چرا «جبران» پاسخ تلافی نمودن در جدول است؟
پاسخ استاندارد و دقیق سرنخ «تلافی نمودن» واژه جبران است. این پاسخ هم از نظر معنی با عبارت راهنما تطابق مستقیم دارد، هم پنجحرفی است و هم بدون افزودن «کردن» یا «نمودن» در خانههای جدول قرار میگیرد.
معنی دقیق سرنخ
«تلافی نمودن» صورت رسمیترِ «تلافی کردن» است. در این ترکیب، «نمودن» فعل کمکی است و معنای اصلی را «تلافی» میسازد. هنگامی که این عبارت به یک پاسخ کوتاه جدولی تبدیل میشود، طبیعیترین معادل آن «جبران» است؛ یعنی زیان، کمبود، کوتاهی، لطف یا عملی را با کاری متناسب پاسخ دادن و اثر آن را برطرف یا متعادل کردن.
در زبان روزمره، تلافی گاهی با حس انتقام شنیده میشود، اما معنای آن فقط منفی نیست. میتوان محبت کسی را تلافی کرد، زحمت او را جبران کرد، خسارتی را جبران کرد یا عقبماندگی را جبران کرد. به همین دلیل «جبران» برای سرنخی که هیچ قرینه منفی ندارد، از «انتقام» فراگیرتر و دقیقتر است.
تلافی میتواند مثبت، خنثی یا منفی باشد
همین دامنه سهگانه نشان میدهد که مساوی گرفتن همیشگی «تلافی» با «انتقام» درست نیست. انتقام فقط بخش منفی معنا را پوشش میدهد، در حالی که جبران هم کاربرد اصلاحی دارد و هم میتواند پاسخ به نیکی باشد.
شمارش حروف و املای درست
واژه «جبران» دقیقاً پنج حرف دارد. حرکتها و نشانههای آوایی در جدول خانه جداگانه نمیگیرند و هر حرف در یک خانه نوشته میشود:
الگوی پاسخ: ج ـ ب ـ ر ـ ا ـ ن. املای درست همین است و شکلهایی مانند «جبرون» یا افزودن «کردن» برای پاسخ پنجخانهای نادرست است.
گزینههای جایگزین و تفاوت آنها
حروف تقاطعی ممکن است نشان دهند که طراح، معنای محدودتری از تلافی را در نظر گرفته است. این گزینهها محتملاند، اما بدون قرینه اضافی جای «جبران» را نمیگیرند.
چرا پاسخ به صورت «جبران کردن» نوشته نمیشود؟
شیوه رایج سرنخنویسی
در جدولهای فارسی، عبارت راهنما ممکن است مصدر مرکب باشد، اما پاسخ فقط هسته واژگانی آن نوشته شود. بنابراین «تلافی نمودن» به «جبران» تبدیل میشود، نه به ترکیب بلند «جبران کردن».
تناسب با خانهها
«جبران» پنج خانه میگیرد. افزودن «کردن» پاسخ را بلند و ناسازگار با الگوی معمول جدول میکند. حروف متقاطع نیز معمولاً همین صورت کوتاه را تأیید میکنند.
ریشه و کاربرد واژه جبران
«جبران» واژهای عربیتبار و در فارسی کاملاً جاافتاده است و با خانواده «جبر» پیوند دارد. هسته معنایی این خانواده به ترمیم، اصلاح و بازگرداندن چیز آسیبدیده یا ناقص به وضع بهتر مربوط میشود. در فارسی امروز نیز همین تصویر باقی مانده است: چیزی کم شده یا زیانی پدید آمده و با عمل دیگری تعادل دوباره برقرار میشود.
کاربرد اصلاحی
جبران خسارت، جبران اشتباه، جبران کمبود و جبران عقبماندگی؛ در همه این نمونهها هدف، رفع اثر منفی یا کاستی است.
کاربرد متقابل
جبران محبت یا جبران زحمت؛ در این کاربرد، شخص میکوشد پاسخ شایستهای به نیکی دیگری بدهد، نه اینکه انتقام بگیرد.
اگر حروف تقاطعی با جبران سازگار نبود
- تعداد خانهها را دوباره بشمارید. جبران پنج خانه دارد و هیچ فاصله یا نشانهای در شمارش وارد نمیشود.
- پاسخهای عمودی و افقی قطعی را جدا کنید. ممکن است ناسازگاری از جواب دیگری آمده باشد، نه از این سرنخ.
- بار معنایی را بررسی کنید. نشانههای خشم و مجازات به تقاص یا انتقام نزدیکاند؛ نشانههای لطف به پاداش.
- نقش واژه را بسنجید. تاوان و جزا بیشتر نامِ نتیجهاند؛ جبران بهتر جانشین عمل «تلافی نمودن» میشود.
پاسخ آماده برای ثبت
پاسخ نهایی: جبران
این واژه پنجحرفی از نظر معنی، املا و ساخت با سرنخ «تلافی نمودن» هماهنگ است. تنها هنگامی گزینه دیگری را انتخاب کنید که تعداد خانهها و حروف تقاطعی بهروشنی معنای خاصتری مانند انتقام، تقاص یا پاداش را تحمیل کنند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد!