پرش به محتوای اصلی

مرتجع لاستیکی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ «مرتجع لاستیکی» در جدول: کش — واژه‌ای دوحرفی برای جسم لاستیکیِ ارتجاع‌پذیر.

اگر در جدول با سرنخ «مرتجع لاستیکی» روبه‌رو شده‌اید، پاسخ اصلی و دقیق «کش» است. ترکیب سرنخ عمداً کوتاه و فشرده نوشته شده: «مرتجع» اینجا به معنای دارای حالت بازگشت و انعطاف است و «لاستیکی» مشخص می‌کند که منظور یک شیء یا نوار لاستیکی است، نه معنای سیاسیِ واژه «مرتجع».

کِش نام رایج نوار یا حلقه‌ای لاستیکی و ارتجاع‌پذیر که با کشیدن بلندتر می‌شود و پس از رها شدن، تا حد زیادی به شکل نخست برمی‌گردد.
پاسخ استاندارد: کش تعداد حروف: ۲ تلفظ: کِش نقش در این سرنخ: اسم

چرا «کش» دقیق‌ترین پاسخ است؟

در کاربرد روزمره فارسی، «کش» دقیقاً به چیزی گفته می‌شود که از لاستیک یا رشته‌های لاستیکی ساخته شده و خاصیت کش‌آمدن دارد. هسته معنایی سرنخ هم همین ویژگی است: جسمی که با وارد شدن نیرو تغییر طول می‌دهد و پس از برداشته شدن نیرو میل دارد به وضعیت قبلی بازگردد. بنابراین دو جزء «مرتجع» و «لاستیکی» به‌صورت هم‌زمان روی واژه «کش» می‌نشینند.

از طرف دیگر، این پاسخ در فرهنگ جدول نیز جاافتاده است. سرنخ‌هایی مانند «مرتجع لاستیکی»، «نوار لاستیکی» یا در بعضی جدول‌ها فقط «مرتجع» ممکن است به «کش» اشاره کنند؛ البته در سرنخ‌های کوتاه همیشه تعداد خانه‌ها و حروف متقاطع تعیین‌کننده‌اند. در این مورد، چون ترکیب «لاستیکی» صراحت دارد، «کش» از گزینه‌های کلی‌تری مثل «ارتجاعی» یا «کشسان» طبیعی‌تر است.

نکته معنایی: «مرتجع» در این عبارت به معنی «واپس‌گرا» یا «کهنه‌گرا» نیست. حضور واژه «لاستیکی» قرینه روشنی است که معنی فیزیکیِ بازگشت‌پذیری و حالت ارتجاعی را فعال می‌کند.

املای درست و تعداد حروف «کش»

املای پاسخ فقط کش است. اگر بخواهیم تلفظ را روشن کنیم، می‌توان آن را «کِش» نوشت، اما کسره در خط فارسی معمولاً نوشته نمی‌شود و در شمارش خانه‌های جدول هم یک حرف مستقل به حساب نمی‌آید.

ک ش

پس «کش» از نظر نوشتاری دو حرف دارد: «ک» و «ش». گاهی به دلیل تلفظِ «کِش» تصور می‌شود صدای «ـِ» باید یک حرف جداگانه باشد، اما این برداشت برای جدول فارسی درست نیست. واکه کوتاهِ کسره در نوشتار معمول بدون حرف مستقل ظاهر می‌شود؛ بنابراین اگر دو خانه دارید، «کش» دقیقاً اندازه مناسب است.

«مرتجع» در این سرنخ چه معنایی دارد؟

واژه «مرتجع» چند کاربرد دارد و همین چندمعنایی بودن، سرنخ را کمی بازیگوشانه می‌کند. در زبان سیاسی و اجتماعی، «مرتجع» معمولاً برای فرد یا جریان واپس‌گرا به کار می‌رود. اما ریشه معنایی آن با «رجوع» و «بازگشت» پیوند دارد و در توصیف مواد و اجسام، مفهوم بازگشت به حالت قبلی را تداعی می‌کند.

وقتی طراح جدول بلافاصله صفت «لاستیکی» را کنار آن می‌گذارد، خوانش سیاسی تقریباً کنار می‌رود. شیء لاستیکیِ شناخته‌شده‌ای که با کشیدن تغییر شکل می‌دهد و دوباره جمع می‌شود، همان «کش» است. به همین دلیل پاسخ نه تنها از نظر طول، بلکه از نظر منطق واژه‌پردازی سرنخ نیز بسیار قوی است.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام‌ها واقعاً ممکن‌اند؟

چند واژه از نظر معنایی به موضوع ارتجاع و لاستیک نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها جواب این سرنخ خاص نیستند. تفاوت اصلی در این است که سرنخ ظاهراً نام خودِ جسم را می‌خواهد، نه نام خاصیت یا صفت علمی آن.

کش ۲ حرف بهترین تطابق با سرنخ. هم شیء لاستیکی را نام می‌برد و هم خاصیت ارتجاعی آن را به‌طور ضمنی در خود دارد.
کشی ۳ حرف بیشتر صفت یا بخشی از ترکیب‌هایی مانند «بند کشی» است. برای سرنخ مستقل «مرتجع لاستیکی» از «کش» ضعیف‌تر است.
کشسان ۵ حرف صفتی برای چیزی است که قابلیت کش‌آمدن و بازگشت دارد. اگر سرنخ مستقیماً «دارای خاصیت کشسانی» باشد، می‌تواند مطرح شود؛ اما نام شیء نیست.
کشسانی ۶ حرف نامِ خاصیت است، نه جسم. برای سرنخ‌هایی مانند «خاصیت جسم مرتجع» یا «خاصیت بازگشت‌پذیری» مناسب‌تر است.
لاستیک ۶ حرف ماده یا محصولی کلی‌تر است و لزوماً به «نوار یا حلقه کشی» اشاره نمی‌کند. در این سرنخ، توضیح «لاستیکی» خودش بخشی از راهنماست.
ارتجاعی ۷ حرف یک صفت است و معنای «دارای حالت ارتجاع» می‌دهد. از نظر دستوری و طول، جایگزین طبیعی «کش» برای این سرنخ کوتاه نیست.

این مقایسه یک نکته مهم را روشن می‌کند: اگر تعداد خانه‌های جدول با «کش» جور نیست، نباید بلافاصله نتیجه گرفت پاسخ اصلی اشتباه است؛ ممکن است سرنخ در جدول دیگری با صورت متفاوتی طراحی شده باشد. اما برای عنوان دقیق «مرتجع لاستیکی»، پاسخ شناخته‌شده و کوتاه «کش» است.

راهنمای سریع بر اساس تعداد خانه‌ها

۲ خانه پاسخ بسیار محتمل و استاندارد: کش.
۵ تا ۶ خانه اگر سرنخ درباره «صفت» یا «خاصیت» باشد، گزینه‌هایی مثل کشسان یا کشسانی را بررسی کنید.
۷ خانه در سرنخ‌های صفت‌محور، ارتجاعی ممکن است مطرح شود؛ ولی برای «مرتجع لاستیکی» انتخاب اول نیست.

تفاوت «کش»، «کشسان» و «کشسانی»

کش اسمِ یک شیء است؛ چیزی که آن را می‌بینیم، می‌گیریم و می‌کشیم. کشسان صفت است؛ یعنی چیزی که رفتار کشسان دارد. کشسانی اسمِ ویژگی یا خاصیت است. این سه واژه از نظر معنایی نزدیک‌اند، اما نقش دستوری و کاربردشان یکی نیست.

  • «کش شلوار شل شده است.» در این جمله «کش» نام یک جزء واقعی و فیزیکی است.
  • «این ماده کشسان است.» در این جمله «کشسان» کیفیت ماده را توصیف می‌کند.
  • «کشسانی ماده کاهش یافته است.» در این جمله «کشسانی» نامِ یک ویژگی است.

سرنخ «مرتجع لاستیکی» به شکل تلگرافیِ رایج در جدول‌ها نوشته شده و به جای یک تعریف کامل، دو ویژگی را کنار هم قرار داده است. طبیعی‌ترین تبدیل این تعریف فشرده به یک اسم کوتاه، «کش» است.

چرا «لاستیک» پاسخ اصلی نیست؟

«لاستیک» واژه‌ای عام‌تر است و می‌تواند به ماده لاستیکی، تایر خودرو یا انواع فرآورده‌های ساخته‌شده از لاستیک اشاره کند. هر لاستیکی هم در کاربرد روزمره الزاماً همان شیء باریک و کش‌آمدنی مورد نظر جدول نیست. در مقابل، «کش» از ابتدا نام چیزی است که خاصیت ارتجاعی‌اش جزء هویت آن محسوب می‌شود.

همچنین ساخت سرنخ مهم است: وقتی گفته می‌شود «مرتجع لاستیکی»، واژه «لاستیکی» نقش توصیف‌کننده دارد. اگر پاسخ قرار بود خود «لاستیک» باشد، سرنخ از نظر تعریف‌پردازی تا حدی تکراری و کم‌دقت می‌شد. «کش» این مشکل را ندارد؛ «لاستیکی» جنس آن را توضیح می‌دهد و «مرتجع» رفتار آن را.

دام رایج: معنای سیاسی «مرتجع»

یکی از ترفندهای رایج در جدول، استفاده از واژه‌ای چندمعناست. «مرتجع» به تنهایی ممکن است ذهن را به «واپس‌گرا»، «کهنه‌گرا» یا مفاهیم سیاسی ببرد. اما حل جدول باید به کل عبارت نگاه کند، نه فقط یک کلمه. «لاستیکی» در اینجا یک قرینه بسیار قوی است و مسیر معنا را از سیاست به ویژگی مکانیکی ماده تغییر می‌دهد.

پس اگر در نگاه اول سرنخ عجیب به نظر می‌رسد، کافی است آن را به زبان عادی بازنویسی کنید: «چیز لاستیکیِ دارای حالت ارتجاعی چیست؟» پاسخ روزمره و کوتاه روشن می‌شود: کش.

اگر حروف متقاطع با «کش» جور درنمی‌آیند

در جدول کلمات متقاطع، حروف تقاطعی حکم داور نهایی را دارند. اگر پاسخ دوحرفی «کش» با خانه‌های شما سازگار نیست، اول مطمئن شوید تعداد خانه‌ها را درست شمرده‌اید و خانه سیاه یا بخش جداکننده را جزو پاسخ حساب نکرده‌اید. سپس بررسی کنید آیا سرنخ دقیقاً «مرتجع لاستیکی» است یا مثلاً «خاصیت جسم مرتجع»، «دارای حالت ارتجاعی» یا «ماده کش‌پذیر»؛ تغییر کوچک در عبارت می‌تواند پاسخ را عوض کند.

  • برای خودِ شیء لاستیکی: «کش» قوی‌ترین گزینه است.
  • برای صفتِ ماده: «کشسان» یا «ارتجاعی» می‌تواند مناسب باشد.
  • برای نامِ ویژگی: «کشسانی» یا در بعضی بافت‌ها «ارتجاع» مطرح می‌شود.
  • برای جنس کلی: «لاستیک» ممکن است بیاید، اما با این سرنخ دقیق معمولاً انتخاب اول نیست.

نکته املایی مهم برای ثبت در جدول

در خانه‌های جدول فقط «ک» و «ش» را وارد کنید. نوشتن نشانه کسره لازم نیست و چیزی مانند «کیش» نیز غلط است؛ «کیش» واژه‌ای مستقل با معناهای دیگر است. شکل معیار این پاسخ همان کش است و خواندن آن در این کاربرد «کِش» خواهد بود.

همچنین «کش» را با جزء فعلیِ «ـکش» در واژه‌هایی مثل «بارکش» یا «آدمکش» یکی نگیرید. در این سرنخ، «کش» یک اسم مستقل است و به نوار یا حلقه ارتجاعی اشاره دارد، نه بنِ فعل «کشیدن» در یک ترکیب.

جمع‌بندی کاربردی: برای سرنخ دقیق «مرتجع لاستیکی در جدول»، پاسخ پیشنهادی کش است. این واژه دو حرف دارد، تلفظش «کِش» است و از نظر معنا هم با جنس لاستیکی و هم با خاصیت بازگشت‌پذیری سازگار است. گزینه‌هایی مانند «کشسان»، «کشسانی» و «ارتجاعی» زمانی جدی می‌شوند که متن سرنخ یا تعداد خانه‌ها از خودِ شیء به صفت یا خاصیت تغییر کند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.