پرش به محتوای اصلی

چیره و غالب در جدول

۱۲ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:قاهر— ۴ حرف؛ به معنی چیره، غالب و مقهورکننده

برای سرنخ «چیره و غالب» دقیق‌ترین پاسخ قاهر است. این انتخاب از نظر معنی، ساخت واژه و تعداد حروف با الگوی متداول جدول سازگار است: «قاهر» صفتی است برای کسی یا چیزی که بر دیگری غلبه دارد، چیره می‌شود یا او را زیر نفوذ و قدرت خود درمی‌آورد. بنابراین اگر چهار خانه در اختیار دارید و حروف متقاطع نیز ناسازگاری نشان نمی‌دهند، «قاهر» انتخاب نخست و بسیار قوی این مدخل است.

چرا «قاهر» دقیقاً با «چیره و غالب» جور درمی‌آید؟

هسته معنایی «قاهر» غلبه و برتری یافتن بر دیگری است. در فارسی، وقتی چیزی را قاهر می‌خوانیم، فقط از «قوی بودن» آن حرف نمی‌زنیم؛ مفهوم تسلط و غلبه نیز در واژه حضور دارد. به همین دلیل دو کلمه‌ای که در سرنخ آمده‌اند—«چیره» و «غالب»—تقریباً مستقیم به همین میدان معنایی اشاره می‌کنند.

این نکته برای حل جدول مهم است، چون بعضی پاسخ‌ها تنها بخشی از سرنخ را پوشش می‌دهند. مثلاً «ماهر» ممکن است در برخی بافت‌ها به «چیره‌دست» نزدیک باشد، اما «غالب» نیست. «پیروز» نتیجه غلبه را می‌رساند، ولی الزاماً همان بارِ «مسلط و چیره بر چیزی بودن» را ندارد. در مقابل، «قاهر» هر دو سوی عبارت را هم‌زمان پوشش می‌دهد و از این جهت پاسخ تمیزتری است.

نکته کلیدی برای همین مدخل: اگر سرنخ دقیقاً «چیره و غالب» باشد، چهارخانه بودن پاسخ یک قرینه بسیار قوی به نفع «قاهر» است. وجود واژه‌های مترادف دیگر به معنای هم‌ارز بودن همه آن‌ها در این سرنخ نیست؛ انتخاب نهایی باید هم معنی و هم الگوی حروف متقاطع را پاسخ دهد.

املا و شمارش حروف «قاهر»

املای درست پاسخ قاهر است؛ با «ق»، سپس «ا»، «ه» و «ر». این واژه در نوشتار معمول فارسی چهار حرف دارد و برای جدول نیز معمولاً چهار خانه می‌گیرد:

قاهر

پس الگوی خانه‌ها به صورت ق ـ ا ـ ه ـ ر است. اگر مثلاً از تقاطع، حرف دوم «ا» یا حرف آخر «ر» به دست آمده باشد، احتمال «قاهر» بالاتر می‌رود. برعکس، اگر یکی از حروف قطعیِ تقاطع با این الگو ناسازگار باشد، باید سراغ مترادف دیگری رفت.

«قاهر» از نظر ساخت واژه چه معنایی دارد؟

«قاهر» واژه‌ای عربی‌اصل است که در فارسی جا افتاده و از خانواده «قهر» به معنای غلبه، چیرگی و تحت قدرت درآوردن است. از نظر ساخت عربی، «قاهر» نقش اسم فاعل دارد؛ یعنی در اصل به غلبه‌کننده و چیره‌شونده اشاره می‌کند. در فارسی نیز همین معنای وصفی حفظ شده و می‌تواند درباره شخص، قدرت، نیرو، حکومت، عامل یا هر چیزی که بر چیز دیگری تسلط می‌یابد به کار رود.

این ریشه معنایی کمک می‌کند واژه را با «قهر کردن» در زبان محاوره یکی نگیریم. «قهر» در فارسی امروز اغلب یادآور قطع رابطه از روی ناراحتی است، اما خانواده قدیمی‌تر و عربیِ «قهر» معنای قدرت، غلبه و چیرگی هم دارد. «قاهر» از همین معنای دوم ساخته شده است.

معنای مرکزیچیره، غالب، غلبه‌کننده و دارای تسلط بر دیگری.
نقش رایجصفت برای شخص، نیرو یا عاملی که قدرت برتر و غلبه‌کننده دارد.
تعداد حروفچهار حرف: ق، ا، ه، ر.
متضاد روشن«مقهور»؛ یعنی کسی یا چیزی که مغلوب و زیر غلبه قرار گرفته است.

فرق «قاهر» با «قهار» چیست؟

قهار نیز واژه‌ای واقعی و از نظر معنایی بسیار نزدیک است. «قهار» می‌تواند «غالب و بسیار چیره» معنی بدهد و در فارسی امروز در ترکیب‌هایی مانند «بازیکن قهار»، «شکارچی قهار» یا «سخنور قهار» گاهی بارِ مهارت و توانایی بسیار زیاد هم پیدا می‌کند. با این حال، برای سرنخی که دقیقاً «چیره و غالب» نوشته شده، قاهر انطباق لغوی مستقیم‌تری دارد.

از نظر جدول هر دو چهار حرف‌اند، اما ترتیب حروف آن‌ها متفاوت است: «قاهر» = ق ا ه ر و «قهار» = ق ه ا ر. بنابراین تنها یک حرف متقاطع در خانه دوم یا سوم می‌تواند این دو را فوراً از هم جدا کند. اگر خانه دوم «ا» باشد پاسخ «قاهر» است؛ اگر خانه دوم «ه» و خانه سوم «ا» باشد، «قهار» می‌تواند مطرح شود.

دام املایی: «قاهر» و «قهار» را نباید صرفاً دو املای یک واژه دانست. هر دو مستقل‌اند و هرچند هم‌خانواده و نزدیک‌معنا هستند، ساخت و کاربردشان یکسان نیست. در حل جدول، ترتیب خانه‌ها تعیین‌کننده است.

فرق «قاهر» با «قهر»؛ شباهت ظاهری، نقش متفاوت

«قهر» سه حرف دارد و اسم یا مصدر است، در حالی که «قاهر» چهار حرف دارد و به دارنده یا انجام‌دهنده حالت غلبه اشاره می‌کند. اگر سرنخ «چیرگی»، «غلبه» یا «زور و تسلط» باشد، «قهر» ممکن است در برخی جدول‌ها مطرح شود؛ اما وقتی سرنخ صفتی مانند «چیره و غالب» است، «قاهر» از نظر نقش معنایی مناسب‌تر است.

همین تفاوت کوچک یکی از دلایلی است که نباید پاسخ را فقط بر اساس شباهت شنیداری انتخاب کرد. در جدول خوب، نوع معنایی سرنخ—اسم، صفت، فعل یا نام خاص—به اندازه تعداد حروف اهمیت دارد.

«مقهور» چرا پاسخ نیست؟

مقهور دقیقاً در جهت مقابل «قاهر» قرار می‌گیرد. مقهور یعنی مغلوب، شکست‌خورده یا کسی که زیر قدرت دیگری قرار گرفته است. اگر «قاهر» را طرفِ چیره در نظر بگیریم، «مقهور» طرفی است که چیرگی بر او اعمال شده است.

در نتیجه برای سرنخ «چیره و غالب»، گذاشتن «مقهور» یک وارونگی معنایی است. البته در جدول‌های متقاطع ممکن است نزدیکی ظاهری این دو واژه باعث اشتباه شود، به‌ویژه وقتی چند حرف مشترک از قبل در خانه‌ها دیده می‌شود.

یادآوری سریع: قاهر = چیره و غالب؛ مقهور = مغلوب و زیرِ غلبه. این دو را به دلیل هم‌خانواده بودن جابه‌جا نکنید.

گزینه‌های نزدیک اگر تعداد خانه‌ها یا تقاطع‌ها فرق داشت

پاسخ اصلی این مدخل «قاهر» است، اما در جدول‌های مختلف ممکن است برای مفهوم نزدیکِ «چیره، غالب، مسلط یا پیروز» واژه دیگری خواسته شود. تفاوت تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی مشخص می‌کند کدام گزینه قابل استفاده است.

چیر ۳ حرف
صورت کوتاه و فارسیِ «چیره». اگر سرنخ بسیار کوتاه باشد و سه خانه داشته باشید، می‌تواند گزینه‌ای طبیعی باشد.
قاهر ۴ حرف
گزینه اصلی برای «چیره و غالب»؛ از نظر معنی دقیق و از نظر ساخت صفتی کاملاً سازگار با سرنخ.
قهار ۴ حرف
هم‌خانواده و نزدیک‌معنا با «قاهر»، با بارِ شدت یا توانایی بسیار؛ ترتیب حروف دوم و سوم متفاوت است.
مسلط ۴ حرف
از نظر معنایی نزدیک به «چیره»، به‌خصوص وقتی مفهوم تسلط بر کار، موضوع یا شخصی مطرح باشد.
فایق ۴ حرف
به معنی برتری‌یافته، چیره و مسلط. در فارسی شکل «فایق» دیده می‌شود و صورت «فائق» نیز رایج است.
فائق ۴ حرف
صورت همزه‌دار همان واژه عربی‌اصل. «ئ» یک حرف نوشتاری است؛ بنابراین در شمارش معمول خانه‌های جدول، این صورت نیز چهارخانه است.
فاتح ۴ حرف
بیشتر بر پیروزی و گشودن یا فتح کردن تأکید دارد؛ همیشه جانشین دقیق «چیره» نیست، اما در برخی سرنخ‌ها نزدیک می‌شود.
پیروز ۵ حرف
نتیجه غلبه را می‌رساند. اگر پنج خانه باشد و سرنخ به «غالب و برنده» نزدیک باشد، گزینه‌ای جدی است.
منتصر ۵ حرف
واژه‌ای عربی‌اصل با معنای پیروز و ظفر‌یافته؛ در جدول‌های واژگانی یا ادبی ممکن است دیده شود.
مستولی ۶ حرف
به معنی چیره و تسلط‌یافته بر چیزی؛ از نظر معنایی به «غالب» نزدیک است اما به شش خانه نیاز دارد.

در این میان چند شمارش را باید دقیق نگه داشت: «پیروز» پنج حرف است، نه شش؛ «مظفر» نیز در نوشتار معمول چهار حرف دارد: م، ظ، ف، ر. «چیره‌دست» هفت حرف نوشتاری دارد و معنای اصلی‌اش بیشتر «ماهر و استاد» است، بنابراین برای سرنخ ساده «چیره و غالب» گزینه درجه‌اولی نیست.

«فایق» یا «فائق»؛ کدام املا در جدول حساب می‌شود؟

هر دو صورت در نوشته‌های فارسی دیده می‌شوند. «فائق» به املای عربی نزدیک‌تر است و «فایق» صورت فارسی‌شده‌ای است که در فرهنگ‌ها و نوشته‌های فارسی نیز کاربرد دارد. نکته مهم برای جدول این است که نباید «فائق» را به دلیل وجود همزه پنج‌حرفی شمرد: نویسه «ئ» یک حرف است و کلمه در شمارش معمول چهار حرف دارد: ف، ا، ئ، ق.

با این حال، طراح جدول ممکن است بنا بر شیوه رسم‌الخط مجموعه خود یکی از دو صورت را ترجیح دهد. بهترین راه، استفاده از حروف متقاطع است. اگر خانه سوم «ی» باشد، «فایق» مناسب‌تر است؛ اگر به صورت «ئ» نوشته شود، «فائق» مد نظر بوده است. این اختلاف املایی هیچ دلیلی برای کنار گذاشتن «قاهر» در سرنخ فعلی نیست، چون «قاهر» از نظر تعریف، پاسخ مستقیم‌تری است.

آیا «چیره‌دست» همان «چیره و غالب» است؟

نه دقیقاً. «چیره‌دست» معمولاً درباره کسی گفته می‌شود که در کاری مهارت فراوان دارد: نویسنده چیره‌دست، نقاش چیره‌دست، جراح چیره‌دست. در این کاربرد، مرکز معنی مهارت و استادی است، نه غلبه بر حریف یا تسلط به معنای «غالب بودن».

پس اگر سرنخ «ماهر»، «استاد در کار» یا «زبردست» باشد، «چیره‌دست» بسیار مناسب است؛ ولی برای عبارت «چیره و غالب» بهتر است ابتدا واژه‌هایی مثل «قاهر»، «مسلط» یا «فایق» را بررسی کنیم. این تمایز باعث می‌شود صرف حضور کلمه «چیره» در ساخت یک واژه، ما را به پاسخ نادرست نکشاند.

کاربرد «قاهر» در جمله چه تصویری از معنی می‌دهد؟

  • «نیرویی قاهر بر میدان حاکم شد.» در اینجا قاهر یعنی نیرویی که بر دیگر نیروها غلبه کرده است.
  • «اراده‌ای قاهر مانع عقب‌نشینی او شد.» در این کاربرد، واژه بر قدرت مسلط و مهارنشدنی تأکید دارد.
  • «فرمانروایی قاهر بر رقیبان خود چیره بود.» این جمله معنای «غالب و مسلط» را بسیار روشن نشان می‌دهد.
  • «عامل قاهر همه محاسبات قبلی را بی‌اثر کرد.» در کاربردهای رسمی‌تر، قاهر می‌تواند برای عاملی به کار رود که اثرش بر عوامل دیگر غلبه می‌کند.

این مثال‌ها نشان می‌دهند «قاهر» صرفاً مترادف «عصبانی» یا «در حال قهر» نیست. پیوند اصلی آن با قدرت غلبه‌کننده است؛ همان چیزی که سرنخ «چیره و غالب» از ما می‌خواهد.

چطور «قاهر» را از چند پاسخ چهارحرفی مشابه جدا کنیم؟

چهارحرفی بودن به تنهایی کافی نیست، چون «قاهر»، «قهار»، «مسلط»، «فایق»، «فائق»، «فاتح»، «غالب» و «چیره» همگی می‌توانند در شمارش معمول چهار حرف داشته باشند. برای همین باید به ظرافت سرنخ توجه کرد.

  • اگر سرنخ «چیره و غالب» باشد: «قاهر» بسیار مستقیم است.
  • اگر سرنخ «بسیار ماهر» یا «استاد» باشد: «قهار» در فارسی امروز محتمل‌تر می‌شود؛ مانند «تیرانداز قهار».
  • اگر سرنخ «برنده و ظفرمند» باشد: «فاتح» یا «پیروز» بسته به تعداد خانه‌ها قوی‌ترند.
  • اگر سرنخ بر تسلط بر یک مهارت یا موضوع تأکید کند: «مسلط» انتخاب طبیعی‌تری است.
  • اگر سرنخ «برتر و چیره» با لحن ادبی باشد: «فایق/فائق» می‌تواند مطرح شود.

در سرنخ فعلی وجود هم‌زمان دو واژه «چیره» و «غالب» امتیاز «قاهر» را بالا می‌برد، چون این دو واژه دقیقاً در تعریف معنایی آن کنار هم می‌نشینند.

اشتباه‌های رایج در این مدخل

نوشتن «قهر» به جای «قاهر»«قهر» سه حرف و از نظر نقش واژگانی متفاوت است. سرنخ صفتی «چیره و غالب» به «قاهر» نزدیک‌تر است.
جابجا کردن «قاهر» و «قهار»هر دو چهارحرفی‌اند، اما املای یکی ق-ا-ه-ر و دیگری ق-ه-ا-ر است.
انتخاب «مقهور»«مقهور» معنای عکس دارد: مغلوب و تحت غلبه.
شمارش نادرست حروف«پیروز» پنج، «مظفر» چهار و «فائق» در شمارش معمول چهار حرف دارد.

رابطه «قاهر» و «قاهره» چیست؟

«قاهره» در ساخت عربی صورت مؤنث «قاهر» است و همان میدان معنایی «غالب و چیره» را دارد. البته «قاهره» در فارسی بیش از هر چیز به عنوان نام شهر قاهره، پایتخت مصر، شناخته می‌شود. در حل جدول باید این دو کاربرد را از هم جدا کرد: اگر سرنخ نام پایتخت مصر باشد، «قاهره» پاسخ جغرافیایی است؛ اگر سرنخ «چیره و غالب» باشد و چهار خانه داشته باشد، «قاهر» پاسخ مناسب است.

شباهت ظاهری این دو واژه گاهی مفید هم هست: دیدن «قاهره» می‌تواند یادآور خانواده «قاهر» باشد، اما افزودن «ه» پایانی باعث می‌شود تعداد خانه‌ها و نقش واژه تغییر کند.

پرسش‌های کوتاه درباره پاسخ

پاسخ «چیره و غالب» در جدول چیست؟«قاهر»؛ واژه‌ای چهارحرفی.
آیا «قهار» هم درست است؟از نظر لغوی نزدیک است، اما برای همین عبارت «قاهر» پاسخ مستقیم‌تر است. تقاطع‌ها می‌توانند این دو را قطعی از هم جدا کنند.
«قاهر» چند حرف دارد؟چهار حرف: ق، ا، ه، ر.
متضاد «قاهر» چیست؟«مقهور» از روشن‌ترین متضادهای آن است؛ یعنی مغلوب و زیر غلبه.
آیا «قاهر» به معنی عصبانی است؟نه. معنای اصلی در این کاربرد «چیره، غالب و غلبه‌کننده» است. شباهت آن با «قهر» محاوره‌ای نباید باعث تغییر معنی شود.
اگر چهار خانه باشد ولی حرف دوم «ه» دربیاید چه؟آن‌وقت «قهار» می‌تواند از «قاهر» محتمل‌تر شود، چون ترتیب حروف «قهار» ق-ه-ا-ر است.
برای ثبت در همین سرنخ: پاسخ نهایی قاهر است. اگر الگوی تقاطع چهارخانه‌ای شما «ق ا ه ر» را می‌پذیرد، نیازی به جایگزین نیست؛ گزینه‌های دیگر فقط وقتی اهمیت پیدا می‌کنند که تعداد خانه‌ها یا یکی از حروف قطعیِ تقاطع متفاوت باشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.