پرش به محتوای اصلی

عضو شنوایی در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم:گوش — ۳ حرف

برای سرنخ «عضو شنوایی»، دقیق‌ترین و طبیعی‌ترین پاسخ در جدول فارسی گوش است. این واژه هم از نظر معنی مستقیماً با سرنخ منطبق است، هم سه‌حرفی است و هم در زبان روزمره هیچ ابهامی درباره عضو مورد نظر ایجاد نمی‌کند. اگر تقاطع حروف با «گوش» جور درنمی‌آید، چند معادل قدیمی یا عربی وجود دارد، اما ارزش آن‌ها یکسان نیست و باید با تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی سنجیده شوند.

چرا پاسخ اصلی «گوش» است؟

عبارت «عضو شنوایی» از ما نام یک اندام را می‌خواهد، نه نام خودِ حس یا فرایند شنیدن را. در فارسی، نام مستقیم این اندام «گوش» است. به همین دلیل میان واژه‌هایی مثل «شنوایی»، «سمع»، «سامعه» و «گوش»، پاسخ «گوش» از نظر دستوری و معنایی نزدیک‌ترین تطابق را با صورت سؤال دارد.

گوش تنها به بخش بیرونی و قابل مشاهده کنار سر محدود نمی‌شود. در کاربرد کالبدشناختی، این نام مجموعه ساختارهای گوش خارجی، میانی و داخلی را دربر می‌گیرد که در دریافت و انتقال محرک‌های صوتی نقش دارند؛ بخش‌هایی از گوش داخلی نیز در حفظ تعادل بدن دخیل‌اند. با این حال، در جدول کلمات معمولاً چنین جزئیاتی مدنظر نیست و طراح با تعبیر کوتاه «عضو شنوایی» همان واژه عمومی و شناخته‌شده «گوش» را هدف می‌گیرد.

گ
و
ش

پس اگر جای پاسخ سه خانه دارد و الگوی تقاطع با «گ ـ و ـ ش» سازگار است، گزینه اصلی تقریباً بدون رقیب است.

مقایسه پاسخ‌های واقعاً محتمل

گوش ۳ حرف • انتخاب اول

معادل فارسی، مستقیم و بی‌واسطه برای عضو شنوایی. برای سرنخ دقیق «عضو شنوایی» بهترین پاسخ است.

اُذُن / اذن ۳ حرف

واژه عربیِ «گوش» است. در جدول فارسی معمولاً بدون حرکت به شکل «اذن» نوشته می‌شود و اگر تقاطع با «ا، ذ، ن» بخواند، گزینه‌ای جدی است.

سامعه ۵ حرف

در متون رسمی و قدیمی برای قوه شنوایی و گاه خود گوش به کار رفته است. برای خانه پنج‌حرفی می‌تواند محتمل باشد، ولی از «گوش» کم‌مستقیم‌تر است.

صماخ ۴ حرف

بیشتر به سوراخ یا مجرای گوش اشاره دارد، هرچند در برخی کاربردهای لغوی به خود گوش نیز گفته شده است. برای سرنخ «عضو شنوایی» گزینه درجه دوم است.

نکته تعیین‌کننده: پاسخ ذخیره‌شده «گوش» با صورت دقیق سرنخ کاملاً سازگار است. معادل‌های دیگر زمانی اهمیت پیدا می‌کنند که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی، «گوش» را ناممکن کنند.

«اذن» چه زمانی جواب می‌شود و چرا ابهام دارد؟

«اُذُن» در عربی به معنی گوش است و در نوشته‌های فارسی معمولاً حرکات آن حذف می‌شود؛ بنابراین در خانه‌های جدول به صورت اذن دیده می‌شود. این نکته مهم است چون «اذن» در فارسی یک معنی آشنای دیگر هم دارد: اجازه و رخصت. در نوشتار بی‌حرکت، هر دو کاربرد ظاهراً یکسان‌اند و فقط سرنخ مشخص می‌کند باید واژه را «اُذُن» به معنی گوش بخوانیم یا «اِذن» به معنی اجازه.

در نتیجه اگر سرنخ «عضو شنوایی» سه‌حرفی باشد و حرف اول از تقاطع «ا» درآمده باشد، «اذن» کاملاً قابل دفاع است. اما اگر هیچ حرف تقاطعی نداریم، «گوش» به سبب فارسی‌بودن و تطابق مستقیم، انتخاب طبیعی‌تر است.

دام املایی مهم: «اذان» با الف معمولی همان واژه شناخته‌شده مربوط به فراخوان نماز است و نباید آن را جمعِ «اُذُن» دانست. جمع عربی «اُذُن» به معنی گوش، آذان با «آ» است. پس اگر جایی برای «گوش‌ها» چهار خانه و الگوی «آ ـ ذ ـ ا ـ ن» دارید، «آذان» ممکن است مطرح شود؛ برای سرنخ مفرد «عضو شنوایی» معمولاً چنین پاسخی اولویت ندارد.

«سامعه»؛ گوش یا حس شنوایی؟

«سامعه» واژه‌ای عربی و ادبی است که در فارسی قدیم و رسمی هم دیده می‌شود. این واژه می‌تواند به قوه شنوایی اشاره کند و در برخی فرهنگ‌ها برای «گوش» یا آلت شنوایی نیز آمده است. همین دوگانه‌بودن باعث می‌شود «سامعه» در جدول‌ها کاربرد داشته باشد، به‌ویژه وقتی پاسخ پنج حرف است.

با این حال، تفاوت ظریفی وجود دارد: اگر طراح نوشته باشد «حس شنوایی» یا «قوه شنوایی»، «سامعه» حتی از نظر مفهومی مناسب‌تر می‌شود؛ اما برای عبارت صریح «عضو شنوایی»، واژه‌ای که دقیقاً نام عضو را می‌گوید یعنی «گوش»، روشن‌تر و کم‌ابهام‌تر است.

عضو شنواییگوش ← دقیق‌ترین
حس شنواییسامعه / شنوایی
معادل عربی گوشاُذُن

آیا «سمع»، «صماخ» یا «مسمع» را هم باید در نظر گرفت؟

این واژه‌ها از نظر لغوی به حوزه شنیدن و گوش مربوط‌اند، ولی برای این سرنخ در یک سطح نیستند. سمع بیشتر معنی شنیدن یا شنوایی می‌دهد؛ بنابراین برای «حس شنوایی» مناسب‌تر از «عضو شنوایی» است. اگر جدول سه خانه دارد اما حروف تقاطعی با «گوش» و «اذن» نمی‌خواند، ممکن است طراح از کاربرد قدیمی‌تر «سمع» استفاده کرده باشد، ولی این انتخاب نسبت به «گوش» ضعیف‌تر است.

صماخ چهار حرف دارد و معمولاً به سوراخ یا مجرای گوش گفته می‌شود. از آنجا که در بعضی منابع لغوی معنی عام‌تر «گوش» نیز برای آن ثبت شده، در جدول‌های ادبی یا دشوار می‌تواند ظاهر شود؛ با این همه، سرنخ دقیق‌تر برای صماخ معمولاً «سوراخ گوش»، «مجرای گوش» یا تعبیر نزدیک به آن است.

مسمع نیز واژه‌ای عربی و کم‌کاربردتر است که در منابع قدیمی برای گوش آمده است. در جدول امروزی، تا زمانی که حروف تقاطعی به‌طور مشخص آن را تحمیل نکنند، منطقی نیست آن را جلوتر از «گوش»، «اذن» یا «سامعه» قرار دهیم.

انتخاب پاسخ بر اساس تعداد خانه‌ها

  • ۳ خانه و بدون حرف کمکی: نخست «گوش» را امتحان کنید، چون سرنخ مستقیماً نام عضو را خواسته است.
  • ۳ خانه و حرف اول «ا»: «اذن» محتمل است؛ اینجا باید آن را «اُذُن» و به معنی گوش خواند، نه «اِذن» به معنی اجازه.
  • ۵ خانه: «سامعه» گزینه مهم است، مخصوصاً در جدول‌هایی که از واژه‌های عربی و ادبی بیشتر استفاده می‌کنند.
  • ۴ خانه: «صماخ» ممکن است با تقاطع‌ها جور شود؛ «آذان» فقط در معنای جمعِ گوش‌ها مطرح است و برای سرنخ مفرد انتخاب معمولی نیست.
  • ۳ خانه با الگوی س ـ م ـ ع: «سمع» را می‌توان بررسی کرد، اما از نظر معنای دقیق بیشتر «شنوایی» است تا نام یک عضو.

فرق «عضو شنوایی» با واژه‌های نزدیک

در جدول، یک کلمه کوچک در سرنخ می‌تواند پاسخ را عوض کند. «عضو» به یک جزء بدن اشاره دارد، در حالی که «حس»، «قوه» یا «عمل» بیشتر به توانایی شنیدن مربوط می‌شوند. بنابراین «گوش» و «شنوایی» مترادف کامل نیستند: گوش اندام است و شنوایی توانایی یا حس حاصل از کار دستگاه شنوایی و پردازش عصبی است.

همین تفاوت درباره «سامعه» هم مهم است. «سامعه» در کاربرد سنتی مرز میان «قوه شنوایی» و «آلت شنوایی» را گاهی پوشش می‌دهد و به همین سبب در جدول انعطاف بیشتری دارد. اما وقتی خود سرنخ از واژه روشن «عضو» استفاده کرده، پاسخ فارسی «گوش» از نظر دقت معنایی یک پله بالاتر می‌ایستد.

فرمول سریع تشخیص: «عضو» ← گوش؛ «معادل عربی گوش» ← اذن؛ «حس یا قوه شنوایی» ← سامعه یا شنوایی. تقاطع حروف می‌تواند بین این گزینه‌ها تصمیم نهایی را قطعی کند.

املای درست گزینه‌ها

گوش با سه حرف «گ، و، ش» نوشته می‌شود و شکل جایگزین رایجی برای پاسخ فارسی ندارد. اذن در جدول بدون اعراب نوشته می‌شود؛ اگر منظور گوش باشد، تلفظ عربی آن «اُذُن» است. سامعه با «ع» نوشته می‌شود، نه با همزه یا حروف مشابه. صماخ شکل معیار شناخته‌شده با «ص» است، هرچند صورت «سماخ» نیز در منابع قدیمی به عنوان برابر یا گونه نوشتاری دیده می‌شود.

برای جمع عربی گوش‌ها، شکل درست آذان است. تمایز «آذان» و «اذان» در جدول اهمیت زیادی دارد، چون حذف کلاه «آ» می‌تواند واژه را به مفهوم دیگری ببرد. اگر سرنخ درباره فراخوان نماز باشد «اذان» درست است؛ اگر صریحاً جمع گوش مطرح باشد «آذان» معنا دارد.

پاسخ نهایی برای همین سرنخ

عضو شنوایی در جدول = گوش

پاسخ سه‌حرفی «گوش» دقیق‌ترین انتخاب است. «اذن» معادل عربی سه‌حرفی و گزینه جایگزین معتبر در صورت ناسازگاری تقاطع‌هاست؛ «سامعه» برای پاسخ پنج‌حرفی و کاربرد ادبی محتمل است؛ «صماخ» و «سمع» ارتباط معنایی دارند اما برای همین عبارت، انتخاب‌های فرعی‌تر محسوب می‌شوند.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.