پرش به محتوای اصلی

حفر شده در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیم: کنده — جواب معیار و چهارحرفیِ «حفر شده» در جدول.

برای سرنخ «حفر شده»، دقیق‌ترین پاسخ عمومی کنده است. این واژه صفت مفعولیِ «کندن» است و بدون افزودن توضیح اضافی همان معنای «چیزی که آن را حفر کرده‌اند» یا «جایی که گود شده است» را می‌رساند. کوتاهی، آشنایی و انطباق کامل معنایی، آن را به انتخاب نخست طراحان جدول تبدیل می‌کند.

چرا «کنده» پاسخ درست است؟

ساخت واژه روشن است: از فعل کندن، صورتِ مفعولیِ کنده ساخته می‌شود؛ همان الگویی که در «بستن ← بسته» یا «نوشتن ← نوشته» دیده می‌شود. بنابراین وقتی سرنخ می‌گوید «حفر شده»، دنبال نام ابزار یا عمل حفاری نیست، بلکه صفتی می‌خواهد که نتیجه انجامِ عمل را نشان دهد. «کنده» دقیقاً همین نقش را دارد.

در جمله‌هایی مانند «چاه از پیش کنده بود»، «راهروی کنده در دل کوه» یا «گودال کنده‌شده»، هسته معنایی واژه همان حفر و ایجاد فضای خالی است. در جدول معمولاً عبارت کامل «کنده‌شده» کوتاه می‌شود و فقط بخش اصلی، یعنی «کنده»، در خانه‌ها قرار می‌گیرد.

پاسخ اصلی: کنده تعداد حروف: ۴ نقش دستوری: صفت مفعولی ریشه: کندن

املا و شمارش خانه‌ها

املای جواب ساده و پیوسته است و نیم‌فاصله یا نشانه اضافی ندارد. حروف آن از راست به چپ چنین‌اند:

ک ن د ه

پس کنده در جدول فارسی چهار خانه می‌گیرد. حرکت‌های کوتاه نوشته نمی‌شوند؛ بنابراین تفاوت تلفظ «کَنده» و «کُنده» تعداد خانه‌ها یا شکل نوشتاری را عوض نمی‌کند. اگر در تقاطع‌ها الگویی مانند «ک ـ د ه» یا «ـ ن د ه» دیده می‌شود، احتمال این پاسخ بسیار بالا است.

نکته املایی: در پاسخ جدول باید «کنده» بنویسید، نه «کنده‌»، «کنده شده» یا «کند». «کند» بن ماضی و همچنین صفتی به معنای آهسته یا غیرتیز است؛ اما «کنده» نتیجه انجامِ عمل کندن را بیان می‌کند.

ابهام مهم در تلفظ «کنده»

این جواب از دام‌های خوش‌ساخت جدول‌های فارسی است، چون یک صورت نوشتاری می‌تواند با دو تلفظ و چند معنی خوانده شود. در سرنخ «حفر شده»، تلفظ مورد نظر کَنده است؛ یعنی چیزی که کنده یا گود شده است. اما کُنده معمولاً به تنه یا قطعه ضخیم چوب گفته می‌شود و در کاربردهای قدیمی می‌تواند نام نوعی بند سنگین نیز باشد.

تلفظ درست برای این سرنخ

کَنده

صفت مفعولی از «کندن»؛ یعنی حفرشده، گودشده، جداشده یا از جا بیرون‌آورده‌شده. در این صفحه فقط معنای مرتبط با حفر مورد نظر است.

معنای انحرافی

کُنده

تنه و بخش ضخیم چوب یا درخت. نوشتارش همان است، ولی تلفظ و معنایش با پاسخِ «حفر شده» فرق دارد.

نبودِ اعراب در خط فارسی باعث می‌شود هر دو تلفظ یکسان نوشته شوند. حل‌کننده باید از معنای سرنخ کمک بگیرد، نه از شکل ظاهری واژه. اگر سرنخ «تنه درخت»، «چوب ستبر» یا «بخش پایینی درخت» باشد، همان چهار حرف با تلفظ «کُنده» خوانده می‌شود؛ ولی برای «حفر شده» خوانش «کَنده» درست است.

پاسخ‌های جایگزین؛ کدام واقعاً محتمل‌اند؟

تعداد خانه‌ها همیشه تعیین‌کننده است. با این حال هر واژه‌ای که به کندن ارتباط دارد، جانشین دقیق «حفر شده» نیست. گزینه‌های زیر از نظر معنا و کاربرد جدولی با هم تفاوت دارند:

کنده
۴ حرف
پاسخ اصلی، فارسی، رایج و دقیق برای سرنخ عمومی «حفر شده». تا وقتی تقاطع‌ها خلاف آن را نشان ندهند، انتخاب نخست است.
محفور
۵ حرف
معادل رسمی و عربیِ «حفرشده» یا «کنده‌شده». در جدول‌های ادبی، حقوقی یا دشوار و به‌ویژه وقتی پنج خانه وجود دارد، گزینه‌ای معتبر است.
منقور
۵ حرف
بیشتر به معنای کنده‌کاری‌شده، نقرشده یا سوراخ‌شده است. برای نوشته، نقش یا طرحی که روی سنگ و فلز کنده شده مناسب‌تر از یک گودال معمولی است.
کاویده
۶ حرف
صورت مفعولیِ «کاویدن» و از نظر معنایی نزدیک است، اما ادبی‌تر و کم‌کاربردتر از «کنده» است. برخلاف یک اشتباه رایج، پنج‌حرفی نیست.
حفرشده
۶ حرف
با حذف فاصله یا نیم‌فاصله شش حرف دارد، اما معمولاً خودِ عبارت سرنخ را به‌عنوان جواب تکرار نمی‌کنند؛ پس فقط در ساختارهای خاص قابل تصور است.
دو گزینه نامناسب: «کاو» سه حرف دارد، اما معمولاً بنِ مضارع یا صورت امریِ «کاویدن» است و معنای «حفر کن» یا «می‌کاود» می‌دهد، نه «حفر شده». همچنین «مفرغ» نام آلیاژی از مس و قلع است و از نظر معنایی پاسخ این سرنخ نیست. شباهت ظاهری یا حضور در فهرست‌های پراکنده، برای معتبر شدن یک جواب کافی نیست.

تفاوت «محفور» و «منقور»

این دو واژه پنج‌حرفی‌اند و ممکن است در جدول‌های دشوار ظاهر شوند، اما یکسان نیستند. محفور مستقیماً از ریشه «حفر» ساخته شده و برای چاه، گودال، قبر، کانال یا هر فضای کنده‌شده کاربرد دقیق‌تری دارد. بنابراین اگر سرنخ بدون زمینه فقط «حفر شده» باشد و پنج خانه بخواهد، «محفور» از نظر واژه‌سازی پاسخ مستقیم‌تری است.

منقور از خانواده «نقر» است و بر اثرِ ضربه، تراش یا کندن روی سطح تأکید دارد. در ترکیب‌هایی مانند نقش منقور، نوشته منقور، سنگ منقور یا فلز منقور، معنای «حک‌شده و کنده‌کاری‌شده» برجسته است. پس وجود واژه‌هایی مانند «کتیبه»، «سنگ»، «فلز»، «نقش» یا «حکاکی» در سرنخ، احتمال «منقور» را بالا می‌برد؛ اما برای زمین و چاه، «محفور» طبیعی‌تر است.

آیا «کاویده» می‌تواند جواب باشد؟

بله، ولی نه به اندازه «کنده». «کاویده» از «کاویدن» می‌آید و می‌تواند درباره زمینی که کاوش شده، فضایی که در صخره ایجاد شده یا محوطه‌ای باستانی که مورد کاوش قرار گرفته به کار رود. این واژه افزون بر معنای فیزیکیِ کندن، گاهی مفهوم بررسی و جست‌وجوی عمیق را نیز تداعی می‌کند؛ به همین دلیل دامنه‌اش کمی وسیع‌تر از «حفر شده» است.

از نظر شمارش نیز باید دقیق بود: «کاویده» شامل ک، ا، و، ی، د، ه است و شش حرف دارد. اگر جدول شش خانه دارد و حروف تقاطعی با الگوی «ک ا و ی د ه» سازگارند، می‌توان آن را پذیرفت؛ ولی در یک سرنخ چهارخانه‌ای همچنان «کنده» پاسخ قطعی‌تر است.

روش انتخاب جواب با کمک تقاطع‌ها

تعداد خانه‌ها را بشمارید. چهار خانه تقریباً مستقیم به «کنده» می‌رسد؛ پنج خانه «محفور» یا در زمینه حکاکی «منقور» را مطرح می‌کند؛ شش خانه می‌تواند «کاویده» باشد.
جنسِ چیزی را که حفر شده پیدا کنید. زمین، چاه، کانال و قبر به «کنده» یا «محفور» نزدیک‌اند؛ سنگ‌نوشته و نقش روی فلز به «منقور» نزدیک‌ترند.
نقش دستوری را بررسی کنید. سرنخ «حفر شده» صفت مفعولی می‌خواهد. واژه‌ای مانند «کاو» که امر یا بن مضارع است، از این آزمون عبور نمی‌کند.
حروف قطعی را روی گزینه‌ها بیندازید. برای «کنده»، حرف اول ک، حرف دوم ن، حرف سوم د و حرف آخر ه است. حتی دو تقاطع درست معمولاً ابهام را برطرف می‌کند.

کاربردهای معنایی «کنده»

«کنده» فقط به یک چاله در خاک محدود نیست. هر جا ماده‌ای با کندن، تراشیدن یا بیرون آوردن کنار رفته باشد، این صفت می‌تواند به نتیجه کار اشاره کند. با این حال در جدول باید نزدیک‌ترین معنای فعال شود و معانی دیگر کنار گذاشته شوند.

زمین کنده: بخشی از زمین که خاک آن برداشته و گود شده است.
چاه کنده: چاهی که حفاری آن انجام شده یا آماده استفاده است.
فضای کنده در صخره: اتاق، راهرو یا پناهگاهی که با برداشتن سنگ ایجاد شده است.
نقش کنده: طرحی که روی سطح فرو رفته است؛ در متن تخصصی‌تر ممکن است «منقور» یا «حک‌شده» ترجیح داده شود.

همین واژه در بافت‌های دیگری معنای «جداشده از جای خود» نیز دارد؛ مانند «گل کنده» یا «میوه کنده‌شده». این معنا از همان فعل «کندن» می‌آید، اما برای سرنخ حاضر، قرینه «حفر» خواننده را به معنای گود کردن زمین یا ماده‌ای سخت هدایت می‌کند.

چرا «کند» جواب کامل نیست؟

گاهی به دلیل شباهت نوشتاری، «کند» به ذهن می‌رسد. این واژه می‌تواند بن ماضیِ «کندن» باشد، مثل «او زمین را کند»، یا صفتی به معنای آهسته و کم‌سرعت، و نیز در ترکیب «چاقوی کند» به معنای غیرتیز. هیچ‌یک به‌تنهایی ساخت مفعولیِ «حفر شده» را نمی‌سازند. افزودن «ه» پایانی است که صورت نتیجه‌محورِ کنده را پدید می‌آورد.

جمع‌بندی مخصوص خانه‌های جدول

حفر شده = کنده

این جواب چهار حرف دارد و با تلفظ «کَنده» خوانده می‌شود. فقط زمانی سراغ گزینه دیگری بروید که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی صریحاً آن را رد کند: «محفور» و «منقور» پنج‌حرفی‌اند و «کاویده» شش‌حرفی است.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.