پرش به محتوای اصلی

سستی در کار در جدول

۱۰ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: اهمال — ۵ حرف

برای سرنخ «سستی در کار»، پاسخ دقیق و رایج «اهمال» است. این واژه هم از نظر معنی با خودِ عبارت راهنما جور درمی‌آید و هم در شمارش خانه‌های جدول پنج حرف دارد: ا، ه، م، ا، ل. اگر جدول شما پنج خانه دارد و تقاطع‌ها با این حروف سازگارند، انتخاب «اهمال» از گزینه‌های نزدیک دقیق‌تر است.

چرا «اهمال» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ است؟

«سستی در کار» معمولاً درباره حالتی است که شخص کار یا وظیفه‌ای را آن‌طور که باید پی نمی‌گیرد، آن را فرو می‌گذارد، با بی‌دقتی انجام می‌دهد یا در رسیدگی به آن کوتاهی می‌کند. مرکز معنایی اهمال دقیقاً در همین ناحیه قرار دارد: واگذاشتن کار، کم‌توجهی به وظیفه و سهل‌انگاری در انجام چیزی که نیازمند رسیدگی است.

نکته مهم این است که «سستی» همیشه یک معنی ندارد. گاهی سستی درباره بدن و توان جسمی است؛ مثل ضعف، بی‌حالی یا رخوت. گاهی درباره استحکام یک چیز است؛ مثل سست بودن پایه یا اتصال. اما وقتی عبارت کامل «سستی در کار» آمده، کلمه «کار» معنی را به سمت کوتاهی در عمل و انجام وظیفه می‌برد. به همین دلیل «اهمال» از واژه‌هایی مانند «رخوت» یا «ضعف» مناسب‌تر می‌شود.

اهمال
تلفظ: اِهمال · واژه‌ای عربیِ رایج در فارسی
ا ه م ا ل
شمارش جدولی: ۵ خانه. نشانه‌های حرکتیِ تلفظ مانند کسره در شمارش خانه‌ها جایی نمی‌گیرند و فقط حروف نوشته‌شده حساب می‌شوند.
کلید تشخیص: اگر سرنخ بر «کوتاهی در رسیدگی یا انجام وظیفه» تکیه دارد، «اهمال» انتخاب بسیار قوی‌تری است؛ اگر بر «عقب انداختن و امروز و فردا کردن» تأکید داشته باشد، «تعلل» به مرکز معنی نزدیک‌تر می‌شود.

معنی «اهمال» در فارسی امروز

در کاربرد امروزی، «اهمال» بیشتر برای رفتاری به کار می‌رود که در آن رسیدگی لازم انجام نمی‌شود یا کار با جدیت و دقت کافی دنبال نمی‌گردد. بنابراین عبارت‌هایی مانند اهمال در انجام وظیفه، اهمال در نگهداری، اهمال در رسیدگی و اهمال‌کاری همگی یک هسته معنایی مشترک دارند: چیزی که باید جدی گرفته شود، به اندازه لازم مورد توجه قرار نگرفته است.

همین ویژگی باعث می‌شود «اهمال» برای یک سرنخ کوتاه جدولی بسیار مناسب باشد. طراح جدول لازم نیست کل عبارت «سهل‌انگاری و کوتاهی در انجام وظیفه» را بنویسد؛ عبارت فشرده «سستی در کار» می‌تواند همان مفهوم را منتقل کند و پاسخ پنج‌حرفی «اهمال» را هدف بگیرد.

فروگذاشتن کار

معنای مرکزی

یعنی کار لازم به اندازه کافی پیگیری نشود یا بخشی از رسیدگی مورد انتظار کنار گذاشته شود.

سهل‌انگاری

کاربرد رایج

اهمال می‌تواند بی‌دقتی و کم‌اعتنایی در انجام مسئولیت را برساند، نه فقط تنبلی ساده.

کوتاهی در وظیفه

نزدیک به سرنخ

وقتی کسی کاری را مطابق انتظار انجام نمی‌دهد، «اهمال» یکی از واژه‌های طبیعی برای توصیف آن است.

کمبود جدیت

بار معنایی

در این کاربرد، سستی بیشتر رفتاری است تا جسمانی؛ یعنی مسئله بر نحوه انجام کار تمرکز دارد.

املای درست: «اهمال» با ه، نه «احمال» با ح

دام املایی اصلی در این پاسخ، شباهت شنیداری یا دیداری اهمال و احمال است. پاسخ سرنخ «سستی در کار» با حرف ه نوشته می‌شود: اهمال. نوشتن «احمال» با «ح» برای این معنی درست نیست و به مدخل دیگری تعلق دارد.

تشخیص سریع املا
✓ اهمال — درست برای سستی و سهل‌انگاری × احمال — پاسخ این سرنخ نیست

برای به خاطر سپردن، «اهمال‌کاری» را در ذهن بیاورید؛ شکل شناخته‌شده همین ترکیب، املای «اهمال» را تثبیت می‌کند.

تعداد حروف «اهمال» و یک نکته مهم درباره «تعلل»

اهمال پنج حرف دارد و دقیقاً در پنج خانه قرار می‌گیرد. در مقابل، یکی از اشتباه‌های رایج در فهرست‌های حل جدول، شمردن «تعلل» به‌عنوان پنج حرف است؛ در حالی که «تعلل» در نوشتار فارسی چهار حرف دارد: ت، ع، ل، ل. دو «ل» جداگانه نوشته می‌شوند، اما کل کلمه همچنان چهار خانه می‌خواهد.

پس اگر جدول پنج خانه دارد، «تعلل» از نظر تعداد خانه‌ها کنار می‌رود، حتی اگر از نظر معنا به سستی یا دیرکردن نزدیک باشد. اینجاست که شمارش دقیق حروف به اندازه معنی اهمیت پیدا می‌کند.

الگوی پنج‌خانه‌ای پاسخ اصلی
خانه‌ها:ا · ه · م · ا · ل
اگر حروف میانی «ه، م» از تقاطع‌ها درآمده باشند:احتمال «اهمال» بسیار بالا می‌رود.
اگر پاسخ چهارخانه‌ای باشد:باید سراغ گزینه‌های دیگری مانند «تعلل»، «فتور» یا «قصور» رفت.

گزینه‌های نزدیک؛ کدام واقعاً می‌تواند جایگزین باشد؟

چند واژه فارسی و عربیِ رایج از نظر معنی به «سستی در کار» نزدیک‌اند، اما همه آن‌ها یک چیز را نمی‌گویند. در جدول، هم تعداد خانه‌ها و هم زاویه معنایی سرنخ تعیین می‌کند کدام پاسخ درست است.

تعلل
۴ حرف
بیشتر بر درنگ، عقب انداختن و دست‌دست کردن تأکید دارد. اگر سرنخ «درنگ در کار» یا «امروز و فردا کردن» باشد، از «اهمال» محتمل‌تر می‌شود.
فتور
۴ حرف
به ضعف و کاهش نیرو یا شور و شدت نزدیک است. برای «سستی» به‌تنهایی گزینه خوبی است، اما در «سستی در کار» الزاماً بارِ سهل‌انگاریِ «اهمال» را ندارد.
قصور
۴ حرف
معنای کوتاهی و نرسیدن به حد لازم در انجام وظیفه را می‌رساند. از نظر مفهوم نزدیک است، ولی تمرکزش بیشتر بر «کوتاهی» و نارسایی در ایفای وظیفه است.
کاهلی
۵ حرف
بر تنبلی و کم‌کاری تکیه دارد. اگر حروف تقاطع با «اهمال» ناسازگار باشند و سرنخ لحن ساده‌تری داشته باشد، «کاهلی» می‌تواند نامزد قابل بررسی باشد.
تکاهل
۵ حرف
واژه‌ای نزدیک به سستی، تنبلی و اهمال است. از نظر تعداد خانه با «اهمال» برابر است، بنابراین در جدول پنج‌خانه‌ای باید حروف تقاطع تصمیم نهایی را بدهند.
تراخی
۵ حرف
معنای درنگ و سستی دارد و رنگ ادبی‌تر و کم‌کاربردتری نسبت به «اهمال» در زبان روزمره دارد. وقتی مفهوم تأخیر پررنگ باشد، این گزینه قابل توجه است.
مسامحه
۶ حرف
از نظر سهل‌انگاری و کوتاهی به «اهمال» نزدیک است، اما شش خانه می‌خواهد. اگر طول پاسخ شش حرف باشد، این واژه یکی از جدی‌ترین گزینه‌هاست.
ترتیب بررسی برای همین سرنخ: در پنج خانه ابتدا «اهمال» را امتحان کنید؛ سپس فقط اگر تقاطع‌ها آن را رد کردند، گزینه‌های پنج‌حرفی نزدیک مثل «کاهلی»، «تکاهل» یا «تراخی» را با معنی دقیق سرنخ تطبیق دهید.

تفاوت «اهمال» با «تعلل»؛ دو واژه نزدیک اما نه یکسان

این دو واژه در گفت‌وگوی روزمره گاهی به جای هم به کار می‌روند، ولی برای حل جدول بهتر است فرقشان روشن باشد. تعلل معمولاً عنصر زمان را برجسته می‌کند: فرد انجام کار را عقب می‌اندازد، درنگ می‌کند یا شروع و پایان آن را به تأخیر می‌اندازد. اهمال عنصر رسیدگی و مسئولیت را برجسته می‌کند: فرد به اندازه لازم مراقبت، دقت یا پیگیری نمی‌کند.

ممکن است یک رفتار هم‌زمان هم تعلل باشد و هم اهمال؛ مثلاً کسی نامه مهمی را چند روز بی‌دلیل کنار بگذارد. از یک زاویه آن را عقب انداخته و تعلل کرده است؛ از زاویه دیگر در رسیدگی لازم اهمال کرده است. اما سرنخ «سستی در کار» بدون اشاره صریح به تأخیر، بیشتر با «اهمال» جور است.

«اهمال» با «قصور» چه فرقی دارد؟

قصور نیز از گزینه‌های بسیار نزدیک است، چون کوتاهی در انجام وظیفه را می‌رساند. تفاوت ظریف این است که «قصور» اغلب نگاه ما را به کاستی یا کوتاهیِ واقع‌شده می‌برد، در حالی که «اهمال» بیشتر شیوه رفتارِ سهل‌انگارانه و فروگذاشتن رسیدگی را تداعی می‌کند. در متن‌های رسمی ممکن است هر دو در زمینه مسئولیت دیده شوند، اما در جدول، طول پاسخ تفاوت فوری می‌سازد: «قصور» چهار حرف و «اهمال» پنج حرف است.

اگر سرنخ چیزی مثل «کوتاهی در انجام وظیفه» باشد، هر دو از نظر معنی قابل بررسی‌اند و تقاطع‌ها تعیین‌کننده می‌شوند. اما برای عبارت دقیق «سستی در کار» و پاسخ پنج‌خانه‌ای، «اهمال» انتخاب طبیعی‌تر است.

چرا «رخوت» و «ضعف» معمولاً پاسخ این عبارت نیستند؟

«رخوت» و «ضعف» هر دو می‌توانند معنای سستی بدهند، اما بیشتر به حالت عمومیِ بدن، نیرو، توان یا کیفیت اشاره می‌کنند. کسی ممکن است به دلیل خستگی «ضعف» داشته باشد یا پس از بیماری دچار «رخوت» باشد؛ این‌ها لزوماً به معنای کوتاهی در مسئولیت نیستند.

افزوده شدن واژه «کار» در سرنخ، یک محدودکننده معنایی مهم است. «سستی در کار» فقط کمبود نیرو را توصیف نمی‌کند؛ معمولاً نحوه انجام وظیفه را نیز زیر سؤال می‌برد. همین نشانه کوچک، پاسخ را از حوزه «حالت جسمی» به حوزه «رفتار و مسئولیت» منتقل می‌کند و «اهمال» را برجسته می‌سازد.

کاربردهای طبیعی «اهمال» که معنی را روشن می‌کنند

دیدن واژه در جمله کمک می‌کند مرز آن با مترادف‌های نزدیک مشخص شود. نمونه‌های زیر صرفاً برای نشان دادن کاربرد طبیعی واژه‌اند:

اهمال در رسیدگی به درخواست‌ها باعث انباشته شدن کارهای عقب‌افتاده شد.
مدیر از کارکنان خواست در انجام مسئولیت‌های روزانه اهمال نکنند.
بی‌توجهی به زمان‌بندی و کنترل نکردن جزئیات می‌تواند شکل‌هایی از اهمال در کار باشد.
در این جمله، «اهمال» نه به ضعف جسمی، بلکه به سهل‌انگاری در انجام وظیفه اشاره دارد.

ترکیب‌های هم‌خانواده و نزدیک که در جدول به تشخیص کمک می‌کنند

اگر در سرنخ‌های دیگر همان جدول با عبارت‌هایی مثل «سهل‌انگاری»، «فروگذاشتن»، «کوتاهی»، «بی‌پروایی در کار» یا «کم‌توجهی به وظیفه» روبه‌رو شدید، «اهمال» می‌تواند یکی از نخستین گزینه‌های ذهنی باشد. از سوی دیگر، ترکیب اهمال‌کاری شکل رایجی است که معنای این واژه را برای بسیاری از فارسی‌زبانان شفاف می‌کند.

در مقابل، سرنخ‌هایی مانند «درنگ»، «دست‌دست کردن» و «عقب انداختن کار» بیشتر به «تعلل» یا واژه‌های مربوط به تأخیر می‌خورند. سرنخ‌هایی مانند «بی‌حالی» یا «سستی بدن» نیز باید به سمت «رخوت»، «ضعف» و هم‌معنی‌های جسمانی بررسی شوند. جدا کردن این سه گروه، احتمال انتخاب واژه درست را بسیار بالا می‌برد.

اهمال ← سهل‌انگاری در وظیفه تعلل ← درنگ و عقب‌انداختن فتور ← کاهش نیرو و سستی قصور ← کوتاهی در انجام وظیفه رخوت ← بی‌حالی و سستی حالت

اگر تقاطع‌ها با «اهمال» جور نبودند چه کنیم؟

اول طول پاسخ را دوباره بشمارید. اگر پنج خانه دارید، «اهمال» پنج‌حرفی است؛ «کاهلی»، «تکاهل» و «تراخی» نیز پنج‌حرفی‌اند و از نظر معنایی تا حدی نزدیک‌اند. سپس به حروف قطعیِ حاصل از تقاطع نگاه کنید. وجود «ه» در خانه دوم و «م» در خانه سوم، الگوی «اهمال» را بسیار مشخص می‌کند.

اگر پاسخ چهار خانه است، «اهمال» از نظر طول حذف می‌شود. آن‌وقت باید لحن سرنخ را دقیق‌تر خواند: تعلل برای درنگ و تأخیر، فتور برای سستی و کاهش نیرو، و قصور برای کوتاهی در وظیفه گزینه‌های مهم‌تری هستند. اگر شش خانه دارید و معنی به سهل‌انگاری نزدیک است، مسامحه ارزش بررسی دارد.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد نزدیک بودن معنای چند کلمه به یکدیگر به معنی قابل‌تعویض بودن کامل آن‌ها نیست. در جدول، یک حرف تقاطع می‌تواند میان دو مترادف نزدیک مرز قطعی ایجاد کند.

جمع‌بندی خودِ سرنخ

«سستی در کار» = اهمال

املای درست با «ه» است، پاسخ پنج حرف دارد و معنای آن با سهل‌انگاری، فروگذاشتن و کوتاهی در رسیدگی به کار پیوند دارد. «تعلل» با وجود نزدیکی معنایی چهار حرف دارد و بیشتر بر تأخیر تأکید می‌کند؛ «قصور» و «فتور» نیز چهارحرفی‌اند و هر کدام زاویه معنایی متفاوتی دارند.

بنابراین برای سرنخ دقیق «سستی در کار» در یک پاسخ پنج‌خانه‌ای، انتخاب نهایی اهمال است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.