پرش به محتوای اصلی

مستنطق در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ «مستنطق» در جدول: بازپرس — این معادل، دقیق‌ترین و رایج‌ترین پاسخ برای این سرنخ است.

اگر در جدول با سرنخ «مستنطق» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ نخست و استانداردی که باید امتحان کنید بازپرس است. «مستنطق» واژه‌ای قدیمی‌تر و عربی‌اصل در زبان حقوقی فارسی است و در کاربرد قضایی به کسی گفته می‌شد که وظیفه تحقیق، پرسش از متهم و بررسی مقدماتی موضوع اتهام را بر عهده دارد. در فارسی حقوقی امروز، «بازپرس» جایگزین شناخته‌شده و روشن آن است. با این حال، در بعضی جدول‌ها ممکن است با توجه به تعداد خانه‌ها پاسخ‌های نزدیک‌تری مانند «بازجو» نیز مطرح شوند؛ بنابراین تشخیص تعداد حروف اهمیت زیادی دارد.

پاسخ دقیق سرنخ «مستنطق» چیست؟

پاسخ پیشنهادی اصلی
بازپرس
۶ حرف

از نظر معنایی، تاریخی و حقوقی، «بازپرس» دقیق‌ترین معادل فارسی برای «مستنطق» است. این برابری فقط بر پایه شباهت کلی دو واژه نیست؛ «مستنطق» در متون حقوقی قدیمی ایران برای همان مقام تحقیق قضایی به کار می‌رفت که بعدها نام فارسی «بازپرس» برای آن رایج شد. به همین دلیل، وقتی طراح جدول تنها واژه «مستنطق» را به‌عنوان سرنخ می‌آورد و نشانه دیگری ارائه نمی‌دهد، احتمال «بازپرس» از گزینه‌هایی مانند «بازجو» یا «پرسشگر» بیشتر است.

نکته مهمی که هنگام حل جدول باید به آن توجه کرد تعداد واقعی حروف است. «بازپرس» از شش حرف تشکیل شده است:

بازپرس
اگر جای پاسخ در جدول ۶ خانه دارد، «بازپرس» تقریباً بدون ابهام بهترین انتخاب است. در شمارش حروف فارسی، هر یک از حروف «ب، ا، ز، پ، ر، س» یک خانه را می‌گیرد.

«مستنطق» یعنی چه؟

«مستنطق» در معنای مرتبط با این سرنخ، کسی است که از دیگری توضیح و پاسخ می‌خواهد و او را مورد پرسش و تحقیق قرار می‌دهد. این معنا در بافت قضایی تخصصی‌تر می‌شود: مستنطق مقام یا شخصی است که درباره اتهام، واقعه و دلایل مربوط به یک پرونده تحقیق می‌کند و از متهم، شاهد یا افراد مطلع پرسش‌هایی می‌پرسد.

خود واژه با «استنطاق» ارتباط مستقیم دارد. «استنطاق» در کاربرد فارسی قدیمی و حقوقی به معنی به سخن آوردن، پرسش کردن و تحقیق از شخص، به‌ویژه در جریان رسیدگی کیفری، به کار رفته است. بنابراین رابطه معنایی ساده‌ای میان این واژه‌ها وجود دارد: استنطاق عمل پرسش و تحقیق است و مستنطق انجام‌دهنده آن. در نظام واژگانی امروز ایران، برای مقام قضایی مورد نظر معمولاً از عنوان بازپرس استفاده می‌شود.

برای حل جدول: معنای عمومی «پرسش‌کننده» را از معنای اصطلاحی قضایی جدا کنید. چون «مستنطق» در جدول‌های فارسی معمولاً با معنای حقوقی و تاریخی خود مطرح می‌شود، «بازپرس» از «پرسشگر» دقیق‌تر است.

املای درست «مستنطق» و دام املایی آن

املای صحیح واژه مستنطق است و بخش پایانی آن با حرف «ط» نوشته می‌شود. تلفظ معیار آن را می‌توان به صورت «مُستَنطِق» نشان داد. یکی از خطاهای قابل‌تصور، نوشتن واژه با «ت» در بخش پایانی، مانند «مستنتق»، است؛ این شکل املایی درست نیست.

✓ درست: مستنطق✕ نادرست: مستنتق

خود «مستنطق» شش حرف دارد: م، س، ت، ن، ط، ق. البته تعداد حروف سرنخ الزاماً ارتباطی با تعداد خانه‌های پاسخ ندارد؛ چیزی که برای حل جدول باید بشمارید حروف کلمه جواب، یعنی «بازپرس»، است.

مستنطق با «استنطاق» یکی نیست

«مستنطق» نام شخص یا وصف انجام‌دهنده عمل است، اما «استنطاق» نام عمل است. اگر سرنخ جدول «بازجویی و پرسش از متهم» یا عبارتی درباره خود فرایند باشد، ممکن است «استنطاق» مطرح شود؛ ولی وقتی خود سرنخ «مستنطق» است، پاسخ باید نام یا عنوان شخص باشد و «بازپرس» دقیقاً همین نقش را دارد.

بازپرس چند حرف است؟

بازپرس ۶ حرف دارد، نه ۵ حرف. این نکته در جدول اهمیت عملی زیادی دارد، زیرا یک شمارش اشتباه می‌تواند شما را به سمت پاسخ دیگری ببرد. شکل «بازپرس» هیچ نیم‌فاصله، فاصله یا حرف مرکبی ندارد و هر شش نویسه اصلی آن یک خانه مستقل جدول را پر می‌کنند.

بازپرس۶ حرف — پاسخ اصلی و دقیق
بازجو۵ حرف — گزینه نزدیک در برخی جدول‌ها
پرسشگر۶ حرف — از نظر عمومی نزدیک، اما حقوقی ضعیف‌تر

بنابراین اگر در جدولی برای پاسخ «مستنطق» شش خانه دارید، هم معنای واژه و هم تعداد خانه‌ها با «بازپرس» هماهنگ است. اگر پنج خانه وجود داشته باشد، آن وقت «بازجو» به‌عنوان پاسخ جایگزین جدی‌تر می‌شود، هرچند از نظر عنوان حقوقی دقیقاً هم‌ارز بازپرس نیست.

آیا «بازجو» هم می‌تواند پاسخ مستنطق باشد؟

«بازجو» از نظر معنای عمومی به «مستنطق» نزدیک است، زیرا بازجو نیز از افراد سؤال می‌کند و در پی به‌دست آوردن اطلاعات است. در فرهنگ واژگان نیز این دو واژه می‌توانند در برخی بافت‌ها به یکدیگر نزدیک شوند. با این حال، برای سرنخی که زمینه حقوقی یا واژگانی سنتی دارد، «بازپرس» تطابق دقیق‌تری نشان می‌دهد.

بازپرس۶ حرف

معادل دقیق‌ترِ عنوان قضایی «مستنطق»؛ گزینه اصلی برای جدول.

بازجو۵ حرف

از نظر عمل پرسش و بازجویی نزدیک است، اما الزاماً همان منصب قضایی را نمی‌رساند.

پرسشگر۶ حرف

معنایی عمومی دارد و هر کسی را که سؤال می‌کند دربر می‌گیرد؛ برای معنای حقوقی مستنطق تخصصی نیست.

استنطاق‌کنندهعبارت توضیحی

از نظر ساخت معنایی قابل فهم است، اما پاسخ رایج و خوش‌ساختی برای جدول فارسی محسوب نمی‌شود.

در نتیجه، وجود مترادف‌های نزدیک نباید باعث شود همه آن‌ها را هم‌ارز کامل بدانیم. «بازجو» بیشتر بر انجام بازجویی تأکید دارد، در حالی که «بازپرس» عنوان قضایی مشخص‌تری است و افزون بر پرسش از متهم، با تحقیقات مقدماتی پرونده نیز پیوند دارد.

تفاوت «مستنطق» با دادستان و دادیار

یکی از دام‌های معنایی این سرنخ، رفتن به سمت دیگر عنوان‌های قضایی است. چون همه این واژه‌ها در فضای دادسرا و پرونده کیفری دیده می‌شوند، ممکن است در نگاه اول مشابه به نظر برسند؛ اما برای جدول، تفاوت عنوان‌ها تعیین‌کننده است.

مستنطق و بازپرس

این دو در کاربرد مورد بحث، معادل مستقیم یکدیگرند. «مستنطق» نام قدیمی‌تر و «بازپرس» عنوان فارسی جاافتاده‌تر و امروزی‌تر است. در متون قدیمی آیین دادرسی حتی واژه «مستنطق» به صورت عنوان رسمی مقام تحقیق دیده می‌شود و بعدها «بازپرس» جای آن را گرفته است.

مستنطق و دادستان

«دادستان» پاسخ مناسبی برای این سرنخ نیست. دادستان مقام دیگری در ساختار دادسراست و عنوان او را نباید صرفاً به دلیل حضور در فرایند کیفری، مترادف مستنطق دانست. اگر طراح جدول «مستنطق» نوشته باشد، تبدیل مستقیم آن به «بازپرس» بسیار طبیعی‌تر و از نظر واژگانی مستندتر است.

مستنطق و دادیار

«دادیار» نیز یک عنوان قضایی جداگانه است. هرچند دادیار و بازپرس ممکن است هر دو در امور دادسرا و تحقیقات کیفری نقش داشته باشند، این شباهت موجب مترادف بودن نام آن‌ها نمی‌شود. از این رو «دادیار» برای پاسخ دادن به سرنخ «مستنطق» انتخاب مناسبی نیست.

در جدول، «هم‌حوزه بودن» دو واژه دلیل مترادف بودن آن‌ها نیست. دادستان، دادیار، قاضی و بازپرس همگی واژه‌های حقوقی‌اند، اما پاسخ مستقیم «مستنطق» در معنای مورد نظر، «بازپرس» است.

چرا در متن‌های قدیمی بیشتر «مستنطق» دیده می‌شود؟

زبان اداری و قضایی فارسی در دوره‌های مختلف تغییر کرده است. بسیاری از اصطلاحاتی که زمانی در قوانین و نوشته‌های رسمی رایج بودند، بعدها با برابرهای فارسی‌تر یا اصطلاحات تازه جایگزین شدند. «مستنطق» نمونه روشنی از همین تغییر واژگانی است. در نوشته‌های حقوقی قدیمی، این کلمه به‌عنوان عنوان مقام تحقیق دیده می‌شد، در حالی که «بازپرس» در زبان حقوقی جدید ایران عنوان شناخته‌شده‌تری است.

این پیشینه برای حل جدول مهم است، زیرا طراحان جدول اغلب از واژگان ادبی، قدیمی، عربی یا اصطلاحات کم‌کاربرد به‌عنوان سرنخ استفاده می‌کنند و از حل‌کننده انتظار دارند برابر فارسی یا امروزی آن را پیدا کند. بنابراین سرنخ «مستنطق» دقیقاً از آن دسته سؤال‌هایی است که دانستن شکل قدیمی و جدید یک عنوان، حل آن را ساده می‌کند.

اگر «مستنطق» را در یک متن تاریخی ببینید، نباید تصور کنید لزوماً درباره شغلی کاملاً متفاوت از بازپرس امروزی صحبت می‌شود؛ در بافت قضایی ایران، این واژه سابقه کاربرد برای همان مقام تحقیق را دارد.

اگر تعداد خانه‌های جدول با «بازپرس» جور نبود چه کنیم؟

اولین کار، دوباره شمردن خانه‌ها و حروف متقاطع است. «بازپرس» شش حرف و «بازجو» پنج حرف دارد. اشتباه در شمارش این دو پاسخ می‌تواند نتیجه را کاملاً تغییر دهد. همچنین باید بررسی کنید آیا بخشی از کلمه از جواب‌های عمودی یا افقی دیگر قطعی شده است یا نه.

  • اگر پاسخ ۶ خانه دارد و حروف تقاطعی با آن سازگارند، «بازپرس» انتخاب اصلی است.
  • اگر پاسخ ۵ خانه دارد، «بازجو» می‌تواند گزینه‌ای محتمل باشد.
  • اگر پاسخ ۶ خانه است اما الگوی حروف با «بازپرس» سازگار نیست، «پرسشگر» از نظر تعداد حروف قابل بررسی است، ولی از نظر معنای حقوقی در رتبه بعدی قرار می‌گیرد.
  • اگر سرنخ همراه با قیدهایی مانند «مقام قضایی»، «در دادسرا» یا «قدیم» آمده باشد، احتمال «بازپرس» بسیار بیشتر می‌شود.

در جدول‌های استاندارد، پاسخ باید هم‌زمان سه آزمون را پشت سر بگذارد: معنای سرنخ، تعداد خانه‌ها و حروفی که از کلمات متقاطع به دست آمده‌اند. در این مورد، «بازپرس» از نظر معنا قوی‌ترین گزینه است و شش‌حرفی بودن آن نیز معیار خوبی برای تأیید نهایی فراهم می‌کند.

چند نکته کوتاه برای تشخیص سریع پاسخ

اگر سرنخ فقط «مستنطق» است

ابتدا «بازپرس» را امتحان کنید؛ این همان پاسخ معمول و دقیق است.

اگر پنج خانه دارید

«بازجو» را بررسی کنید و آن را با حروف متقاطع بسنجید.

اگر واژه‌ای عمومی خواسته شده

«پرسشگر» از نظر لغوی نزدیک است، اما نسبت به «بازپرس» معنای قضایی کمتری دارد.

اگر «دادستان» به ذهن‌تان رسید

آن را کنار بگذارید؛ عنوان و وظیفه آن با مستنطق یکی نیست.

نمونه کاربرد واژه برای درک بهتر

برای فهم تفاوت معنایی، تصور کنید در یک متن حقوقی قدیمی نوشته شده است که «مستنطق از متهم تحقیق کرد». در فارسی امروزی، بدون تغییر اساسی در مفهوم مقام قضایی، می‌توان گفت «بازپرس از متهم تحقیق کرد». اما اگر بگوییم «پرسشگر از متهم تحقیق کرد»، جمله از نظر زبان عمومی قابل فهم است ولی عنوان رسمی و حقوقی شخص را از دست می‌دهد.

همین تفاوت ظریف توضیح می‌دهد که چرا در یک فرهنگ مترادف ممکن است چند واژه کنار هم قرار بگیرند، اما در جدول تنها یکی از آن‌ها بهترین پاسخ باشد. جدول معمولاً کوتاه‌ترین تعریف دقیق را می‌خواهد، نه هر کلمه‌ای که در یک بخش از معنا با سرنخ هم‌پوشانی داشته باشد.

جمع‌بندی خودِ سرنخ، بدون گزینه‌های اضافی

برای سرنخ «مستنطق»، پاسخ استاندارد بازپرس است. «مستنطق» در کاربرد حقوقی قدیمی به مقام تحقیق‌کننده در پرونده کیفری گفته می‌شده و «بازپرس» برابر فارسی جاافتاده آن است. «بازپرس» شش حرف دارد؛ بنابراین اگر جدول شش خانه برای پاسخ در نظر گرفته باشد، انتخاب شما هم از نظر معنا و هم از نظر تعداد حروف تأیید می‌شود.

«بازجو» با پنج حرف نزدیک‌ترین جایگزین رایج است، ولی بیشتر بر عمل بازجویی دلالت می‌کند و از نظر عنوان قضایی به دقت «بازپرس» نیست. «پرسشگر» نیز معنای عام‌تری دارد. «دادستان» و «دادیار» با وجود ارتباط با حوزه قضایی، مترادف مستنطق نیستند.

پاسخ نهایی پیشنهادی: مستنطق = بازپرس؛ تعداد حروف پاسخ: ۶.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.