پرش به محتوای اصلی

هر نوع پارچه در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ: قماش — واژه‌ای ۴ حرفی به معنی پارچه و، در کاربرد فارسی، نامی عام برای پارچه است.

برای سرنخ «هر نوع پارچه در جدول»، پاسخ دقیق و مناسب قماش است. این انتخاب فقط به هم‌معنی بودن با «پارچه» متکی نیست؛ از نظر شکل رایج سرنخ‌های جدولی، کوتاهی واژه و معنای عمومی نیز با سؤال هماهنگ است. اگر چهار خانه در اختیار دارید، «قماش» از گزینه‌های هم‌معنی دیگر روشن‌تر و طبیعی‌تر می‌نشیند.

پاسخ اصلیقماش
تعداد حروف۴ حرف
معنای مناسب سرنخپارچه، جنس پارچه

املای درست و شمارش حروف «قماش»

املای درست واژه قماش است؛ یعنی با «ق» آغاز می‌شود، نه با «غ». در شمارش خانه‌های جدول نیز حروف بدون حرکت‌های آوایی شمرده می‌شوند و این واژه دقیقاً چهار حرف دارد:

ق م ا ش

پس اگر الگوی تقاطع شما چیزی مانند «ق ـ ا ـ» یا «ـ م ا ش» باشد، پاسخ به‌خوبی با قماش تطبیق می‌کند. نوشتن «غماش» نادرست است و نباید صرفاً به دلیل شباهت آوایی «ق» و «غ» در بعضی گویش‌ها وارد جدول شود.

چرا «قماش» برای «هر نوع پارچه» مناسب است؟

در فارسی، «قماش» یکی از واژه‌های شناخته‌شده برای پارچه است. این واژه در کنار معنای «پارچه» می‌تواند در بافت‌های قدیمی‌تر به رخت، کالا یا اثاث نیز اشاره کند و در کاربرد مجازی معنای «نوع» و «جنس» بدهد. برای یک سرنخ جدولی که به‌صورت کلی از «پارچه» سخن می‌گوید، همان معنای مستقیمِ پارچه مدنظر است.

نکته مهم این است که سرنخ نمی‌گوید «نوعی پارچه» تا انتظار نامی مانند مخمل، چیت، کرپ یا ساتن داشته باشیم؛ عبارت «هر نوع پارچه» به یک نام عمومی اشاره می‌کند. به همین دلیل، واژه‌ای که خود مفهوم کلی پارچه را برساند منطقی‌تر از نام یک جنس مشخص است.

نکته کلیدی: اگر تعداد خانه‌ها ۴ باشد، «قماش» هم از نظر معنا و هم از نظر طول پاسخ تطابق بسیار خوبی دارد. اگر تعداد خانه‌ها متفاوت باشد، باید سراغ هم‌معنی‌های واقعی رفت و از گزینه‌هایی که فقط به حوزه پارچه مربوط‌اند، اما خودِ «پارچه» نیستند، پرهیز کرد.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌ها واقعاً جایگزین‌اند؟

برای این سرنخ، چند واژه ممکن است به ذهن برسد؛ اما همه آن‌ها هم‌ارزش نیستند. تفاوت میان «هم‌معنی بودن» و «مرتبط بودن» در این سرنخ اهمیت زیادی دارد.

قماش۴ حرف — بهترین تطابق

خودِ واژه به معنی پارچه به کار می‌رود و برای سرنخ عمومی «هر نوع پارچه» پاسخ مستقیم و کوتاهی است.

پارچه۵ حرف

از نظر معنا کاملاً مستقیم است، اما چون خودِ «پارچه» در متن سرنخ آمده، معمولاً طراح جدول دنبال یک مترادف است. با این حال اگر ساخت جدول پنج‌خانه‌ای و شیوه سرنخ‌گذاری متفاوت باشد، از نظر واژگانی ناممکن نیست.

منسوج۵ حرف

به معنی «بافته‌شده» و نیز «پارچه و قماش» به کار می‌رود. گزینه‌ای معتبر و نزدیک است، ولی برای سرنخ چهارخانه‌ای قابل استفاده نیست و لحن آن کمی ادبی‌تر یا رسمی‌تر از «قماش» است.

اقمشه۵ حرف — جمع

جمع «قماش» است و مفهوم پارچه‌ها و جامه‌ها را می‌رساند. بنابراین برای سرنخی که صورت جمع دارد، مانند «پارچه‌ها» یا «انواع پارچه»، مناسب‌تر است؛ نه برای یک پاسخ مفرد چهارحرفی.

بافت۴ حرف — مرتبط، نه هم‌معنی دقیق

«بافت» به ساختار، طرز درهم‌رفتن تار و پود یا حاصل و فرایند بافتن اشاره می‌کند. هرچند کاملاً به پارچه مربوط است، برابر مستقیم «هر نوع پارچه» نیست؛ پس هم‌اندازه بودن آن با «قماش» نباید باعث انتخاب اشتباه شود.

بزاز۴ حرف — پاسخ نامناسب

«بزاز» به پارچه‌فروش یا جامه‌فروش گفته می‌شود. این واژه نام شخص یا پیشه است، نه نام پارچه؛ بنابراین برای سرنخ «هر نوع پارچه» پاسخ درستی نیست.

نسج۳ حرف

واژه‌ای مرتبط با بافتن و بافته است و معنای «بافته» هم دارد، اما در جدول امروز برای این عبارت، از «قماش» کم‌احتمال‌تر و از نظر کاربرد عمومی دورتر است.

یک اصلاح مهم درباره تعداد حروف گزینه‌ها

در جدول فارسی، تعداد حروف باید بر اساس نویسه‌های واقعی واژه شمرده شود. چند خطای رایج در فهرست‌های پراکنده اینترنتی می‌تواند حل‌کننده را گمراه کند. برای این سرنخ، شمارش درست چنین است:

قماش = ۴ حرفق + م + ا + ش
بافت = ۴ حرفب + ا + ف + ت
منسوج = ۵ حرفم + ن + س + و + ج
پارچه = ۵ حرفپ + ا + ر + چ + ه
اقمشه = ۵ حرفا + ق + م + ش + ه
منسوجات = ۷ حرفم + ن + س + و + ج + ا + ت

این موضوع به‌خصوص وقتی مهم می‌شود که یک پاسخ پیشنهادی از نظر معنی درست به نظر برسد اما با تعداد خانه‌ها جور درنیاید. در چنین وضعی، تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی باید بر حدس معنایی مقدم باشند.

معنای «قماش» فقط به پارچه محدود نیست

«قماش» در فارسی چند لایه معنایی دارد. معنایی که در این جدول لازم داریم همان «پارچه» است، اما شناخت کاربردهای دیگر کمک می‌کند سرنخ‌های مشابه را اشتباه نگیریم. در متن‌های قدیمی ممکن است قماش به رخت، کالا یا اسباب و متاع اشاره کند. در کاربرد مجازی نیز تعبیرهایی مانند «از این قماش» می‌توانند مفهوم «از این نوع و جنس» بدهند.

این گستره معنایی توضیح می‌دهد چرا واژه برای یک تعریف کلی مناسب است: «قماش» فقط نام یک بافت خاص مثل مخمل یا کتان نیست، بلکه در فارسی می‌تواند عنوانی عمومی برای پارچه باشد. البته در کاربرد روزمره امروز، خود واژه «پارچه» رایج‌تر است؛ فرم کوتاه «قماش» بیشتر در متن‌های ادبی، قدیمی، صنفی یا فضای جدول‌های واژگانی دیده می‌شود.

«قماش» با «نوعی پارچه» فرق دارد

دو سرنخ ظاهراً شبیه‌اند اما پاسخ یکسانی نمی‌خواهند. اگر سؤال «هر نوع پارچه» یا صرفاً «پارچه» باشد، یک واژه عمومی مثل قماش منطقی است. اما اگر سرنخ «نوعی پارچه» باشد، احتمالاً طراح نام یک جنس مشخص را می‌خواهد؛ برای نمونه «چیت»، «کرپ»، «ساتن»، «کتان»، «مخمل» یا «ترمه» بسته به تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع.

پس وجود واژه «هر» یا شکل کلی تعریف، نشانه مهمی است. «هر نوع پارچه» را نباید خودکار به فهرست نام پارچه‌ها تبدیل کرد؛ اول باید دید آیا تعریف، مترادف کلی می‌خواهد یا یک نمونه خاص.

چطور با حروف تقاطعی پاسخ را قطعی کنیم؟

اگر جدول هنوز کامل نشده، به جای آزمون‌وخطای چند واژه مرتبط، این سه بررسی کوتاه را انجام دهید:

  • تعداد خانه‌ها را دقیق بشمارید. «قماش» چهارخانه‌ای است.
  • حرف نخست را از تقاطع بررسی کنید؛ اگر «ق» باشد، احتمال «قماش» بسیار بالا می‌رود.
  • حروف سوم و چهارم «ا» و «ش» هستند؛ الگوی «ق م ا ش» با هیچ‌کدام از گزینه‌های نزدیک مانند «بافت» یا «بزاز» یکی نیست.
  • اگر پاسخ پنج‌خانه‌ای است، «منسوج» یا در بعضی بافت‌ها «پارچه» را با تقاطع‌ها بسنجید؛ اگر سرنخ جمع است، «اقمشه» می‌تواند مطرح شود.

دام‌های املایی و معنایی

قماش، نه غماش حرف آغازین «ق» است. شکل «غماش» املای معیار این واژه نیست.
قماش، نه بزاز بزاز فروشنده پارچه است؛ چیزی که فروخته می‌شود قماش یا پارچه است.
قماش، نه بافت بافت ویژگی یا فرایند ساخت پارچه را توصیف می‌کند و جای نام عمومی پارچه را نمی‌گیرد.
قماش مفرد؛ اقمشه جمع برای سرنخ مفرد، قماش طبیعی‌تر است؛ اقمشه زمانی برجسته می‌شود که تعریف جمع باشد.

ریشه و نقش واژه در فارسی

«قماش» واژه‌ای با ریشه عربی است که در فارسی نیز جا افتاده و معنای «پارچه» پیدا کرده است. در فارسی، علاوه بر معنی پارچه، کاربردهای قدیمی‌تر و مجازی نیز برای آن وجود دارد. همین سابقه باعث شده واژه در شعر، نثر قدیم و تعبیرهای کنایی نیز دیده شود.

برای حل این جدول لازم نیست درگیر همه معنای تاریخی واژه شویم؛ کافی است بدانیم «قماش» در فارسی یک اسم است و در معنای موردنظر، به پارچه اشاره می‌کند. این نکته آن را از «بافت» که بیشتر نام فرایند یا ساختار است و از «بزاز» که نام شخصِ فروشنده است جدا می‌کند.

اگر تعداد خانه‌ها با ۴ جور نبود چه کنیم؟

«قماش» از نظر معنایی پاسخ معتبری است، اما در حل واقعی جدول همیشه تقاطع‌ها حرف آخر را می‌زنند. اگر مدخل شما چهار خانه ندارد، نباید واژه را به زور وارد خانه‌ها کرد. برای پنج خانه ممکن است «منسوج» مطرح شود؛ «پارچه» هم پنج حرف دارد، هرچند تکرار خود واژه سرنخ معمولاً جذابیت کمتری برای طراح دارد. «اقمشه» نیز پنج حرف است اما جمع محسوب می‌شود و بهتر است با صورت جمع سرنخ هماهنگ باشد.

اگر سه خانه دارید، «نسج» از نظر لغوی واژه‌ای نزدیک به بافته است، ولی انتخاب آن بدون کمک حروف متقاطع قطعی نیست. در مقابل، «بافت» چهار حرف دارد، نه سه؛ بنابراین اگر جایی آن را سه‌حرفی دیده‌اید، آن شمارش درست نیست.

پرسش‌های کوتاه درباره این سرنخ

پاسخ «هر نوع پارچه در جدول» چیست؟

پاسخ اصلی و مناسب «قماش» است.

قماش چند حرف دارد؟

چهار حرف: ق، م، ا، ش.

آیا «غماش» هم درست است؟

خیر. املای معیار این واژه «قماش» با حرف «ق» است.

آیا «منسوج» می‌تواند پاسخ باشد؟

از نظر معنی به پارچه نزدیک و دارای کاربرد «پارچه/قماش» است، اما پنج حرف دارد. برای مدخل چهارخانه‌ای «قماش» مناسب‌تر است.

آیا «اقمشه» همان قماش است؟

«اقمشه» صورت جمع قماش و به معنای پارچه‌ها و جامه‌هاست؛ بنابراین با سرنخ جمع سازگارتر است.

چرا «بزاز» پاسخ نیست؟

چون بزاز پارچه‌فروش است، نه خود پارچه. شباهت تعداد حروف نباید نقش دستوری و معنای واژه را نادیده بگیرد.

جمع‌بندی کاربردی برای همین مدخل: اگر سرنخ شما دقیقاً «هر نوع پارچه» و جای پاسخ ۴ خانه است، قماش را وارد کنید. صورت صحیح آن با «ق» نوشته می‌شود و ترتیب حروف نیز «ق ـ م ـ ا ـ ش» است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.