برای سرنخ «مهربان و نصیحتگو» دقیقترین جواب مشفق است. نکته مهم این است که این سرنخ دو معنا را همزمان میخواهد: هم مهربانی و دلسوزی و هم خیرخواهی و پند دادن. «مشفق» درست در نقطه تلاقی این دو معنا قرار میگیرد؛ به همین دلیل از «ناصح» که بیشتر بر نصیحت کردن تأکید دارد و از «شفیق» که بیشتر معنای مهربان و دلسوز را میرساند، برای این عبارت کاملتر است.
جواب دقیق و تعداد حروف
اگر خانههای جدول چهار تاست، پاسخ را به شکل مشفق وارد کنید. در شمارش جدولی، این واژه از چهار حرف تشکیل میشود:
«مشفق» دقیقاً چه معنی میدهد؟
«مشفق» در فارسی برای کسی به کار میرود که با مهر و دلسوزی خیرِ دیگری را میخواهد و از همین موضع او را راهنمایی یا نصیحت میکند. بنابراین این واژه صرفاً برابرِ «مهربان» نیست و صرفاً هم برابرِ «پنددهنده» نیست؛ بار اصلی آن خیرخواهی همراه با شفقت است.
در کاربرد طبیعی فارسی، ترکیبهایی مانند «دوست مشفق»، «پدر مشفق»، «استاد مشفق» یا «ناصح مشفق» فضایی از همراهی، دلسوزی و راهنمایی خیرخواهانه میسازند. کسی که مشفق است معمولاً از سر سرزنش یا تحکم سخن نمیگوید؛ نصیحت او از توجه به حال و مصلحت طرف مقابل میآید.
چرا «مشفق» از گزینههای نزدیک بهتر است؟
در جدول، شباهت معنایی بهتنهایی کافی نیست؛ باید واژهای پیدا شود که بیشترین بخشهای تعریف را پوشش دهد. سه گزینه چهارحرفی ممکن است در نگاه اول به ذهن برسند، اما وزن معنایی آنها یکسان نیست:
مشفق
هم «مهربان و دلسوز» را میرساند و هم مفهوم «خیرخواه و نصیحتگر» را در خود دارد. با هر دو نیمه سرنخ تطابق مستقیم دارد.
بهترین تطابقشفیق
واژهای چهارحرفی و نزدیک است، اما معنای برجسته آن «مهربان، دلسوز و با محبت» است. جزء «نصیحتگو» در آن به روشنیِ «مشفق» دیده نمیشود.
گزینه نزدیکناصح
چهار حرف دارد و به معنی «نصیحتکننده» است، اما بهتنهایی بر مهربانی و شفقت دلالت کافی ندارد. فقط نیمه دوم سرنخ را دقیق پوشش میدهد.
ناقص برای این سرنختفاوت «مشفق» و «شفیق»؛ دو واژهای که زیاد جابهجا میشوند
«مشفق» و «شفیق» از نظر صدا و فضای معنایی بسیار نزدیکاند و هر دو با مهربانی و دلسوزی ارتباط دارند. همین شباهت باعث میشود در حل جدول یکی به جای دیگری حدس زده شود. با این حال، وقتی خودِ سرنخ واژه «نصیحتگو» را هم دارد، «مشفق» انتخاب دقیقتری است.
پس اگر سرنخ فقط «مهربان و دلسوز» بود، «شفیق» هم میتوانست کاملاً محتمل باشد؛ اما در عبارت ترکیبی «مهربان و نصیحتگو»، وجود بخش دوم سرنخ کفه را به سود «مشفق» سنگین میکند.
تفاوت «مشفق» و «ناصح»
«ناصح» در فارسی ادبی و رسمی به معنی نصیحتکننده، پنددهنده و خیرخواه به کار میرود. این واژه برای سرنخهایی مانند «نصیحتکننده»، «پنددهنده» یا «اندرزگو» بسیار مناسب است. اما وقتی طراح جدول پیش از «نصیحتگو» صفت «مهربان» را هم آورده، به احتمال زیاد به واژهای نیاز دارد که این دو ویژگی را یکجا داشته باشد.
- ناصح: تمرکز اصلی بر پند و نصیحت است.
- شفیق: تمرکز اصلی بر مهر و دلسوزی است.
- مشفق: مهربانی، دلسوزی و خیرخواهیِ پندآمیز را کنار هم میآورد.
ریشه و خانواده معنایی واژه
«مشفق» واژهای عربی است که در فارسی نیز سابقه و کاربرد جاافتاده دارد. این واژه با حوزه معنایی «شفقت» و «اشفاق» پیوند دارد؛ حوزهای که در فارسی معمولاً مفاهیمی مانند مهربانی، دلسوزی، نگرانی خیرخواهانه برای حال دیگری و توجه به مصلحت او را تداعی میکند.
از همین خانواده معنایی، «شفقت» در فارسی امروز بسیار آشناست و «شفیق» نیز به معنی مهربان و دلسوز به کار میرود. شباهت این واژهها اتفاقی نیست؛ اما در کاربرد جدولی باید به تعریف دقیق سرنخ توجه کرد، نه فقط به همخانواده بودن یا شباهت ظاهری.
چطور از تقاطع حروف مطمئن شویم؟
اگر هنوز بین دو جواب مردد هستید، تقاطعها تعیینکنندهاند. «مشفق» الگوی حرفی م ـ ش ـ ف ـ ق دارد. بنابراین اگر از جوابهای عمودی یا افقی حروف دوم «ش»، سوم «ف» یا چهارم «ق» به دست آمده باشد، احتمال «مشفق» بسیار بالا میرود.
از طرف دیگر، «شفیق» الگوی ش ـ ف ـ ی ـ ق و «ناصح» الگوی ن ـ ا ـ ص ـ ح دارد. تفاوت این الگوها زیاد است و معمولاً با یک یا دو تقاطع درست، ابهام کاملاً از بین میرود.
اگر حرف اول «م» باشد: «مشفق» تقریباً انتخاب مستقیم است.
اگر چهار خانه دارید و حرف آخر «ق» است: «مشفق» و «شفیق» هر دو از نظر طول ممکناند، اما وجود «نصیحتگو» در سرنخ، «مشفق» را ترجیح میدهد.
اگر سرنخ فقط «نصیحتکننده» باشد: آن وقت «ناصح» باید جدیتر بررسی شود.
اشتباههای رایج هنگام وارد کردن جواب
کاربرد «مشفق» در جمله
برای درک بهتر معنی، کافی است واژه را در چند بافت طبیعی ببینیم. در جمله «او دوستی مشفق بود و همیشه از روی خیرخواهی تذکر میداد»، واژه هم دلسوزیِ دوست را نشان میدهد و هم نقش راهنمایانه او را. در عبارت «پدری مشفق»، محور بیشتر بر مهر و مراقبت است، اما همچنان حس توجه مسئولانه به خیر و صلاح فرزند وجود دارد.
این واژه امروز ممکن است کمی رسمیتر یا ادبیتر از «دلسوز» به گوش برسد، اما برای متنهای ادبی، رسمی، فرهنگی و بهویژه سرنخهای جدول کاملاً شناختهشده و مناسب است. همین فشردگی معنایی باعث شده یک کلمه چهارحرفی بتواند عبارت نسبتاً بلند «مهربان و نصیحتگو» را پوشش دهد.
اگر تعداد خانهها متفاوت بود چه؟
برای عنوان حاضر، پاسخ چهارحرفی «مشفق» است؛ با این حال در جدولهای دیگر ممکن است سرنخ مشابه با تعداد خانه متفاوت طراحی شود. در آن حالت باید مترادفهای طولانیتر مانند «دلسوز»، «خیرخواه»، «غمخوار» یا ترکیبهای دیگری را با تقاطعها سنجید. تعداد خانه همیشه یک قرینه مهم است، اما نباید باعث شود معنای دقیق سرنخ نادیده گرفته شود.
مثلاً «دلسوز» فقط پنج حرف دارد و بخش مهربانی را خوب منتقل میکند، اما «نصیحتگو» را صریح نمیرساند. «خیرخواه» نیز از نظر معنایی نزدیک است، ولی طول بیشتری دارد و باز هم تطابق آن با عبارت دقیقِ حاضر به اندازه «مشفق» نیست.
پرسشهای کوتاه درباره این جواب
مهربان و نصیحتگو در جدول چهار حرفی چیست؟
«مشفق»؛ چهار حرف به ترتیب م، ش، ف، ق.
آیا «شفیق» هم میتواند جواب باشد؟
برای سرنخهایی مثل «مهربان» یا «دلسوز» بله، اما برای عبارت کامل «مهربان و نصیحتگو»، «مشفق» دقیقتر است چون جنبه خیرخواهی و پنددهی را نیز بهتر پوشش میدهد.
فرق «ناصح» با «مشفق» چیست؟
«ناصح» مستقیماً نصیحتکننده است؛ «مشفق» علاوه بر خیرخواهی و راهنمایی، معنای مهربان و دلسوز را هم همراه دارد.
املای درست پاسخ چیست؟
«مشفق» با حرف «ق» در پایان. در جدول بدون حرکت نوشته میشود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!