پرش به محتوای اصلی

مزه دهان جمع کن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: گس — مزه‌ای که دهان را جمع می‌کند.

برای سرنخ «مزه دهان جمع کن» در جدول، دقیق‌ترین پاسخ گس است. این واژه هم از نظر معنی با تعریف سرنخ کاملاً جور درمی‌آید و هم یک پاسخ کوتاه و رایجِ جدولی است. «گس» همان کیفیتی از مزه و حس دهانی است که بعد از خوردن بعضی میوه‌های نارس، به‌ویژه خرمالوی نارس، یا مواد پرتانن احساس می‌شود و دهان را خشک، زبر و جمع‌شده نشان می‌دهد.

پاسخ جدولگس
تعداد حروف۲ حرف
خوانش رایجگَس

چرا «گس» پاسخ درست این سرنخ است؟

در فارسی، صفت «گس» برای مزه‌ای به کار می‌رود که حالت جمع‌شدگی و گرفتگی در دهان ایجاد می‌کند. این تعریف تقریباً همان چیزی است که طراح جدول در عبارت «مزه دهان جمع کن» به شکل کوتاه و محاوره‌ای بیان کرده است. نمونه آشنای آن خرمالویی است که هنوز کاملاً نرسیده: ممکن است شیرینی کمی هم داشته باشد، اما هم‌زمان روی زبان و مخاط دهان حسی خشک، زبر و منقبض باقی بگذارد. این همان گسی است.

نکته مهم این است که «گس» فقط نام یک مزه به معنای ساده و روزمره نیست؛ در توصیف حسی خوراکی‌ها، بیشتر به کیفیتی اشاره می‌کند که علاوه بر مزه، بافت و احساس داخل دهان را هم درگیر می‌کند. به همین دلیل تعبیر «دهان جمع کن» برای رساندن مفهوم آن بسیار طبیعی است.

نشانه سریع برای حل: اگر در سرنخ از «جمع شدن دهان»، «مزه میوه نارس»، «خرمالوی نارس»، «قابض» یا «مزه‌ای که دهان را می‌بندد» صحبت شده و پاسخ دو خانه دارد، «گس» تقریباً همیشه گزینه نخست است.

املای درست و تعداد حروف «گس»

املای استاندارد پاسخ بسیار ساده است: گس. این کلمه از دو حرف «گ» و «س» ساخته می‌شود و هیچ نیم‌فاصله، همزه یا حرف اضافه‌ای ندارد. در جدول کلمات متقاطع نیز همان شکل دوحرفی نوشته می‌شود.

گ
+
س

صورت «گسی» واژه‌ای مرتبط است، اما پاسخ این سرنخ نیست؛ «گسی» نام حالت یا کیفیت گس بودن است و یک «ی» اضافه دارد. عبارت «طعم گس» نیز از نظر معنایی درست است، ولی وقتی جدول تنها خودِ مزه را می‌خواهد، صورت فشرده و استاندارد همان «گس» است.

گس دقیقاً چه حسی در دهان ایجاد می‌کند؟

حس گسی را معمولاً با واژه‌هایی مانند خشکی، زبری، کشیدگی، سفت‌شدن یا جمع‌شدن بافت‌های دهان توصیف می‌کنند. وقتی یک خوراکی گس می‌خورید، زبان و سطح داخلی گونه‌ها برای لحظاتی لغزندگی معمول خود را کمتر نشان می‌دهند و انگار دهان «جمع» می‌شود. همین تجربه حسی دلیل شکل‌گیری سرنخ‌هایی مانند «دهان جمع کن» در جدول است.

در بسیاری از خوراکی‌ها، ترکیباتی از خانواده تانن‌ها نقش اصلی در ایجاد این حس دارند. تانن‌ها می‌توانند با پروتئین‌های موجود در بزاق برهم‌کنش داشته باشند و از روانی و لغزندگی طبیعی سطح دهان بکاهند. نتیجه، احساس خشکی و اصطکاک بیشتر است؛ چیزی که ما در زبان روزمره آن را «گس شدن دهان» می‌نامیم. بنابراین «گس» فقط یک حدس لغوی مناسب نیست، بلکه توصیف دقیقی از تجربه‌ای واقعی و شناخته‌شده در دهان است.

نمونه‌های آشنا از مزه گس

برای به خاطر سپردن پاسخ، بهتر است «گس» را به چند تجربه خوراکی روشن وصل کنیم. گسی در مواد مختلف شدت یکسانی ندارد، اما الگوی حسی مشترک آن همان خشکی و جمع‌شدگی دهان است.

خرمالوی نارس: یکی از واضح‌ترین مثال‌ها؛ گسی آن می‌تواند حتی پس از بلعیدن برای مدتی در دهان بماند.
چای بسیار پررنگ: دم‌کشیدن طولانی یا غلظت بالا می‌تواند حس قابض و خشک‌کننده را برجسته کند.
پوست انار و بعضی بخش‌های میوه: می‌تواند کیفیتی گس و جمع‌کننده داشته باشد.
برخی میوه‌های کال: پیش از رسیدن کامل، مقدار و وضعیت ترکیبات گس‌کننده در آن‌ها محسوس‌تر است.

گس با «ترش» فرق دارد

مهم‌ترین دام این سرنخ، پاسخ «ترش» است. ترشی و گسی ممکن است در بعضی میوه‌ها هم‌زمان وجود داشته باشند، اما یک چیز نیستند. ترشی معمولاً با اسیدیته و تحریک مزه ترش شناخته می‌شود؛ حسی تیز که می‌تواند بزاق را بیشتر کند. در مقابل، گسی با خشکی، زبری و جمع‌شدن فضای دهان شناخته می‌شود.

گسخشک و جمع‌کننده

نشانه اصلی: کاهش حس لغزندگی، زبری و حالت انقباضی در دهان. مثال روشن: خرمالوی نارس.

ترشاسیدی و تیز

نشانه اصلی: تیزی اسیدی و تحریک مزه ترش؛ لزوماً حس خشکی و جمع‌شدگی ایجاد نمی‌کند.

پس اگر طراح جدول مستقیماً بر «جمع کردن دهان» تأکید کرده، «گس» از نظر معنایی دقیق‌تر از «ترش» است. از نظر تعداد حروف هم تفاوت روشن است: «گس» دو حرف دارد، در حالی که «ترش» سه حرفی است.

آیا «تلخ» می‌تواند جواب باشد؟

«تلخ» هم از گزینه‌هایی است که ممکن است در نگاه اول به ذهن برسد، چون برخی مواد گس، تلخی هم دارند. با این حال تلخی یک کیفیت چشایی متفاوت است و الزاماً دهان را جمع نمی‌کند. قهوه یا بعضی داروها ممکن است تلخ باشند، اما آن حس خشک و قابضِ خرمالوی نارس را ایجاد نکنند. بنابراین برای سرنخی که محور آن «دهان جمع کن» است، گس انتخاب دقیق‌تری است.

«دبش» چطور؟ مترادف است یا پاسخ جایگزین؟

در برخی فرهنگ‌های فارسی «دبش» به عنوان واژه‌ای نزدیک یا مترادف برای «گس» آمده است. با این حال در کاربرد امروزی، «دبش» دامنه معنایی و کاربردهای متفاوتی هم پیدا کرده و برای یک سرنخ دوحرفی اصلاً از نظر تعداد خانه‌ها مناسب نیست. اگر جدول چهار خانه داشته باشد و قرائن دیگری نیز وجود داشته باشد، ممکن است «دبش» ارزش بررسی داشته باشد؛ اما برای عبارت دقیق «مزه دهان جمع کن» و به‌ویژه پاسخ دوحرفی، «گس» روشن‌تر و متعارف‌تر است.

«قابض» چرا پاسخ اصلی نیست؟

واژه «قابض» از نظر توصیفی بسیار نزدیک است. در متن‌های علمی و پزشکی، «قابض» می‌تواند چیزی را توصیف کند که بافت را منقبض یا حس دهان را جمع می‌کند؛ معادل انگلیسی astringent نیز در همین میدان معنایی قرار دارد. اما «قابض» چهار حرف دارد و در فارسی روزمره بیشتر یک صفت توصیفی یا اصطلاح تخصصی است، نه نام کوتاه و معمول این مزه در جدول. طراحان جدول برای چنین سرنخی معمولاً شکل ساده‌تر و دقیق‌تر گس را می‌خواهند.

چرا خرمالوی نارس مثال کلاسیک «گس» است؟

خرمالو مثال خوبی است چون تفاوت میان «شیرینی» و «گسی» را به‌خوبی نشان می‌دهد. یک میوه می‌تواند از نظر قند و مزه زمینه‌ای تا حدی شیرین باشد، اما هنوز آن‌قدر گس باشد که خوردنش خوشایند نباشد. در ارقام گس خرمالو، تانن‌های محلول در مرحله نارس یا پیش از رفع گسی بیشتر در ایجاد حس قابض نقش دارند. با رسیدن میوه یا فرایندهای رفع گسی، این اثر می‌تواند کاهش پیدا کند.

این مثال کمک می‌کند سرنخ را اشتباه تفسیر نکنیم: «دهان جمع کن» الزاماً چیزی بسیار ترش یا تلخ نیست. حتی یک میوه نسبتاً شیرین هم می‌تواند گس باشد، چون گسی بیش از آنکه فقط یک مزه پایه باشد، یک احساس دهانی ویژه است.

اگر تعداد خانه‌های جدول مشخص باشد

در حل جدول، تعداد خانه‌ها همیشه قرینه مهمی است. برای این سرنخ، اگر دو خانه دارید، انطباق «گس» تقریباً کامل است:

  • گ در خانه اول قرار می‌گیرد.
  • س در خانه دوم قرار می‌گیرد.
  • کلمه حاصل هم از نظر لغوی و هم از نظر معنای سرنخ درست است.

اگر جدول تعداد دیگری از خانه‌ها داشته باشد، بهتر است تقاطع حروف را دوباره بررسی کنید؛ ممکن است سرنخ یا شماره‌گذاری متفاوتی در کار باشد. با این حال برای عنوان «مزه دهان جمع کن» پاسخ مستقل و شناخته‌شده همان «گس» است.

چند سرنخ مشابه که به «گس» می‌رسند

طراحان جدول یک مفهوم را با عبارت‌های گوناگون بیان می‌کنند. اگر یکی از صورت‌های زیر را دیدید، «گس» را جدی بررسی کنید:

  • مزه خرمالوی نارس
  • مزه دهان‌بند
  • طعمی که دهان را جمع می‌کند
  • مزه میوه کال
  • طعم قابض
  • مزه پوست انار

البته در هر جدول، حروف متقاطع و تعداد خانه‌ها داور نهایی هستند؛ اما این سرنخ‌ها از نظر معنایی همگی در محدوده «گس» قرار می‌گیرند.

کاربرد «گس» در جمله

شناخت کاربرد واقعی واژه، هم معنی آن را تثبیت می‌کند و هم احتمال خطای املایی در جدول را کم می‌کند:

این خرمالو هنوز نرسیده و مزه‌اش گس است.
چای خیلی پررنگ، دهان را کمی گس می‌کند.
بعضی میوه‌های کال پیش از رسیدن کامل، طعمی گس دارند.

جمع‌بندی خودِ سرنخ، بدون حاشیه

عبارت «مزه دهان جمع کن» یک تعریف کوتاه برای مزه یا حس گس است. «گس» دو حرف دارد، به صورت «گَس» خوانده می‌شود و از نظر کاربرد فارسی دقیقاً به کیفیتی اشاره می‌کند که دهان را خشک، زبر و جمع‌شده می‌کند. «ترش» و «تلخ» کیفیت‌های متفاوتی هستند و «دبش» یا «قابض» با اینکه از نظر معنایی نزدیک‌اند، برای پاسخ دوحرفی این سرنخ مناسب‌تر از «گس» نیستند.

جواب نهایی جدول: گس — ۲ حرف: «گ» + «س».

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.