پرش به محتوای اصلی

نامیده شده در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: مسمی — ۴ حرف، به معنی «نامیده شده» یا «به نامی خوانده شده».

برای سرنخ «نامیده شده» در جدول، دقیق‌ترین پاسخ کوتاه مسمی است. این واژه هم از نظر معنی مستقیماً با سرنخ جور درمی‌آید و هم از نظر تعداد خانه‌ها یک پاسخ چهارحرفی کامل می‌سازد. نکته‌ای که گاهی باعث تردید می‌شود این است که تلفظ آن به «مُسَمّا» نزدیک است، در حالی که در نوشتار فارسی شکل مسمی بسیار رایج است. بنابراین اگر چهار خانه دارید و حرف پایانی با «ی» تقاطع می‌کند، انتخاب «مسمی» از گزینه‌های دیگر روشن‌تر و مطمئن‌تر است.

چرا «مسمی» دقیق‌ترین جواب است؟

مسمی در کاربرد وصفی یعنی چیزی یا کسی که نامی بر او نهاده‌اند؛ به بیان ساده، «نامیده شده»، «نام‌گذاری شده» یا «به نامی خوانده شده». این همان هستهٔ معنایی سرنخ است و برای رسیدن از پرسش به پاسخ نیاز به تعبیر دور یا معنای مجازی ندارد.

ساخت واژه نیز همین معنا را پشتیبانی می‌کند. «مسمی» در اصل اسم مفعول عربیِ فعل «سمّی» به معنای نام نهادن است؛ پس از نظر ساخت دستوری هم مفهوم «کسی یا چیزی که نامیده شده» را می‌رساند. در فارسی، این واژه هم در نثر رسمی و قدیمی دیده می‌شود و هم در ترکیب شناخته‌شدهٔ «اسم و مسمی» حضور دارد.

مسمی

۴ حرف شمارش جدول بر پایهٔ چهار نویسهٔ «م + س + م + ی» انجام می‌شود؛ تشدیدِ تلفظی روی «م» خانهٔ جداگانه‌ای نمی‌گیرد.

نکتهٔ املایی: ظاهر «مسمی» ممکن است خواننده را به تلفظ «مُسَمّی» ببرد، اما تلفظ سنتی و لغوی آن در این معنی «مُسَمّا» است. در خط فارسی، نوشتن آن با «ی» پایانی جاافتاده است و همین صورت برای پاسخ جدول بسیار مناسب است.

«مسمی» دقیقاً چه معنایی می‌دهد؟

نامیده شده مستقیم‌ترین برگردان برای سرنخ حاضر؛ یعنی چیزی که نامی بر آن گذاشته‌اند.
به نامی خوانده شده وقتی در متن می‌گوییم «فلان چیز مسمی به این نام است»، منظور این است که با آن نام شناخته یا خوانده می‌شود.
نام نهاده شده صورتی رسمی‌تر برای همان مفهوم نام‌گذاری؛ از نظر معنایی بسیار نزدیک به پاسخ جدول.
موسوم مترادفی نزدیک است، اما خودش پنج حرف دارد و در جدول چهارخانه جای «مسمی» را نمی‌گیرد.

کاربرد «اسم و مسمی» چه کمکی به فهم واژه می‌کند؟

در ترکیب «اسم و مسمی»، اسم همان نام یا لفظ است و مسمی آن شخص، شیء یا مفهومی است که آن نام بر آن گذاشته شده است. مثلاً اگر «دماوند» اسم باشد، کوهی که این نام به آن اشاره می‌کند مسمیِ آن اسم است. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه فقط یک جواب قراردادی برای جدول نیست؛ پشت آن رابطهٔ روشن میان «نام» و «نامیده‌شده» قرار دارد.

این معنای اصطلاحی با معنای وصفی سرنخ ناسازگار نیست. در هر دو حالت، محور واژه چیزی است که عمل نام‌گذاری بر آن انجام شده است. به همین دلیل «مسمی» از نظر معنایی از پاسخ‌هایی مانند «نامور» یا «نامی» دقیق‌تر است؛ آن واژه‌ها بیشتر به شهرت و آوازه مربوط‌اند، نه صرفِ نامیده شدن.

«مسمی» یا «مسما»؛ کدام را در خانه‌ها بنویسیم؟

صورت مسما نیز در فارسی دیده می‌شود و برای معنی «نامیده شده» بی‌سابقه نیست. از طرف دیگر، «مسما» نام نوعی خوراک هم هست و همین هم‌نوشتاری می‌تواند باعث سردرگمی شود. در سرنخ حاضر، چون پاسخ ثبت‌شده «مسمی» است و این صورت به‌عنوان مدخل لغوی برای «نامیده شده» کاملاً جاافتاده است، اولویت با مسمی است.

اگر جدولِ دیگری همین سرنخ را داده باشد اما حرف متقاطعِ خانهٔ آخر «ا» باشد، مسما می‌تواند به‌عنوان صورت املایی جایگزین بررسی شود. پس تفاوت این دو بیشتر از جنس رسم‌الخط و کاربرد است، نه اینکه یکی الزاماً معنایی کاملاً جدا از دیگری داشته باشد. در همین سؤال مشخص، شکل چهارحرفیِ پایانی با «ی» پاسخ مناسب‌تر است.

برای تشخیص سریع: «مسمی» با ی را به معنی «نامیده‌شده / صاحبِ نام» در نظر بگیرید؛ «مسما» با ا می‌تواند همان صورت املایی قدیمی یا جایگزین باشد، اما در فارسی امروز همچنین ممکن است ذهن را به نام خوراک ببرد.

گزینه‌های نزدیک را با هم مقایسه کنیم

سرنخ «نامیده شده» چند هم‌معنی دارد، اما طول واژه و دقت معنایی باعث می‌شود همهٔ آن‌ها ارزش یکسانی نداشته باشند. مقایسهٔ زیر برای زمانی مفید است که حروف تقاطعی هنوز کامل نشده‌اند:

مسمی
۴ حرف
دقیق‌ترین انطباق با «نامیده شده». هم معنی مستقیم دارد و هم اندازهٔ مناسب برای پاسخ کوتاه جدول.
مسما
۴ حرف
صورت املایی جایگزینِ همان واژه در معنی وصفی؛ با این حال یک معنای مستقلِ خوراک نیز دارد. اگر حرف آخر از تقاطع «ا» باشد، قابل بررسی است.
ملقب
۴ حرف
یعنی «لقب داده شده» و از نظر تعداد حروف مناسب است، اما معنایش محدودتر از «نامیده شده» است. برای سرنخ‌هایی که صریحاً به لقب اشاره دارند بهتر است.
مدعو
۴ حرف
در برخی کاربردهای قدیمی می‌تواند «نامیده / موسوم» بدهد، ولی معنای رایج‌تر آن «دعوت‌شده» است؛ بنابراین برای این سرنخ گزینهٔ نخست نیست.
موسوم
۵ حرف
از نظر معنی بسیار نزدیک است، اما یک خانه بیشتر می‌خواهد. اگر سرنخ پنج‌خانه باشد، «موسوم» یکی از بهترین جایگزین‌هاست.
نامور
۵ حرف
به معنی «مشهور، نامدار» است، نه صرفاً «نامیده شده». هم طول آن متفاوت است و هم جهت معنایی‌اش به شهرت می‌رود.
خوانده
۶ حرف
در عبارت «فلان‌گونه خوانده شده» می‌تواند نزدیک باشد، اما شش حرف دارد و برای پاسخ چهارخانه مناسب نیست.

دام‌های املایی که پاسخ را عوض می‌کنند

۱
تشدید را حرف جدا حساب نکنید. «مسمی» در تلفظ دارای تشدید روی «م» میانی است، اما در جدول همچنان چهار خانه دارد.
۲
«مسموم» و «مصمم» فقط شباهت ظاهری دارند. اولی یعنی زهرآلود یا دچار مسمومیت و دومی یعنی دارای عزم؛ هیچ‌کدام به «نامیده شده» مربوط نیستند.
۳
«نامور» را با «نامیده‌شده» یکی نگیرید. «نامور» بیشتر «مشهور و صاحب آوازه» است و پنج حرف هم دارد.
۴
حرف آخر تعیین‌کننده است. اگر تقاطع آخر «ی» بدهد، «مسمی» انتخاب طبیعی است؛ اگر «ا» بدهد، صورت «مسما» را باید بررسی کرد.

چند نمونهٔ کاربرد برای تثبیت معنی

«این آبادی در اسناد قدیمی به نام دیگری مسمی بوده است.» یعنی آن آبادی با نام دیگری نامیده می‌شده است.
«کتابی مسمی به گلستان» یعنی کتابی که نام «گلستان» بر آن نهاده شده یا با این نام خوانده می‌شود.
در تعبیر «اسم و مسمی»، اسم همان واژهٔ نام‌گذار است و مسمی چیزی است که آن واژه بر آن دلالت می‌کند.

این مثال‌ها یک وجه مشترک دارند: در همهٔ آن‌ها «مسمی» به چیزی اشاره می‌کند که نام بر آن نهاده شده است. به همین دلیل وقتی طراح جدول فقط «نامیده شده» را می‌نویسد، بدون قرینهٔ دیگری، همین واژه پاسخ بسیار طبیعی‌ای است.

اگر تعداد خانه‌ها مشخص باشد، انتخاب سریع‌تر می‌شود

در جدول کلمات، معنی به‌تنهایی کافی نیست؛ تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی نقش تعیین‌کننده دارند. برای سرنخ حاضر، چهار خانه یک قرینهٔ قوی به نفع مسمی است. اگر پنج خانه باشد، «موسوم» احتمال بالایی پیدا می‌کند. اگر چهار خانه باشد اما سرنخ «لقب داده شده» باشد، «ملقب» دقیق‌تر می‌شود. بنابراین بهتر است میان هم‌معنی بودن و انطباق کامل با سرنخ فرق بگذاریم.

۴ خانه + معنی «نامیده شده»مسمی انتخاب اول است.
۴ خانه + حرف آخر «ا»مسما را به‌عنوان صورت جایگزین بررسی کنید.
۵ خانه + همان معنیموسوم گزینهٔ بسیار محتمل است.
۴ خانه + اشاره به لقبملقب از نظر معنایی دقیق‌تر است.

تلفظ و نوشتار؛ چرا «ی» می‌بینیم اما «ا» می‌شنویم؟

یکی از علت‌های اصلی تردید دربارهٔ این جواب، فاصلهٔ میان شکل نوشتاری و تلفظ سنتی آن است. واژهٔ عربیِ اصلی با پایانِ مقصور تلفظی شبیه «ـا» دارد و در فارسی صورت مسمی برای آن رایج شده است. بنابراین دیدن «ی» در انتهای کلمه به این معنی نیست که لزوماً باید آن را مثل «ی» معمولی تلفظ کرد.

در جدول، آنچه اهمیت دارد نویسه‌ای است که در خانه قرار می‌گیرد. از این منظر، «مسمی» چهار نویسه دارد و خانهٔ چهارم «ی» است. همین تفاوتِ میان خط و تلفظ توضیح می‌دهد چرا بعضی حل‌کنندگان ابتدا «مسما» را حدس می‌زنند، اما با تقاطع‌ها به «مسمی» می‌رسند.

صورت‌های وابسته‌ای که نباید با جواب اصلی اشتباه شوند

المسمی ترکیبی عربی با «الـ» تعریف است و در برخی نوشته‌های قدیمی یا عبارت‌های عربی‌مآب دیده می‌شود. این صورت برای سرنخ چهارخانه مناسب نیست، چون حروف «ال» به ابتدای واژه اضافه شده‌اند.

مسمای نیز در ترکیب‌های اضافی فارسی دیده می‌شود، مانند «مسمای این نام». این شکل را نباید به‌عنوان پاسخ مستقلِ پنج‌حرفی برای سرنخ حاضر در نظر گرفت؛ پایهٔ واژگانی همان «مسمی/مسما» است و تغییر ظاهری در پیوند با واژهٔ بعدی رخ می‌دهد.

همچنین «نامی» و «نامدار» ممکن است از نظر موضوعِ «نام» نزدیک به نظر برسند، اما معنای اصلی‌شان بیشتر «مشهور» و «دارای آوازه» است. چنین شباهت‌هایی در جدول می‌توانند گمراه‌کننده باشند، به‌خصوص وقتی هنوز حروف تقاطعی کمی در اختیار دارید.

جمع‌بندی کاربردی همین سرنخ: برای «نامیده شده» با پاسخ چهارحرفی، مسمی را بنویسید. اگر تقاطع‌ها با «ی» پایانی ناسازگار بودند، «مسما» یا در سرنخ‌های متفاوت «ملقب» را بررسی کنید؛ اما «موسوم»، «نامور» و «خوانده» به‌ترتیب ۵، ۵ و ۶ حرف دارند و جای پاسخ چهارخانه را نمی‌گیرند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.