برای سرنخ «تکه چوب شکافتن کنده»، دقیقترین جواب گوه است. این واژه به قطعهای باریک و شیبدار اشاره دارد که در شکاف کنده قرار میگیرد تا دهانه شکاف بازتر بماند و ادامه شکافتن آسان شود. تطابق روشن معنی، ساخت فشرده سرنخ و سهحرفی بودن پاسخ، احتمالهای دیگر را کنار میزند.
چرا «گوه» پاسخ درست است؟
در جدولها، عبارتها معمولاً بدون کسره و حرف اضافه نوشته میشوند. صورت کاملتر این سرنخ چنین است: «تکه چوبی برای شکافتن کنده» یا «تکه چوبی که هنگام شکافتن کنده در شکاف میگذارند». پس منظور خردهچوبی نیست که پس از شکستن کنده به وجود آمده باشد؛ منظور ابزاری است که خود فرایند شکافتن را پیش میبرد.
پاسخ را چگونه در جدول بنویسیم؟
سه خانه، سه حرف
واژه بدون فاصله و نیمفاصله نوشته میشود:
- املای معیار
- گوه
- تعداد حروف
- ۳ حرف
- خوانش رایج
- گُوِه
- نوع واژه
- اسم ابزار یا قطعه گوهایشکل
دام املایی: «کوه»، «گوی» و «گواه» از نظر ظاهر نزدیکاند، اما معنا و تعداد حروفشان با سرنخ نمیخواند. «گُه» نیز واژهای دیگر با املای متفاوت است و به معنی ابزاری «گوه» ارتباطی ندارد.
گوه چگونه کنده را میشکافد؟
گوه یک سر باریک و بخشی پهنتر دارد. لبه باریک در ترک اولیه قرار میگیرد. وقتی به بخش پهن ضربه وارد میشود، دو سطح مایل گوه به دیوارههای شکاف فشار میآورند و آنها را از یکدیگر دور میکنند.
چرا گزینههای نزدیک جای «گوه» را نمیگیرند؟
چند واژه با بریدن، شکافتن یا شکل مثلثی ارتباط دارند، اما برای انتخاب جواب باید معنا، تعداد خانه و نحوه بیان سرنخ را همزمان سنجید.
گوه
۳ حرف. همان قطعهای است که در شکاف کنده قرار میگیرد و با پیشروی خود شکاف را بازتر میکند. هر سه جزء سرنخ را پوشش میدهد.
اسکنه
۵ حرف. ابزار لبهداری برای تراشیدن، بریدن یا کندن است. ممکن است شکلی گوهمانند داشته باشد، اما تعریف سرنخ به قطعه داخل شکاف اشاره دارد.
تبر
۳ حرف. تبر شکاف اولیه را میسازد و تیغهاش مانند گوه عمل میکند، ولی خود واژه «تکه چوب» نیست و نام یک ابزار دستهدار است.
فانه یا پانه
۴ حرف. این واژهها در فرهنگهای قدیمی به معنی گوه یا قطعه مشابه آمدهاند، اما برای سرنخ رایج سهخانهای، «گوه» کوتاهتر و مستقیمتر است.
قاچ
۳ حرف. قاچ بیشتر برشی از میوه، خوراکی یا بخشی گوهایشکل است. شباهت هندسی دارد، اما نام معمول ابزار شکافتن کنده نیست.
تراشه یا خردهچوب
این واژهها محصول بریدن و تراشیدن چوباند. سرنخ درباره چیزی است که در عملیات شکافتن به کار میرود، نه چیزی که پس از آن باقی میماند.
گوه چوبی، گوه فلزی و شکل گوهای
سرنخ بر نوع چوبی تأکید دارد، اما گوه میتواند از چوب، فلز یا مادهای مقاوم ساخته شود. گوه چوبی در کارهای سنتی برای باز نگه داشتن شکاف و تنظیم قطعات مناسب است. گوه فلزی تحمل ضربه بیشتری دارد و در شکافتن کندههای سخت یا کارهای صنعتی استفاده میشود. در هر دو حالت، شکل باریکشونده و سطوح مایل ویژگی اصلیاند.
گاهی «گوه» نام یک قطعه مستقل است و گاهی توصیف شکل بخش کارگر یک ابزار. تیغه تبر، نوک میخ و لبه اسکنه از نظر مکانیکی رفتار گوهای دارند، اما سرنخ حاضر معنای نخست را میخواهد: قطعهای که در شکاف فرو میرود و آن را بازتر نگه میدارد.
چند مثال برای تثبیت معنی
در جمله «هیزمشکن گوه را در ترک کنده کوبید»، واژه نام یک قطعه مستقل است. در جمله «تیغه تبر مانند گوه عمل میکند»، واژه به شکل و سازوکار اشاره دارد. در عبارت «گوه چوبی زیر پایه قرار گرفت»، هدف شکافتن نیست، بلکه ثابت کردن و تنظیم ارتفاع است. هسته مشترک این کاربردها قطعهای باریکشونده است که با فشار، فاصله ایجاد میکند یا حرکت را مهار میسازد.
وجود همزمان سه واژه «تکه چوب»، «شکافتن» و «کنده» ابهام را از بین میبرد. منظور نه یک شکل هندسی صرف، نه خرده باقیمانده از چوب و نه ابزار کامل دیگری مانند تبر است؛ منظور همان گوه چوبی هیزمشکن است.
پرسشهای کوتاه درباره پاسخ
آیا گوه حتماً چوبی است؟
چرا با وجود سهحرفی بودن، «تبر» درست نیست؟
آیا «قاچ» جواب جایگزین است؟
اگر جدول چهار خانه داشت چه؟
کنترل نهایی: تعریف با قطعه داخل شکاف تطابق دارد، جواب سه خانه را پر میکند و ترتیب حروف آن گ ـ و ـ ه است.
پاسخ «تکه چوب شکافتن کنده در جدول»: گوه.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!