پرش به محتوای اصلی

تکه چوب شکافتن کنده در جدول

۶ دقیقه مطالعه
پاسخ جدول:گوه۳ حرف

برای سرنخ «تکه چوب شکافتن کنده»، دقیق‌ترین جواب گوه است. این واژه به قطعه‌ای باریک و شیب‌دار اشاره دارد که در شکاف کنده قرار می‌گیرد تا دهانه شکاف بازتر بماند و ادامه شکافتن آسان شود. تطابق روشن معنی، ساخت فشرده سرنخ و سه‌حرفی بودن پاسخ، احتمال‌های دیگر را کنار می‌زند.

خواندن دقیق سرنخ

چرا «گوه» پاسخ درست است؟

در جدول‌ها، عبارت‌ها معمولاً بدون کسره و حرف اضافه نوشته می‌شوند. صورت کامل‌تر این سرنخ چنین است: «تکه چوبی برای شکافتن کنده» یا «تکه چوبی که هنگام شکافتن کنده در شکاف می‌گذارند». پس منظور خرده‌چوبی نیست که پس از شکستن کنده به وجود آمده باشد؛ منظور ابزاری است که خود فرایند شکافتن را پیش می‌برد.

تکه چوببه شکل سنتی ابزار اشاره دارد؛ گوه می‌تواند چوبی باشد.
شکافتنکار گوه باز کردن تدریجی شکاف و دور کردن دو سوی جسم است.
کندهاز کاربردهای شناخته‌شده گوه، هیزم‌شکنی و باز نگه داشتن ترک کنده است.
نکته تعیین‌کننده: «گوه» هم نام یک قطعه واقعی است و هم نام سازوکاری که فشار را به دو سوی شکاف منتقل می‌کند. همین انطباق دوگانه باعث می‌شود واژه دقیقاً با تصویر عملی سرنخ جور درآید.
املا و تعداد خانه

پاسخ را چگونه در جدول بنویسیم؟

سه خانه، سه حرف

واژه بدون فاصله و نیم‌فاصله نوشته می‌شود:

گوه
املای معیار
گوه
تعداد حروف
۳ حرف
خوانش رایج
گُوِه
نوع واژه
اسم ابزار یا قطعه گوه‌ای‌شکل

دام املایی: «کوه»، «گوی» و «گواه» از نظر ظاهر نزدیک‌اند، اما معنا و تعداد حروفشان با سرنخ نمی‌خواند. «گُه» نیز واژه‌ای دیگر با املای متفاوت است و به معنی ابزاری «گوه» ارتباطی ندارد.

تصویر ذهنی پاسخ

گوه چگونه کنده را می‌شکافد؟

گوه یک سر باریک و بخشی پهن‌تر دارد. لبه باریک در ترک اولیه قرار می‌گیرد. وقتی به بخش پهن ضربه وارد می‌شود، دو سطح مایل گوه به دیواره‌های شکاف فشار می‌آورند و آن‌ها را از یکدیگر دور می‌کنند.

۱لبه باریک گوه وارد شکاف اولیه کنده می‌شود.
۲ضربه، گوه را عمیق‌تر در امتداد الیاف چوب می‌راند.
۳سطوح مایل، نیروی رو به پایین را به فشار رو به بیرون تبدیل می‌کنند.
از دید مکانیکی، گوه یکی از ماشین‌های ساده و در اصل دو سطح شیب‌دار روبه‌روی هم است. گوه نیرو تولید نمی‌کند؛ جهت و محل اثر نیروی ضربه را تغییر می‌دهد تا فشار بر لبه‌ای کوچک متمرکز و سپس به دو طرف شکاف منتقل شود.
مقایسه احتمال‌ها

چرا گزینه‌های نزدیک جای «گوه» را نمی‌گیرند؟

چند واژه با بریدن، شکافتن یا شکل مثلثی ارتباط دارند، اما برای انتخاب جواب باید معنا، تعداد خانه و نحوه بیان سرنخ را هم‌زمان سنجید.

پاسخ قطعی

گوه

۳ حرف. همان قطعه‌ای است که در شکاف کنده قرار می‌گیرد و با پیشروی خود شکاف را بازتر می‌کند. هر سه جزء سرنخ را پوشش می‌دهد.

ابزار نزدیک

اسکنه

۵ حرف. ابزار لبه‌داری برای تراشیدن، بریدن یا کندن است. ممکن است شکلی گوه‌مانند داشته باشد، اما تعریف سرنخ به قطعه داخل شکاف اشاره دارد.

عامل برش

تبر

۳ حرف. تبر شکاف اولیه را می‌سازد و تیغه‌اش مانند گوه عمل می‌کند، ولی خود واژه «تکه چوب» نیست و نام یک ابزار دسته‌دار است.

هم‌معنی قدیمی

فانه یا پانه

۴ حرف. این واژه‌ها در فرهنگ‌های قدیمی به معنی گوه یا قطعه مشابه آمده‌اند، اما برای سرنخ رایج سه‌خانه‌ای، «گوه» کوتاه‌تر و مستقیم‌تر است.

شباهت شکلی

قاچ

۳ حرف. قاچ بیشتر برشی از میوه، خوراکی یا بخشی گوه‌ای‌شکل است. شباهت هندسی دارد، اما نام معمول ابزار شکافتن کنده نیست.

نتیجه کار

تراشه یا خرده‌چوب

این واژه‌ها محصول بریدن و تراشیدن چوب‌اند. سرنخ درباره چیزی است که در عملیات شکافتن به کار می‌رود، نه چیزی که پس از آن باقی می‌ماند.

معنا در بافت

گوه چوبی، گوه فلزی و شکل گوه‌ای

سرنخ بر نوع چوبی تأکید دارد، اما گوه می‌تواند از چوب، فلز یا ماده‌ای مقاوم ساخته شود. گوه چوبی در کارهای سنتی برای باز نگه داشتن شکاف و تنظیم قطعات مناسب است. گوه فلزی تحمل ضربه بیشتری دارد و در شکافتن کنده‌های سخت یا کارهای صنعتی استفاده می‌شود. در هر دو حالت، شکل باریک‌شونده و سطوح مایل ویژگی اصلی‌اند.

گاهی «گوه» نام یک قطعه مستقل است و گاهی توصیف شکل بخش کارگر یک ابزار. تیغه تبر، نوک میخ و لبه اسکنه از نظر مکانیکی رفتار گوه‌ای دارند، اما سرنخ حاضر معنای نخست را می‌خواهد: قطعه‌ای که در شکاف فرو می‌رود و آن را بازتر نگه می‌دارد.

نشانه معناییقطعه‌ای برای باز کردن یا باز نگه داشتن شکاف.
نشانه ساختارییک سر باریک و سطوح مایل رو به بخش پهن‌تر.
نشانه جدولیپاسخی سه‌حرفی با ترتیب «گ، و، ه».
کاربرد در جمله

چند مثال برای تثبیت معنی

در جمله «هیزم‌شکن گوه را در ترک کنده کوبید»، واژه نام یک قطعه مستقل است. در جمله «تیغه تبر مانند گوه عمل می‌کند»، واژه به شکل و سازوکار اشاره دارد. در عبارت «گوه چوبی زیر پایه قرار گرفت»، هدف شکافتن نیست، بلکه ثابت کردن و تنظیم ارتفاع است. هسته مشترک این کاربردها قطعه‌ای باریک‌شونده است که با فشار، فاصله ایجاد می‌کند یا حرکت را مهار می‌سازد.

وجود هم‌زمان سه واژه «تکه چوب»، «شکافتن» و «کنده» ابهام را از بین می‌برد. منظور نه یک شکل هندسی صرف، نه خرده باقی‌مانده از چوب و نه ابزار کامل دیگری مانند تبر است؛ منظور همان گوه چوبی هیزم‌شکن است.

ابهام‌های رایج

پرسش‌های کوتاه درباره پاسخ

آیا گوه حتماً چوبی است؟
خیر. گوه می‌تواند چوبی یا فلزی باشد. صورت این سرنخ تعریف سنتی گوه چوبی را هدف گرفته است؛ همان قطعه‌ای که هنگام شکافتن کنده در شکاف می‌گذارند.
چرا با وجود سه‌حرفی بودن، «تبر» درست نیست؟
تبر یک ابزار کامل با دسته و تیغه است، نه تکه چوب مورد اشاره. تیغه تبر مانند گوه کار می‌کند، اما قطعه‌ای که در شکاف می‌ماند و آن را بازتر می‌کند «گوه» نام دارد.
آیا «قاچ» جواب جایگزین است؟
تنها در سرنخی که بر شکل یا برش گوه‌ای تأکید کند می‌توان قاچ را بررسی کرد. در عبارت دقیق حاضر، معنای ابزاری «گوه» روشن‌تر و معیارتر است.
اگر جدول چهار خانه داشت چه؟
باید حروف متقاطع و صورت دقیق سؤال را دوباره دید. واژه‌های قدیمی «فانه» و «پانه» چهارحرفی و نزدیک‌اند، اما برای این سرنخ شناخته‌شده و پاسخ سه‌حرفی، انتخاب درست «گوه» است.

کنترل نهایی: تعریف با قطعه داخل شکاف تطابق دارد، جواب سه خانه را پر می‌کند و ترتیب حروف آن گ ـ و ـ ه است.

پاسخ «تکه چوب شکافتن کنده در جدول»: گوه.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.