پرش به محتوای اصلی

بی دوام در جدول

۸ دقیقه مطالعه
پاسخ مستقیمسست

برای سرنخ «بی دوام» در جدول، پاسخ پیشنهادی و معتبر سست است. این واژه از نظر معنا، نقش دستوری و شیوه رایج طراحی سرنخ‌های کوتاه با پرسش هماهنگ است؛ با این حال تعداد خانه‌ها و حروف تقاطعی می‌تواند در بعضی جدول‌ها گزینه‌ای مانند «فانی»، «گذرا» یا «ناپایدار» را ترجیح دهد.

چرا «سست» دقیق‌ترین پاسخ این سرنخ است؟

«بی‌دوام» صفت چیزی است که استحکام، ماندگاری یا پایداری کافی ندارد. «سست» نیز در کاربرد فارسی می‌تواند چیزی را توصیف کند که محکم و استوار نیست و زود آسیب می‌بیند، فرو می‌ریزد یا اعتبارش را از دست می‌دهد. همین هم‌پوشانی معنایی باعث می‌شود طراحان جدول برای سرنخ کوتاه «بی دوام» غالباً به «سست» برسند.

نکته مهم این است که «سست» فقط برابر «ضعیف» نیست. در جمله‌هایی مانند «دیوار سست»، «پیوند سست»، «استدلال سست» یا «قول سست»، واژه به نبود استحکام و قابلیت اتکا اشاره می‌کند؛ یعنی همان کیفیتی که می‌تواند به بی‌دوامی بینجامد. بنابراین ارتباط این دو واژه صرفاً تداعی آزاد نیست، بلکه یک رابطه معنایی روشن و جاافتاده است.

نکته شمارشی: «سست» در خط فارسی از سه حرف تشکیل شده است: س + س + ت. گاهی شکل ظاهری واژه یا شمردن آواها باعث می‌شود تعداد آن اشتباه اعلام شود، اما در جدول کلمات متقاطع باید سه خانه برای آن در نظر گرفت.
س س ت

معنای دقیق «بی‌دوام» و دامنه کاربرد آن

«بی‌دوام» از پیشوند «بی» و اسم «دوام» ساخته شده و در اصل یعنی «فاقد دوام». دوام می‌تواند به ماندگاری زمانی، استحکام فیزیکی، ثبات یک وضعیت یا استمرار یک رابطه اشاره کند. به همین دلیل پاسخ مناسب در جدول همیشه فقط با معنی فرهنگ‌نامه‌ای تعیین نمی‌شود؛ زمینه سرنخ و تعداد خانه‌ها نیز نقش دارد.

بی‌دوامِ فیزیکیسست

برای دیوار، پایه، بافت، اتصال، جنس یا سازه‌ای که استحکام کافی ندارد، «سست» طبیعی‌ترین معادل کوتاه است.

بی‌دوامِ زمانیگذرا / فانی

برای شادی، فرصت، عمر، جهان یا حالتی که زود پایان می‌یابد، واژه‌های زمان‌محور دقیق‌تر می‌شوند.

بی‌دوامِ ساختاریناپایدار

برای وضعیت، نظام، تعادل یا شرایطی که ثبات ندارد، «ناپایدار» معنای مستقیم‌تر و رسمی‌تری دارد.

بی‌دوامِ ادبیفانی / بی‌بقا

در بافت ادبی و فلسفی، نبود ماندگاری و زوال‌پذیری معمولاً با «فانی» یا «بی‌بقا» بیان می‌شود.

مقایسه گزینه‌های واقعاً محتمل

وجود چند مترادف به این معنا نیست که همه آن‌ها برای هر جدولی یکسان‌اند. پاسخ ذخیره‌شده «سست» از نظر کوتاهی و کاربرد جدولی انتخاب درستی است، اما برای حل قطعی باید تعداد خانه‌ها و حروف از قبل پرشده را هم دید.

سست
۳ حرف
بهترین گزینه کوتاه؛ مناسب برای چیزی که محکم، استوار یا قابل اتکا نیست. پاسخ اصلی این سرنخ.
فانی
۴ حرف
بیشتر برای انسان، جهان، زندگی یا امور زوال‌پذیر؛ رنگ‌وبوی ادبی و فلسفی دارد.
گذرا
۴ حرف
برای حالت یا رویدادی کوتاه‌مدت، مانند اندوه گذرا یا فرصت گذرا؛ تأکید آن بر زمان است.
بی‌بقا
۵ حرف
معادل ادبیِ فاقد ماندگاری. نیم‌فاصله خانه جداگانه نمی‌گیرد و فقط حروف شمرده می‌شوند.
زودگذر
۶ حرف
برای احساس، دوره، شهرت یا پدیده‌ای که سریع پایان می‌یابد؛ از «سست» زمان‌محورتر است.
ناپایدار
۸ حرف
برابر مستقیم و رسمی؛ مناسب جدول‌هایی با خانه‌های بیشتر و زمینه ثبات، تعادل یا استمرار.
سست‌بنیاد
۸ حرف
برای فکر، ادعا، سازمان یا ساختاری با پایه ضعیف؛ از نظر معنایی محدودتر از «بی‌دوام» است.
اصلاح یک اشتباه رایج: شمارش درست «ناپایدار» هشت حرف، «زودگذر» شش حرف و «سست‌بنیاد» هشت حرف است. نیم‌فاصله یا خط پیوند، حرف و خانه مستقل به شمار نمی‌آید.

چگونه از روی خانه‌های جدول پاسخ را قطعی کنیم؟

  1. سه خانه: «سست» نخستین انتخاب است. «ترد» هم سه حرف دارد، اما بیشتر معنای شکننده و زودشکن می‌دهد و فقط در زمینه جنس یا بافت مناسب است.
  2. چهار خانه: «فانی» یا «گذرا» را با حروف تقاطعی بررسی کنید. فانی برای زوال‌پذیری و گذرا برای کوتاه‌مدت بودن مناسب‌تر است.
  3. پنج خانه: «بی‌بقا» احتمال دارد، به‌ویژه وقتی لحن سرنخ ادبی باشد یا حرف اول «ب» و حرف پایانی «ا» از تقاطع‌ها مشخص شده باشد.
  4. شش خانه: «زودگذر» گزینه‌ای روشن است، به‌خصوص اگر سرنخ درباره حالت، شهرت، شادی یا دوره زمانی باشد.
  5. هشت خانه: «ناپایدار» معمولاً دقیق‌ترین انتخاب است؛ «سست‌بنیاد» فقط وقتی می‌نشیند که مفهوم پایه و اساس ضعیف در میان باشد.
نمونه تصمیم‌گیری: اگر پاسخ سه خانه دارد و حرف آخر از واژه عمودی ت درآمده باشد، الگوی س س ت تقریباً قطعی است. اگر چهار خانه باشد و حرف دوم ا باشد، «فانی» از «گذرا» محتمل‌تر می‌شود؛ اما اگر حرف دوم ذ باشد، «گذرا» پاسخ سازگار است.

تفاوت «سست» با واژه‌های نزدیک

سست و ترد

«ترد» معمولاً چیزی است که با فشار یا ضربه به‌آسانی می‌شکند؛ مانند شاخه ترد یا ماده ترد. «سست» دامنه گسترده‌تری دارد و می‌تواند برای اتصال، ساختار، تصمیم، استدلال یا حتی اراده نیز به کار رود. بنابراین برای سرنخ عمومی «بی دوام»، سست انتخاب فراگیرتری است؛ ولی برای سرنخی مانند «شکننده و زودشکن»، ترد دقیق‌تر خواهد بود.

سست و فانی

«فانی» بر پایان‌پذیری و نابودی تأکید می‌کند، نه لزوماً بر ضعف یا نامحکم بودن. یک عمر فانی است، اما معمولاً آن را «سست» نمی‌نامیم. در مقابل، یک پل می‌تواند سست باشد، ولی «فانی» برای آن انتخاب طبیعی روزمره نیست. پس بافت ادبی و موضوع سرنخ تعیین می‌کند کدام واژه برتری دارد.

سست و ناپایدار

«ناپایدار» از نظر معنای لغوی نزدیک‌ترین برابر گسترده برای بی‌دوام است، اما طول بیشتری دارد و رسمی‌تر است. در جدول‌های کوتاه، طراح غالباً از «سست» استفاده می‌کند تا پاسخ فشرده بماند. اگر هشت خانه در اختیار باشد یا سرنخ به وضعیت و ثبات اشاره کند، ناپایدار گزینه قوی‌تری می‌شود.

سست و ضعیف

«ضعیف» بیشتر به کمبود نیرو، توان یا کیفیت اشاره دارد؛ «سست» افزون بر ضعف، مفهوم نامحکم و نااستوار بودن را نیز حمل می‌کند. برای همین «ضعیف» همیشه معادل دقیق بی‌دوام نیست. مثلاً صدای ضعیف الزاماً بی‌دوام نیست، اما اتصال سست معمولاً دوام و اطمینان کمی دارد.

املای درست سرنخ و پاسخ

در نگارش معیار، «بی‌دوام» با نیم‌فاصله نوشته می‌شود، زیرا «بی» پیشوندی است که به واژه پس از خود می‌پیوندد. در برخی فرهنگ‌های قدیمی یا متن‌های دیجیتال ممکن است صورت «بیدوام» یا «بی دوام» دیده شود. این تفاوت نگارشی معنای سرنخ را عوض نمی‌کند، اما برای متن ویرایش‌شده، شکل «بی‌دوام» خواناتر و معیارتر است.

پاسخ «سست» ساده و بدون نیم‌فاصله نوشته می‌شود. نباید آن را با «سستی» یکی گرفت. «سست» صفت است، ولی «سستی» اسمِ حالت است. اگر سرنخ «بی‌دوامی»، «ضعف» یا «حالتِ سست بودن» باشد، پاسخ «سستی» می‌تواند مطرح شود؛ برای خود صفت «بی‌دوام»، پاسخ «سست» مناسب‌تر است.

بی‌دوام ← سست: تطابق صفت با صفت و مناسب برای سه خانه.

بی‌دوامی ← سستی: تطابق اسم حالت با اسم حالت.

!

بی‌وفا یا بی‌صفا: از نظر آهنگ ظاهری شبیه‌اند، اما به وفاداری و صفا مربوط‌اند و پاسخ این سرنخ نیستند.

!

پوک: گاهی برای جنس کم‌مایه یا توخالی به کار می‌رود، ولی معادل عمومی «بی‌دوام» نیست و بدون قرینه انتخاب ضعیف‌تری است.

قرینه‌های معنایی که به انتخاب «سست» کمک می‌کنند

اگر در سرنخ‌های اطراف واژه‌هایی مانند «محکم»، «استوار»، «سخت» یا «متقن» دیده شود، احتمال «سست» بالا می‌رود، زیرا این واژه‌ها در بسیاری از کاربردها در سوی مقابل آن قرار می‌گیرند. همچنین حضور موضوعاتی مانند دیوار، پایه، گره، عهد، استدلال، اراده یا پیوند می‌تواند نشان دهد طراح از معنای «نامحکم و بی‌ثبات» استفاده کرده است.

در مقابل، اگر فضای جدول ادبی باشد و سرنخ‌های مجاور به جهان، مرگ، عمر یا زوال اشاره کنند، «فانی» محتمل‌تر است. اگر موضوع رویداد یا احساس کوتاه‌مدت باشد، «گذرا» یا «زودگذر» بهتر می‌نشیند. این تمایزها کمک می‌کند تنها بر شباهت فرهنگ‌نامه‌ای تکیه نکنید و پاسخ را با منطق خود جدول بسنجید.

در جدول‌های فارسی معمولاً فاصله و نیم‌فاصله خانه جداگانه ندارند؛ معیار، شمار حروف نوشتاری است. به همین دلیل «بی‌بقا» پنج خانه و «سست‌بنیاد» هشت خانه می‌گیرد.

پاسخ نهایی سرنخ «بی دوام در جدول»

سست؛ یک پاسخ سه‌حرفی، رایج و از نظر معنایی معتبر. تنها زمانی سراغ گزینه دیگری بروید که تعداد خانه‌ها یا حروف تقاطعی با «سست» سازگار نباشد.

سوال دیگری دارید؟

سوال، پیشنهاد یا هر نکته‌ای دارید برای ما پیام بفرستید؛ بررسی می‌کنیم.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد!

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند جواب تصادفی از آرشیو آزادیاب، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.