پرش به محتوای اصلی

گل پخته در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ: سفال
۴ حرف؛ دقیق‌ترین جواب برای «گل پخته».

اگر در جدول کلمات متقاطع با سرنخ «گل پخته» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ استاندارد و طبیعی سفال است. این انتخاب فقط از شباهت معنایی نمی‌آید؛ خود واژه «سفال» در فارسی مستقیماً برای گلِ پخته و نیز اشیا و آوندهای گِلیِ پخته به کار می‌رود. بنابراین وقتی تعداد خانه‌ها چهار تاست، «سفال» از نظر معنی، ساختمان واژه و کاربرد جدولی با سرنخ کاملاً جور درمی‌آید.

جواب و شمارش حروف

«سفال» چرا پاسخ اصلی است؟

سرنخ‌های جدول معمولاً کوتاه‌اند و به جای تعریف توضیحی، یک هم‌معنی یا معادل فشرده می‌خواهند. «گل پخته» دقیقاً چنین حالتی دارد: گل یا خاک رس پس از شکل‌گیری و پخت در کوره، ماده‌ای سخت و ماندگار می‌شود که در زبان عمومی و فرهنگ‌های فارسی با واژه «سفال» شناخته می‌شود. به همین دلیل، برای یک سرنخ ساده و بدون قید اضافی، «سفال» طبیعی‌تر از واژه‌های تخصصی‌تر یا محدودتر است.

پاسخ پیشنهادی سفال اسم؛ به معنی گل پخته، ظرف گلی یا ماده حاصل از پخت گل.
تعداد خانه‌ها ۴ حرف
س ف ا ل
نکته مهم: در شمارش خانه‌های جدول، حرکات و اعراب نقشی ندارند. «سفال» چهار حرف دارد و به شکل «س ـ ف ـ ا ـ ل» در چهار خانه نوشته می‌شود.
معنی دقیق

منظور از «گل پخته» در این سرنخ چیست؟

در این ترکیب، «گل» به معنی گلِ گیاه نیست؛ منظور ماده‌ای است که از خاک، به‌ویژه خاک رس، و آب ساخته می‌شود. وقتی این گل شکل داده و سپس با حرارت مناسب پخته شود، بافت آن سفت و پایدار می‌شود. «سفال» نام شناخته‌شده همین جنس و نیز اشیایی است که از آن ساخته می‌شوند.

همین دو کاربرد باعث می‌شود واژه برای جدول مناسب باشد: از یک سو می‌تواند خودِ ماده یا گلِ پخته را برساند و از سوی دیگر در ترکیب‌هایی مثل «ظرف سفالی»، «کوزه سفالی» و «سفالینه» به محصول ساخته‌شده از گل پخته اشاره کند. طراح جدول معمولاً از همین رابطه مستقیم استفاده می‌کند و سرنخ را به صورت بسیار کوتاه «گل پخته» می‌آورد.

املا و خوانش

املای درست پاسخ سفال است؛ با «س»، سپس «ف»، «ا» و «ل». در ضبط‌های لغوی، خوانش «سُفال» و گاهی «سِفال» دیده می‌شود، اما در جدول اعراب نوشته نمی‌شود و تنها شکل نوشتاری «سفال» اهمیت دارد. شکل‌هایی مانند «سوفال» در برخی گویش‌ها یا ضبط‌های قدیمی دیده می‌شوند، ولی برای جدول فارسی معیار، همان «سفال» انتخاب روشن‌تر است.

گزینه‌های نزدیک

آیا «خزف»، «آجر» یا «فخار» هم می‌توانند جواب باشند؟

بله، چند واژه از نظر معنایی به «گل پخته» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها به یک اندازه برای این سرنخ مناسب نیستند. مهم‌ترین معیار پس از معنی، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی است. اگر جدول چهار خانه دارد و هیچ نشانه دیگری خلاف آن نیست، «سفال» همچنان انتخاب اول است.

سفال ۴ حرف · بهترین تطابق

معادل مستقیم و رایج «گل پخته». برای سرنخ عمومی و بی‌قید، از همه طبیعی‌تر است.

خزف ۳ حرف

واژه‌ای عربی و معتبر به معنی سفال و چیز گِلیِ پخته. اگر سه خانه دارید، گزینه‌ای جدی است؛ نه پنج‌حرفی.

آجر ۳ حرف

از گل یا مواد رسیِ شکل‌داده و پخته ساخته می‌شود، اما معنایش ساختمانی و مشخص‌تر است. برای سرنخ عمومی «گل پخته» نسبت به «سفال» محدودتر است.

فخار ۴ حرف

در متون لغوی با سفال و سفالینه ارتباط دارد، ولی در فارسی امروز ممکن است بیشتر ادبی، عربی یا در معنای کوزه‌گر احساس شود؛ بنابراین پاسخ درجه‌دو است.

دام شمارش: «خزف» فقط سه حرف دارد: خ ـ ز ـ ف. همچنین «آجر» سه حرف است: آ ـ ج ـ ر. اگر چهار خانه در اختیار دارید، این دو از نظر طول پاسخ با جدول سازگار نیستند.
پاسخ‌های کم‌کاربرد

واژه‌های قدیمی یا مشتق را چگونه ارزیابی کنیم؟

گاهی در فرهنگ‌های کهن یا جدول‌های سخت‌تر، واژه‌های کم‌کاربرد دیده می‌شوند. برای نمونه، «دُس» در برخی منابع لغوی با معنی «گل پخته» و «سفال» آمده است. این واژه تنها دو حرف دارد و در زبان امروز بسیار ناآشناست؛ پس فقط زمانی ارزش بررسی دارد که دو خانه داشته باشید و حروف تقاطعی نیز آن را تأیید کنند.

در مقابل، «سفالین» و «سفالینه» از همان خانواده معنایی‌اند اما نقش و طول متفاوتی دارند. «سفالین» صفت است و معنی «ساخته‌شده از سفال» می‌دهد، نه خودِ «گل پخته». «سفالینه» نیز معمولاً به شیء یا اثر ساخته‌شده از سفال گفته می‌شود. به همین علت، اگر سرنخ دقیقاً «گل پخته» باشد، این مشتق‌ها پاسخ مستقیم محسوب نمی‌شوند.

سفالین · ۶ حرف صفت؛ یعنی از جنس سفال یا ساخته‌شده از سفال.
سفالینه · ۷ حرف شیء، ظرف یا اثر سفالی؛ از خودِ «گل پخته» مشخص‌تر و مشتق‌شده است.
دس · ۲ حرف هم‌معنی قدیمی و بسیار کم‌کاربرد؛ مناسب جدول‌های دشوار و ادبی.
رفع ابهام

چرا «آبگینه» جواب این سرنخ نیست؟

«آبگینه» در فارسی به شیشه، بلور و در برخی کاربردهای قدیمی به ظرف شیشه‌ای گفته می‌شود. هرچند شیشه نیز با حرارت ساخته می‌شود، از نظر واژگانی «آبگینه» معادل «گل پخته» نیست. بنابراین قرار دادن آن در کنار پاسخ‌های مستقیم این سرنخ می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اگر در جدول با سرنخ‌هایی مانند «شیشه»، «بلور»، «زجاج» یا «جام شیشه‌ای» روبه‌رو شوید، آن‌وقت «آبگینه» می‌تواند مطرح شود.

«سرامیک» چطور؟

«سرامیک» اصطلاحی گسترده‌تر است و می‌تواند خانواده‌ای از مواد غیرآلیِ شکل‌داده و پخته را دربر بگیرد. در زبان روزمره نیز گاهی برای محصولات سفالی و پوشش‌های ساختمانی به کار می‌رود، اما سرنخ سنتی «گل پخته» معمولاً دنبال یک واژه فارسیِ کوتاه و مستقیم است. از این نظر، «سفال» هم دقیق‌تر است و هم با الگوی رایج جدول‌ها سازگاری بیشتری دارد.

تطبیق با خانه‌های جدول

اگر تعداد خانه‌ها با «سفال» جور نبود چه کنیم؟

تعداد خانه‌ها اولین فیلتر بعد از معنی است. اگر چهار خانه دارید، «سفال» را بنویسید مگر اینکه حروف تقاطعی به‌وضوح خلاف آن را نشان دهند. اگر سه خانه است، «خزف» یا در بافت ساختمانی «آجر» بررسی می‌شود. اگر دو خانه دارید، واژه کهن «دس» ممکن است مطرح شود. برای طول‌های بیشتر بهتر است خودِ سرنخ را دوباره بخوانید؛ شاید سرنخ در واقع «از جنس سفال»، «ظرف گلی» یا «اثر ساخته‌شده از گل پخته» باشد، نه صرفاً «گل پخته».

۲ خانه: دس ۳ خانه: خزف / آجر ۴ خانه: سفال ۶ خانه: سفالین، اگر سرنخ صفت باشد ۷ خانه: سفالینه، اگر منظور شیء سفالی باشد
  • برای سرنخ بی‌قید «گل پخته» و چهار خانه، «سفال» را در اولویت قرار دهید.
  • حروف تقاطعی را با س، ف، ا، ل تطبیق دهید؛ به‌خصوص حرف اول و آخر معمولاً سریع تکلیف پاسخ را روشن می‌کنند.
  • اگر سرنخ کنار واژه‌هایی مانند «کوره»، «کوزه» یا «ظرف گلی» آمده باشد، احتمال «سفال» بیشتر می‌شود.
  • اگر فضای سرنخ کاملاً ساختمانی باشد و سه خانه بخواهد، «آجر» از یک گزینه فرعی به گزینه‌ای جدی تبدیل می‌شود.
  • اگر طراح از واژگان ادبی یا عربی استفاده کرده باشد، «خزف» و «فخار» ارزش بررسی بیشتری پیدا می‌کنند.
تفاوت‌های معنایی

سفال، خزف، آجر و سفالینه دقیقاً چه فرقی دارند؟

سفال واژه مرکزی این خانواده است و می‌تواند هم به جنسِ حاصل از پخت گل و هم به اشیای گِلیِ پخته اشاره کند. خزف هم‌معنای نزدیک آن است، اما رنگ‌وبوی عربی و ادبی بیشتری دارد. آجر محصولی قالب‌خورده و عمدتاً ساختمانی است؛ یعنی هر آجر می‌تواند حاصل پخت مواد رسی باشد، ولی هر سفال آجر نیست. سفالینه نیز معمولاً نام یک شیء یا اثر ساخته‌شده از سفال است، نه نام ساده خود ماده.

این تمایز در حل جدول مهم است، چون طراح ممکن است با یک تغییر کوچک در سرنخ، پاسخ را عوض کند. «گل پخته» به «سفال» نزدیک است؛ «آجر خام» به «خشت» می‌رسد؛ «ظرف گلی» می‌تواند «سفالینه»، «کوزه» یا «خزف» را مطرح کند؛ و «از جنس سفال» بیشتر به «سفالی» یا «سفالین» اشاره دارد. پس همیشه نقش دستوری و معنای دقیق عبارت را کنار تعداد خانه‌ها ببینید.

نشانه‌های قطعی

چه زمانی می‌توان با اطمینان «سفال» را ثبت کرد؟

اگر چهار خانه دارید و یکی از تقاطع‌ها «س» در ابتدای پاسخ، «ف» در خانه دوم، «ا» در خانه سوم یا «ل» در پایان را تأیید می‌کند، احتمال خطا بسیار پایین می‌آید. حتی بدون حروف کمکی نیز تعریف مستقیم «گل پخته» برای «سفال» آن‌قدر روشن است که در یک جدول عمومی، نخستین پاسخ منطقی همین واژه است.

تنها زمانی سراغ گزینه دیگر بروید که یکی از سه قرینه جدی وجود داشته باشد: تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، چند حرف تقاطعی با «سفال» ناسازگار باشند، یا متن سرنخ قید معنایی خاصی مثل «ساختمانی»، «عربی»، «قدیمی»، «ظرف» یا «صفت» داشته باشد. در غیر این صورت تغییر پاسخ به واژه‌ای دورتر معمولاً مسئله را سخت‌تر می‌کند، نه دقیق‌تر.

جمع‌بندی کاربردی: برای «گل پخته در جدول»، جواب اصلی سفال است؛ چهار حرف دارد و مستقیم‌ترین معادل فارسی این سرنخ است. «خزف» و «آجر» هر دو سه‌حرفی‌اند و فقط با توجه به تعداد خانه‌ها یا بافت سرنخ مطرح می‌شوند؛ «فخار» چهارحرفی ولی کم‌کاربردتر است؛ «سفالین» صفت و «سفالینه» نام شیء سفالی است؛ و «آبگینه» اساساً به شیشه مربوط می‌شود.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.