شده است؟

طراح به جای جملهٔ خبری «لرزه بر اندام می‌افتد»، واژهٔ مورد نظر را برداشته و بخش باقی‌مانده را به شکل «افتادنی بر اندام» درآورده است. صفت «افتادنی» اینجا معنای «چیزی که می‌تواند بیفتد» می‌دهد. بنابراین حل‌کننده باید بپرسد: «چه چیزی بر اندام می‌افتد؟» پاسخ طبیعی در زبان ادبی و محاوره‌ای رسمی، «لرزه» است.

این شگرد در حل جدول مهم است، چون همهٔ سرنخ‌ها تعریف فرهنگ‌لغتی نیستند. برخی با حذف یک جزء از ضرب‌المثل، کنایه، ترکیب فعلی یا عبارت مشهور ساخته می‌شوند. در چنین مواردی، اگر فقط دنبال مترادف بگردیم ممکن است چند جواب هم‌طول پیدا کنیم؛ اما بازسازی عبارت اصلی معمولاً انتخاب را روشن می‌کند.

روش حل در چند ثانیه:
  • «بر اندام افتادن» را به صورت یک تکهٔ زبانی کامل ببینید، نه سه کلمهٔ جدا.
  • جای عنصر حذف‌شده را پیش از «بر اندام» تصور کنید.
  • ترکیب «لرزه بر اندام افتادن» را بازسازی کنید.
  • تعداد حروف را کنترل کنید: لرزه = ۴ خانه.
  • در پایان، حروف تقاطعی «ل، ر، ز، ه» را با ردیف یا ستون‌های دیگر تطبیق دهید.
تفاوت معنایی ظریف

«لرزه» با «لرزش» چه فرقی دارد؟

هر دو از خانوادهٔ «لرزیدن» هستند، اما در کاربرد همیشه یک حس یکسان نمی‌سازند. «لرزش» معمولاً خودِ فرایند یا حالتِ لرزیدن را بی‌طرف‌تر توصیف می‌کند: «لرزش دست»، «لرزش صدا»، «لرزش شیشه». «لرزه» بیشتر می‌تواند یک موج یا هجوم محسوسِ تکان را القا کند و در ترکیب‌های تصویری و ادبی بسیار خوش‌نشین است: «لرزه بر تن افتاد»، «لرزه بر اندام افتاد» یا «لرزه بر جان افتاد».

در نتیجه اگر سرنخ فقط «ارتعاش» یا «جنبش سریع» بود، بسته به تعداد خانه‌ها «لرزش» هم می‌توانست گزینه‌ای جدی باشد. اما عبارت «افتادنی بر اندام» یک قرینهٔ نحوی و اصطلاحی اضافه دارد که کفه را به نفع «لرزه» سنگین می‌کند.

تفاوت با «رعشه»

چرا با وجود نزدیکی «رعشه»، هنوز «لرزه» اولویت دارد؟

«رعشه» نیز به لرزش و تکان ناخواسته نزدیک است و در برخی بافت‌ها می‌تواند تقریباً همان حوزهٔ معنایی را پوشش دهد. حتی از نظر تعداد حروف هم مثل «لرزه» چهارخانه‌ای است؛ بنابراین اگر فقط معنی و طول را بسنجیم، احتمال اشتباه وجود دارد. راه حل، توجه به ساخت سرنخ است.

«افتادنی بر اندام» بیشتر شبیه نیمهٔ دوم یک عبارت حذف‌شده است تا یک تعریف واژه‌نامه‌ای. با گذاشتن «لرزه» در آغاز آن، جملهٔ بسیار آشنای «لرزه بر اندام افتادن» شکل می‌گیرد. «رعشه» هرچند در زبان می‌تواند کنار «اندام» و افعال مشابه بیاید، در این معمای مشخص آن پیوند فوری و قراردادی را به اندازهٔ «لرزه» ایجاد نمی‌کند. پس «رعشه» را باید گزینهٔ معنایی نزدیک دانست، نه پاسخ نخست این سرنخ.

اگر جدول شما چهار خانه دارد و یکی از تقاطع‌ها با «لرزه» ناسازگار است، پیش از تغییر پاسخ، جواب همان تقاطع را هم بررسی کنید. در سرنخ‌های اصطلاحی، گاهی یک پاسخ عمودیِ اشتباه باعث می‌شود واژهٔ درست نامحتمل به نظر برسد.
کاربرد در جمله

چند نمونه برای تثبیت معنی

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند منطق سرنخ بهتر در ذهن بماند. همهٔ نمونه‌های زیر بر همان تصویر اصلی تکیه دارند: وقوع یک تکان یا لرز محسوس.

ترس ناگهانیبا شنیدن صدای مهیب، لرزه بر اندامش افتاد.
هیبت و هراسنام آن حادثه هنوز هم لرزه بر جان شاهدان می‌اندازد.
سرمای شدیدهوای یخ‌زده چنان بود که لرزه به تنش افتاد.
کاربرد عمومیلرزهٔ کوتاهی در دستش دیده شد و بعد آرام گرفت.

در جدول لازم نیست علت لرزه را حدس بزنید؛ «ترس»، «سرما» یا «هیجان» فقط بافت‌های ممکن‌اند. چیزی که پاسخ را تعیین می‌کند همان پیوند واژه با «بر اندام افتادن» است.

تشخیص سریع در جدول

اگر فقط چند حرف تقاطعی را داشته باشیم

الگوی پاسخ به شکل «ل ر ز ه» است. دانستن سه حرف نخست معمولاً کار را تمام می‌کند، اما چون «لرزش» نیز با «ل ر ز» شروع می‌شود، خانهٔ چهارم مهم است. اگر حرف آخر «ه» باشد، «لرزه» کامل می‌شود؛ اگر «ش» باشد، واژهٔ دیگری ساخته شده و باید ببینید آیا اصلاً سرنخ با آن جور درمی‌آید یا یکی از پاسخ‌های متقاطع اشتباه است.

برای تمایز با «رعشه»، حتی حرف اول هم راهگشاست: «لرزه» با «ل» و «رعشه» با «ر» شروع می‌شود. بنابراین یک تقاطع مطمئن در خانهٔ اول یا دوم می‌تواند خیلی زود احتمال‌های اضافی را حذف کند.

پرسش‌های کوتاه

پاسخ‌های سریع دربارهٔ این سرنخ

پاسخ «افتادنی بر اندام» چیست؟ «لرزه».
«لرزه» چند حرف است؟ چهار حرف: ل، ر، ز، ه.
آیا «رعشه» هم چهار حرف دارد؟ بله، اما در این سرنخ «لرزه» به دلیل انطباق مستقیم با ترکیب «لرزه بر اندام افتادن» انتخاب دقیق‌تری است.
آیا پاسخ می‌تواند «لرزش» باشد؟ از نظر معنایی نزدیک است و چهار حرف دارد، ولی عبارت «لرزه بر اندام افتادن» قرینهٔ مشخص‌تری برای پاسخ «لرزه» فراهم می‌کند.
املای درست کدام است: لرزه یا لرظـه؟ صورت درست «لرزه» با حرف «ز» است: ل + ر + ز + ه.
جمع‌بندی خودِ سرنخ: «افتادنی بر اندام» یک راهنمای کنایه‌ای و عبارتی است. با بازسازی «لرزه بر اندام افتادن»، پاسخ چهارحرفی لرزه به دست می‌آید. واژه‌های «رعشه»، «لرزش» و «لرز» از نظر معنی نزدیک‌اند، اما برای این صورتِ دقیقِ سرنخ، «لرزه» روشن‌ترین و منطبق‌ترین انتخاب است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.