پرش به محتوای اصلی

ریسمان اسارت در جدول

۹ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: کمند — واژه‌ای ۴ حرفی به معنی ریسمانِ گرفتار کردن و اسارت.

برای سرنخ «ریسمان اسارت در جدول»، دقیق‌ترین پاسخ کمند است. این انتخاب فقط از نظر فضای جدول مناسب نیست؛ معنی اصلی واژه نیز با مفهوم «ریسمانی برای گرفتار کردن» هماهنگ است. اگر خانه‌های جدول چهار حرف داشته باشند، «کمند» از گزینه‌های نزدیک مانند «بند»، «رسن»، «دام» یا «زنجیر» دقیق‌تر می‌نشیند.

چرا «کمند» پاسخ درست این سرنخ است؟

«کمند» در فارسی نام طناب یا ریسمانی است که برای گرفتن، اسیر کردن یا مهار انسان و حیوان به کار می‌رود. ویژگی شناخته‌شده آن این است که می‌تواند به صورت حلقه‌ای انداخته شود و هدف را گرفتار کند. بنابراین در یک تعریف فشرده و جدولی، ترکیب «ریسمان اسارت» بسیار طبیعی به همین واژه اشاره می‌کند.

در سرنخ‌های جدول معمولاً تعریف به کوتاه‌ترین شکل ممکن ارائه می‌شود. «ریسمان» جنس یا شکل ابزار را می‌رساند و «اسارت» کاربرد آن را محدود می‌کند. کنار هم قرار گرفتن این دو جزء، گزینه‌هایی را که صرفاً به معنای طناب هستند کنار می‌زند و واژه‌ای را جلو می‌آورد که کارکردِ گرفتار کردن در معنای آن حضور پررنگ دارد؛ یعنی «کمند».

ک م ن د

تعداد حروف پاسخ: ۴ حرف؛ با ترتیب دقیق ک ـ م ـ ن ـ د. املای معیار نیز همین «کمند» است و به نیم‌فاصله، تشدید یا شکل املایی دیگری نیاز ندارد.

معنای دقیق «کمند» و ارتباط آن با اسارت

در کاربرد حقیقی، کمند طنابی برای به دام انداختن و مهار کردن است؛ به‌ویژه در روایت‌های شکار، نبرد و پهلوانی. انداختن حلقه کمند بر گردن یا اندام هدف باعث می‌شده شخص یا حیوان از حرکت آزادانه بازبماند. همین نقش عملی باعث شده «کمند» به‌صورت مجازی نیز برای هر چیزی که کسی را گرفتار، وابسته یا اسیر می‌کند به کار برود.

پس «اسارت» در این سرنخ لزوماً به معنای زندان و زنجیر آهنی نیست. منظور، گرفتار شدن به وسیله یک بند یا طناب است. از این زاویه، «کمند» از واژه‌های عمومی‌تر مانند «طناب» دقیق‌تر است، چون خود واژه علاوه بر جنس وسیله، مفهوم به دام انداختن را هم با خود دارد.

نکته حل جدول: اگر سرنخ «ریسمان اسارت» باشد و چهار خانه در اختیار داشته باشید، «کمند» انتخاب نخست است. اگر تعداد خانه‌ها سه باشد، ممکن است طراح به واژه عمومی‌تر «بند» نظر داشته باشد؛ اما این پاسخ از نظر دقت معنایی یک پله عمومی‌تر است.

مقایسه با پاسخ‌های مشابه و واقعاً محتمل

کمند ۴ حرفی بهترین تطابق با «ریسمان اسارت»؛ طنابِ ویژه برای گرفتار و مهار کردن. هم «ریسمان» را پوشش می‌دهد و هم «اسارت» را.
بند ۳ حرفی می‌تواند ریسمان یا چیزی برای بستن باشد و با مفهوم اسارت ارتباط دارد، اما معنایش بسیار گسترده‌تر از کمند است.
رسن ۳ حرفی مترادفی برای طناب و ریسمان است، ولی «گرفتن و اسیر کردن» جزء برجسته معنای آن نیست؛ بنابراین برای این سرنخ ضعیف‌تر است.
دام ۳ حرفی از نظر مفهوم گرفتاری نزدیک است، اما الزاماً ریسمان نیست. در نتیجه فقط نیمی از سرنخ را دقیق پوشش می‌دهد.
طناب ۴ حرفی از نظر تعداد حروف با کمند برابر است، اما واژه‌ای عام است و کاربرد اسارت یا به دام انداختن را به‌طور مشخص نشان نمی‌دهد.
زنجیر ۵ حرفی با اسارت و بستن ارتباط روشن دارد، ولی «ریسمان» نیست و جنس و ساختار متفاوتی را تداعی می‌کند؛ برای این تعریف انتخاب اول نیست.

در نتیجه اگر فقط معنی را بسنجیم، «بند» و «دام» تا حدی نزدیک‌اند؛ اگر فقط «ریسمان» را ببینیم، «رسن» و «طناب» هم مطرح می‌شوند. اما پاسخ خوب باید هر دو بخش سرنخ را هم‌زمان توضیح دهد. کمند دقیقاً همین مزیت را دارد.

گزینه‌هایی مانند «پیمان» نیز برای این سرنخ مناسب نیستند: «پیمان» پنج حرف دارد و معنای آن عهد و قرارداد است، نه ریسمان یا وسیله اسارت. بنابراین نه از نظر معنی و نه از نظر تعداد حروف، رقیب معتبری برای «کمند» به شمار نمی‌آید.

تفاوت «کمند» با «کند»؛ یک اشتباه املایی مهم

در جدول، حذف یک حرف می‌تواند پاسخ را کاملاً عوض کند. کمند با حرف «م» نوشته می‌شود و همان طنابِ گرفتارکننده است. واژه کند بدون «م» واژه دیگری است و نباید صرف شباهت ظاهری آن را شکل کوتاه‌شده «کمند» دانست.

به‌ویژه هنگام پر کردن جدول از روی حروف متقاطع، ممکن است ترکیب «کـ...ـند» دیده شود و حل‌کننده بین چند واژه مردد بماند. معیار اصلی اینجا معنی است: اگر تعریف درباره ریسمان، طناب، گرفتار کردن یا به دام انداختن باشد، وجود «م» در جای دوم لازم است و پاسخ «کمند» خواهد بود.

روش کنترل سریع: «کمند» = ابزار گرفتار کردن با طناب؛ «کند» = واژه‌ای جدا با معناها و کاربردهای دیگر. پس برای «ریسمان اسارت»، شکل درست چهارحرفی را بنویسید.

آیا «کمند» همان زلف یا گیسو هم هست؟

بله، اما این یک کاربرد ادبی و مجازی است. در شعر فارسی، زلف بلند و پیچان معشوق بارها به کمند تشبیه شده است؛ زیرا گویی دل یا جان عاشق را در بند می‌اندازد. از همین جا تعبیرهایی مانند «کمند زلف» یا «اسیر کمند شدن» شکل گرفته‌اند. با این حال، وجود این معنای ادبی نباید پاسخ اصلی سرنخ را مبهم کند.

وقتی طراح جدول مستقیماً می‌گوید «ریسمان اسارت»، معنای ابزاریِ واژه در اولویت است: طنابی برای گرفتن و گرفتار کردن. اگر سرنخ به «گیسو»، «زلف» یا «دام دلبر» اشاره می‌کرد، آن‌وقت کاربرد استعاری «کمند» برجسته‌تر می‌شد.

کاربرد واژه در ترکیب‌های فارسی

شناخت چند ترکیب رایج کمک می‌کند پاسخ در ذهن تثبیت شود. «کمند انداختن» یعنی طناب حلقه‌دار را برای گرفتن کسی یا چیزی پرتاب کردن. «در کمند افتادن» می‌تواند هم به گرفتار شدن واقعی و هم به گرفتار شدن مجازی اشاره کند. «کمند زلف» نیز تصویر ادبی گیسویی است که مانند دام، دل را اسیر می‌کند.

کمند انداختن: به کار بردن کمند برای گرفتن، مهار کردن یا به دام انداختن.
در کمند افتادن: گرفتار شدن؛ چه به معنای واقعی و چه در زبان مجازی و ادبی.
کمند زلف: تشبیهی ادبی برای زلف بلند یا پیچان که به‌صورت نمادین دل را اسیر می‌کند.
کمندگیر یا کمندافکن: در بافت‌های روایی و پهلوانی، کسی که از کمند برای گرفتن هدف استفاده می‌کند.

اگر تعداد خانه‌های جدول متفاوت بود چه کنیم؟

تعداد خانه‌ها در جدول یک قرینه تعیین‌کننده است. برای همین بهتر است معنی سرنخ را همراه با طول جواب بخوانید، نه جدا از آن. در سرنخ حاضر، پاسخ تثبیت‌شده چهار حرف دارد و با «کمند» سازگار است؛ اما در جدول دیگری ممکن است طراح با عبارت نزدیک، پاسخ کوتاه‌تر یا عمومی‌تری بخواهد.

سه خانه «بند» یا گاهی «رسن» می‌تواند بررسی شود. میان این دو، «بند» به مفهوم اسارت نزدیک‌تر است و «رسن» به مفهوم ریسمان.
چهار خانه «کمند» قوی‌ترین گزینه است. «طناب» هم چهار حرف دارد، ولی سرنخِ اسارت را به اندازه کمند دقیق توضیح نمی‌دهد.
پنج خانه «زنجیر» از نظر اسارت قابل تصور است، اما چون ریسمان نیست، فقط وقتی حروف متقاطع یا شیوه طراح آن را تأیید کند باید جدی گرفته شود.
بدون تعداد خانه به واژه‌ای اولویت بدهید که بیشترین اجزای تعریف را هم‌زمان پوشش دهد؛ در اینجا همچنان «کمند» دقیق‌ترین پاسخ است.

چطور از روی حروف متقاطع مطمئن شویم؟

اگر بعضی خانه‌ها از قبل پر شده‌اند، الگوی حروف به‌سرعت پاسخ را تأیید می‌کند. برای «کمند» الگو باید با چهار جایگاه ک، م، ن، د سازگار باشد. وجود «م» در خانه دوم و «ن» در خانه سوم دو نشانه مهم‌اند؛ چون گزینه‌های عمومی مثل «طناب» ساختار حرفی کاملاً متفاوتی دارند.

همچنین بهتر است بین «تعداد حروف» و «تعداد خانه‌ها» تفاوتی قائل نشوید: در نوشتار معمول فارسی، «کمند» چهار حرف مستقل دارد. هیچ حرف مرکب یا نیم‌فاصله‌ای در آن وجود ندارد. بنابراین در جدول استاندارد، هر حرف دقیقاً یک خانه را می‌گیرد.

سه قرینه‌ای که پاسخ را قطعی‌تر می‌کنند

قرینه معنایی: سرنخ هم‌زمان از «ریسمان» و «اسارت» سخن می‌گوید؛ «کمند» هر دو را در یک واژه جمع می‌کند.
قرینه طول: پاسخ چهار حرفی است و «کمند» دقیقاً چهار حرف دارد.
قرینه کاربردی: در فارسی، کمند ابزاری برای گرفتن و مهار کردن شناخته می‌شود و به همین دلیل با مفهوم گرفتار شدن پیوند مستقیم دارد.

این سه قرینه کنار هم باعث می‌شوند گزینه‌های دورتر کنار بروند. برای نمونه «طناب» از نظر طول مناسب است اما کاربردش عمومی است؛ «بند» از نظر معنا نزدیک است اما سه حرف دارد؛ «دام» مفهوم گرفتاری را می‌رساند اما لزوماً ریسمان نیست؛ و «زنجیر» نیز هم از نظر جنس و هم از نظر طول با سرنخ فاصله دارد.

املای درست و تلفظ

املای درست پاسخ کمند است. در نوشتن آن «ک» آغازین، سپس «م»، «ن» و در پایان «د» می‌آید. شکل‌هایی که حرفی از این چهارگانه را حذف یا جابه‌جا کنند، پاسخ این سرنخ نیستند. در تلفظ رایج، واژه به صورت «کَمَند» خوانده می‌شود.

از نظر نگارشی نیز «کمند» یک واژه مستقل و پیوسته است؛ جدا نویسی ندارد و با فاصله یا نیم‌فاصله نوشته نمی‌شود. اگر در جدول حروف متقاطع شما به «ک م ن د» می‌رسند، نیازی به تغییر شکل یا افزودن حرف دیگری نیست.

یک جمع‌بندی کوتاه برای پر کردن خانه‌ها

پاسخ «ریسمان اسارت در جدول»: کمند

«کمند» واژه‌ای چهارحرفی و دقیق برای طناب یا ریسمانی است که برای گرفتار کردن و مهار به کار می‌رود. «بند» و «رسن» گزینه‌های نزدیک اما کوتاه‌ترند؛ «طناب» هم چهار حرف دارد، ولی معنای اسارت را به‌طور اختصاصی حمل نمی‌کند.

پاسخ: کمند تعداد حروف: ۴ املا: ک م ن د معنی کلیدی: ریسمانِ گرفتارکننده

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.