پرش به محتوای اصلی

اسب اصیل و خوب در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: یکران۵ حرف: ی · ک · ر · ا · ن
پاسخ دقیق سرنخ

برای سرنخ «اسب اصیل و خوب» پاسخ مناسب و مستقیم یکران است. این انتخاب فقط از روی شباهت معنایی نیست؛ خودِ معنای شناخته‌شدهٔ این واژه با عبارت سرنخ هم‌خوانی بسیار نزدیکی دارد. اگر جای پاسخ پنج خانه باشد و حروف متقاطع نیز ناسازگاری نشان ندهند، «یکران» از جواب‌های عمومی، رنگ‌محور یا سرعت‌محور دقیق‌تر است.

چرا «یکران» پاسخ درست است؟

«یکران» در فارسی ادبی و کهن برای اسب اصیل، خوب و نجیب به کار رفته است. در تعریف‌های لغوی قدیمی حتی بر سرآمد و ممتاز بودن چنین اسبی نیز تأکید می‌شود. بنابراین در این سرنخ، دو بخش «اصیل» و «خوب» اتفاقاً همان ویژگی‌هایی هستند که «یکران» را از بسیاری از نام‌های دیگر اسب جدا می‌کنند.

معیار اصلی انتخاب: «توسن» بیشتر اسب سرکش را می‌رساند، «کمیت» به رنگ ویژهٔ اسب مربوط است و «خنگ» با سفیدی اسب پیوند دارد؛ اما «یکران» مستقیماً با اصالت، نژادگی و خوبی اسب هماهنگ است.
یکران

از نظر شمار خانه‌ها نیز پاسخ بی‌ابهام است: یکران پنج حرف دارد. هر یک از حروف ی، ک، ر، ا و ن یک خانهٔ مستقل جدول را پر می‌کند.

املای درست: «یکران»؛ نه «یک‌ران» و نه «یکرنگ»

برای معنای مورد بحث، صورت درست واژه یکران است؛ پیوسته و بدون فاصله یا نیم‌فاصله. در فونت‌های کوچک ممکن است ذهن واژه را به شکل «یک‌ران» تجزیه کند، اما چنین تجزیه‌ای برای این پاسخ درست نیست. «یکرنگ» نیز واژه‌ای کاملاً جداگانه است و وجود حرف «گ» آن را از پاسخ جدول متمایز می‌کند.

املای پاسخ

یکران

پنج حرف، پیوسته و مناسب همین معنای مربوط به اسب.

اشتباه‌های دیداری

یک‌ران / یکرنگ

اولی تجزیه‌ای نادرست است و دومی معنایی دیگر دارد و یک حرف اضافه نیز در پایان خود دارد.

در ضبط آوایی امروزی، تلفظ واژه نزدیک به «یَکران» است. در منابع کهن برای حرکت آغاز کلمه ضبط‌های متفاوتی دیده می‌شود، ولی این اختلاف هیچ اثری بر املای جدول ندارد و پاسخ نوشتاری در همه حال همان «یکران» است.

معنی «یکران» دقیقاً چه چیزی را می‌رساند؟

معنای اصلی مورد نیاز این سؤال را می‌توان «اسب اصیل، نجیب، خوب و ممتاز» خلاصه کرد. نکتهٔ مهم این است که واژه فقط نام عمومی اسب نیست. اگر طراح صرفاً «اسب» می‌خواست، پاسخ‌های دیگری مثل «باره» یا «فرس» نیز وجود داشتند. افزودن دو صفت «اصیل» و «خوب» دایرهٔ انتخاب را تنگ می‌کند و «یکران» را به پاسخ بسیار قوی‌تری تبدیل می‌کند.

برای این واژه معانی فرعی دیگری هم در فرهنگ‌های فارسی ثبت شده است. برخی تعریف‌ها به رنگ اسب اشاره می‌کنند و بعضی توصیفی دربارهٔ شیوهٔ گام‌برداشتن آن دارند. وجود این معانی فرعی نباید باعث سردرگمی شود؛ چون در جدول، خودِ عبارت سرنخ تعیین می‌کند کدام معنی مورد نظر طراح است. وقتی عبارت دقیقاً «اسب اصیل و خوب» است، همان معنای مربوط به اصالت و برتری در اولویت قرار می‌گیرد.

در حل جدول، نزدیک‌ترین تعریف به عبارت سرنخ از معنی‌های دورتر یا فرعی مهم‌تر است. «یکران» در این سؤال نه به دلیل رنگ و نه صرفاً به دلیل سرعت، بلکه به دلیل معنای «اسب اصیل و خوب» انتخاب می‌شود.

واژه‌های مشابه و تفاوتشان با «یکران»

فارسی برای اسب، رنگ آن، حالت رفتاری، سرعت و حتی اسب‌های نامدار واژه‌های فراوانی دارد. بسیاری از این کلمات در جدول‌های متقاطع هم پرتکرارند. شباهت موضوعی آن‌ها نباید باعث شود همه را مترادف کامل «اسب اصیل و خوب» بدانیم.

یکران۵ حرفاسب اصیل، خوب و نجیب؛ دقیق‌ترین پاسخ برای همین سرنخ.
توسن۴ حرفاسب یا استر سرکش، ناآرام و سخت‌فرمان؛ محور معنی «سرکشی» است.
کمیت۴ حرفاسب سرخ‌فام متمایل به تیرگی که در تعریف سنتی یال و دم آن سیاه است؛ واژه‌ای رنگ‌محور.
خنگ۳ حرفدر کاربرد مربوط به اسب، سفید یا سفیدفام؛ مناسب سرنخ‌هایی که به رنگ اشاره دارند.
باره۴ حرفنامی عمومی برای اسب؛ به‌تنهایی مفهوم اصالت یا برتری را تضمین نمی‌کند.
فرس۳ حرفواژهٔ عربیِ اسب؛ پاسخی عمومی و ضعیف‌تر برای سرنخی که صفت «اصیل و خوب» دارد.
تکاور۵ حرفدر کاربرد قدیمی برای اسب یا مرکب دونده و تیزرو آمده و با سرنخ‌های مربوط به سرعت تناسب بیشتری دارد.
بادپا۵ حرفصفتی برای تندرو و سریع‌السیر که بسیار دربارهٔ اسب به کار می‌رود؛ معنای اصلی آن سرعت است.
شبدیز۵ حرفنام مشهور اسب خسروپرویز و واژه‌ای مرتبط با سیاهی؛ برای سرنخ تاریخی یا نام اسب مناسب‌تر است.
دام مهمِ تعداد حروف: «باره» چهار حرف دارد، نه سه حرف. «شبرنگ» نیز شش حرف دارد، نه پنج حرف. در مقابل «رخش» سه حرف است. شمردن دقیق حروف بسیاری از پاسخ‌های ظاهراً مشابه را فوری حذف می‌کند.

اگر پنج خانه داریم، چرا «تکاور» یا «بادپا» را ننویسیم؟

پنج‌حرفی بودن شرط لازم است، اما شرط کافی نیست. «تکاور» و «بادپا» هم پنج حرف دارند، ولی هر دو بیش از اصالت اسب به سرعت و تندروی مربوط‌اند. اگر سرنخ «اسب تیزرو»، «اسب دونده» یا «اسب سریع» باشد، این دو واژه می‌توانند جدی شوند. برای «اسب اصیل و خوب»، معنای «یکران» بسیار مستقیم‌تر است.

معنااصیل + خوب → یکران
تعداد۵ خانه → کاملاً سازگار
املای ک ر ا ن → پیوسته

اگر تقاطع‌ها نیز حرف سوم را «ر» یا حرف آخر را «ن» نشان دهند، اطمینان بیشتر می‌شود. اگر یک حرف تقاطعی با «یکران» جور نیست، بهتر است پاسخ متقاطع را هم دوباره بررسی کنید؛ زیرا تطابق لفظی این سرنخ با «یکران» بسیار قوی است.

تفاوت «یکران» با «توسن»

«یکران» و «توسن» هر دو واژه‌هایی ادبی و قدیمی در حوزهٔ اسب‌اند و به همین علت ممکن است در ذهن حل‌کننده جای یکدیگر بنشینند. با این حال مترادف کامل نیستند. توسن بیشتر اسب سرکش، ناآرام و فرمان‌ناپذیر را توصیف می‌کند. یک اسب می‌تواند توسن باشد بی‌آنکه چیزی دربارهٔ اصالت یا نژادگی آن گفته شده باشد.

در مقابل، «یکران» در کاربرد مورد نظر این سرنخ بر خوبی و اصالت اسب تأکید می‌کند. بنابراین «اسب سرکش» به «توسن» نزدیک است و «اسب اصیل و خوب» به «یکران». همین تفاوت ظریف معنایی معمولاً مبنای انتخاب طراح جدول است.

تفاوت با واژه‌های مربوط به رنگ اسب

بخش قابل‌توجهی از واژگان قدیمی اسب در فارسی در واقع نام یا صفت رنگ هستند. «کمیت» برای اسبی با رنگ سرخ‌فام ویژه به کار می‌رود، «خنگ» با سفیدی ارتباط دارد و «شبرنگ» وصف اسب سیاه است. این واژه‌ها در جدول بسیار جذاب‌اند، اما اگر در سرنخ هیچ نشانه‌ای از رنگ نباشد، معمولاً نباید پیش از گزینه‌ای با تطابق معنایی مستقیم انتخاب شوند.

خود «یکران» هم در برخی فرهنگ‌ها یک معنی فرعی مربوط به رنگ اسب دارد و دربارهٔ جزئیات آن میان ضبط‌های لغوی تفاوت‌هایی دیده می‌شود. این موضوع برای شناخت کامل واژه جالب است، اما پاسخ سؤال حاضر را تغییر نمی‌دهد؛ زیرا عبارت «اصیل و خوب» دقیقاً معنای اصلی مورد نظر را مشخص کرده است.

چرا این واژه در جدول‌ها دیده می‌شود؟

«یکران» در گفت‌وگوی روزمرهٔ امروز فراوان نیست و بیشتر حال‌وهوای ادبی و کهن دارد. همین ویژگی آن را برای جدول‌های فارسی مناسب می‌کند: واژه کوتاه است، معنای مشخص دارد و در ذخیرهٔ کلاسیک زبان فارسی ریشه‌دار است. در شعر و نثر قدیمی این کلمه در بافت‌هایی مانند اسب، عنان، زین، تاختن و سوارکاری دیده می‌شود.

بنابراین «یکران» کلمه‌ای ساختگی برای بازی‌های کلمه‌ای نیست. حضور ادبی آن باعث شده است که طراحان جدول از آن برای تعریف‌هایی مانند «اسب اصیل»، «اسب نجیب» و به‌ویژه «اسب اصیل و خوب» استفاده کنند. اگر این پیوند معنایی را به خاطر بسپارید، در جدول‌های بعدی هم به جای حفظ کردن کورِ پاسخ، از معنی واژه برای تشخیص آن استفاده خواهید کرد.

روش سادهٔ یادسپاری: «یکران» را در ذهن با عبارت اسب ممتاز و اصیل جفت کنید؛ نه با هر اسب، نه با یک رنگ خاص و نه صرفاً با تندروی.

وقتی سرنخ فقط «اسب» است چگونه انتخاب کنیم؟

اگر عبارت دقیق «اسب اصیل و خوب» تغییر کند، پاسخ هم ممکن است تغییر کند. ابتدا تعداد خانه‌ها و سپس صفت یا قرینهٔ معنایی را بررسی کنید:

۱

خانه‌ها را بشمارید. «فرس» و «خنگ» سه‌حرفی‌اند؛ «باره»، «توسن» و «کمیت» چهارحرفی‌اند؛ «یکران»، «تکاور»، «بادپا» و «شبدیز» پنج‌حرفی‌اند.

۲

صفت سرنخ را جدا کنید. «اصیل و خوب» به یکران، «سرکش» به توسن، «سفید» به خنگ و «تیزرو» به گزینه‌های سرعت‌محور نزدیک می‌شود.

۳

تقاطع‌ها را تطبیق دهید. معنی باید با تعداد خانه و حروف حاصل از جواب‌های دیگر هم‌زمان سازگار باشد.

چند خطای رایج هنگام انتخاب جواب

خطای شمارش

«باره» سه‌حرفی نیست

باره از چهار حرف ب، ا، ر، ه ساخته شده است. اگر سه خانه دارید باید گزینهٔ دیگری را بررسی کنید.

خطای معنایی

هر اسب قدیمی «یکران» نیست

رخش، شبدیز، کمیت، خنگ و توسن هرکدام کاربرد خاص خود را دارند و صرفاً چون با اسب مرتبط‌اند جای یکران نمی‌نشینند.

خطای املایی

«یک‌ران» ننویسید

در این معنی، پاسخ یک کلمهٔ پیوسته است: یکران.

خطای قرینه

رنگ را با اصالت یکی نگیرید

کمیت و خنگ اطلاعات رنگی می‌دهند، اما سرنخ حاضر دربارهٔ کیفیت و اصالت اسب است.

پرسش‌های کوتاه دربارهٔ جواب

«یکران» چند حرف است؟

پنج حرف: ی، ک، ر، ا، ن. هر حرف یک خانهٔ جدول را پر می‌کند.

آیا «یکران» همان «اسب تیزرو» است؟

نه به‌عنوان دقیق‌ترین تعریف. در این سرنخ، معنای اصلی «اسب اصیل و خوب یا نجیب» است. برای تأکید صرف بر سرعت، واژه‌هایی مثل «تگاور/تکاور» و «بادپا» تناسب بیشتری دارند.

آیا «توسن» جواب جایگزین است؟

برای سرنخ حاضر انتخاب دقیقی نیست. توسن بیش از هر چیز اسب سرکش و ناآرام است و چهار حرف نیز دارد.

چرا «کمیت» مناسب نیست؟

کمیت مشخصاً به رنگ اسب مربوط است. اگر سرنخ دربارهٔ سرخ‌فام بودن یا ویژگی رنگی اسب باشد، کمیت مطرح می‌شود؛ نه وقتی سؤال صرفاً «اصیل و خوب» است.

آیا «شبدیز» هم پنج حرف ندارد؟

دارد، اما شبدیز نام مشهور اسب خسروپرویز و واژه‌ای مرتبط با سیاهی است. تعداد برابر به معنای تطابق معنایی نیست.

املای «یک‌ران» پذیرفته است؟

برای این معنی خیر. جواب جدول به صورت یکپارچه «یکران» نوشته می‌شود.

اگر بخشی از حروف جدول پر شده باشد

الگوی جواب ی ک ر ا ن است. اگر مثلاً خانه‌ها به صورت ی _ ر _ ن یا _ ک ر ا _ درآمده باشند، ترکیب تعداد حروف و معنی سرنخ به‌روشنی «یکران» را تقویت می‌کند.

اگر فقط چهار خانه در اختیار دارید، یکران از نظر ساختاری ناممکن می‌شود و باید سرنخ یا تعداد خانه‌ها را دوباره بررسی کرد. «توسن» برای اسب سرکش، «کمیت» برای اسب با رنگ مشخص و «باره» برای معنای عمومی اسب از گزینه‌های چهارحرفی‌اند. اگر سه خانه دارید، «خنگ» در سرنخ‌های مربوط به اسب سفید و «فرس» در معنای عمومی اسب ممکن است مطرح شوند.

برای سرنخ دقیق «اسب اصیل و خوب» پاسخ نهایی «یکران» است؛ واژه‌ای پنج‌حرفی با املای پیوسته. «توسن»، «کمیت»، «خنگ»، «باره»، «تکاور»، «بادپا» و «شبدیز» هرکدام معنای خاص دیگری دارند و فقط با تغییر تعداد خانه‌ها یا جزئیات سرنخ باید به‌عنوان گزینهٔ جایگزین بررسی شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.