پرش به محتوای اصلی

لازم گردانیدن در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ دقیق: «ایجاب»به معنی لازم و واجب گردانیدن؛ ۵ حرف

«لازم گردانیدن» در جدول چه می‌شود؟

برای سرنخ «لازم گردانیدن»، پاسخ مستقیم و شناخته‌شده ایجاب است. این انتخاب فقط یک هم‌معنی نزدیک نیست؛ «لازم گردانیدن» از معنی‌های صریح خود واژه «ایجاب» است و به همین دلیل در جدول‌های فارسی نیز به‌عنوان پاسخ جاافتاده دیده می‌شود.

پاسخ پیشنهادی اصلی
ایجاب

یعنی واجب کردن، لازم کردن یا کاری را به‌گونه‌ای ضروری ساختن. در زبان امروز نیز ساخت «ایجاب کردن» بسیار رایج است؛ مثلاً می‌گوییم «شرایط، احتیاط بیشتری را ایجاب می‌کند»، یعنی شرایط وجود آن احتیاط را لازم می‌سازد.

املای حرف‌به‌حرف
ایجاب
۵ حرف: ا + ی + ج + ا + ب
نکته مهم درباره تعداد حروف: «ایجاب» پنج حرف دارد، نه چهار حرف. وجود دو «ا» در این واژه گاهی باعث خطای شمارش می‌شود. اگر خانه‌های جدول دقیقاً پنج‌تاست، «ایجاب» از نظر تعداد حروف هم کاملاً با سرنخ هماهنگ است.

چرا «ایجاب» از میان پاسخ‌های ممکن دقیق‌تر است؟

سرنخ‌های جدول معمولاً کوتاه‌اند و ممکن است چند واژه در نگاه اول مناسب به نظر برسند. برای انتخاب پاسخ بهتر باید سه چیز را کنار هم گذاشت: معنی دقیق فعل، ساختمان واژه و تعداد خانه‌های جدول. «ایجاب» در هر سه زمینه امتیاز بالایی دارد، چون یک مصدر متعدی است و مستقیماً مفهوم «لازم ساختن» را می‌رساند.

تفاوت ظریفی میان «لازم بودن» و «لازم گردانیدن» وجود دارد. «لازم بودن» حالتی را توصیف می‌کند که چیزی ضروری است، اما «لازم گردانیدن» کنشی است که چیزی را ضروری می‌سازد. واژه «ایجاب» با این وجه کنشی هماهنگ است. به همین علت، هر واژه‌ای که فقط «ضرورت داشتن» یا «لازم بودن» معنا بدهد، الزاماً جایگزین هم‌ارز برای این سرنخ نیست.

ایجاب کردن
چیزی را لازم و ضروری ساختن؛ نزدیک‌ترین ساخت به خود سرنخ.
ایجاب می‌کند
در فارسی امروز یعنی «اقتضا می‌کند» یا «ضروری می‌سازد».

مقایسه «ایجاب»، «الزام» و «وجوب»

سه واژه بیش از بقیه ممکن است هنگام حل این سرنخ به ذهن برسند. «ایجاب» و «الزام» هر دو از نظر معنایی جدی‌اند، اما «وجوب» با وجود نزدیکی ریشه‌ای، از نظر نقش معنایی یک تفاوت اساسی دارد.

پاسخ اصلی
ایجاب

۵ حرف. معنی مستقیم آن «واجب کردن، لازم گردانیدن» است. لحن آن واژگانی و رسمی است و در سرنخ‌های کلاسیک جدول بسیار طبیعی می‌نشیند.

جایگزین معتبر
الزام

۵ حرف. «لازم گردانیدن» و «وادار کردن» از معنی‌های آن است. اگر حروف تقاطعی به ا ـ ل ـ ز ـ ا ـ م برسند، «الزام» می‌تواند پاسخ درست همان جدول باشد.

از نظر معنایی ضعیف‌تر
وجوب

۴ حرف. بیشتر به معنی «لازم بودن» و «ضرورت داشتن» است، نه «لازم گردانیدن». بنابراین فقط وقتی تعداد خانه‌ها چهار است و تقاطع‌ها آن را تأیید می‌کنند، باید جدی بررسی شود.

این تمایز در حل جدول مهم است: شباهت ریشه یا حوزه معنایی به‌تنهایی کافی نیست. «وجوب» حالت ضرورت را نام می‌برد؛ «ایجاب» عملِ لازم ساختن را. سرنخ «لازم گردانیدن» به دومی نزدیک‌تر است.

«الزام» چه زمانی می‌تواند جواب باشد؟

«الزام» رقیب واقعی «ایجاب» است، چون هم پنج حرف دارد و هم معنی «لازم گردانیدن» برای آن درست است. با این حال، در این سرنخِ بدون اطلاعات تقاطعی، «ایجاب» انتخاب اول باقی می‌ماند؛ زیرا عبارت «واجب کردن، لازم گردانیدن» به‌صورت بسیار مستقیم با تعریف واژگانی ایجاب هم‌خوان است و نمونه‌های جدول نیز این پیوند را تثبیت کرده‌اند.

۱
اگر حرف دوم «ی» است: الگوی «ا ی ج ا ب» به‌روشنی به ایجاب می‌رسد.
۲
اگر حرف دوم «ل» است: الگوی «ا ل ز ا م» به الزام می‌رسد.
۳
اگر چهار خانه دارید: «ایجاب» و «الزام» هر دو از نظر تعداد خانه کنار می‌روند و باید سراغ گزینه‌ای مانند «وجوب» رفت؛ البته با توجه به تفاوت معنایی آن.

پس تقاطع‌ها نقش داور نهایی را دارند. اگر هیچ حرف تقاطعی در دست نیست، پاسخ پیشنهادی این سرنخ «ایجاب» است.

آیا «تحمیل» هم می‌تواند مناسب باشد؟

«تحمیل» نیز پنج حرف دارد، اما معنایش با «لازم گردانیدن» یکسان نیست. تحمیل معمولاً بار معنایی زور، فشار یا گذاشتن کاری بر عهده دیگری را دارد. ممکن است در بعضی جمله‌ها نتیجه عملیِ الزام شبیه تحمیل باشد، ولی این دو واژه مترادف کامل نیستند. بنابراین برای سرنخ کوتاه و خنثای «لازم گردانیدن»، «تحمیل» انتخاب درجه اول نیست.

قاعده کاربردی: اگر خود سرنخ نشانه‌ای از «به زور واداشتن»، «بار کردن» یا «تحمیل کردن به دیگری» داشته باشد، «تحمیل» مناسب‌تر می‌شود؛ اما اگر فقط «لازم گردانیدن» نوشته شده باشد، «ایجاب» و سپس «الزام» دقیق‌ترند.

معنی «ایجاب» در فارسی امروز

«ایجاب» واژه‌ای عربی‌اصل و در فارسی رسمی کاملاً جاافتاده است. در کاربرد عمومی، وقتی می‌گوییم چیزی «چیز دیگری را ایجاب می‌کند»، منظور این است که آن را ضروری، لازم یا مقتضی می‌سازد. این کاربرد را می‌توان در متن‌های اداری، دانشگاهی، حقوقی و حتی گفتار رسمی دید.

  • «وضعیت جدید، بازنگری در برنامه را ایجاب می‌کند.» یعنی وضعیت جدید، بازنگری را لازم می‌سازد.
  • «این مسئولیت، دقت بیشتری را ایجاب می‌کند.» یعنی برای انجام مسئولیت، دقت بیشتر لازم است.
  • «شرایط سفر، همراه داشتن تجهیزات مناسب را ایجاب می‌کند.» یعنی شرایط، داشتن تجهیزات را ضروری می‌گرداند.

در این نمونه‌ها «ایجاب» نه به معنی اجبار فیزیکی است و نه صرفاً «لازم بودن»؛ رابطه‌ای را بیان می‌کند که در آن یک وضعیت، ضرورتِ کار یا ویژگی دیگری را پدید می‌آورد.

چرا معنی حقوقی «ایجاب» نباید گمراه‌کننده باشد؟

در حقوق قراردادها «ایجاب» کاربرد تخصصی دیگری هم دارد و در کنار «قبول» به کار می‌رود. این کاربرد تخصصی ممکن است باعث شود حل‌کننده تصور کند واژه فقط اصطلاحی حقوقی است، اما چنین نیست. «ایجاب» پیش از آنکه در یک حوزه تخصصی معنای ویژه داشته باشد، در زبان واژگانی معنی‌هایی مانند لازم کردن و واجب کردن نیز دارد.

بنابراین در یک جدول عمومی، وقتی سرنخ «لازم گردانیدن» است، لازم نیست سراغ معنی قراردادی واژه برویم. طراح از همان معنای لغوی و عمومی‌تر استفاده کرده است. در مقابل، اگر سرنخ‌هایی مانند «پیشنهاد عقد»، «مقابل قبول» یا عبارتی صریحاً حقوقی دیده شود، آن وقت وجه تخصصی واژه پررنگ می‌شود.

املای درست و خطاهای رایج

املای معیار پاسخ ایجاب است. شکل نوشتاری آن با «ا» آغاز می‌شود، پس از آن «ی» می‌آید و واژه با «جاب» پایان می‌گیرد. برای جدول‌هایی که هر حرف در یک خانه قرار می‌گیرد، ترتیب دقیق خانه‌ها چنین است:

ایجاب

خانه ۱: ا، خانه ۲: ی، خانه ۳: ج، خانه ۴: ا، خانه ۵: ب.

اشتباه رایج دیگر این است که «ایجاب» و «اجبار» یکسان فرض شوند. اجبار بر واداشتن با فشار یا سلب اختیار تأکید دارد، در حالی که ایجاب در بسیاری از کاربردها فقط «ضروری ساختن» یا «اقتضا کردن» است. جمله «هوای سرد پوشیدن لباس گرم را ایجاب می‌کند» به معنای «هوای سرد کسی را مجبور می‌کند» نیست؛ بلکه یعنی شرایط، آن کار را لازم و منطقی می‌سازد.

اگر تعداد خانه‌ها با «ایجاب» جور نبود چه کنیم؟

در جدول، تعداد خانه‌ها از خود معنی هم تعیین‌کننده‌تر می‌شود. اگر سرنخ همین باشد ولی پنج خانه نداشته باشید، نباید واژه را به زور در جدول جا دهید. بهتر است پاسخ‌های نزدیک را با نقش دستوری و حروف تقاطعی بسنجید.

۵
پنج خانه: نخست «ایجاب» را امتحان کنید. «الزام» نیز پنج حرف است و با حروف تقاطعی می‌تواند جایگزین شود.
۴
چهار خانه: «وجوب» از نظر تعداد مناسب است، اما معنای دقیق‌ترش «لازم بودن، ضرورت داشتن» است؛ پس تأیید تقاطع‌ها اهمیت بیشتری دارد.
؟
تعداد نامعلوم: از نظر تطابق مستقیم با عبارت «لازم گردانیدن»، «ایجاب» بهترین نقطه شروع است.

تفاوت «ایجاب» با «اقتضا» و «اجبار»

در بعضی جمله‌های امروزی، «ایجاب کردن» و «اقتضا کردن» بسیار به هم نزدیک‌اند. مثلاً «موقعیت ایجاب می‌کند که سکوت کنیم» تقریباً همان «موقعیت اقتضا می‌کند که سکوت کنیم» را می‌رساند. با این حال، سرنخ «لازم گردانیدن» از نظر واژگانی به «ایجاب» نزدیک‌تر از «اقتضا» است.

«اجبار» نیز از سوی دیگر شدت بیشتری دارد. اجبار معمولاً از وجود فشار، زور، فرمان یا نبود امکان انتخاب خبر می‌دهد؛ ولی ایجاب می‌تواند صرفاً از یک ضرورت عقلانی، فنی یا موقعیتی سخن بگوید. همین تفاوت سبب می‌شود که جایگزین کردن بی‌قیدوشرط این واژه‌ها در جدول همیشه درست نباشد.

ایجاب: لازم ساختن، ضروری کردن، اقتضا کردن.
الزام: لازم ساختن، بر عهده گذاشتن، گاه وادار کردن.
وجوب: لازم بودن، ضروری بودن.
اجبار: واداشتن با فشار یا ناگزیری.

جمع‌بندی پاسخ این سرنخ

برای عبارت «لازم گردانیدن» پاسخ پیشنهادی و دقیق ایجاب است. این واژه پنج حرف دارد و معنی «واجب کردن، لازم گردانیدن» را مستقیماً می‌رساند. «الزام» نیز یک پاسخ پنج‌حرفی معتبر و نزدیک است، اما در نبود حروف تقاطعی، ایجاب انتخاب اول محسوب می‌شود. «وجوب» چهارحرفی است ولی بیشتر «لازم بودن» معنا می‌دهد و «تحمیل» نیز به دلیل بار معنایی زور و فشار، گزینه‌ای فرعی‌تر است.

پاسخ نهایی جدول: ایجاب

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.