پرش به محتوای اصلی

گذرگاه اب در جدول

۸ دقیقه مطالعه

پاسخ «گذرگاه آب» در جدول: گدار — محل کم‌عمق آب یا رودخانه برای عبور.

اگر در جدول با سرنخ «گذرگاه آب» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ اصلی و جدول‌پسند گدار است. این واژه چهار حرف دارد و دقیقاً به جایی از آب، به‌ویژه رودخانه، گفته می‌شود که عمق آن آن‌قدر کم است که بتوان از عرض آن عبور کرد. همین ویژگیِ «عبور از درون آب» گدار را از واژه‌هایی مثل پل، آبراه و معبر جدا می‌کند.

پاسخ: گدار تعداد حروف: ۴ حروف: گ، د، ا، ر خوانش رایج: گُدار

گدار دقیقاً چه معنایی دارد؟

گدار نامِ معبر یا نقطه‌ای کم‌عمق در آب است؛ معمولاً بخشی از رودخانه که انسان، دام یا مرکب می‌تواند بدون شنا کردن از آن بگذرد. در این معنی، خودِ بستر رودخانه نقش گذرگاه را دارد. بنابراین وقتی طراح جدول از «گذرگاهی در آب»، «محل عبور از رودخانه»، «جای کم‌عمق رود» یا تعبیری نزدیک به این‌ها استفاده می‌کند، «گدار» یکی از دقیق‌ترین و جاافتاده‌ترین جواب‌هاست.

تصویر ذهنی ساده این است: رودخانه در همه‌جا عمق یکسانی ندارد. جایی که بستر بالاتر و آب کم‌عمق‌تر می‌شود، امکان عبور فراهم می‌شود. آن نقطه همان گدار است. به همین دلیل معنای این واژه فقط «راه» یا «معبر» نیست؛ عنصر آب و امکان گذشتن از بخش کم‌عمق آن در هسته معنایی واژه حضور دارد.

نکته مهم درباره تلفظ: صورت نوشتاری پاسخ «گدار» است و خوانش فرهنگ‌نامه‌ایِ رایج آن گُدار است، نه «گِدار». در جدول معمولاً اعراب نوشته نمی‌شود، اما دانستن تلفظ درست از اشتباه در تشخیص واژه جلوگیری می‌کند.

گ د ا ر

چرا «گدار» از گزینه‌های دیگر بهتر است؟

سرنخ کوتاه «گذرگاه آب» کمی فشرده است و از نظر زبانی می‌تواند دو برداشت بسازد: یکی «گذرگاهی برای عبور از آب» و دیگری «مسیری که آب از آن عبور می‌کند». در فضای جدول، وقتی پاسخ چهارحرفی مد نظر باشد و مفهومِ گذشتن از رود یا آب مطرح باشد، «گدار» انتخاب بسیار طبیعی‌تری است. اگر منظور مسیر حرکت خودِ آب باشد، واژه‌هایی مانند «آبراه» یا «آبراهه» به میدان می‌آیند و معنای سؤال عوض می‌شود.

گدار ۴ حرف

دقیق‌ترین گزینه برای محل عبور از بخش کم‌عمق رودخانه یا آب؛ هم از نظر معنا و هم از نظر کاربرد جدولی مناسب است.

معبر ۴ حرف

به معنی محل عبور است، اما به‌خودیِ خود هیچ اشاره مشخصی به آب یا رودخانه ندارد؛ بنابراین از «گدار» عام‌تر است.

پایاب ۵ حرف

از نظر معنایی بسیار نزدیک است و می‌تواند بخش کم‌عمق آب یا گذرگاه را برساند، اما پنج حرف دارد و برای خانه چهارحرفی مناسب نیست.

آبراه ۵ حرف

بیشتر مسیر یا مجرای عبور آب را می‌رساند؛ یعنی آب از آن می‌گذرد، نه این‌که الزاماً انسان از عرض آب عبور کند.

پل ۲ حرف

وسیله یا سازه‌ای برای عبور از روی مانع است. پل «در آب» یا بخش کم‌عمق بستر رود نیست، پس پاسخ دقیقی برای این سرنخ محسوب نمی‌شود.

فورد ۴ حرف

صورت فارسی‌نویسیِ واژه انگلیسی ford با همین مفهوم است، اما در جدول فارسی معمولاً واژه بومی و جاافتاده «گدار» ترجیح دارد.

تفاوت «گدار» با «آبراه»؛ دو برداشت از یک سرنخ

گدار: راهِ عبور از آب

تمرکز بر کسی یا چیزی است که از عرض رودخانه می‌گذرد. کم‌عمق بودن بستر، عبور را ممکن می‌کند.

آبراه: راهِ عبور آب

تمرکز بر خود آب است که در یک مجرا، کانال یا مسیر جریان دارد. این مفهوم با «گدار» یکی نیست.

پس اگر تقاطع‌های جدول الگویی مانند «گ ـ د ـ ا ـ ر» می‌دهند یا سؤال به «محل عبور از رود» نزدیک است، انتخاب «گدار» روشن می‌شود. اگر سرنخ صریحاً از «مجرای آب»، «محل جریان آب» یا «راه آب» حرف بزند، باید گزینه‌های خانواده آبراه را جداگانه بررسی کرد.

املای درست: «گدار»؛ نه «گودار»

املای معیارِ این پاسخ گدار است: گ + د + ا + ر. گاهی چون واژه با صدای «گُ» آغاز می‌شود، ممکن است کسی تصور کند باید پس از «گ» حرف «و» نوشته شود و شکل «گودار» را وارد جدول کند. این برداشت از تلفظ می‌آید، اما در نوشتار معیار، صدای کوتاهِ «ـُ» با «و» نوشته نمی‌شود. بنابراین برای جدول چهارخانه‌ای، صورت درست همان «گدار» است.

دام املایی رایج: «گُدار» شیوه نشان‌دادن تلفظ با حرکت است؛ «گدار» املای معمول و درست واژه است. افزودن «و» هم تعداد حروف را به پنج می‌رساند و هم صورت معیار را تغییر می‌دهد.

آیا «گدار» با «گذار» ارتباط دارد؟

از نظر معنایی، هر دو ذهن را به «گذشتن» و «عبور» نزدیک می‌کنند، اما در پاسخ جدول باید املا را دقیق نگه داشت. «گدار» با حرف د نوشته می‌شود و اسمِ معبر یا محل عبور، به‌خصوص در آب، است. «گذار» با حرف ذ صورت دیگری است و نباید جای «گدار» در این سرنخ بنشیند.

«پایاب» چه زمانی می‌تواند پاسخ باشد؟

پایاب نزدیک‌ترین رقیب معناییِ گدار است. این واژه می‌تواند به بخش کم‌عمق آب، جایی که پا به کف می‌رسد، یا در بعضی کاربردها به گذرگاه اشاره کند. به همین علت در سرنخ‌هایی مثل «قسمت کم‌عمق رودخانه»، «جای کم‌عمق آب» یا «گدار» ممکن است «پایاب» نیز جواب شود.

اما در سرنخ حاضر یک نشانه عملی مهم داریم: گدار چهار حرف است و پایاب پنج حرف. اگر جدول چهار خانه دارد، «پایاب» کنار می‌رود. اگر پنج خانه باشد و حروف متقاطع با «پایاب» سازگار باشند، آن‌وقت باید متن دقیق سرنخ و تقاطع‌ها را دوباره سنجید.

۴ خانه برای «گذرگاه در آب» یا «محل عبور از رود»، اول «گدار» را بررسی کنید.
۵ خانه اگر تأکید بر کم‌عمق بودن آب باشد، «پایاب» می‌تواند گزینه جدی باشد.
مسیر جریان آب در این برداشت، سراغ واژه‌هایی مثل «آبراه» یا «آبراهه» بروید، نه گدار.

سرنخ‌های دیگری که معمولاً به «گدار» می‌رسند

شناختن صورت‌های مختلف یک تعریف کمک می‌کند حتی وقتی طراح جدول عین عبارت «گذرگاه آب» را ننوشته است، پاسخ سریع‌تر تشخیص داده شود. «گدار» معمولاً با سرنخ‌هایی از این جنس هم سازگار است:

  • محل عبور از رودخانه
  • گذرگاهی در آب
  • جای کم‌عمق رودخانه برای عبور
  • معبر در آب
  • پایاب رودخانه
  • محل گذشتن دام یا انسان از رود

در همه این صورت‌ها، یک مؤلفه مشترک وجود دارد: عبور از بخشی از آب که امکان گذشتن از آن فراهم است. همین مؤلفه است که گدار را از یک «راه» معمولی یا یک «مجرای آب» متمایز می‌کند.

کاربرد واژه در زبان فارسی

«گدار» فقط یک جواب مخصوص جدول نیست و در زبان فارسی سابقه کاربرد مستقل دارد. این واژه در ترکیب‌ها و تعبیرهایی که با عبور و سنجیدن راه ارتباط دارند نیز دیده می‌شود. شناخته‌شده‌ترین نمونه، اصطلاح «بی‌گدار به آب زدن» است؛ یعنی بدون سنجش، احتیاط یا بررسی کافی وارد کاری شدن.

ارتباط این اصطلاح با معنای اصلی روشن است: کسی که می‌خواهد از رودخانه بگذرد، بهتر است نخست جای کم‌عمق و امن‌تر، یعنی گدار، را پیدا کند. «بی‌گدار» وارد آب شدن در تصویر واقعی می‌تواند خطرناک باشد؛ در کاربرد کنایی هم به تصمیم عجولانه و نسنجیده اشاره می‌کند. همین اصطلاح کمک می‌کند معنای «گدار» بهتر در ذهن بماند.

نمونه معنایی: «کاروان برای عبور از رود، گدار مناسب را پیدا کرد.»

نمونه کنایی: «در این تصمیم بی‌گدار به آب نزن.»

اگر حروف تقاطعی با «گدار» جور نبود چه کنیم؟

گاهی سرنخ درست است اما تعداد خانه‌ها، یک حرف تقاطعی یا برداشت طراح باعث می‌شود پاسخ دیگری لازم باشد. در چنین حالتی بهتر است به‌جای جایگزین‌کردن تصادفی مترادف‌ها، اول نوع معنی را مشخص کنید. سه پرسش ساده معمولاً ابهام را حل می‌کند:

  • چه چیزی عبور می‌کند؟ اگر انسان یا دام از آب می‌گذرد، «گدار» محتمل است؛ اگر خود آب از یک مسیر می‌گذرد، «آبراه» و واژه‌های مشابه را بسنجید.
  • چند خانه دارید؟ «گدار» ۴، «پایاب» ۵ و «پل» ۲ حرف دارد. تعداد خانه‌ها بسیاری از گزینه‌های ظاهراً نزدیک را حذف می‌کند.
  • آیا کم‌عمق بودن مهم است؟ اگر پاسخ باید محل کم‌عمق رود باشد، «گدار» و «پایاب» از «معبر» دقیق‌ترند.

برای خودِ عنوان «گذرگاه اب در جدول»، با توجه به معنای رایجِ گذرگاه در آب و پاسخ چهارحرفی، گدار انتخاب نهایی و قابل اتکاست.

جمع‌بندی واژه‌ای، بدون ابهام

پاسخ مورد نظر گدار است؛ واژه‌ای چهارحرفی با املای «گدار» و خوانش «گُدار». معنای دقیق آن معبر یا جای کم‌عمق در آب، به‌خصوص رودخانه، است که بتوان از آن عبور کرد. «پایاب» از نظر معنا نزدیک اما پنج‌حرفی است؛ «معبر» بیش از حد عام است؛ «آبراه» مسیر عبور خودِ آب را می‌رساند؛ و «پل» سازه‌ای برای عبور از روی مانع است، نه بخش کم‌عمق آب.

جواب نهایی: گدار

الگوی حروف: گ ـ د ـ ا ـ ر | معنی: محل کم‌عمق رودخانه یا آب که عبور از آن ممکن است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.