برای سرنخ «ممانعت از پیشرفت کار» دقیقترین پاسخِ جدولی کارشکنی است. این انتخاب فقط از نظر معنایی نزدیک نیست؛ خودِ تعریف واژه مستقیماً به ایجاد مانع در پیشرفت کار اشاره میکند و از نظر نقش دستوری نیز با ساختِ اسمیِ سرنخ هماهنگ است.
چرا «کارشکنی» پاسخ درست است؟
عبارتِ سرنخ درباره «خودِ عملِ ممانعت» پرسش میکند، نه درباره شخصی که مانع میشود. «کارشکنی» نامِ همین رفتار یا فرایند است: کسی یا جریانی با ایجاد مانع، تأخیر، گره، اختلال یا دشواریِ عمدی نمیگذارد کار طبق مسیر عادی خود پیش برود. به همین دلیل، از میان واژههای نزدیک، «کارشکنی» هم از نظر معنی و هم از نظر صورتِ دستوری مستقیمترین تطبیق را دارد.
در کاربرد روزمره نیز این واژه معمولاً زمانی به کار میرود که مانعسازی صرفاً یک مشکل اتفاقی نباشد، بلکه نوعی دخالت یا رفتار بازدارنده در روند کار تلقی شود؛ مثلاً کارشکنی در اجرای یک تصمیم، کارشکنی در روند اداری یا کارشکنی در پیشبرد یک پروژه.
شمارش دقیق حروف «کارشکنی»
اگر خانههای جدول هفتتایی باشد، واژه دقیقاً در آن مینشیند. حروف آن به ترتیب چنیناند:
تفاوت «کارشکنی» با «کارشکن»
کارشکنی
۷ حرف و نامِ رفتار یا عمل است. اگر سرنخهایی مانند «ممانعت از پیشرفت کار»، «ایجاد مانع در کار» یا «اخلال عمدی در پیشبرد امور» ببینید، این صورت مناسبتر است.
کارشکن
۶ حرف و صفت یا اسم برای «کسی یا چیزی که مانع پیشرفت کار میشود» است. بنابراین اگر سرنخ به «فردِ مانعشونده» یا «عاملِ ایجاد اختلال» اشاره کند، این گزینه محتملتر میشود.
این تمایز از دامهای رایج در جدول است: سرنخ اسمیِ مربوط به یک رفتار، پسوند «ـی» میخواهد، اما وقتی سرنخ خودِ عامل را توصیف میکند، «کارشکن» طبیعیتر است. پس فقط شباهت ظاهری واژهها کافی نیست؛ باید دید سؤال درباره «چه کاری؟» است یا «چه کسی/چه چیزی؟».
گزینههای نزدیک؛ کدامیک واقعاً میتواند جایگزین شود؟
چند واژه از نظر معنایی به این سرنخ نزدیکاند، اما همه به یک اندازه دقیق نیستند. در جدول، تعداد خانهها و حرفهای تقاطعی تعیین میکنند آیا باید سراغ هممعنی کوتاهتر یا تعبیر دیگری رفت.
-
کارشکنی۷ حرفبهترین تطبیقهم از نظر تعریف و هم از نظر نقش دستوری دقیقاً با «ممانعت از پیشرفت کار» جور است. اگر تعداد خانهها هفت باشد، این گزینه بر دیگر پاسخها برتری روشن دارد.
-
اخلال۵ حرفواژهای نزدیک است و میتواند به برهمزدن نظم یا اختلال در روند امور اشاره کند، اما دامنه معنایی آن گستردهتر از «ممانعت از پیشرفت کار» است. برای جدول پنجخانهای ممکن است جوابِ سازنده جدول باشد، ولی برای این سرنخِ دقیق، «کارشکنی» روشنتر است.
-
سبوتاژ / سابوتاژ۶ یا ۷ حرف بسته به املاوامواژهدر فارسی برای خرابکاری یا کارشکنی عمدی به کار میرود، اما شدت و زمینه آن میتواند از «کارشکنی» بیشتر و به خرابکاری سازمانیافته نزدیکتر باشد. ضمن آنکه دو املای رایج «سبوتاژ» و «سابوتاژ» تعداد حروف متفاوتی میدهند و برای جدول باید با تقاطعها سنجیده شوند.
-
مانعتراشی۹ حرفاز نظر معنی نزدیک و در زبان امروز طبیعی است، اما با حذف نیمفاصله، ۹ حرف اصلی دارد. بنابراین جایگزینی بلندتر است و در جدول هفتخانهای نمیگنجد.
-
اشکالتراشی۱۰ حرفمعنایی نزدیک به ایجاد دشواری، ایرادگیری یا مانعسازی دارد، اما دقیقاً همطول نیست و بسته به بافت ممکن است بیشتر رنگِ «ایراد گرفتن و مشکل درست کردن» داشته باشد تا ممانعت مستقیم از پیشرفت کار.
املای درست: «کارشکنی» یا «کار شکنی»؟
در پاسخ جدولی، صورتِ معیار و رایج کارشکنی به شکل پیوسته است. جدا نوشتن آن به صورت «کار شکنی» برای درج در خانههای جدول ضرورتی ندارد و در مدخل واژه نیز شکل پیوسته شناختهشدهتر است. بنابراین هنگام تطبیق با حروف متقاطع، آن را یک واژه واحد در نظر بگیرید.
معنای واژه در جمله
«کارشکنی» معمولاً بار معنایی منفی دارد و از مانعی سخن میگوید که روند طبیعی کار را کند، دشوار یا متوقف میکند. چند نمونه برای روشن شدن کاربرد:
در هر سه نمونه، محور معنی «اختلال در پیشرفت کار» است. همین هسته معنایی باعث میشود واژه برای سرنخ مورد نظر مناسب باشد.
اگر حروف تقاطعی با «کارشکنی» جور نشد چه کنیم؟
در جدول متقاطع ممکن است تعریف درست باشد ولی تعداد خانهها یا یک حرفِ تقاطعی، گزینه دیگری را تحمیل کند. در این حالت بهتر است پاسخهای نزدیک را بر اساس طول و نقش دستوری مرتب بررسی کنید:
- ۵ خانه: «اخلال» میتواند گزینهای نزدیک باشد، بهخصوص اگر سرنخ کوتاه و کلی نوشته شده باشد.
- ۶ خانه: «کارشکن» فقط زمانی درست است که سرنخ به عامل یا شخص اشاره کند؛ «سبوتاژ» نیز در بعضی جدولها ممکن است دیده شود.
- ۷ خانه: برای عبارت «ممانعت از پیشرفت کار»، «کارشکنی» انتخاب بسیار قوی است. «سابوتاژ» نیز هفت حرف دارد اما از نظر معنا و سبک واژه، گزینه دوم است.
- ۹ خانه: «مانعتراشی» از نظر مفهوم نزدیک است و میتواند در سرنخهایی با تعبیر آزادتر ظاهر شود.
- ۱۰ خانه: «اشکالتراشی» ممکن است مناسب باشد، مخصوصاً اگر سرنخ بر ایجاد دشواری یا ایرادگیری تأکید داشته باشد.
اگر جدول دقیقاً هفت خانه دارد و تقاطعها با الگوی «ک ا ر ش ک ن ی» سازگارند، دلیل جدی برای کنار گذاشتن «کارشکنی» وجود ندارد.
تفاوت معنایی با «خرابکاری»
«کارشکنی» و «خرابکاری» گاهی در متنها نزدیک به هم به نظر میرسند، اما یکی نیستند. کارشکنی لزوماً به تخریب فیزیکی یا آسیب مستقیم اشاره ندارد؛ ممکن است با تأخیر انداختن، جلوگیری، ایجاد مانع اداری، برهم زدن هماهنگی یا پیچیده کردن مسیر انجام کار رخ دهد. «خرابکاری» معمولاً تصویری شدیدتر از آسیبزدن یا تخریب عمدی میسازد.
به همین دلیل، وقتی خودِ سرنخ فقط «ممانعت از پیشرفت کار» را بیان میکند و اشارهای به تخریب ندارد، «کارشکنی» دقیقتر و خنثیتر از نظر شدتِ عمل است.
نشانههای سریع برای تشخیص پاسخ
عبارت «ممانعت از...» یک کنش یا رفتار را تعریف میکند؛ پس «کارشکنی» مناسبتر از «کارشکن» است.
معنای اصلی واژه دقیقاً حول ایجاد مانع در پیشرفت کار میچرخد، نه صرفاً تأخیر یا بینظمی.
ک ا ر ش ک ن ی، هفت حرف؛ این شمارش را میتوان بیابهام با خانههای جدول تطبیق داد.
صورت پیوسته «کارشکنی» برای وارد کردن در جدول مناسب و بدون نیاز به فاصله یا نشانه اضافی است.
برای «ممانعت از پیشرفت کار در جدول»، پاسخ اصلی کارشکنی است؛ واژهای ۷ حرفی با املای پیوسته. «کارشکن» ۶ حرف دارد و به عاملِ مانعشونده اشاره میکند، در حالی که «اخلال»، «سبوتاژ/سابوتاژ» و «مانعتراشی» فقط در صورت تفاوت تعداد خانهها یا قرائن تقاطعی میتوانند گزینههای جایگزین باشند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!